فقط بچه های 113

بزرگترین وبلاگ در زمینه بیوگرافی در ایران

بیوگرافی یا زندگی نامه ی نیکبخت
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳۱
 

علیرضا واحدی نیکبخت



تاریخ تولد: 5 صبح جمعه 9 تیر 1359(27 سال)

محل تولد: بیمارستان امام رضا مشهد

محل زندگی: خیابان کوه سنگی و ابوطالب مشهد

خانواده:

پدرش خیاط بود و تولیدی پوشاک داشت و مادر، خانه دار و البته هنر آرایشگری داشت ، او فرزند اول خانواده بود و بعد از او، یک برادر و 3 خواهر دیگر هم به این جمع اضافه شدند.

محل تحصیل:

ابتدایی:رافت کوهسنگی مشهد

راهنمایی:اسرار سازمان آب مشهد

دبیرستان:شریعتی مشهد در رشته فنی و حرفه ای

نکاتی از زندگی او:
*او خانواده و فامیلی پرجمعیت داشت. یک برادر،3 خواهر،3 عمو،4 عمه،4 خاله و3 دایی فامیل بزرگی بود و پر از رفت و آمد. او هم مثل همه ایرانی ها و شهرستانی ها با دلبستگی های عاطفی شدید به اعضای خانواده و فامیل، به خصوص به کوچکترین دایی اش صمد که فقط 5 سال با او اختلاف سنی داشت، بزرگ شد.
*در دوران کودکی آرزو داشت دکتر شود. از دوره نوجوانی ورزش را با والیبال شناخت و از ابتدای جوانی بود که گمشده و آینده اش را در فوتبال حرفه ای پیدا کرد.

*بازی های خوب و فیزیک مناسب، موجب درخشش او در مسابقات آموزشگاهی شد. سر از تیم باشگاهی راوند درآورد و بعد از 2 ماه تمرین، در اولین مسابقه باشگاهی در سطح جوانان مقابل ابومسلم، معتبرترین تیم فوتبال خراسان، به میدان رفت. پیروزی 3-1 آن مسابقه برای علیرضا شیرینی دیگری سوای اولین موفقیت در مهمترین گام داشت، او هر 3 گل این بازی را برای تیمش زد اما از آن هم مهمتر، دیده شدن و دعوت به پوشیدن پیراهن راه راه مشکی و قرمز ابومسلم بود.

*در ابومسلم هم همین حکایت تکرار شد، در همان اولین مسابقه در لیگ سال 1377، آنقدر درخشید که به تیم ملی جوانان دعوت شد. بعد از اتمام مسابقات جوانان، به تیم ملی امید دعوت شد و حضور همزمان در تیم امید و ابومسلم در لیگ، راه او را برای پیشرفت باز کرد. یک بازی درخشان در ورزشگاه آزادی تهران مقابل استقلال تهران، تیرخلاصی بود بر ترقی علیرضا. امیرقلعه نوعی که مربی تیم امید در کنار حمید درخشان بود، او را به استقلال دعوت کرده بود اما درست دقایقی بعد از سوت پایان آن مسابقه بود که خبر رسید، علیرضای 18 ساله به تیم ملی بزرگسالان دعوت شده است.
*منصور پورحیدری او را به بازیهای آسیایی بانکوک نبرد اما در بازگشت به استقلال، پذیرایی از این تازه وارد مشهدی را به عهده گرفت. علیرضا در سال 1378 قراردادی 5 ساله با استقلال بست،.

* بهار و تابستان 78 علیرضا هر شب بعد از تمرین در خوابگاهی واقع در خیابان لارستان تهران که باشگاه برای شهرستانی ها در نظر گرفته بود، خوابهای طلایی می دید. سرنوشت برای او راه موفقیت در نظر گرفته بود و این چنین علیرضا از همان نخستین بازی و نخستین فصل حضورش در استقلال، مهره ثابت تیم شد. درست مثل راوند و ابومسلم.
*میروسلاوبلاژویچ پیرمرد کروات در سال 1379 با یک نظر، علیرضا را به خاطر سپرد. او تیم ملی را برای حضور در معتبرترین میدان ورزش جهان آماده می کرد.علیرضا در تمام روزهای سخت اردو، سرحال و شاداب بود و در برابر تیم ملی اسلواکی با گل بی نظیری که زد، جای خود را در ترکیب فرشتگان چیرو با شماره 11 تثبیت کرد.ایران به جام جهانی نرسید اما دیگر ستاره متولد شده بود.

* علیرضا بعد از حذف تیم ملی زیرخاکستر این شکست محو نشد، او در بازگشت به دنیای فوتبال و مسابقات، در واپسین ثانیه های مسابقه استقلال الاتحاد عربستان در جام باشگاههای آسیا جفت پا به هوا برخواست و در ارتفاع 210 سانتیمتری( یک وجب بالاتر از دیرک افقی دروازه) با سر، شوتی محکم به توپ زد که تور دروازه و ورزشگاه لبریز از مردم و تیم الاتحاد را به یکباره فرو ریخت.
*نیکبخت با همه بازیکنان فرق داشت. استیل منحصر بفرد با حرکات خاص او از وی چهره ای به یادماندنی ساخته بود. او که همه ویژگیهای یک ستاره را از بعد فنی داشت، با ساده ترین و سالم ترین روش ها به مقام ستاره ای رسید. مثلاً او برای شادی بعد از گل کارهای خاص می کرد. هنوز تصویر آن شماره گرفتن او با استوک های کفش فوتبالی اش در ذهن هاست. یا دوئل انگشتی اش با احمد مومن زاده.

* نیکبخت در خارج از زمین هم رفتارهای یک ستاره را پیش گرفت. لباس های خاص که همگی در یک صفت، آمدن به او، مشترک بودند. وقتی در کنار عینک های مدرن، موهای آراسته، اتومبیل های مد روز، عطرهای خاص و زینت آلات مردانه عجیب قرار گرفت از علی نیکی ستاره ساخت.
*علی نیکی از تابستان 80 به جلد نشریات چسبید! عکس ها و ژست های مختلف، تیترهای گاه عجیب، روابط او با مهره های مشهور سینما و تلویزیون، چهره فتوژنیک و رفتار ستاره وار او، همگی مطلوب نشریات بود.
*آنچه به دوام ستاره بودن علیرضا کمک کرد، رفتار کنترل شده و فارغ از هر گونه غروری بود که پای علیرضا را به کارهای خیریه باز می کرد. هرگز گرد مجالس و شب نشینی های آنچنانی نچرخید و هیچ وقت اجازه نداد شایعات خانمانسوز پیرامونش به وجود بیاید. علیرضا خیلی مواظب اطرافیانش بود و تا کسی را کاملاً نمی شناخت، خارج از دایره ادب و معاشرت معمولی با او گرم نمی گرفت. به این ترتیب او جمع دوستانش را در حقیقت به شکل هوشمندانه ای گلچین کرد و هرگز نه خود کاری کرد که ناپسند عرف باشد و نه اجازه داد اطرافیان با چنین اشتباهاتی به شهرت او لطمه بزنند.
*نیکبخت در همه اجزای زندگی، ستاره ای متعادل است. او به همان اندازه که به لباس اسپرت اهمیت می دهد، اهل رسمی پوشیدن هم هست. موهایش را بلند می کند و گاه تا 200 گرم ژل می زند اما یک باره هم در همین ناباوری موها را بدون هیچ مقاومتی کوتاه می کند و عین محصل ها، شانه کرده می گردد! او تمیزی را دوست دارد، عاشق لباس های نو است اما به همان اندازه که خرج مد روز می کند، از بخشیدن به دیگران هم غافل نیست. همین مسئله باعث شده هرگز کسی به شیک پوشی و خوش پوشی او خرده نگیرد.
*اهل میهمانی رفتن نیست. البته حساب جمع های دوستانه و فامیلی جداست اما در این نوع میهمانی ها، او برای حاضران فقط" علیرضا" است نه نیکبخت ستاره. هرگز جایی نمی رود که از او به خاطر نیکبخت بودن، دعوت کرده باشند. در عوض، بدون دعوت و سرزده مرتب در پرورشگاه ها، آسایشگاه های سالمندان، خیابان ها، پارک ها، فروشگاه ها و مجالس خیریه مخصوص جمع آوری کمک و اعانه برای مستمندان حضور یافته و طوری رفتار می کند که همه معمولی بودن او را باورکنند این هم یکی از دلایل ماندگاری ستاره بخت اوست که هیچ وقت نیرویی را علیه خود تحریک نمی کند.

* اهل مطالعه نیست ولی عاشق سینماست. سیستم صوتی، تصویری اش هر کجا که باشد، کامل است و معمولاً هفته ای 2 یا 3 فیلم می بیند. بیشتر فیلم های خارجی را دوست دارد و با اکثر هنرمندان ایرانی، به خصوص کمدین هایی مثل مصطفی راد، جواد رضویان، مهران غفوریان و مجید صالحی رابطه دوستانه و رفت و آمد دارد.
*از بچگی چون در منزل خواهر و برادران کوچک را نگهداری می کرد، عاشق بچه داری بود و هنوز هم عروسک ها و اسباب بازیهای آن روزگار، بخش عمده ای از فضا و دکور منزل او را پر کرده است.
*غذای مورد علاقه او قرمه سبزی است و موز، میوه محبوب اوست. روزی 2، 3 فنجان چای می خورد، البته در منزل و خیلی وقت است دور کافی شاپ را به دلیل مشکلات ستاره ای، خط کشیده است.
*از قدم زدن خوشش می آید و حالا مجبور است در منزل به این کار بپردازد. موسیقی را دوست دارد ولی نه در مجامع عمومی مثل کنسرت ها! پای سریال های محبوبش می نشیند .
* گل رز را دوست دارد و عکس های زیادی را جمع آوری کرده است. محیط زندگی ساکت و آرام را می پسندد چون تا ساعت 12 ظهر می خوابد و شب ها هم دوست ندارد دوروبرش شلوغ و پرسر و صدا باشد. عاشق سرعت است و ماشین های سریع مثل" بی ام و" و" پورشه" و" آئودی" را می پسندد. بر عکس از موتور و هواپیما به شدت می ترسد و حتی المقدور از نقل و انتقال با این دو وسیله خودداری می کند.
*مارک محبوب لباس او زارا و دیزل است. آدامس اربیت می جود و ادکلن اولترا ویلت 212 می زند. کلاً به طبیعت علاقه زیادی دارد و عاشق درخت های بلند و فضای سرسبز است.
*نیکبخت زمان زیادی در هر شبانه روز را صرف فکر کردن به مرگ می کند و گاه و بیگاه سرزده به قبرستان می رود و در میان قبرهای ناشناس می گردد.
*نیکبخت برخلاف بسیاری از ستاره ها و درست نقطه مقابل شمایل ظاهری و چهره همیشه پر از لبخندش، بسیار با معنویت سروکار دارد. همانطور که در خلوت، اوقات زیادی را صرف تفکر به مرگ و سفر به جهان باقی می کند، در بسیاری از مواقع در محافل جمعی هم مشغول بحث در مورد نیروهای ماوراء الطبیعی می شود. خرافاتی نیست اما مثل همه ایرانی ها به چیزهایی که از کودکی از پدر و مادر شنیده، اعتقاد دارد. در مدرسه همیشه نمرات بینش اسلامی و انشاء اش 20 بود و او هنوز هم علوم طبیعی را به ریاضی ترجیح می دهد.
*ماه محرم برای او ماهی عزیز است. در اقوام و خویشاوندانش، مداح و قاری قرآن زیاد یافت می شود و مرتب در دهه اول محرم در تعزیه های فامیلی شرکت می کند. ماه رمضان را هم دوست دارد و همیشه از هر فرصتی استفاده می کند تا خاطرات سفر به مکه و مدینه در ماه رمضان را تعریف کند.
*شاید به خاطر همین معنویات قوی زندگی اوست که اصلاً کینه ای نیست. محال است بعد از گذشت 10 دقیقه، بدی کسی به خاطرش بماند. بدترین و سخت ترین خطاها و اشتباهات را به راحتی می بخشد و خودش هم درست همینطور است، بلافاصله بعد از اشتباه یا خطایی، عذرخواهی می کند و آنقدر صمیمانه این کار را انجام می دهد که حتماً پذیرفته می شود. اهل غرور و این حرف ها نیست، با آدم ها خیری راحت روبرو می شود و اهل دستگیری و کمک به خصوص به دوستان است.
*علیرضا خارج را فقط برای سفر دوست دارد و از زندگی در غربت بیزار است.

*شهر محبوب او تهران است و نیویورک و لس آنجلس را فقط برای سفر می پسنددد.

*شاید نکته ای را که درباره او نتوان باور کرد انتقال جنجالی اش به پرسپولیس است .اما او برخلاف تمام انتقالهای مشابه در پرسپولیس هم درخشید و خیلی زود هم استقلالیها و هم پرسپولیسیها فراموش کردند او یک استقلالی بوده است.این نکته باور این اعتقاد را ممکن می کند که هرکاری او انجام دهد درست است و با موفقیت همراه می شود.
*علیرضا قطعاً روزی دوباره به مشهد برمی گردد.او می خواهد بعد از پایان فوتبالش و درحالی که دغدغه مالی برای آینده ندارد، به شهر زادگاهش برگردد و دوباره مثل دوران نوجوانی در کوچه و پس کوچه های عشق و خاطره، دنبال توپ بدود، با همان رفقای همیشگی.





 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه فرشاد پیوس
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳۱
 
متولد : ۲۲ دی ماه ۱۳۴۰ در محله نازی آباد تهران

باشگاه ها : راه آهن - شاهین - پرسپولیس - الاهلی قطر

حضور در پرسپولیس : ۶۵ - ۷۶

اولین بازی : ۱۶/۱۲/۱۳۶۴ (دارایی)

اولین گل : ۱۶/۱۲/۱۳۶۴ (دارایی)

آخرین بازی : ۲۰/۴/۱۳۷۶ (استقلال)

آخرین گل : ۱۴/۴/۱۳۷۶ (تراکتورسازی)

تعداد بازی در پرسپولیس : ۲۱۱ بازی

تعداد بازی دوستانه خارجی : ۱۵ بازی ۷ گل

اولین بازی ملی : ۱۵/۴/۱۳۶۳ (چین)

آخرین بازی ملی : ۱۷/۷/۷۳ (یمن)

اولین گل ملی : ۳۰/۱۰/۶۳ (یوگوسلاوی)

تعداد بازی ملی : ۳۵ بازی

تعداد گل ملی : ۱۹ گل

تعداد کاپیتانی : ۶ بار



افتخارات

قهرمان بازی های آسیایی ۱۹۹۰ پکن

قهرمان جام در جام باشگاه های آسیا ۱۳۷۰

قهرمان لیگ کشور : ۱۳۷۴ - ۱۳۷۵

قهرمان جام حذفی کشور : ۱۳۶۶ - ۱۳۷۰

قهرمان باشگاه های تهران : ۱۳۶۵ - ۱۳۶۶ - ۱۳۶۷ - ۱۳۶۹

قهرمان جام حذفی تهران : ۱۳۶۶

برترین گلزن تاریخ پرسپولیس : ۱۵۳ گل

زننده بیشترین گل در یک بازی : ۷ گل مقابل پنجاب پاکستان

برترین گلزن پرسپولیس در رقابت های آسیایی : ۱۱ گل

زننده بیشترین گل در یک فصل : فصل ۷۳ با ۲۰ گل (رکوردش شکسته شد)

نوع مسابقات تعداد بازی تعداد گل

جام باشگاه های آسیا 2 2
جام در جام 10 9
لیگ 94 52
جام حذفی 30 22
باشگاه های تهران 70 65
حذفی تهران 5 3


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه انصاری فرد
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳۱
 
محمد حسن انصاری فرد

محمد حسن انصاری فرد متولد سال 1340 در شرق تهران و بزرگ شده محله ابوذر است.

انصاری فرد دوران فوتبال خود را قبل از انقلاب و در تیم همایون آغاز کرد، پس از انقلاب و در فصل 59-58 برای تیم شاهین بازی کرد و بعد از آن با قراردادی 5 ساله به عضویت تیم «تکاور» درآمد. پس از اتمام قرارداد 5 ساله با «تکاور» انصاری فرد به دلیل روابطی که برادر بزرگترش «حاج حسین» با پرسپولیس داشت به این تیم پیوست.

بیشترین دوران فوتبال خود را در پرسپولیس گذراند و به مدت 7 سال (71-64) برای این تیم به میدان رفت. 5 بار قهرمانی باشگاه های تهران، کسب یک عنوان قهرمانی جام در جام آسیا و 2 بار قهرمانی در جام حذفی کشور از افتخاراتی است که انصاری فرد به همراه پرسپولیس به دست آورد.

نگاهی به سال های حضور او در تیم ملی این واقعیت را نمایان می کند که موفق ترین دوران فوتبال او در پرسپولیس بوده چرا که او دقیقاً در همان 7 سال عضویت خود در پرسپولیس از بازیکنان ثابت تیم ملی بوده است
او موفق شد در این دوره همراه با تیم ملی ایران قهرمانی بازیهای آسیایی پکن را به دست آورد. انصاری فرد دوران مربیگری را از تیم فتح آغاز کرد و سپس به «پایانه های اصفهان» پیوست.

مشهد مقصد بعدی انصاری فرد بود تا او قبل از به عهده گرفتن سرمربیگری تیم ملی فوتسال مدتی به عنوان مربی پارت سازان مشهد فعالیت کند. انصاری فرد به همراه تیم ملی فوتسال 3 بار عنوان قهرمانی آسیا را کسب کرد و بعد از آن مربیگری تیم فوتسال پرسپولیس را به عهده گرفت. آخرین تجربه او در مربیگری «تام ایران خودرو» بود که بازیکنان این تیم به رهبری انصای فرد موفق به کسب عنوان قهرمانی لیگ فوتسال کشور شدند.

تجربه مدیریتی انصاری فرد به سال 69 باز می گردد.

او در سال های 71 و 70 و 69 و همزمان با دوران فوتبالش در پرسپولیس مدیریت کل تربیت بدنی راه آهن را به عهده داشت و سال ها بعد به عنوان سردبیر روزنامه پیروزی فعالیت کرد.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه علی پروین
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳۱
 



نام‌: علی‌
شهرت‌: پروین‌
محل‌ تولد: تهران‌
متولد: 1325
فرزند: احمد
قد: 169 سانتی‌متر
شماره‌ پا: 41
رنگ‌ چشم‌: سبز
فرزند ششم‌ خانواده‌ (دارای‌ 3 برادر و 4خواهر)

کتاب‌ تاریخ‌ ایران‌ نام‌ مردان‌ زیادی‌ را درصفحات‌ خود بایگانی‌ کرده‌ است‌. تاریخ‌ ورزشی‌ایران‌ نیز چنین‌ حالتی‌ دارد، اما در این‌ میان‌ نام‌چند نفر بیش‌ از دیگران‌ با گوش‌ ما آشناست‌. نفراول‌ به‌ طور حتم‌ کسی‌ نیست‌ جز «جهان‌پهلوان‌تختی‌». بعد از او به‌ جرات‌ می‌توان‌ گفت‌،ورزشکاری‌ با شهرت‌ علی‌ پروین‌ پا به‌ این‌ عرصه‌نگذاشته‌ است‌. استمرار حضور او در فوتبال‌ایران‌، چه‌ در نقش‌ بازیکن‌ و چه‌ در لباس‌مربی‌گری‌، باعث‌ شده‌ تا خرد و کلان‌ و پیر و جوان‌با او آشنا باشند. پروین‌ هر چند این‌ اواخر به‌خاطر مسائل‌ پشت‌ پرده‌ حاکم‌ برفوتبال‌ ایران‌، به‌ویژه‌ باشگاه‌ پرسپولیس‌، احترام‌ بایسته‌ را تجربه‌نکرد، اما اعتبار او به‌ قدری‌ است‌ که‌ تمام‌ وقایع‌منفی‌، خللی‌ برمحبوبیت‌ و معروفیت‌ او واردنکرده‌ است‌. افتخارات‌ بی‌نظیر و بی‌شمار وی‌، ازاو چهره‌ای‌ منحصر به‌ فرد ساخته‌ است‌، اما نکته‌جالب‌ در مورد علی‌ پروین‌، اسطوره‌ شده‌ وی‌است‌. طبق‌ قانون‌ حاکم‌ برسرنوشت‌ انسان‌های‌بزرگ‌، در هر زمینه‌ای‌، شاهد اسطوره‌ شدن‌ آنان‌بعد از مرگشان‌ هستیم‌، اما علی‌ پروین‌ شکر خدازنده‌ است‌ و در سلامتی‌ کامل‌ به‌ اسطوره‌ فوتبال‌ایران‌ تبدیل‌ شده‌ است‌. هیچ‌ ورزشکاری‌ را درایران‌ و چه‌ بسا در آسیا نمی‌توان‌ یافت‌ که‌افتخارات‌ او را کسب‌ کرده‌ باشد.
با این‌ مقدمه‌ قصد داریم‌ از این‌ شماره‌ یک‌پاورقی‌ در نوع‌ خود خاص‌، در مورد علی‌ پروین‌بنویسیم‌. دیگر این‌ که‌ در این‌ مقال‌ سعی‌ شده‌ کمتربه‌ زندگی‌ فوتبالی‌ علی‌ پروین‌ پرداخته‌ شود و باحاشیه‌ کمی‌ با زندگی‌ شخصی‌ او، دوستان‌،بچه‌های‌ محل‌ خانواده‌ و... بیشتر آشنا شویم‌.زندگی‌ غیر فوتبالی‌ او، به‌ اندازه‌ افتخاراتش‌جذاب‌ و خواندنی‌ است‌.


کوچه‌ غربیون‌ بازار




بازار تهران‌ یکی‌ از قدیمی‌ترین‌ محله‌های‌تهران‌ می‌باشد و علی‌ پروین‌ در یکی‌ از کوچه‌های‌همین‌ بازار قدیمی‌ به‌ دنیا آمده‌ است‌. کوچه‌ای‌که‌ علی‌ در آن‌ چشم‌ به‌ دنیا گشود، «غریبان‌» نام‌داشت‌. البته‌ او در این‌ محل‌ حضور چندانی‌نداشت‌ و به‌ خاطر شغل‌ پدر، اعضای‌ خانواده‌اش‌محل‌ زندگی‌ را بارها تغییر دادند که‌ آخرین‌ محل‌در دوران‌ کم‌ سن‌ سالی‌ پروین‌، محله‌ «دولاب‌»بود.
علی‌ پروین‌ فرزند ششم‌ خانواده‌ 10 نفری‌«حاج‌ احمد» به‌ شمار می‌رفت‌، اما از نظرخصوصیاتی‌ که‌ داشت‌، تبدیل‌ به‌ چهره‌ اول‌خانواده‌ شد. سوم‌ تیرماه‌ سال‌ 1325 روزی‌ بودکه‌ افسانه‌ فوتبال‌ ایران‌; علی‌ پروین‌ چشم‌ به‌ جهان‌گشود. هر افتخاری‌ که‌ از ذهن‌ شما بگذرد، او به‌آن‌ دست‌ یافته‌ است‌. البته‌ توانایی‌های‌ او فقط به‌همین‌ افتخارات‌ ورزشی‌ ختم‌ نمی‌شود; بلکه‌ وی‌صاحب‌ خصوصیاتی‌ بوده‌ و هست‌، که‌ او را ازدیگران‌ متمایز می‌کند. در چشم‌ او خیره‌ شدن‌ ودروغ‌ گفتن‌ محال‌ است‌; چون‌ با لبخند می‌گوید:«بی‌ خیال‌»

کودک‌ 10 ساله‌ و بیگانه‌ با شکست

با دوچرخه‌ خود از دور پیدایش‌ می‌شود.چشمان‌ سبز او باعث‌ شده‌ تا به‌ او «علی‌ زاغی‌»بگویند. بچه‌های‌ محل‌ با دیدن‌ دوچرخه‌ سواری‌او در جامیخکوب‌ می‌شوند. همه‌ اهل‌ محل‌ باچشمان‌ باز و البته‌ دهان‌ بازتر، نظاره‌ گر هنرنمایی‌کودکی‌ 10 ساله‌ هستند. او با دوچرخه‌اش‌لب‌جوی‌ آبی‌، که‌ عمیق‌ به‌ نظر می‌رسد، مثل‌ یک‌بندباز به‌ جلو می‌راند و آن‌قدر روی‌ کارش‌ تمرکزدارد که‌ متوجه‌ اطراف‌ نیست‌. کافی‌ است‌ چرخ‌جلو درون‌ جوی‌ بیفتد فرمان‌ دوچرخه‌،دندان‌های‌ جلوی‌ علی‌ زاغی‌ 10 ساله‌ را به‌شکمش‌ بفرستد; یعنی‌ همان‌ بلایی‌ سرش‌ بیاید که‌سربرخی‌ از بچه‌های‌ محل‌ آمد، اما کسی‌ شکست‌خوردن‌ او را ندیده‌ است‌.
این‌ بود سرآغازی‌ برمعروفیت‌ علی‌ پروین‌ قصه‌ما. بزرگترهای‌ محل‌ هرگز او را نصیحت‌نمی‌کردند; چرا که‌ معتقد بودند «این‌ بچه‌ انرژی‌فوق‌ العاده‌ای‌ دارد، نگاهش‌ نافذ است‌ و تا کاری‌را بلد نباشد، دست‌ به‌ انجام‌ آن‌ نمی‌زند».
هیچ‌کس‌ نمی‌تواند ادعا کند این‌ پسر 10 ساله‌،که‌ بعدها به‌ اسطوره‌ فوتبال‌ ایران‌ و البته‌ یکی‌ از 3نفر اول‌ تاریخ‌ ورزش‌ تبدیل‌ شد، الگویی‌ داشته‌است‌. خود پروین‌ نیز چنین‌ حرفی‌ را تایید می‌کندو از الگویی‌ فنی‌، ورزشی‌ سخن‌ به‌ میان‌ نمی‌آورد.آری‌ الگوی‌ او خودش‌ بود. جالب‌ این‌ که‌ حتی‌بچه‌های‌ بزرگتر از علی‌، در محل‌ دولاب‌ تهران‌،پروین‌ را الگوی‌ خود می‌دانستند. هرکجا پامی‌گذاشت‌، دور و برش‌ شلوغ‌ می‌شد. البته‌ کسی‌این‌ کوچولوی‌ خوشبخت‌ را روزها در محل‌نمی‌دید. صبح‌ زود سرکار می‌رفت‌ و غروب‌ به‌خانه‌ برمی‌گشت‌. وقتی‌ خدا بیامرز احمد پروین‌،(پدر علی‌ پروین‌) او را برای‌ یاد گرفتن‌ یک‌ حرفه‌پیش‌ دوست‌ طلاسازش‌ برد، تنها چند هفته‌ ازسرکار رفتن‌ فرزندش‌ نمی‌گذشت‌ که‌ استادکاران‌دیگر، به‌ فکر تصاحب‌ این‌ شاگرد زرنگ‌ افتادند.

دست‌ پروین‌ نمی‌لرزد



نشاندن‌ نگین‌ روی‌ انگشتر، یکی‌ از مراحل‌سخت‌ حرفه‌ای‌ است‌ که‌ علی‌ پروین‌ آن‌ را به‌عنوان‌ شغل‌ خود انتخاب‌ کرده‌ بود. همان‌طور که‌خواندید او در این‌ حرفه‌ خیلی‌ زود به‌ یک‌استادکار تبدیل‌ شد و علت‌ اصلی‌ این‌ امر هم‌،نلرزیدن‌ دست‌ وی‌ بود. پروین‌ با چنان‌ دقتی‌نگین‌ را روی‌ انگشتر می‌نشاند که‌ تعجب‌ استادش‌ رابرمی‌انگیخت‌. او برای‌ کار حتی‌ از ذره‌بین‌ هم‌استفاده‌ نمی‌کرد; چون‌ چشمانش‌ به‌ حد کافی‌تیزبین‌ بود.
با هر یک‌ از دوستان‌ آن‌ روزهای‌ علی‌ پروین‌که‌ همکلام‌ شوید، به‌ این‌ نتیجه‌ می‌رسید که‌ پروین‌استعداد بالایی‌ در یادگیری‌ داشته‌ است‌. به‌ قول‌معروف‌ ذهنش‌ همه‌ آنچه‌ را که‌ استاد می‌گفت‌،بدون‌ پس‌ و پیش‌ شدن‌ حتی‌ یک‌ «واو» بایگانی‌می‌کرد. به‌ قول‌ دوستانش‌ نیز، علی‌ زاغی‌ اگرادامه‌ تحصیل‌ می‌داد، به‌ طور حتم‌ به‌ یکی‌ ازمردان‌ درجه‌ یک‌ ایران‌ تبدیل‌ می‌شد اما چون‌آن‌ زمان‌ درس‌ و مشق‌ اهمیت‌ این‌ روزها رانداشت‌ و بیشتر مردم‌ به‌ خاطر مشکلات‌ اقتصادی‌به‌ دنبال‌ بیرون‌ کشیدن‌ گلیم‌ خود از آب‌ بودند،پروین‌ نیز کار و کاسبی‌ را از سن‌ پایین‌ شروع‌ کرد.البته‌ فراموش‌ نکنید که‌ حاج‌ احمد پروین‌ مردثروتمندی‌ بود و علی‌ احتیاجی‌ به‌ کارکردن‌، آن‌هم‌ در سن‌ پایین‌ نداشت‌، اما در آن‌ زمان‌ چنین‌رسم‌ بود که‌ بچه‌ها، به‌ ویژه‌ پسران‌، از سن‌ پایین‌دنبال‌ یاد گرفتن‌ حرفه‌ای‌ می‌رفتند، تا در آینده‌گرفتار مشکلات‌ اقتصادی‌ نشوند; به‌ همین‌ دلیل‌علی‌ پروین‌ خیلی‌ زود از درس‌ و مدرسه‌ جدا شدو این‌ در حالی‌ اتفاق‌ افتاد که‌ او به‌ خاطر هوش‌سرشارش‌ تعجب‌ معلمان‌ خود را نیز برانگیخته‌ بود.


کاپیتان‌ علی‌ زاغی‌
اولین‌ بار که‌ با توپ‌ فوتبال‌ آشنا شد، انگار نیمه‌گمشده‌ خود را یافته‌ بود. وقتی‌ 4 یا 5 ساله‌ بود،قبل‌ از این‌که‌ با توپ‌ بازی‌ کند، به‌ آن‌ خیره‌ می‌شدو مدت‌ زمان‌ زیادی‌ آن‌ را نگاه‌ می‌کرد. با یک‌توپ‌ می‌توانست‌ از کله‌ سحر تا اذان‌ ظهر بازی‌کند. در ضمن‌ او از همان‌ دوران‌ کودکی‌ کاپیتان‌بچه‌های‌ محل‌ بود و کسی‌ اصلا به‌ خود اجازه‌نمی‌داد در جایی‌ که‌ علی‌ زاغی‌ حضور داشت‌،حرف‌ از کاپیتانی‌ بزند. البته‌ او خود هرگز ادعای‌کاپیتانی‌ نمی‌کرد، اما خداوند به‌ او نیرویی‌ داده‌بود که‌ همه‌ را به‌ سوی‌ خود جذب‌ می‌کرد و البته‌توانایی‌هایش‌ نیز سرشار بود; چنانچه‌ همان‌ طورکه‌ می‌دانید او بعدها کاپیتان‌ بی‌جانشین‌ سال‌های‌پرافتخار پرسپولیس‌ و تیم‌ ملی‌ شد.
علی‌ پروین‌، انگار کاپیتان‌ به‌ دنیا آمده‌ بود وروز خداحافظی‌ از فوتبال‌ نیز به‌ همه‌ ثابت‌ کرد که‌فوتبال‌ ایران‌ دیگر کاپیتانی‌ مانند او به‌ چشم‌نخواهد دید. او برای‌ آخرین‌ بار بازوبند کاپیتانی‌را در بازی‌ پرسپولیس‌، دارایی‌ در سال‌ 1366(27 تیرماه‌) به‌ بازو بست‌.
بعد از رفتن‌ او، پرسپولیس‌، دیگر همچون‌ او رابه‌ خود ندید و البته‌ فوتبال‌ ایران‌ نیز برای‌ همیشه‌از ستاره‌ای‌ در حد و اندازه‌های‌ علی‌ پروین‌محروم‌ شد.

برگ‌ کوچکی‌ از خاطرات‌ پروین‌


-علی‌ پروین‌ سوم‌ تیرماه‌ 1325 در جنوب‌تهران‌ و در خانواده‌ای‌ پرجمعیت‌ به‌ دنیا آمد وفرزند ششم‌ خانواده‌ در بین‌ هشت‌ فرزند بود. او ازعباس‌، منیژه‌، محمد و فاطمه‌ کوچکتر و از اقدس‌ ومجید بزرگتر بود.
-دردوران‌ کودکی‌ بسیار شیطان‌ بود،طوری‌که‌ خدابیامرز مادرش‌ می‌گفت‌: تمام‌بچه‌هایم‌ یک‌ طرف‌، علی‌ طرف‌ دیگر، او از همه‌شیطان‌تر بود تا جایی‌ که‌ برادر و خواهرهایش‌ در18 ماهگی‌ شروع‌ به‌ راه‌ رفتن‌ کردند و علی‌ در14 ماهگی‌...
-در محله‌ عارف‌، بچه‌های‌ محل‌ به‌ فوتبال‌،گاری‌سواری‌ و هسته‌بازی‌ خیلی‌ علاقه‌ داشتند.یک‌ روز پروین‌ 500 هسته‌ برد، اما وقتی‌ به‌ خانه‌برگشت‌، دید که‌ مادرش‌ همه‌ آنها را دور ریخته‌است‌ و تا صبح‌ گریه‌ کرد.
-ده‌ ساله‌ بود که‌ برادرش‌ (حاج‌ محمود)برایش‌ یک‌ دوچرخه‌ مشکی‌ رنگ‌ لوکس‌ خرید واو یک‌ ساعت‌ با آن‌ لب‌ جدول‌ هنرنمایی‌ کرد ودوستانش‌ هم‌ به‌ او نگاه‌ می‌کردند.
-او مانند هر فوتبالیستی‌ مسیرهای‌ ترقی‌ راطی‌ کرد و از «کیان‌» به‌ تیم‌ ملی‌ رسید. در این‌ تیم‌زیر نظر «منصور امیر آصفی‌» کار می‌کرد که‌ به‌ تیم‌ملی‌ دعوت‌ شد. در سال‌ 46; زمانی‌ که‌ بازی‌حساسی‌ با تیم‌ «شهربانی‌» داشت‌، توسط«رایکوف‌» به‌ تیم‌ ملی‌ جوانان‌ دعوت‌ شد. آن‌زمان‌ ناصر حجازی‌ و ناصر عبداللهی‌ هم‌ ازهمبازیان‌ او بودند.
او سپس‌ از کیان‌ به‌ «پیمان‌» رفت‌، اما پیمان‌ نیزپس‌ از مدتی‌ منحل‌ شد. او می‌گوید: یک‌ روز درخانه‌ نشسته‌ بودیم‌ که‌ همایون‌ بهزادی‌ و دکتربرومند به‌ سراغم‌ آمدند و به‌ خاطر آنها باپرسپولیس‌ قرارداد امضا کردم‌.
-علی‌ الهی‌ اولین‌ مربی‌ پروین‌ بود که‌ به‌ خاطررفاقت‌ با برادر بزرگتر پروین‌ (عباس‌) خواست‌ که‌پروین‌ در تیم‌ «عارف‌» بازی‌ کند. او آن‌ زمان‌ 15سال‌ بیشتر نداشت‌.
-پروین‌ می‌گوید: بهترین‌ بازی‌ عمرم‌ بااسترالیا در پیکارهای‌ مقدماتی‌ جام‌ جهانی‌1978 بود که‌ در ورزشگاه‌ آزادی‌ برگزار شد وبازی‌، با پاس‌ گل‌ من‌ (1 بر صفر) به‌ سود ما تمام‌ شد.
-در زمان‌ کودکی‌ توپ‌ دوست‌ خوبش‌ بود،حتی‌ در زمان‌ خواب‌ هم‌ آن‌ را از خودش‌ جدانمی‌کرد. او حرکت‌هایی‌ با توپ‌ انجام‌ می‌دادکه‌بسیار عجیب‌ و غریب‌ بود.
-کتانی‌ چینی‌ پروین‌ شهره‌ خاص‌ و عام‌ بود.او به‌ آن‌ها علاقه‌ زیادی‌ داشت‌. فقط کافی‌ بودتوپ‌ در گوشه‌ای‌ بیفتد و او با چرخشی‌ سریع‌ به‌آن‌ برسد.
-او در مدت‌ بازی‌اش‌ هیچ‌ الگوی‌ خاصی‌برای‌ خود در نظر نگرفته‌ بود. زمانی‌ که‌ نوجوان‌بود، هیچ‌ وقت‌ نمی‌گفت‌ دوست‌ دارم‌ فلانی‌ شوم‌یا... او می‌گفت‌: می‌خواهم‌ خودم‌ باشم‌; علی‌پروین‌.
-هرگاه‌ او در اردو و یا مسافرت‌ خارجی‌ بود،مادرش‌ برای‌ او و دیگر بازیکنان‌ تیم‌، «کتلت‌»درست‌ می‌کرد. کتلت‌های‌ مادر بسیار خوشمزه‌بود.
-پروین‌ می‌گوید: هنگامی‌ که‌ با تیم‌ به‌مسافرت‌ خارجی‌ می‌رفتیم‌، آنها پول‌هایشان‌ را به‌من‌ می‌سپردند تا نگه‌ دارم‌ و من‌ هم‌ از آنجا که‌ این‌کار مسئولیت‌ سنگینی‌ بود، پول‌ها را داخل‌ متکایم‌می‌گذاشتم‌ و می‌خوابیدم‌...
-زمانی‌ بود که‌ تیم‌ «کریستال‌ پالاس‌» انگلیس‌خواهان‌ او بود و مبلغ‌ پیشنهادی‌ آن‌ زمان‌ برای‌شماره‌ 7 ایران‌، 500 هزار دلار بود. پدرش‌موافقت‌ خود را اعلام‌ کرد که‌ علی‌ به‌ انگلیس‌برود، اما مادر گفت‌: «تو هنوز بچه‌ای‌، آنجا دیوانه‌می‌شوی‌، نمی‌توانی‌ دوام‌ بیاوری‌... در غربت‌روحیه‌ات‌ به‌ هم‌ می‌ریزد و...» این‌ شد که‌ او ازرفتن‌ به‌ انگلیس‌ منصرف‌ شد.
-اولین‌ اخراج‌ پروین‌ مربوط به‌ زمانی‌ است‌که‌ در بازیهای‌ محلی‌ در خیابان‌ عارف‌ بازی‌می‌کرد. او در یک‌ مسابقه‌ حساس‌ با تیم‌ عارف‌ به‌مصاف‌ تیم‌ پیمان‌ رفت‌. قضاوت‌ این‌ دیدار هم‌برعهده‌ رضا غیاثی‌ بود. او فکر کرد چون‌ رضاغیاثی‌ بچه‌ محل‌ اوست‌، با خشونت‌ او مدارامی‌کند، اما زمانی‌ که‌ اولین‌ حرکت‌ خشن‌ را انجام‌داد، توسط رفیق‌ و هم‌ محلی‌اش‌ (رضا غیاثی‌) ازمیدان‌ اخراج‌ شد. حالا پس‌ از سال‌ها که‌ آنهایکدیگر را می‌بینند، هنوز هم‌ درباره‌ آن‌ اخراج‌حرف‌ می‌زنند


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه وینگادا
نویسنده : محمد - ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳۱
 

از قهرمانی جهان با تیم ملی جوانان پرتغال و تیم ملی عربستان در جام ملتهای آسیا تا حضور در محبوب‌ترین تیم قاره کهن


به گزارش سایت اختصاصی باشگاه پرسپولیس

ادواردو مانوئل مارتینو وینگادا ملقب به نلو وینگادا متولد 30 مارس 1953 در سرپا پرتغال است. نلو فوتبال خود را از باشگاه اتلتیکو سی‌پی آغاز کرده و سپس به تیم‌های سینترسه و بلننزه پیوست. او در بلننزه دوران موفقی را گذراند و بسیار زود در سال 1981 زمانی‌که تنها 28 سال داشت به عنوان سرمربی تیم بلننزه انتخاب شده و تا سال 1983 در این سمت باقی ماند. او با توجه به نیروی جوانی و توانائی فراوان در جذب استعدادهای فوتبال طی قراردادی با فدراسیون فوتبال پرتغال به همراه کارلوس کوئیرش (سرمربی فعلی تیم ملی پرتغال) به عنوان کادر فنی تیم جوانان پرتغال انتخاب شده و طی یک برنامه بلند مدت در صدد جذب و کشف استعدادهای فوتبال پرتغال شدند. حاصل این فعالیت ظهور استعدادهای بزرگ فوتبال پرتغال مانند لوئیز فیگو، روی کوشتا، فرناندو کوتو و ... و قهرمانی در مسابقات قهرمانی جوانان جهان در سال‌های 1989 و 1991 بود. تلاش کوئیرش - وینگادا نسل طلایی فوتبال پرتغال را پدید آورد

. در سال 1994 زمانی‌که فدراسیون فوتبال پرتغال بدنبال انتخاب مربی برای تیم ملی فوتبال کشورش بود، وینگادا به طور موقت به عنوان سرمربی تیم ملی پرتغال انتخاب شده و در دو بازی به عنوان سرمربی تیم ملی پرتغال را همراهی کرد. از سال 1996 این مربی در خاورمیانه حضور یافت و به عنوان سرمربی تیم ملی عربستان انتخاب شد. وینگادا در اولین سال حضورش با عربستان به قهرمانی جام ملتهای آسیا در امارات دست یافت و نام خود را بیش از پیش بر سر زبانها انداخت. در سال 1997 گرام سونس مربی مشهور اسکاتلندی بعد از انتخاب به عنوان سرمربی بنفیکا،  از وینگادا برای همکاری دعوت کرده که این دو توانستند با تیم بنفیکا به قهرمانی لیگ پرتغال دست یابند. وینگادا از سال 1999 به عنوان سرمربی تیم ماریتیمو پرتغال انتخاب شده  و تا سال 2003 در این تیم باقی ماند. او لیگ 2003-2004 سرمربی  تیم الزمالک مصر شد  و با این تیم به مقام بقهرمانی لیگ مصر دست یافت. سپس به عنوان سرمربی تیم زیر 23 ساله مصر انتخاب شد. وینگادا از سال 2007 طی قراردادی 16 ماهه به تیم ملی اردن پیوست. قرارداد وینگادا ژانویه 2009 به اتمام رسید ولی به درخواست فدراسیون فوتبال اردن 1 ماهه دیگر قرارداد خود را تمدید کرده و تا اول فوریه 2009 در خدمت تیم ملی اردن بود. وینگادا همیشه به تعریف و تمجید از فوتبال ایران پرداخته و فوتبال ایران به مانند پرتغال در اروپا می‌داند. او با اذعان به استعداد‌های فراوان فوتبال ایران، حتی زمانی‌که در تیم ملی عربستان بود ایران را دارای بهترین ستارگان آسیا می‌دانست.

وینگادا از روز دوشنبه 21 بهمن ماه 1387 به عنوان سرمربی محبوب‌ترین تیم آسیا بدنبال کسب موفقیت‌های بیشتر در سطح ایران و آسیاست.

 


 
comment نظرات ()
 
زندگینامه یا بیوگرافی Bret Hart
نویسنده : محمد - ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳٠
 

   
 
 بیو گرافی :
 

 

 

 

 

لقب:Bret "Hitman" Hart

تاریخ تولد:July 2, 1957

محل تولد:Originally Calgary, Alberta
Now Living in Italy

وضعیتivorced from Julie.
Daughters: Jade & Alexandra.
Sons: Dallas & Blade.
Married to Cinzia.

وزن:234 lbs

قد:6'0"

مربی:Mr. Hito
Mr. Sakurada
Stu Hart
Harley Race

تاریخ ورود به کشتی کج:1976

لقبهای دیگر:"The Cowboy" Bret Hart (UK)
Bret "Hitman" Hart
Excellence of Execution

ضربه نهائی:The Sharpshooter

حرکات مورد علاقه ای که انجام میده:Elbow drop
Figure four around the ringpost
Hart Attack
Snap Suplex
Inverted Atomic Drop

ادرس وب سایتش:http://www.canoe.ca/SlamWrestling/hitman_home.html

http://www.brethart.com/



دشمنانش:Norman Frederick Charles III
Lynn Denton
David Schultz
Dynamite Kid
Archie Gouldie
Bad News Allen
Leo Burke
David Schultz
Duke Meyers
The British Bulldogs
Strike Force
The Rockers
Demolition Ric Flair
Curt Henning
Owen Hart
Yokozuna Jerry Lawler
Isaac Yankem
Doink The Clown
Diesel
Jean Pierre Lafitte
Undertaker
The Patriot
Steve Austin
British Bulldog
Shawn Michaels
Triple H
Vince McMahon
Hulk Hogan
Lex Luger
Sting
Goldberg


 
comment نظرات ()
 
زندگی نامه یا بیوگرافی The Rock
نویسنده : محمد - ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳٠
 
 

 

پدرش(Rocky Johnson) و پدربزرگ مادریش(Peter Marivia) هر دو از کشتی کچ کاران خوب و قدیمی بودند.
راک در ابتدای کار به کاراته روی آورد و تا حد قابل توجهی هم پیش رفت کرد.سپس به فوتبال آمریکایی رفت و در سال 1995 برای اولین بار وارد یک لیگ نه خیلی حرفه ای شد.
همون لیگی که خیلی ها مانند کین و UnderTaker کارشون رو در اون جا آغاز کردن یعنی USWA.
راک در ابتدا با نام فلکس کاوانا(Flex Kavanah) وارد این لیگ شد و عنوان تگ تیم رو در کم تر از یک سال در این لیگ از آن خود کنه.
سپس در نوامبر 1996 راکی ماریویا که ترکیبی از اسم پدر و پدر بزرگش بود در سوروایور سیرس به WWF اومد و در اولین بازیش با گلداست بازی کرد و اون رو شکست داد.
خیلی نگذشته بود که راک با شکست تریپل ایچ تونست عنوان بین قاره ای رو از آن خود کنه.
ولی راک یه قهرمان بین قاره ای معمولی نبود.اون جوان ترین قهرمان در تاریخ این عنوان بود.
سپس راک به گروه نیشن آو دامینیشن پیوست و مدتی با اون ها بود(لیدر گروه).این موقع بود که شخصیت جدیدی از اون رو دیدیم و اون چیزی نبود جز : The Rock
برای مثال میتونم از هنری ، فاروغ و مرحوم آون هارت از اعضای اون گروه نام ببرم.
مسلماً راک یکی از محبوب ترین و حتی به احتمال زیاد محبوب ترین کچ کار دنیاست.
از لقب های اون میشه به People's Champion یعنی قهرمان مردم اشاره کرد.
اونایی که DDP رو میشناسن میدونن که چقدر محبوب بود.کم پیش میومد که از بین تماشاچی ها نره تو رینگ.
توی WCW بهش میگفتن WCW People's Champion.بعد از منحل شدن اون کمپانی دی دی پی خودش اومد گفت محبوبیت من خیلی کم تر از راک هست و من نمیتونم در این قسمت باهاش رقابت کنم و دیگه بهم نگین People's Champion.
از دیگر لقب هاش The Great One هست که معنی دقیق فارسی نداره ولی میشه اونو بهترین معنی کرد.
راک به میکروفون علاقه ی زیادی داره و بدون شک دلیل این علاقه استعداد خارق العادش در ضایع کردن افراد به وسیله ی حرف زدنه.
از تیکه های راک پای میکروفون اینا از همه جالب ترن گرچه که یکیدو تا نیستن.
1 - بدون شک کسی که راک رو در رینگ دیده باشه این رو هم شنیده : If you smeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeell ! What The Rock , Is Cookin.
که تو مایه های همون ضرب المثل خودمونه که میگه یه آشی واسه ش پختم.
یعنی : میتونی بو کنی که راک چی داره میپزه ؟
2 - Get Ready , Your Candy Ass Is NEXT.معنیش اینه : آماده باش،تو نفر بعدی هستی(با سانسور).
وقتی راک با کسی مشکل داشت اینو میگفت و هفته ی بعد میومد میکشت یارو رو میرفت.
3 - JUST BRING IT.
4 - Know Your Role , Shut Your ... Mouth.یعنی حدتو بدون و دهن کثیفتو ببند(ترجمه ش مثل دوبله ی ایرانیا بود).
...
بدون شک راک یکی از بزرگ ترین افسانه های WWE هست و یکی از کسانی است که هیچ گاه از یاد مردم نمیره.
راک از همسرش دنی گارسیا یک دختر به نام Simone Alexander داره و اونو Pebles(پِبِلز) صدا میکنه.
جالب اینه بدونین که عاشق همسرشه.
ولی استعداد راک به کاراته و فوتبال و کچ ختم نشد.
اون به پیشنهاد و کمک آرنولد در سال 2000 به هالیوود رفت و به بازی در هالیوود مشغول شد.
اولین فیلمش Mummy بود محصول 2000.
بعد در Scorpione King(2001) , Run Down(2002) , Walking Tall(2003) , Be Cool(2004) , Doom(2005) بازی کرد که آخریش یعنی دوم یک فروش فوق العاده کرد.
راک بعد از هالیوود خیلی کم در WWE پیداش شده و اگر اومده گذرا بوده.
آخرین حضورش در دیوا سرچ 2004 در 23 آگست بود که کوچ من و لا راستیانس رو یه گوشمالی خوبی داد.
راک خیلی باهوشه.برای مثال در یک بازی با گلدبرگ چون میدونست نمیتونه معمولی گلدبرگ رو بزنه از رینگ اومد بیرون و کاری کرد که گلدبرگ بیاد نزدیک طناب.
بعد پرید و صورت گلدبرگ رو زد به طناب و رفت داخل رینگ رو شروع کرد به زدن گلدبرگ.
قهرمانی های راک در WWF/E - اونایی که مال WCW هستن در WWF برنده شده با این که مال WCW بود :
1 - قهرمان بین قاره ای با شکست HHH در RAW - سیزده فوریه 1997
2 - قهرمان بین قاره ای با شکست SCSA در RAW - 8 دسامبر 1997
3 - قهرمان WWF با شکست SCSA در سوروایور سیرس/سنت لوییس - پانزده نوامبر 1998
4 - قهرمان WWF با شکست منکایند در رویال رامبل/آناهیم - بیست و چهار ژانویه 1999
5 - قهرمان WWF با شکست منکایند در RAW/بیرمنگام - پانزده فوریه 1999
6 - قهرمان WWF با شکست HHH در بکلش/واشینگتن - سی آوریل 2000
7 - قهرمان WWF با شکست HHH در RAW/بوستون - بیست و پنج جون 2000
8 - قهرمان WWF با شکست انگل در نو وی اوت/لاس وگاس - بیست و پنج فوریه 2001
9 - قهرمان WWF با شکست UnderTaker در ونجنس/دترویت،میشیگان - بیست و یک جولای 2002
* این مسابقه سه نفره بود و در آخر انگل پین فال شد ولی چون قهرمان قبلی UnderTaker بود اسم اون رو گذاشتم
10 - قهرمان تگ تیم به همراه منکایند با شکست بیگ شو و UnderTaker - سی آگست 1999
11 - قهرمان تگ تیم به همراه منکایند با شکست بیگ شو و UnderTaker - بیست سپتامبر 1999
12 - قهرمان تگ تیم به همراه منکایند با شکست بیلی گان و راد داگ - دوازده اکتبر 1999
13 - قهرمان تگ تیم به همراه UnderTaker با شکست اج و کریستین - هیجده دسامبر 2000
14 - قهرمان تگ تیم به همراه جریکو با شکست دادلی ها - بیست و دو اکتبر 2001
15 - قهرمان WCW(سنگین وزن جهان فعلی) با شکست بوکر تی در سامرسلم/سن جوز - سی آگست 2001
16 - قهرمان تWCW با شکست جریکو در RAW/سنت لوییس - پنچ نوامبر 2001
17 - برنده ی رویال رامبل 2000
فن های راک :
1 - Spine Buster
2 - Sharp Shooter
3 - The People's Elbow
4 - Samoan Drop
5 - DDT
فینیشرها :
1 - Rock Bottom
2 - People's Elbow


 
comment نظرات ()
 
زندگی نامه یا بیوگرافی جان سینا
نویسنده : محمد - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳٠
 
 

 

 

قد : 6.1 فوت
وزن : 240 پوند
محل زندگی : West Newbury, Mass.
سال تولد : April 23, 1977
اغاز حرفه :سال 2001
تعلیم دیده شده در : UPW
فنیشر : The FU
افتخارات : WWE Championship (defeated JBL at WrestleMania 21); U.S. Championship (2 times)



سینا کار خود را در دسته ی UPW که یکی از زیر شاخه های wwf است و ماله اقای ریک باسمن هست , شروع کرد .
در UPW نام خود را Prototype قرار داد .
در 27 اوریل سال 2000 این Prototype توانست رغیب خود Smelly را در San Diego, CA شکست دهد و UPW title را ماله خود کند .
بعد از این اتفاق سینا یک قرارداد کوتاه مدت با wwf بست ولی در بهار سال 2001 از همین لیک به Ohio Valley Wrestling برای تمرین کردن و اماده شدن فرستاده شد.
در OVW سینا با Rico Costantino یک تیم را تشکیل داد.
در اول اکوست سال 2001 سینا با Costantino در تورنمنتی برای بدست اوردن OVW Tag Team titles شرکت کردند و قهرمان شدند و صاحب این کمربند شدند.
یک نکته ی جالب : سینا با نام Prototype در 20 فوریه سال 2002 توانست Leviathan { باتیستا کنونی } را شکست دهد و قهرمان OVW title در شهر Jeffersonville, IN شود.
سینا در 27 جوءن سال 2002 به wwe امد و اسمک دان را که در زمان با منیجری کرت انجل بود , برای ادامه ی کارش انتخاب کرد .
در 11 جولای سال 2002 سینا با اندرتیکر یار شد و توانست به همراه او کریس جریکو و کرت انجل را شکست دهد .
شب بعد در شهر Louisville سینا به همراه Kenny "The King" Bolin به OVW برکشت و Chris Kanyon را شکست داد .سینا در اولین PPV خود در wwe که به نام Vengeance بود و در شهر Detroit, MI انجام شد توانست اولین Undisputed champion ان زمان یعنی کریس جریکو را شکست دهد . { سره کمربند نبود }
در 25 جولای سال 2002 در اسمک دان سینا توانست تست را مغلوب کند .
دو هفته بعد از این مسابقه در اسمک سینا با ادج و ری مستریو هم تیم شد و همراه هم توانستند کریس بنوا و ادی و کرت انجل را شکست دهند.
در 27 اکتبر سال 2002 در Sheffield, England سینا توانست وال وینیس را مغلوب کند .
در 16 جوانویه سال 2003 در اسمک دان سینا با Bull Buchanan یک تیم را تشکیل داد .
سینا توانست کریس بنوا را در 17 اوریل سال 2003 شکست دهد تا بتواند در Backlash بر سر کمربند قهرمانی WWE Champion مسابقه انجام دهد .
در Judgment Day سال 2003 سینا به همراه Chuck Palumbo و Johnny Stamboli توانستند برایان کندریک و رینو و کریس بنوا را مغلوب کنند .
در 17 جولای سال 2003 جان سینا توانست در Yokohama, Japan بیلی کان را شکست دهد
در Survivor Series سال 2003 سینا در غالب تیم انجل که متشکل بود از { انجل , برادشاو , سینا , بنوا , هاردکور هالی } توانست بر تیم لزنر که متشکل بود از { بروک لزنر , البرت , ناتهان جونز , مت مورکان و بیک شو } غلبه کند .
در Wrestlemania XX که در شهر New York, NY انجام شد سینا توانست بیک شو را مغلوب کند و کمربند United States Champion را بدست اورد .
در Judgment Day سال 2004 سینا از کمربند خود یعنی United States Champion در مقابل رنه دوبری دفاع کند .
در Great American Bash سال 2004 سینا در مسابقه four way elimination match که بین او , بوکر تی , روب وان دام و رنه دوبری توانست باز از کمربند خود دفاع کند .
در 8 جولای سال 2004 بود که کرت انجل منیجر وقت اسمک کمربند جان سینا را از وی کرفت و یک مسابقه best of five series بین او و بوکر تی سره این کمربند قرار شد که انجام شود .
در Summerslam سال 2004 سینا در اولین مسابقه از best of five series توانست بوکر تی را شکست دهد .
در No Mercy سال 2004 که در شهر E. Rutherford, NJ در مسابقه أخر از best of five series توانست بوکر تی را شکست دهد و دوباره کمربند United States Champion را بدست اورد.
در Survivor Series سال 2004 سینا این در غالب تیم ادی که متشکل بود از { ادی , سینا , وان دام و بیک شو } توانست بر تیم انجل که متشکل بود از { کرت انجل , کارلیتو , مارک جیندراک , لوتر رینکز } غلبه کند .
در 16 نوامبر سال 2004 در اسمک دان شهر Dayton, OH سینا توانست کمر بند United States Champion را از کارلیتو دوباره بستاند .
در Armageddon سال 2004 سینا در یک مسابقه street fight توانست Jesus { رفیق کارلیتو } را شکست دهد و از کمربند خود دفاع کرد
در No Way Out سال 2005 سینا توانست که کرت انجل را شکست دهد و جواز مسابقه برای کمربند WWE CHAMPION را در مقابل جی بی ال در Wrestlemania XXI بدست اورد.
در Wrestlemania 21 که در Los Angeles, CA انجام شد سینا توانست جی بی ال را شکست دهد و کمربند WWE CHAMPION را بدست اورد .
در Judgment Day سال 2005 سینا توانست در مسابقه I Quit مقابل جی بی ال به برتری رسیده و از کمربند خود دفاع کند .
در 6 جوین سال 2005 در فصل نقل و انتقالات اولین انتخاب اریک بیشاف برای راو بود .
در Vengeance سال 2005 سینا توانست جریکو و کریستین را مغلوب کند و از کمربندش دفاع کند .
در Summerslam همون سال سینا بازهم کریس جریکو را شکست داد و از کمربندش دفاع کند
در Taboo Tuesday سال 2005 سینا توانست شان مایکلز و کرت انجل را شکست دهد و بازهم از کمربندش دفاع کند .
در Survivor Series سال 2005 در مسابقه ای که خسرو دیوی داور ان بود سینا باز کرت انجل را شکست داد و از کمربندش دفاع کرد .
در New Year's Revolution سینا توانست در مسابقه ی elimination chamber که کریس مسترز , کارلیتو , کرت انجل , کین و شان مایکلز به برتری برسد اما بعد از مسابقه ادج با استفاده از مانی بانک خود یک مسابقه سر کمربند با سینا خسته داد که ادج اون بازی را برد و کمربند WWE CHAMPION بعد از مدت ها از سینا کرفته شد .
اما در Royal Rumble سال 2006 سینا در Miami, FL توانست ادج را شکست دهد و دوباره کمربند زیبایش را بدست اورد.
در Wrestlemania 22 هم توانست Triple H را شکست دهد .
در BackLash 2006 هم توانست HHH و Edge را ببرد و کمربند را حفظ کند.
این هم افتخاراتش:



افتخارات:
او یک بار کمربندUPW Heavyweight titleو یک بار کمربندOVW Heavyweight titleرو داشته.
او همچنین چند وقت به همراه یارش یعنیRico ConstantinoکمربندOVW Southern Tag Team titles رو داشته.
در14مارچ2004در رسمنیا20 با شکست دادن حریف خود یعنیBig Show توانست کمربندWWE United States title رو بگیره.
در3آکتبر2004 در نو مر30 با شکست دادن حریف خود یعنیBooker Tتوانست کمربندWWE United States title رو بگیره.
در19نوامبر2004 در اسمک دان با شکست دادنCarlito Cool توانست کمربندWWE United States title رو بگیره.
در3آپریل2005در رسمنیا21 با شکست دادن حریف خود یعنیJohn Bradshaw Layfield توانست کمربندwweرو بگیره.
در رویال رامبل2006 رخ داد.او با شکست دادن حریف خود یعنیEdgeتوانست کمربندwweرو بگیره.
او به جای تریپل اچ با شان مایل صاحب کمربند تگ تیم راو شد.
و در بکلش 2007دز بازی 4 نفره بین رندی اورتون ادج شان مایکل توانست کمریند خود را حفظ کند.
و در جادجمنت دی 2007 توانست گریت خالی را شکست دهد و همچنان صاحب کمربند.
ودر one nighte Stand 2007 نیز تونست باز هم گرت خالی رو شکست دهدو همچنان صاحب کمربند.
ودر Vengeance2007 هم تونست تو Challeng Match بازی رو به سود خودش تموم
در امریکن باش هم بابی لشلی رو برد
چند روز دیگه هم با رندی اورتون در سامر اسلم بازی دارد
________________________________________
اینم یه خلاصه از همش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــ
نام اصلی:John Felix Anthony Cena
لقب:John Cena
تاریخ تولد:23آپریل1977
محل تولد:West Newbury, Massechusettes
وضعیت:مجرد
قد:6'3"
وزن:260 lbs

محل تعلیم:Ultimate Univercity
تاریخ ورود به کشتی کچ:2001
لقبهای دیگر: Prototype (UPW)......Doctor of Thugganomics
حرکت پایانی:
The STF-U Submission
FU/Thuganomics 101

~(Modified Death Valley Driver)
The Proto-Bomb (in OVW)
aka The Killswitch (in WWE)
حرکتهای مورد علاقه که زیاد استفاده میکنه:
You Can't See Me Stalling Suplex
Protoplex/Killswitch/Freestyle
Five Knuckle Shuffle
Dropkick
Elbow Smash
Rapper Punch
The Throwback (Running Neck Snap)
Missile Dropkick
Running Corner Attack
Spinebuster
Steel Chain Attack
Swinging Fishermanbuster
The Throwback (Running Neck Snap)
Pump It Up

دشمنان:
Chris Jericho
Billy Kidman
Brock Lesnar
The Undertaker
Eddie Guerrero
Chris Benoit
A-Train
Paul Heyman
The Big Show
Booker T
Kenzo Suzuki
Rene Dupree
Carlito Carribbean Cool
Jesus
Orlando Jordan
John Bradshaw Layfield
Kurt Angle
Edge w/Lita
Triple H
Umega
The Great Khali
Batista


 
comment نظرات ()
 
زندگی نامه یا بیوگرافی جان سینا
نویسنده : محمد - ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳٠
 
 

 

 

قد : 6.1 فوت
وزن : 240 پوند
محل زندگی : West Newbury, Mass.
سال تولد : April 23, 1977
اغاز حرفه :سال 2001
تعلیم دیده شده در : UPW
فنیشر : The FU
افتخارات : WWE Championship (defeated JBL at WrestleMania 21); U.S. Championship (2 times)



سینا کار خود را در دسته ی UPW که یکی از زیر شاخه های wwf است و ماله اقای ریک باسمن هست , شروع کرد .
در UPW نام خود را Prototype قرار داد .
در 27 اوریل سال 2000 این Prototype توانست رغیب خود Smelly را در San Diego, CA شکست دهد و UPW title را ماله خود کند .
بعد از این اتفاق سینا یک قرارداد کوتاه مدت با wwf بست ولی در بهار سال 2001 از همین لیک به Ohio Valley Wrestling برای تمرین کردن و اماده شدن فرستاده شد.
در OVW سینا با Rico Costantino یک تیم را تشکیل داد.
در اول اکوست سال 2001 سینا با Costantino در تورنمنتی برای بدست اوردن OVW Tag Team titles شرکت کردند و قهرمان شدند و صاحب این کمربند شدند.
یک نکته ی جالب : سینا با نام Prototype در 20 فوریه سال 2002 توانست Leviathan { باتیستا کنونی } را شکست دهد و قهرمان OVW title در شهر Jeffersonville, IN شود.
سینا در 27 جوءن سال 2002 به wwe امد و اسمک دان را که در زمان با منیجری کرت انجل بود , برای ادامه ی کارش انتخاب کرد .
در 11 جولای سال 2002 سینا با اندرتیکر یار شد و توانست به همراه او کریس جریکو و کرت انجل را شکست دهد .
شب بعد در شهر Louisville سینا به همراه Kenny "The King" Bolin به OVW برکشت و Chris Kanyon را شکست داد .سینا در اولین PPV خود در wwe که به نام Vengeance بود و در شهر Detroit, MI انجام شد توانست اولین Undisputed champion ان زمان یعنی کریس جریکو را شکست دهد . { سره کمربند نبود }
در 25 جولای سال 2002 در اسمک دان سینا توانست تست را مغلوب کند .
دو هفته بعد از این مسابقه در اسمک سینا با ادج و ری مستریو هم تیم شد و همراه هم توانستند کریس بنوا و ادی و کرت انجل را شکست دهند.
در 27 اکتبر سال 2002 در Sheffield, England سینا توانست وال وینیس را مغلوب کند .
در 16 جوانویه سال 2003 در اسمک دان سینا با Bull Buchanan یک تیم را تشکیل داد .
سینا توانست کریس بنوا را در 17 اوریل سال 2003 شکست دهد تا بتواند در Backlash بر سر کمربند قهرمانی WWE Champion مسابقه انجام دهد .
در Judgment Day سال 2003 سینا به همراه Chuck Palumbo و Johnny Stamboli توانستند برایان کندریک و رینو و کریس بنوا را مغلوب کنند .
در 17 جولای سال 2003 جان سینا توانست در Yokohama, Japan بیلی کان را شکست دهد
در Survivor Series سال 2003 سینا در غالب تیم انجل که متشکل بود از { انجل , برادشاو , سینا , بنوا , هاردکور هالی } توانست بر تیم لزنر که متشکل بود از { بروک لزنر , البرت , ناتهان جونز , مت مورکان و بیک شو } غلبه کند .
در Wrestlemania XX که در شهر New York, NY انجام شد سینا توانست بیک شو را مغلوب کند و کمربند United States Champion را بدست اورد .
در Judgment Day سال 2004 سینا از کمربند خود یعنی United States Champion در مقابل رنه دوبری دفاع کند .
در Great American Bash سال 2004 سینا در مسابقه four way elimination match که بین او , بوکر تی , روب وان دام و رنه دوبری توانست باز از کمربند خود دفاع کند .
در 8 جولای سال 2004 بود که کرت انجل منیجر وقت اسمک کمربند جان سینا را از وی کرفت و یک مسابقه best of five series بین او و بوکر تی سره این کمربند قرار شد که انجام شود .
در Summerslam سال 2004 سینا در اولین مسابقه از best of five series توانست بوکر تی را شکست دهد .
در No Mercy سال 2004 که در شهر E. Rutherford, NJ در مسابقه أخر از best of five series توانست بوکر تی را شکست دهد و دوباره کمربند United States Champion را بدست اورد.
در Survivor Series سال 2004 سینا این در غالب تیم ادی که متشکل بود از { ادی , سینا , وان دام و بیک شو } توانست بر تیم انجل که متشکل بود از { کرت انجل , کارلیتو , مارک جیندراک , لوتر رینکز } غلبه کند .
در 16 نوامبر سال 2004 در اسمک دان شهر Dayton, OH سینا توانست کمر بند United States Champion را از کارلیتو دوباره بستاند .
در Armageddon سال 2004 سینا در یک مسابقه street fight توانست Jesus { رفیق کارلیتو } را شکست دهد و از کمربند خود دفاع کرد
در No Way Out سال 2005 سینا توانست که کرت انجل را شکست دهد و جواز مسابقه برای کمربند WWE CHAMPION را در مقابل جی بی ال در Wrestlemania XXI بدست اورد.
در Wrestlemania 21 که در Los Angeles, CA انجام شد سینا توانست جی بی ال را شکست دهد و کمربند WWE CHAMPION را بدست اورد .
در Judgment Day سال 2005 سینا توانست در مسابقه I Quit مقابل جی بی ال به برتری رسیده و از کمربند خود دفاع کند .
در 6 جوین سال 2005 در فصل نقل و انتقالات اولین انتخاب اریک بیشاف برای راو بود .
در Vengeance سال 2005 سینا توانست جریکو و کریستین را مغلوب کند و از کمربندش دفاع کند .
در Summerslam همون سال سینا بازهم کریس جریکو را شکست داد و از کمربندش دفاع کند
در Taboo Tuesday سال 2005 سینا توانست شان مایکلز و کرت انجل را شکست دهد و بازهم از کمربندش دفاع کند .
در Survivor Series سال 2005 در مسابقه ای که خسرو دیوی داور ان بود سینا باز کرت انجل را شکست داد و از کمربندش دفاع کرد .
در New Year's Revolution سینا توانست در مسابقه ی elimination chamber که کریس مسترز , کارلیتو , کرت انجل , کین و شان مایکلز به برتری برسد اما بعد از مسابقه ادج با استفاده از مانی بانک خود یک مسابقه سر کمربند با سینا خسته داد که ادج اون بازی را برد و کمربند WWE CHAMPION بعد از مدت ها از سینا کرفته شد .
اما در Royal Rumble سال 2006 سینا در Miami, FL توانست ادج را شکست دهد و دوباره کمربند زیبایش را بدست اورد.
در Wrestlemania 22 هم توانست Triple H را شکست دهد .
در BackLash 2006 هم توانست HHH و Edge را ببرد و کمربند را حفظ کند.
این هم افتخاراتش:



افتخارات:
او یک بار کمربندUPW Heavyweight titleو یک بار کمربندOVW Heavyweight titleرو داشته.
او همچنین چند وقت به همراه یارش یعنیRico ConstantinoکمربندOVW Southern Tag Team titles رو داشته.
در14مارچ2004در رسمنیا20 با شکست دادن حریف خود یعنیBig Show توانست کمربندWWE United States title رو بگیره.
در3آکتبر2004 در نو مر30 با شکست دادن حریف خود یعنیBooker Tتوانست کمربندWWE United States title رو بگیره.
در19نوامبر2004 در اسمک دان با شکست دادنCarlito Cool توانست کمربندWWE United States title رو بگیره.
در3آپریل2005در رسمنیا21 با شکست دادن حریف خود یعنیJohn Bradshaw Layfield توانست کمربندwweرو بگیره.
در رویال رامبل2006 رخ داد.او با شکست دادن حریف خود یعنیEdgeتوانست کمربندwweرو بگیره.
او به جای تریپل اچ با شان مایل صاحب کمربند تگ تیم راو شد.
و در بکلش 2007دز بازی 4 نفره بین رندی اورتون ادج شان مایکل توانست کمریند خود را حفظ کند.
و در جادجمنت دی 2007 توانست گریت خالی را شکست دهد و همچنان صاحب کمربند.
ودر one nighte Stand 2007 نیز تونست باز هم گرت خالی رو شکست دهدو همچنان صاحب کمربند.
ودر Vengeance2007 هم تونست تو Challeng Match بازی رو به سود خودش تموم
در امریکن باش هم بابی لشلی رو برد
چند روز دیگه هم با رندی اورتون در سامر اسلم بازی دارد
________________________________________
اینم یه خلاصه از همش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــ
نام اصلی:John Felix Anthony Cena
لقب:John Cena
تاریخ تولد:23آپریل1977
محل تولد:West Newbury, Massechusettes
وضعیت:مجرد
قد:6'3"
وزن:260 lbs

محل تعلیم:Ultimate Univercity
تاریخ ورود به کشتی کچ:2001
لقبهای دیگر: Prototype (UPW)......Doctor of Thugganomics
حرکت پایانی:
The STF-U Submission
FU/Thuganomics 101

~(Modified Death Valley Driver)
The Proto-Bomb (in OVW)
aka The Killswitch (in WWE)
حرکتهای مورد علاقه که زیاد استفاده میکنه:
You Can't See Me Stalling Suplex
Protoplex/Killswitch/Freestyle
Five Knuckle Shuffle
Dropkick
Elbow Smash
Rapper Punch
The Throwback (Running Neck Snap)
Missile Dropkick
Running Corner Attack
Spinebuster
Steel Chain Attack
Swinging Fishermanbuster
The Throwback (Running Neck Snap)
Pump It Up

دشمنان:
Chris Jericho
Billy Kidman
Brock Lesnar
The Undertaker
Eddie Guerrero
Chris Benoit
A-Train
Paul Heyman
The Big Show
Booker T
Kenzo Suzuki
Rene Dupree
Carlito Carribbean Cool
Jesus
Orlando Jordan
John Bradshaw Layfield
Kurt Angle
Edge w/Lita
Triple H
Umega
The Great Khali
Batista


 
comment نظرات ()
 
زندگی نامه یا بیوگرافی باتیستا
نویسنده : محمد - ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳٠
 

 نام واقعی

 

 

: David Michael Bautista
قد : 6.6 فوت

وزن :325 Ibs
زمان تولد
: January 18, 1966
محل تولد
: Washington, D.C.
آغاز حرفه : 1997

مربی : Wild Samoan Afa
ضربه نهایی
: Batisa Bomb
در 11, جولای سال 1999 ادی گیلبرگ یک مسابقه با باتیستا ترتیب داد

قبل مسابقه در بک استیج باتیستا خیلی سریع گیلبرگ را که در لاکر روم بود زد و گیلبرگ مسدوم شد و نتونست مسابقه بدهد و بازی به نفع باتیستا تموم شد.
باتیستا در باشگاه WXW کارمیکرد که سرپرست اون باشگاه Wild Samoan Afa بود که مربیگری باتیستا رو میکرد سرانجام باتیستا در اون لیگ در اوکتبر سال 1999 اسم خودش را Kahn کاهن گذاشت
.
او اولین مسابقه خود را در WXW با نام Kahn در 30 اوکتبر سال 1999 انجام داد که Southtown Joe را برد
.
در فوریه سال 2000 باتیستا با لیگ WWF قراردادی امضا کرد
.
اما زیاد این قرارداد طول نکشید زیرا در WWF به باتیستا میدان نمیدادند به همین خاطر او در تابستان سال 2000 به باشگاه Ohio Valley Wrestling رفت و اسمه خود را Leviathan گذاشت و در گروه Disciples of Synn عضو شد
.
در 13 دسامبر سال 2000 Leviathan از دست یکی از سوپر استار های WWE به نام کین عصبانی شد و در یک مسابقه ای به نام
DARK MATCH
با او مبارزه کرد که شکست خورد
.
در 24 اوکتبر سال 2001 Leviathan در OVW SHOW توانست وال وینیس را مغلوب کند
.
Leviathan
در 28 نوامبر سال 2001 در مسابقه داخل شهر جفرسون با "The Machine" Doug Basham انجام داد که پیروز شد و قهرمان جدید کمربند OVW Heavyweight شد
.
Leviathan
در 16 ژوین سال 2002 از کمربند خود در مقابل D'LO BROWN دفاع کرد و برون را شکست داد
.
وی در 2 مارچ سال 2002 در Indianapolis, IN توانست یک مسابقه battle royal را به سود خود به پایان ببره
.
Leviathan
در 30 مارچ سال 2002 در Tojo Yamamoto Memorial Show کار کوتاهی رو با Bruiser Graham شروع کرد . ( دقیقا نمیدونم چه کاری؟
)
در 9 می سال 2002 باتیستا کار خود را با لیگ WWE را آغاز کرد و اسمه خود را Deacon Batista گذاشت و با Reverend D-Von (Dudley) شروع به کار کرد
.
بعد از یک مدت که نام the Deacon نتونست دوام بیاورد او دوباره اسمش و قیافه اش را عوض کرد و اسمه خود را باتیستا گذاشت و در خارج از رینگ با WWE قراردادی جدید امضا کرد
.
در 15 آگوست سال 2002 در فصل نقل و انتقالات اسمک دان دوستش دادلی را در بک استیج زد و نقش بر زمین کردش
.
و هفته ی بعد این ماجرا باتیستا مسابقه با دیون دادلی برگزار کرد که او را شکست داد
.
بعد از این ماجراها در 4 نوامبر سال 2002 او به راو اومد و در اونجا اسمه خود را دیو باتیستا( Dave Batista ) گذاشت
.
در 25 نوامبر سال 2002 باتیستابه یاری ریک فیلر امد و ریک فیلر توانست کین بزرگ را مغلوب کند
.
در هفته ی بعد راو در Austin, TX. باتیستا به کمک ریک فیلر توانست هاریکین را مغلوب کند
.
باتیستا در Armageddon سال 2002 توانست که کین را شکست دهد
..
وی در ژوین سال 2003 به گروه جدید Evolution پیوست که اعضا این گروه

تریپل ایچ - باتیستا - رندی اورتون و ریک فیلر بودن.
در فوریه سال 2003 باتیستا دچار یک مسدومیت شد که زیاد هم طول نکشید
.
در آرماگدون سال 2003 در Orlando, FL. باتیستا به همراه ریک فیلر در مسابقه ای به عنوان tag team turmoil با گروه DUDLEYS شرکت کردند که سرانجام مسابقه رو برندند و قهرمان جدید World Tag Team شدند
.
در رویال رامبل سال 2003 باتیستا و ریک فیلر در مسابقه TABLE TORNANDO TAG باز گروه DUDLEYS را شکست دادند و از کمربند خود دفاع کردند
.
در 7 فوریه سال 2004 در شهر Saitama کشور ژاپن باتیستا و ریک فیلر برای سومین بار متوالی گروه Dudley Boyz را شکست دادند و از کمربند خود دفاع کردند

در رستل منیا XX که در شهر نیویورک برگزار شد باتیستا به همراه اورتون و ریک فیلر در قالب گروه Evolution توانستند راک و میک فلوی را شکست دهند.
در 22 مارچ سال 2004 در شهر Detroit, MI. در راو باتیستا به همراه ریک فیلر با تگ تیم بوکر تی و روب وان دام مسابقه دادند که بازی را بردند و کمربند World Tag Team را ماله خود کردند
.
در Vengeance سال 2004 باتیستا توانست کریس جریکو را شکست دهد
.
باتیستا در رویال رامبل سال 2005 در شهر Fresno, CA. توانست جان سینا را از رینگ بیرون پرت کنه و قهرمان رویال رامبل بشود و در رستل منیا اون سال برای کمربند World Heavyweight مبارزه کند
.
باتیستا در Wrestlemania 21 که در شهر Los Angeles, CA انجام شد توانست تریپل ایچ را شکست دهد و قهرمان جدیدWorld Heavyweight شود
.
در BACKLASH سال 2005 باتیستا باز تریپل ایچ را برد و از کمربند خود دفاع کرد
.
در Vengeance سال 2005 که در شهر Las Vegas برگزار شد توانست تریپل ایچ را در مسابقه HELL IN A CELL شکست دهدو از کمربند خود دفاع کند
.
چندی بعد از این ماجرا باتیستا به اسمک دان رفت
.
در Summerslam سال 2005 باتیستا در مسابقه ای با نام no holds barred match توانست JBL را شکست دهد و از کمربند خود دفاع کند
.
باتیستا در No Mercy سال 2005 توانست ادی را شکست دهد و از کمربند خود دفاع کند
.
باتیستا در Taboo Tuesday سال 2005 به جای استن کلد در مسابقه ی streetfight شرکت کرد و توانست Jonathan Coachman را شکست دهد
.
در 13 دسامبر سال 2005 باتیستا به همراه ری مستریو توانستد گروه MNM را شکست دهند و قهرمان های جدید WWE Tag Team شوند

همچنین باتیستا در SURVIVE SIERES سال 2005 در مسابقه SMACKDOWN VS RAW در تیم اسمک دان حضور داشت که توسط کین چوک اسلم خورد و شان مایکلز و را پین فال کرد.
باتیستا در ARMAGGEDON سال 2005 در مسابقه ی CHAMPOIN VS CHAMPOIN به همراه ری مستریو حضور داشت که در نهایت مغلوب گروه بیگ شو و کین شدند
.
در 12 ژوین سال 2006 باتیستا که از هفته پیشش توسط مارک هنری مسدوم شده بود آمد و کمربند World Heavyweight خود را به تدی لونگ داد و از مردم خداحافظی کرد
.
باتیستا در ROYAL RUMBLE و no way OUT سال 2006 هم با اینکه مسدوم بود آمد و دل مردم را شاد کرد و دیگه من نمیدونم چه چیزهایی گفت


 
comment نظرات ()
 
ایلجانگ زرو کره ای
نویسنده : محمد - ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۳٠
 

در دوره ی سلسله ی جوسئون ، ریانگ در روز به عنوان یک گانگستر بی فایده در بازار فعالیت میکرد اما در شب او یه دزد جوانمرد است کسی که از دولتمردان فاسد صاحب منصب دزدی میکرد تا به فقیران بدهد.  شهروندان فقیر فقط اون رو به عنوان « ایل جی مائه » می شناختند. بونگ سون دختری خنده دار است که دارای هنر جنگی خوبی است و به عنوان یک کلاه بردار زندگی می کند. .

او فقط عاشق ریانگ است و  حاضر است جان خود را برای او بدهد. یون چئه دختر یک دولتمرد صاحب منصب است و ذات خوبی دارد و به مردم بدبخت کمک می کند. او ایل جی مائه رو یک بار با شانس دید و داستان خوش عشق آنها آغاز شد. هر چند، او ایل جی مائه رو در موقعیت خطرناکی قرار میدهد چون یک افسر گارد سلطنتی نیز او را دوست دارد.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یازندگی نامه شیخ محمد تقى بهجت
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٩
 

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیة الله العظمى آقاى حاج شیخ محمد تقى بهجت (دام ظله) در اواخر سال 1334 ه ق در شهر فومن واقع در استان «گیلان» به دنیا آمد و هنوز شانزده ماه از عمرش نگذشته بود که مادر را از دست داد .
تحصیلات ابتدایى حوزه را در مکتب خانه فومن به پایان رساند و پس از تحصیلات ادبیات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى که تقریبا 14 سال از عمر شریفش مى ‏گذشت، براى تکمیل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال درکربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصیل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شیخ ابوالقاسم خویى (غیر از آیت الله العظمى خویى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصیل به «نجف اشرف» رهسپار گردید و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آیات عظام از جمله حاج شیخ مرتضى طالقانى (ره) به پایان رساند و پس از درک محضر آیات عظام: حاج آقاى ضیاء عراقى و میرزاى نائیینى (رحمة‏الله) در حوزه درسى آیت الله حاج شیخ محمد حسین غروى اصفهانى وارد شد.
 افزون بر این ایشان از محضر آیات عظام حاج سید ابوالحسن اصفهانى و حاج شیخ محمد کاظم شیرازى (رحمة‏الله) صاحب حاشیه بر مکاسب - و در حوزه علوم عقلى، کتاب (الاشارات والتنبیهات) و (اسفار) رانزد آیت الله سید حسین بادکوبه‏اى (ره) فراگرفت و در زمان تلمذ به تدریس سطوح عالى پرداخت و در تالیف کتاب (سفینة‏البحار) با محدث کبیر حاج شیخ عباس قمى (ره) همکارى نمود و در زمینه تهذیب نفس در زادگاهش (فومن) از کودکى محضر عالم بزرگوار (سعیدى) و درکربلا از برخى علماى دیگر بهره برد، تااینکه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آیت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خویش را در وجود ایشان یافت و در سلک شاگردان اخلاقى - عرفانى ایشان درآمد و سرانجام در سال 1364 هق موافق با 1324 هش قلبى صیقل یافته از معنویت و سینه ‏اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با کوله بارى از علم و کمال به سرزمین خویش هجرت نمود و در زادگاهش تشکیل خانواده داد و در حالى که آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى که هنوز چندین ماه از مهاجرت آیت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقیم شد و خبر رحلت اساتید بزرگ حوزه علمیه نجف را یکى پس از دیگرى مى‏شنود و  درشهر مقدس قم رحلت اقامت مى‏افکند .
 در قم از محضر آیات عظام: حجة‏الاسلام والمسلمین کوه کمره‏اى و آیت الله العظمى بروجردى به هم رسانیده و انگشت نما مى گردد. معظم پس از ورود به قم به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتیب شاگردانى بسیار قیمت گماشت و هنوز نیز تدریس درس خارج ایشان ادامه دارد.
محل تدریس درس خارج ایشان ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اکنون در مسجد فاطمیه واقع در گذرخان تشکیل مى گردد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ایشان نیز همین مسجد است.
تالیفات معظم ، عبارتند از :
 یک دوره کامل اصول ، حاشیه بر مکاسب شیخ انصارى (ره) و تکمیل آن تا آخر مباحث مربوط به مکاسب و متاجر، دوره کامل طهارت ، دوره کامل کتاب صلاة ، دوره کامل کتاب زکات ، دوره کامل کتاب خمس و حج ، حاشیه بر کتاب ذخیرة العباد مرحوم شیخ محمد حسین غروى ، چندین مجله تقریبا یک دوره فقه فارسى، حاشیه بر مناسک شیخ انصارى (ره) و...


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه اینیستا
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٦
 

نام کامل: آندرس اینیستا لوخان

تاریخ تولد:   ۱۹۸۴/۵/۱۱

قد:   ۱۷۰

وزن: ۷۲

محل تولد:  آلباسته- اسپانیا

پست بازی: هافبک وسط

شماره پیراهن:   ۸

باشگاه: بارسلونا

افتخارات باشگاهی:  قهرمانی در لالیگا (۲۰۰۵)  قهرمانی در

لالیگا (۲۰۰۶) قهرمانی در لیگ قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا

( ۲۰۰۶) قهرمانی در سوپر جام اسپانیا (۲۰۰۶) قهرمانی در

سوپر جام اروپا (۲۰۰۶)

 افتخارات ملی: قهرمانی به همراه تیم ملی نوجوانان اسپانیا در

جام ملتهای  اروپا (۲۰۰۱) قهرمانی به همراه تیم ملی جوانان

اسپانیا در جام ملتهای اروپا (۲۰۰۱) نایب قهرمانی به همراه

تیم ملی جوانان اسپانیا در جام جهانی جوانان (۲۰۰۳)

قهرمانی به همراه تیم ملی اسپانیا در یورو ۲۰۰۸ (۲۰۰۸)

اطلاعات بیشتر: مادر اینیستا به عنوان  پیشخدمت در هتل رامبلا 

و پدرش یه وکیل بازنشسته است . و در  انتخاب باشگاه به اینیستا

 کمک بسیاری کرده .    جالبه بدونید پدر اینیستا در حال حاضر 

یه رستوران در دبی داره و خودش شخصا اونجا رو اداره میکنه!!!!

اندرس هم هر از چند گاهی که وقت کنه یه سری به رستوران 

پدرش میزنه   اینیستا همچنین یک پسردایی به نام خاویر گاستون

آلبرتو داره که  ۱۵ سالشه و در تیم نوجوانان بارسا توپ میزنه

(استعداد یابهای بارسا از او به عنوان یه پدیده در آینده خبر دادند)

آندرس همچنین یه خواهر داره به نام ماریثا که  یه پاپ استاره

 

 

 

 

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یازندگی نامه ژاوی آلونسو
نویسنده : محمد - ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٦
 

نام کامل: ژاوی آلونسو اولانو

 

تاریخ تولد: 25/11/1981

 

محل تولد: تولوسا - ایالت باسک - اسپانیا

 

قد : 183

 

وزن :  ۷۵ 

شماره ی پیراهن :   14

باشگاهای سابق:  رئال سوسیداد - (116 بازی 9 گل زده)

اس دی ای (14 بازی بدون گل زده)

باشگاه کنونی :  لیورپول

تعداد بازی انجام داده :  169

تعداد گل زده :  16

وضعیت ژاوی در فصل جاری :

تعداد بازی :  ۲۳   

بازی کردن به عنوان بازیکن ثابت :   19

بازی کردن به عنوان بازیکن جانشین :  4

تعداد گل زده :  2

کارت زرد :  2

افتخارات باشگاهی:  قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا (2005)

قهرمانی در سوپر جام اروپا (2005)

قهرمانی در اف ای کاپ (2006)

 قهرمانی در جام اتحادیه ی انگلیس (2006)

تعداد بازی در تیم ملی :   53

تعداد گل زده :   3

افتخارات ملی:  قهرمانی در جام ملتهای اروپا (2008)

 

اطلاعات بیشتر :

 - جالبه بدونید در خانواده ی آلونسو همه به غیر از مادر خانه

ورزشکارند!!!

پدر خانواده آقای پرکیو آلونسو در دهه ی 80

ستاره ی بارسلون بودند.

و قبل از پیوستنشون به بارسلون هم تونسته بودند 2 بار قهرمانی

لالیگا رو با رئال سوسیداد تجربه کنند!!

  - خوان آلونسو پسر ارشد خانواده داور فوتبال هستند

  - و مایکل آلونسو

که یک سال از ژاوی بزرگتره در رئال سوسیداد توپ میزنه!

  - همسر  ژاوی ناگرو آرانبورو هستند

 و سال قبل اولین فرزندشونکه یه پسر ناز و گوگولیه

 متولد شد و اسمشو گذاشتند خوان تاکژو

- نکته ی جالب دیگه در مورد ژاوی اینکه در لیورپول

با دوست وهمسایه ی دیوار به دیوارشون در سن سباستین

هم همسایه است!

و این شخص کسی نیست جز میکل آرتتا ستاره ی

 اسپانیایی این روزهای اورتن ،در حقیقت با تشویقهای

خود آرتتا بود که ژاوی راهی انگلستان شد.

 - یه نکته ی ناامید کننده هم هست اونم اینه

که ژاوی زده فابرگاس رو داغون کرده

یعنی حداقل 4 ماه خونه نشینش کرده

البته هیچ عمدی در کار نبوده ااااااااااااا

در ضمن این یه مساله ی کوچیکیه که

خودمون اسپانیایی ها حلش میکنیم و به

کسی (انگلیسیها) نیومده که دخالت کنند.

آخه این چند وقته رسانه های انگلیسی

خیلی ژاوی رو اذیت کردند, تهمت های ناروا زدند و.......

حالا خوبه که فابرگاس همه ی این حرفها

رو تکذیب کرده و گفته این اتفاقات یه امر

طبیعی تو فوتباله و ژاوی یکی از بهترین دوستای منه

و گرنه که بیچاره رو میخوردن

اینم از جیک و پیک یا همون بیوگرافی ژاوی آلونسو

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه ساسی مانکن
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٥
 
اسمش ساسان هست...فامیلیش حیدری...لقبش رو هم که همه میدونن:ساسی مانکن... الان دانشجوی رشته ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد هست...۲۱ سالشه... رپ خوندن رو از ۱۷ سالگی شروع کرده و استارت کار حرفه ایش با آهنگ مغرور نیستم بوده...حتما آهنگ پارمیدا رو همتون شنیدین و کلیپش رو هم از شبکه های موزیک دیدین...به نظر ساسان کلیپ پارمیدا زیاد بد نشده... خونه ی ساسان تو زعفرانیه هست!!!یه داداش داره...رنگ مورد علاقش آبی کمرنگ هست... در بین رپرها از کار حسام استپس خوشش میاد و از آر اند بی خون خاصی خوشش نمیاد... نکته ی جالب درمورد ساسان وقتی معلوم میشه که در مورد دوست اسم دوست دخترش ازش سوال میکنی!!!چون در جوابت میگه که اسم کدومشون رو بگم؟؟؟؟!!!!!!!! بله...از زیر زبون این آقا سامان اسم سه چهار تا از این دخترا رو بیرون کشیدیم...اول از همه گفت پگاه...انگار این پگاه خانوم یه چیز دیگست...بعد کم کم میرسیم به هانا و سارا و آخر سر هم آیسان خانوم... در آخر هم آرزو میکنم که خدا به این آقا ساسان بازم جی اف ببخشه...
 
comment نظرات ()
 
زندگی نامه یا بیوگرافی دنیل جاکوب رادکلیف
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

نام کامل : دنیل آلان جاکوب راد کلیف

تاریخ تولد : 23 جولای 1989

محل تولد : لندن - انگلیس

قد : فوت5.4 معادل 164 سانتی متر

رنگ مو : مشکی

رنگ چشم : آبی

مارشیا گریشام و آلان راد کلیف پدر و مادر دنیل هستند که دنیل تنها بچه آن ها هست و خواهر و برادری  ندارد.

 استارت دنیل از سال 1999 شروع شد با بازی در فیلم دیوید کاپر فیلد که نقش نوجوانی دیوید کاپر فیلد رو بر عهده

داشت. به دنبال آن بازی در خیاط پاناما در سال 2001 و در نهایت سری فیلم های هری پاتر مطمئنا آینده خوبی را

برای دنیل رقم زد. دنیل در سری فیلمهای هری پاتر نقش اصلی و یا همون نقش اول فیلم هست که نقش هری پاتر

رو ایفا می کنه.دنیل 2 سگ خانگی به نامهای بینکا و ناگت داره . فیلم مورد علاقش مولن روژ دنیل ترجیح می ده که اون

 رو دن صدا کنند همچنین عاشق گیتار باس هست که دراین باره درس های زیادی از بازیگر هری پاتر 3 یعنی گری اولدمن

که در نقش سیریوس بود گرفته. دنیل طرفدار موزیکه به خصوص اگه گیتار راک باشه.

دیوید کاپرفیلد 1999

خیاط پاناما 2001

هری پاتر و سنگ جادو 2001

هری پاتر و تالار اسرارآمیز 2002

هری پاتر و زندانی آزکابان 2004

هری پاتر و جام آتش    2005  

 اکوس   2008


 
comment نظرات ()
 
زندگی نامه یا بیوگرافی اما واتسون
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

نام کامل : اما چارلوت دئوری واتسون

تاریخ تولد : 15 آپریل 1990

محل تولد : آکسفوردشایر - انگلیس

رنگ چشم : قهوه ای

اسم مستعار : EM

مادر : جاکولین

پدر : چریس

برادر : الکس

شناخته شده : با بازی در نقش هرمیون گرینجر در فیلم هری پاتر

حیوان خانگی : دو گربه با اسم های بابلس و دومینو

 

 در مورد اما واتسون 2 تا فرضیه هست که حتی طرفداراش و سایت رسمی خودش این رو واضح نکرده.

فرضیه اول:

اما واتسون در 15 آپریل 1990 در آکسفوردشایر به دنیا آمد و 5 سال اول زندگیش رو در فرانسه گذروند.

فرضیه دوم:

اما واتسون در 15 آپریل 1990 در فرانسه به دنیا آمد و 5 سال بعد به آکسفورد شایر انگلیس مهاجرت کرد.

 

 اما قبل از بازی در نقش هرمیون در تئاتر مدرسه در " شاهزاده و پرستو " " آلیس در سرزمین عجایب" و

" شاهزاده خوشبخت " بازی کرده. اما برای انتخاب شدن در نقش هرمیون در فیلم هری پاتر با هزاران فرد دیگر

رقابت کرده اما قسمت این بوده تا اما واتسون تبدیل به ستاره بشه. فیلم اول او در سال 2001 در هری پاتر و

سنگ جادو که تنها 11 سال داشت و با توجه به سن کمش خوب از عهده کار بر اومد و فیلم دوم او یعنی

هری پاتر و تالار اسرار هم بهتر ظاهر شد اما اصلی  ترین فیلم قسمت سوم هری پاتر یعنی هری پاتر و زندانی آزکابان

بود که باعت شد معروفیت اون بیش از پیش بشه . بزرگتر و پخته شدن و بازی روانش باعث شد در جایگاه هشتم

Top 50 لیکوس قرار بگیره و تنها ستاره هری پاتر باشه ( Potter Star ) و و جوایز زیادی رو دریافت کرد. به هر حال

آزکابان یادش نمیره و براش خوب از آب در اومد همونطور که قبل از ساخت فیلم درمصاحبه ای گفت از بین کتابای

هری پاتر کتاب زندانی آزکابان رو بیشتر دوست دارم چون به هرمیون بیشتر توجه شده. جاکولین و چریس واتسون

پدر و مادر اما که شغل هر دوشون وکیل بوده از هم جدا شدند. اما یک برادر کوچتر به نام الکس داره که متولد 1993.

 اما مدت 4 سال در فرانسه بخاطر شغل پدر ومادرش زندگی کرده. و برادرش الکس در فرانسه به دنیا اومده.

اما عاشق هاکی و شنا و تنیس و آواز خواندنه. متنفر از سبزیجات و عاشق شکلات. رنگ مو اما هم قهوه ای هست.

بازیگر مورد علاقه مرد -جون کلیس- و زن- جولیا رابرت- عاشق رنگ آبی . موزیک برایان آدامز. خوراکی پیتزا و پیستا

و شکلات . نوشیدنی لیموناد و کارتون آلیس در سرزمین عجایب کتاب هری پاتر و زندانی آزکابان و شخصیت هاگرید .

قد : 5.3

 

فیلموگرافی:

هری پاتر و سنگ جادو 2001

هری پاتر و تالار اسرارآمیز 2002

هری پاتر و زندانی آزکابان 2004

هری پاتر و جام آتش     005 


 
comment نظرات ()
 
زندگی نامه یا بیوگرافی رپرت گرینت
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

نام کامل : راپرت مایکل گرینت

قد: 5'5 معادل 168 س م

تاریخ تولد : 24 آگوست 1988

رنگ مو : حنایی

رنگ چشم : آبی

محل تولد : هرتفوردشایر - انگلیس

درس مورد علاقه : شیمی

سرگرمی: شنا - فوتبال - نقاشی - دوچرخه سواری

موزیک : رپ

بهترین چیز خواب و بدترین چیز عنکبوت.

 

راپرت گرینت بازیگر نقش رونالد ویزلی است و نحوه ی انتخاب شدن راپرت بر می گرده به 11 سالگیش که آگهی از

 سایت BBC میبینه که برای نقش رون دنبال بازیگر هستند.پس از گرفتن فیلم از خودش برای بی بی سی پست

می کنه و پس از خبر پذیرش بعد چند تا امتحانه دیگه هم می ده و حالا بعد از 5 سال باید دیگه باورش شده باشه

که به همین سادگی به یک بازیگر ماندگار تبدیل شده.راپرت 1 برادر به نام جیمز و 3 خواهر به نامهای جورجیا -

سامانتا و چارلوت و همچنین پدر و مادرش نایجل و جو نام دارند.راپرت همچنین عاشق فیلم های کمدی به خصوص

فیلم های جیم کری و شرک است به همین دلیل بازیگر مورد علاقه اش جیم کری است.

 

فیلموگرافی:

هری پاتر و سنگ جادو 2001

تانرد پنتز 2002

هری پاتر و تالار اسرار آمیز 2002

هری پاتر و زندانی آزکابان 2004

هری پاتر و جام آتش 2005


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگینامه محسن چاوشی
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 
بیوگرافی محسن چاووشی / متولد ۸/۵/۱۳۵۸ / محل تولد خرمشهر / ۲ خواهر و ۳ برادر به نام های هوشنگ ، مهرداد و فرهاد دارد / ماشین مورد علاقش وانت هست در حالی که خودش ماشین شخصی نداره / ساز تخصصیش کیبورد هست / ورزش مورد علاقش شنا هست و از فوتبال بیزاره / بسیار زود رنج / آهنگ متاسفم و رفیق خوب را از سایر آهنگاش بیشتر دوست داره و حالش از آهنگ قاتل حرفه ای به هم می خوره / بازیگران مورد علاقش پرویز پرستویی و رضا کیانیان هستند و کارگردان مورد علاقش داریوش مهرجویی / خواننده های مورد علاقش محسن نامجو و کریس دی برگ هستند و آهنگساز مورد علاقش چایکوفسکی / مجرد هست و فعلآ قصد ازدواج نداره

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی زندگینامه کریستیانو رونالدو
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

 زندگینامه کریستیانو رونالدو

 

کریستیانورونالدو دوس سانتوز آویرو که معرف به کریستیانورونالدو

 می باشددر5 ژانویه در مدیرای پرتغال متولد شد قد وی 185سانتیمتر

.او دارای یک برادر بزرگترهوگو ودو خواهر بزرگتربه نامهای

 الماولیلیانا است.اوفوتبال را از3سالگی شروع کرددر 6سالگی

 به مدرسه فوتبال رفت اولین باشگاه او آماتورآندورینها بودجای

 که پدرش اداره میکرد هنگامی که بهسن 10سالگی رسید دو

 باشکاه مطرع  به نامهای های.سی.اس ماریتیمووسی

.دی ناسیونال خواهان وی بودندکه سرانجام به ناسیونال

 پیوستتیم دوران بچه وی بنفیکا بود درحاتی که درسال

2001تا2003به عضویت رقیب بنفیکا یعنی

 اسپورتینگ لیسبون درآمد وی درزیر18.17.16سال

 اولین بازیکن تاریخ این باشگاه بود درامان زمان به تیم

 موریرنس دوگل به ثمر رساند اولین باشگاه بزرگ یعنی لیورپو

ر وی را در نظر داشت ولی به دلیل کوچک بودن(16)او

رانپذیرفت درتابستان 2003الکس فرگوسن از موقیت استفاده

 کرد ووی را با قرارداد12.24میلیون یورو به منچستر

 آوردواسپورتینکه باسن کمش 25بازی و3گل به ثمر

 رساند بود ترک کرد وی دراسپورتینگ باشماره28بازی

 می کردوقتی به منچستر آمد باشماره7 که قبلا

 بر تن بازیکنانی چون بریان رابسون.جوج بست

.اریک کانتونا.دیود بکهام بودبرتن کرد

در2003به تیم ملی پرتغال دعوت شد.پدرش

 درسال 7سپتامبر2005ازدنیا رفت وی با

این اتفاق داربی منچستر مقابل منچستر سیتی را از دست داد

وی توانایی بازی بادو پارادارد

وی درچپ راست ووسط توانایی بازی کردن رادارد

                                  افتخارت بامنچستر

قهرمانی درلیگ بهتر انگلیس درفصل2006.2007

قهرمانی در جام حذفی انگلیس درسال2004

نایب قهرمانی درجام حذفی انگلیس درفصل2005.2006.2007

                                      افتخارات ملی

عنوان چهارمی با تیم ملی پرتغال درجام جهانی 2006 آلمان

                            افتخارات فردی

بهترین بازیکن پرتغال درسال2007

بهترین بازیکن فصل لیگبرترانگلیس 2006.2007

عنوان سومین بازیکن برتر جهان درسال2007بعدازکاکاولئونل مسی

  عنوان بهترین بازیکن اروپا و جهان در سال ۲۰۰۸


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی زندگینامه کریستیانو رونالدو
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

 زندگینامه کریستیانو رونالدو

 

کریستیانورونالدو دوس سانتوز آویرو که معرف به کریستیانورونالدو

 می باشددر5 ژانویه در مدیرای پرتغال متولد شد قد وی 185سانتیمتر

.او دارای یک برادر بزرگترهوگو ودو خواهر بزرگتربه نامهای

 الماولیلیانا است.اوفوتبال را از3سالگی شروع کرددر 6سالگی

 به مدرسه فوتبال رفت اولین باشگاه او آماتورآندورینها بودجای

 که پدرش اداره میکرد هنگامی که بهسن 10سالگی رسید دو

 باشکاه مطرع  به نامهای های.سی.اس ماریتیمووسی

.دی ناسیونال خواهان وی بودندکه سرانجام به ناسیونال

 پیوستتیم دوران بچه وی بنفیکا بود درحاتی که درسال

2001تا2003به عضویت رقیب بنفیکا یعنی

 اسپورتینگ لیسبون درآمد وی درزیر18.17.16سال

 اولین بازیکن تاریخ این باشگاه بود درامان زمان به تیم

 موریرنس دوگل به ثمر رساند اولین باشگاه بزرگ یعنی لیورپو

ر وی را در نظر داشت ولی به دلیل کوچک بودن(16)او

رانپذیرفت درتابستان 2003الکس فرگوسن از موقیت استفاده

 کرد ووی را با قرارداد12.24میلیون یورو به منچستر

 آوردواسپورتینکه باسن کمش 25بازی و3گل به ثمر

 رساند بود ترک کرد وی دراسپورتینگ باشماره28بازی

 می کردوقتی به منچستر آمد باشماره7 که قبلا

 بر تن بازیکنانی چون بریان رابسون.جوج بست

.اریک کانتونا.دیود بکهام بودبرتن کرد

در2003به تیم ملی پرتغال دعوت شد.پدرش

 درسال 7سپتامبر2005ازدنیا رفت وی با

این اتفاق داربی منچستر مقابل منچستر سیتی را از دست داد

وی توانایی بازی بادو پارادارد

وی درچپ راست ووسط توانایی بازی کردن رادارد

                                  افتخارت بامنچستر

قهرمانی درلیگ بهتر انگلیس درفصل2006.2007

قهرمانی در جام حذفی انگلیس درسال2004

نایب قهرمانی درجام حذفی انگلیس درفصل2005.2006.2007

                                      افتخارات ملی

عنوان چهارمی با تیم ملی پرتغال درجام جهانی 2006 آلمان

                            افتخارات فردی

بهترین بازیکن پرتغال درسال2007

بهترین بازیکن فصل لیگبرترانگلیس 2006.2007

عنوان سومین بازیکن برتر جهان درسال2007بعدازکاکاولئونل مسی

  عنوان بهترین بازیکن اروپا و جهان در سال ۲۰۰۸


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگینامه مهناز افشار
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

بیو گرافی مهناز افشار



نام: مهناز افشار
تاریخ تولد: 1356
مدرک: دیپلم علوم تجربی

شباهت بیش از حد او به گوگوش باعث شد تا قبل و بعد از اکران فیلم شور عشق به خواست خود سوژه اول مطبوعات باشد. بعد از مدتی جنجال

 

 مطبوعاتی و پس از توقیف فیلم خاکستری مدتی از او خبری نبود. تا اینکه پس از یکسال با بازی در فیلم نگین به سینما بازگشت.
او در سال 1383 سه فیلم بر پرده سینماهای تهران داشت که هر سه فیلم با استقبال مخاطبان روبرو شدند:  کما ،  13 گربه روی شیروانی  و

 

زهر عسل


بخشی از فیلمشناسی :
گمشده (مجموعه تلویزیونی، 1376(
دوستان (علی شاه حاتمی 1377(
شیرهای جوان (محسن محسنی نسب، 1378(
شور عشق (نادر مقدس،( 1378
خاکستری (مهرداد میرفلاح، 1379-80(
نگین (اصغر هاشمی( 1380.
دختری در قفس (قدرت الله صلح میرزایی، 1381(

13
گربه روی شیروانی (علی اکبر عبدالعلی زاده، 1382(
زهر عسل (ابراهیم شیبانی،( 1382
کما (آرش معیریان، 1382(
سالاد فصل (فریدون جیرانی، (1383
آکواریوم (ایرج قادری، 1383(
کارگران مشغول کارند (مانی حقیقی( 1384.
آتش بس (کیومرث پوراحمد، 1383(
شام عروسی (کیومرث پوراحمد.(1383
چه کسی امیر را کشت؟ (مهدی کرم پور، 1384(
تله (سیروس الوند،(1385

رییس (مسعود کیمیایی، 1385(


 
comment نظرات ()
 
زندگی نامه یا بیوگرافی لوئیز فیگو
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

لوئیز فیلیپه مادریا کایرو فیگو در روز 4 نوامبر 1972 در لیسبون پرتغال بدنیا آمد. او در یک خانواده ی نسبتاً فقیر بزرگ شد. فیگو مهارت های خود در فوتبال را در کسوت یک عضو جوان در یک تیم محلی فوتبال با نامOS PASTILHAS به همگان نشان داد.

او در سن 10 سالگی به افزایش مهارت هایش به عنوان یک بازیکن برای اسپرتینگ لیسبون (یکی از سه تیم بزرگ پرتغال) پرداخت.او اولین بازی خود را در سن 17 سالگی برای تیم اول اسپرتینگ انجام داد و در حالی که یک جام پرتغال را از آن خود کرده بود تا فصل 96-95 به بازی در اسپرتینگ ادامه داد. در این زمان بود که فیگو بعد از امضای دو قرارداد ناموفق یکی با پارما ودیگری با یوونتوس از حضور در ایتالیا چشم پوشید و با عقد یک قرارداد به عضویت باشگاه بزرگ بارسلونا درآمد. او در آن زمان تنها 22 سال داشت. سال 1998 که مصادف بود با کاپیتان شدن فیگو در بارسلونا این تیم برنده ی لیگ اسپانیا و سوپر جام اروپا شد. یک سال بعد بود که فیگو در یک فصل هفت گل به ثمر رساند و نیز به مقام پنجم بهترین بازیکن سال در آن سال نائل گشت! که البته مقام اول نصیب هم تیمی اش یعنی ریوالدو شده بود. فیگو در دوران بازیش در بارسلونا 2 قهرمانی لیگ، جام اسپانیا ، سوپر جام اسپانیا، سوپر جام اروپا و جام در جام قهرمانان را تجربه کرد. 

ولی سال تحول در فوتبال فیگو سال 2000 بود . در فصلی که به آخرین فصل حضور فیگو در تیم مبدل گشت او  به همراه بارسلونا  30 گل به ثمر رسانده در 172 بازی ترک کرد. انتقال فیگو از بارسلونا به مادرید یکی از جنجالی ترین نقل و انتقالات تاریخ فوتبال است که در حقیقت مسبب آن جنگ انتخاباتی لئوناردو سانز با فلورنتینو پرز بود.

پرز گفته بود که اگر به عنوان رئیس رئال انتخاب شود این ستاره ی اسپانیایی را که به تازگی به طور خیره کننده ای در یورو 2000 درخشیده بود و نیز همگان او را عضو جدا ناشدنی پارسا می انگاشتند را به برنائبو خواهد آورد. در آن زمان کسی حرف او را باور نکرد. آن موقع خیلی بعید به نظر می رسید که بین این دو دشمن دیرینه یعنی رئال و بارسا توافقی صورت پذیرد، همچنین خود فیگو نیز دو مرتبه کذب شایعه های پراکنده شده در مورد این انتقال جنجالی را بیان کرد بود. ولی گذشت زمان تائیدی بر صدق وعده های انتخاباتی پرز شد و سرانجام فیگو پا جای پای کسانی مثل آلفردو دی استفانو، برندشوستر، و میشل لادروپ از معدود کسانی که این انتقال بزرگ را تجربه کرده اند گذاشت و به رئال مادرید پیوست . بدون شک او که ی! کی از بهترین بازیکنان فوتبال اروپا می باشدبعد از انتقال 56 میلیون دلاریش به رئال مادرید به گران قیمت ترین بازیکن جهان نیز مبدل شد و این بازیساز رئال مادرید از 24 جولای 2000 (در کنار شکستن رکورد بالاترین دستمزد جهان) با به ثمر رساندن گلی بسیار حساس در برابر انگلستان در یورو 2000 سالی فراموش نشدنی را پشت سر گذاشت.

فیگو این دهه را از ابتدا با کسب افتخار شروع کرد که از این قبیل می توان به توپ طلائی از طرف فرانس فوتبال و نیز برگزیده بهترین بازیکن سال اروپا و دومین بازیکن منتخب دنیا از طرف فیفا اشاره کرد. فیگو به خاطر مهارت فراوانش در ارسال پاس معروف است او از طرف هواداران به عنوان بهترین پرنده نیز شناخته می شود ونیز او حتی با بهترین بازیکن تاریخ رئال مادرید یعنی دی استفانو نیز مقایسه می شود. فیگو در زمانی که گل نمی زند و در زمین به دریبل زدن مشغول نیست یک آدم متاهل با یک بچه است که از وقت گذرانی بادوستانش نیز خرسند می باشد. بخصوص در ساحل.

سوابق:

کشور : پرتغال
متولد:
4 نوامبر 1972، لیسبون
قد:
80. 1 متر
وزن :
67 کیلوگرم
پست بازی:
بازیکن وسط
شماره:
10
وضعیت تاهل:
متاهل دارای یک فرزند
باشگاه:
رئال مادرید
باشگاههای قبلی:
اسپرتینگ لیسبون، بارسلونا
اولین بازی باشگاهی:
17 سالگی برای اسپرتینگ در فصل 91-1990
افتخارات :
2 قهرمانی لیگ اسپانیا
               جام حذفی اسپانیا
               سوپر جام اروپا
              جام در جام قهرمانان
              برنده توپ طلائی فرانس فوتبال
              بهترین بازیکن اروپا و....


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگینامه میشایل بالاک
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

زندگینامه ی میشایل بالاک

تیم ملی آلمان

بالاک در هنگام بازیگری در تیم چمنیتز به تیم ملی زیر ۲۱ سال آلمان دعوت شد و در ۲۱ مارس ۱۹۹۶ اولین بازی ملی خود را در رده زیر ۲۱ سال مقابل دانمارک به میدان آمد و در مجموع برای آن تیم ۱۹ بازی و ۴ گل زد.

اولین دعوت بالاک به تیم ملی بار از سوی برتی فوگتس بود. هنگامی که در کایزرسلاترن بازی می‌کرد.

اولین بازی ملی او در ۲۸ آوریل ۱۹۹۹ و زمان مربیگری اریش ریبک انجام شد. در آن روز بالاک مقابل اسکاتلند در دقیقهٔ ۶۰ به جای دیتمار‌هامان به بازی آمد.

در یورو ۲۰۰۰ بالاک جز تیم آلمان بود که بسیار ضعیف نتیجه گرفت و در دور اول حذف شد. بالاک در کل این جام تنها ۶۳ دقیقه به میدان آمد.

در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ بالاک با بازیسازی خوبش در مرکز زمین خود را به عنوان ستاره تیم ملی کشورش مطرح کرد. او در بازی تک حذفی مقابل اکراین سه گل به ثمر رساند تا حضور آلمان در این جام تضمین شود.

در جام جهانی ۲۰۰۲ بالاک بسیار خوش درخشید و نقطهٔ اوج فوتبال او رقم خورد. او در این مسابقات در یک چهارم نهایی مقابل آمریکا و در نیمه نهایی مقابل کرهٔ جنوبی تک گل پیروزی بخش تیمش را به ثمر رساند. در بازی مقابل کرهٔ جنوبی بالاک با یک خطای فنی یک خطر مسلم گلزنی را از کره‌ای‌ها گرفت و به همین علت کارت زردی دریافت کرد که او را از حضور در فینال بازداشت. با این حال بالاک در نایب‌ قهرمانی آلمان نقش بسزایی داشت و از بهترین پاسورهای کل بازی‌ها بود.

پس از بازی‌های یورو ۲۰۰۴ و با انتخاب یورگن کلینزمن به جای رودی فولر در سمت مربی تیم ملی آلمان، بالاک هم به جای الیور کان کاپیتان تیم ملی شد.

بالاک در بازی‌های دوستانهٔ آماده‌سازی برای جام جهانی ۲۰۰۶ نیز خوب ظاهر شد و در اواخر مارس ۲۰۰۶ گل چهارم را برای آلمان به ثمر رساند تا این تیم آمریکا را ۴-۱ مغلوب کند.

بالاک با ۶۰ بازی ملی، ۲۹ گل به ثمر رسانده‌است. او پیراهن شمارهٔ ۱۳ معروف تیم را به تن می‌کند یعنی همان پیراهنی که قبلا گرد مولر و فرانس بکن‌بائر به تن داشته‌اند.

آغاز کار و چمنیتزر

میشائیل بالاک فوتبال را با تیم بی.س.ژ موتور کارل-مارکس-اشتادت آغاز کرد. والدینش او را در هفت سالگی به تمرین این تیم فرستادند و او در همان نگاه اول چشم مربی وقت، استفن هانیش، (که خود از بازی‌کنان دستهٔ دوم آلمان شرقی بود) را گرفت. قابلیت بازی با دوپای بالاک از مهم‌ترین خاصیت‌های چشم‌گیر او بود.

بالاک آرام آرام به تیم اصلی راه یافت و در ۴ اکتبر ۱۹۸۳ به میدان آمد و در پیروزی دو بر یک تیمش مقابل موتور آسکونای کارل-مارکس-اشتادت شرکت داشت. بالاک مدام پیشرفت می‌کرد و مخصوصا به قابلیت گلزنی‌اش اضافه می‌شد. او در فصل سوم حضورش ۵۷ گل در ۱۶ بازی به ثمر رساند. او تنها ده سال داشت که به باشگاه بزرگ‌تری راه پیدا کرد. یعنی باشگاه کارل-مارکس-اشتادت که بعدها به چمنیتزر تغییر نام داد.

بالاک در تیم جدیدش تحت نظر مربیانی همچون یورگن هابربر و ابرهارد شوستر بود و به همراه این تیم به افتخاراتی نیز نایل آمد از جمله قهرمانی ایالت ساکسونی در ۱۹۹۱ و قهرمانی مسابقات زیر ۱۹ سال کل آلمان در ۱۹۹۴.

در ۱۹۹۵ بالاک برای اولین بار قراردادی امضا کرد و به خاطر قابلیت‌های خاصش به یاد بکن‌بائر به «قیصر کوچک» معروف شد. او در ۴ آگوست ۱۹۹۵ برای اولین بار در یک بازی حرفه‌ای بزرگسالان در اوبرلیگا(دستهٔ دوم) مقابل لیپزیگ به میدان آمد اما چمنیتزر در این بازی ۲-۱ شکست خورد. در این فصل بالاک ۱۵ بار برای تیمش به میدان آمد اما چمنیتز نهایتا به دستهٔ پایین‌تر سقوط کرد. با این حال این فصل برای بالاک فصل موفقی بود زیرا او در ۲۶ مارس ۱۹۹۶ در تیم ملی زیر ۲۱ سال آلمان به میدان آمد.

در فصل بعدی بالاک جز ترکیب ثابت چمنیتزر شد و در درخشش دوبارهٔ این تیم نقش داشت. او در تمام بازی‌ها به میدان آمد و ده گل به ثمر رساند. چمنیتزر نتوانست به دستهٔ بالاتر برگردد اما در تابستان ۱۹۹۷ بالاک به کایزرسلاترنی پیوست که تازه به بوندسلیگا برگشته بود.

کایزرسلاترن

بازی‌های خوب بالاک در چمنیتزر و تیم ملی زیر ۲۱ سال مربی وقت کایزرسلاترن، اتو رهاگل، را بر آن داشت تا او را خریداری کند. کایزرسلاترن تازه به بوندسلیگا برگشته بود و این موقعیت خوبی برای بالاک بود.

در هفتمین بازی فصل در بازی دور از خانه مقابل کارلسروهه،رهاگل تصمیم گرفت بالاک جوان را برای اولین بار به میدان بفرستد و این اولین بازی وی در بوندسلیگا بود. گرچه او تنها در پنج دقیقهٔ آخر بازی به میدان آمد. در ۲۸ مارس ۱۹۹۸ بالاک برای اولین بار در ترکیب ابتدایی تیم قرار گرفت. بازی مقابل بایر لورکوزرن بود و بالاک وظیفهٔ مهار امرسون را به عهده داشت.

بالاک در این فصل جمعا ۱۶ بار برای تیم جدیدش به میدان آمد و نقشی هر چند کوچک در مقام بی‌نظیر کایزرسلاترن یعنی فتح بوندسلیگا بلافاصله پس از بالا آمدن از دستهٔ پایین‌تر،بازی کرد. در فصل بعدی بالاک از بازیکنان اصلی تیم شد و در ۳۰ بازی به میدان آمد و چهار گل به ثمر رساند. کایزرسلاترن در آن فصل تا یک چهارم نهایی جام باشگاه‌های اروپا بالا رفت و در آن‌جا توسط بایرن مونیخ حذف شد.

در ۱ ژولای ۱۹۹۹ دو ماه بعد از اولین بازی بالاک در تیم ملی بزرگسالان، او در سن ۲۲ سالگی به بایر لورکوزن پیوست. هنوز یک سال از قرارداد او با کایزرسلاترن باقی مانده بود و به همین علت بایر لورکوزن مجبور به پرداخت ۸ میلیون مارک آلمان (نزدیک ۵ میلیون یورو) برای انتقال او شد.

بایر لورکوزن

بالاک در بایرلورکوزن به خوبی درخشید. این آغاز درخشش جدی او بود. مربیان او در این تیم کریستوفر دام و کلاس تاپ‌مولر بودند. او در این تیم هافبک تهاجمی بود و جلوی کارستن راملو بازی می‌کرد.

او جمعا سه فصل برای لورکوزن بازی کرد و ۲۷ گل در بوندسلیگا و ۹ گل در اروپا به ثمر رساند.

در سال ۲۰۰۰ لورکوزن تنها به یک تساوی مقابل اونترهاخینگ نیاز داشت تا برای اولین بار در تاریخ فاتح بوندسلیگا شود اما با گل به خودی بالاک، آن‌ها شکست خوردند تا باز هم بایرن مونیخ قهرمان شود.

با این حال بالاک در بایر لورکوزن به یکی از بهترین هافبک‌های اروپا بدل شد. آخرین فصل او در لورکوزن فصل ۲۰۰۱/۰۲ بود که فصلی به یاد ماندنی به شمار می‌آید. او در این سال با لورکوزن مقام نایب قهرمانی بوندسلیگا، جام باشگاه‌های اروپا و جام حذفی آلمان را کسب کرد. چهار تا از بازیکنان لورکوزن در آن سال در تیم ملی آلمان بودند و نایب قهرمان جهان شدند. بالاک در آخرین فصل خود ۱۷ گل به ثمر رساند و بازی‌های خوبش باعث شد به عنوان بازیکن سال آلمان انتخاب شود.

بایرن مونیخ

در سال ۲۰۰۲ بالاک با قراردادی به ارزش نزدیک ۱۳ میلیون یورو به بایرن مونیخ پیوست. بایرن مونیخ با سیستمی دفاعی تر بازی می‌کرد و بالاک باید با آن تطبیق می‌یافت اما بهرحال او در فصل اول ده گل در قهرمانی بایرن مونیخ در بوندسلیگا به ثمر رساند. همچنین در فینال جام حذفی آلمان به میدان آمد و دو گل به کایزرسلاترن زد تا بایرن ۳-۱ پیروز شود و به قهرمانی برسد.

در سال بعد بالاک بازهم درخشید و با مربی جدید، فلیکس ماگات، نیز رابطهٔ خوبی داشت.

بالاک جمعا چهار فصل برای بایرنی‌ها بازی کرد و سه بار قهرمان بوندسلیگا و دوبار قهرمان جام حذفی شد و جمعا در ۱۳۵ بازی به میدان آمد و ۴۷ گل به ثمر رساند. این مجموع گل‌های داخلی بالاک از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ را به ۶۱ می‌رساند.

چلسی

بالاک در فصل آخر خود در بایرن از منچستر یونایتد،چلسی، رئال مادرید و آث میلان پیشنهادهایی دریافت کرد و نهایتا در ۱۵ می‌۲۰۰۶ با استفاده از قانون بوسمن با قراردادی سه ساله به چلسی پیوست.

مربی او در چلسی خوزه مورینیو خواهد بود و او در کنار کسانی چون فرانک لمپارد در میانهٔ میدان بازی خواهد کرد.

مورینیو در بارهٔ او گفته‌است: «برای من او از بهترین بازیکنان جهان است. بسیار باهوش است، از نظر تاکتیکی بسیار قوی است و گل‌های بسیاری به ثمر می‌رساند. برای من در اروپا تنها فرانک لمپارد در این سطح بازی می‌کند. این دو زوجی رویایی را تشکیل خواهند داد.»

تیم ملی آلمان

بالاک ۱۸۹ سانت قد و ۸۰ کیلو وزن و چشمانی سبز-آبی و موهایی به رنگ قهوه ای تیره دارد. او با نامزد(همسرش)، سیمونه، زندگی می‌کند و از او صاحب سه فرزند به نام‌های لوئیس، امیلیو و جوردی شده‌است.

در حال حاضر در لندن, انگلستان ساکن است

 


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه ی لمپارد
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

یوفا: فرانک جمیمز لمپارد جونیور متولد 25 ژوئن 1978 در رامفورد انگلستان . او فرزند فرانک لمپارد سینیور مدافع سابق انگلیس و بازیکن پیشین تیم وستهام یونایتد . مادر او نیز از یک خانواده معروف فوتبالی است .

لمپارد در سال 1994 به عنوان کار آموز به باشگاه وستهام یونایتد پیوست . همان باشگاهی که پدرش دستیار سرپرست آن بود و در سال 1995 به طور رسمی با این باشگاه قرار داد بست . در اکتبر سال 1995 به تیم سی سیتی قرض داده شد و در همان باشگاه در نخستین بازی لیگ خود شرکت کرد و یک گل به ثمر رساند و در ژانویه سال 1996 دوباره به وستهام بازگشت . لمپارد بازیکن ثابت تیم جوانان وستهام بود و در کاپ قهرمانی جوانان 1996 کاپیتان تیم شد .

در سال 1998 لمپارد به تیم بزرگسالان وستهام پیوست و در کنار بزرگانی چون ( جوکول ) ، ( مایکل کاریک ) و ( ریوفردیناند ) به یکی از مهرهای با ارزش این تیم بدل گشت .

لمپارد در 15 می 2001 با یازده میلیون پوند به باشگاه ثروتمند چلسی نقل مکان کرد . او در فصل نخست حضور خود بازیکن فیکس تیم بود اما در فصل دوم حضورش تحت شعاع بازی خوب ( جیانفرانکوزولا ) قرار گرفت و افت کرد اما با آمدن آبراموویچ ملیاردر معروف روسی به باشگاه ، لمپارد دوباره شکوفا شد و خود را به عنوان بهترین هافبک تیم شناساند .

در سال 2004 ، 2005 لمپارد توانست در همه 38 بازی لیک بازی کند و 13 گل به ثمر برساند و با تیم چلسی قهرمان لیگ برتر شود . بازی او آنقدر زیبا بود که ( کارلوس البرتو ) و ( یوهان کرایف ) بازکنان مطرح جهان هر دو او را ستودند و لمپارد را بازیکن برتر جهان خواندند لمپارد موفق شد در آن فصل جایزه فوتبالیست سال fwa را از آن خود کند . او در سال بعد بهتر ظاهر شد به طوری که خوزه مورینیو ( مربی آن دوران چلسی ) او را بهترین بازیکن دنیا لقب داد .

لمپارد در سال 2003 با ( النارایوز ) ازدواج کرد و ثمره این ازدواج یک دختر به نام ( لوناکوکو پاتریشیا لمپارد ) است ، لونا 22 آگوست سال 2005 به دنیا آمد . چندی پیش فرانک اظهار داشت که او و والنا در انتظار دومین فرزند خود به سر می برند . فرانک لمپارد در حال فراگیری زبان اسپانیایی است که به گفته برخی به خاطر احتمال پیوستن او به لالیگا اسپانیاست . ولی لمپارد اظهار کرد که آموزش زبان اسپانیایی او صرفا دلایل خانوادگی دارد ، زیرا انارایوز اسپانیایی است و او دوست دارد دخترشان و البته کودک آینده آنها دو زبانه بزرگ شود .

لمپارد در ماه های سپتامبر و اکتبر سال 2005 در مسابقه گل برتر روزنامه the sun حضور داشت . در جولای سال 2006 the sun کتاب زندگینامه لمپارد با نام ( همه چیز از فرانک ) را به صورت دنباله دار به چاپ رساند . این کتاب اسرار زندگی خانوادگی و خصوصی فرانک لمپارد و عکس العمل هایش را نسبت به نا امیدی های جام جهانی افشا کرده است .

لمپارد تا کنون توانسته است با چلسی 2 بار قهرمان لیگ برتر شود ، در نوامبر سال 2005 به عنوان دومین فوتبالیست برتر اروپا شناخته شد و جایزه فوتبالیست سال قاره خود را به هافبک برزیلی ( رونالدینیو ) سپرد . یک ماه بعد رنالدینیو عنوان بازیکن سال دنیا را از آن خود کرد و بار دیگر فرانک لمپارد به مقام دوم بسنده کرد .


 
comment نظرات ()
 
زندگینامه یا بیوگرافی علی کریمی
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

* تاریخ تولد: هفدهم آبانماه 1357
* مکان تولد: شهریار
* قد: یک متر و هشتاد و چهار سانتی متر
* پست تخصصی: خط میانی - بازی ساز
* فعالیت مورد علاقه: والیبال ساحلی
* وضعیت خانوادگی: متاهل، دارای دو فرزند پسر به نام های هاوش و هیرسا
* باشگاه فعلی: پرسپولیس



باشگاه ها

* نوجوانان نفت تهران – ایران          
* نوجوانان سایپا تهران – ایران
* جوانان سایپا تهران – ایران
* فتح تهران – ایران
* پرسپولیس تهران – ایران
* الاهلی دوبی – الامارات
* بایرن مونیخ – آلمان

*پرسپلیس

افتخارات

* مرد سال فوتبال آسیا در سال 2004
* دو بار قهرمانی جام حذفی امارات با تیم الاهلی دبی در فصل های 2001-2002 و 2003-2004



مربی ها


علی توپال

حسین شمس

جلال طالبی

پرویز ابراهیمی

ماشاءالله حسنی

براگا

قاسم علیجانی

حمید درخشان

حسین فرکی

حمید رادان

مت کوویچ

بلاژویچ

علی رعدی

علی پروین

ایوانکوویچ

عباس فاضری

ناصر ابراهیمی

استرچکف

سعیدی

ناصر محمدخانی

بیلاچی

حسین رحمانی

منصور پورحیدری

شفر


 
comment نظرات ()
 
زندگینامه یا بیوگرافی علی کریمی
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

* تاریخ تولد: هفدهم آبانماه 1357
* مکان تولد: شهریار
* قد: یک متر و هشتاد و چهار سانتی متر
* پست تخصصی: خط میانی - بازی ساز
* فعالیت مورد علاقه: والیبال ساحلی
* وضعیت خانوادگی: متاهل، دارای دو فرزند پسر به نام های هاوش و هیرسا
* باشگاه فعلی: پرسپولیس



باشگاه ها

* نوجوانان نفت تهران – ایران          
* نوجوانان سایپا تهران – ایران
* جوانان سایپا تهران – ایران
* فتح تهران – ایران
* پرسپولیس تهران – ایران
* الاهلی دوبی – الامارات
* بایرن مونیخ – آلمان

*پرسپلیس

افتخارات

* مرد سال فوتبال آسیا در سال 2004
* دو بار قهرمانی جام حذفی امارات با تیم الاهلی دبی در فصل های 2001-2002 و 2003-2004



مربی ها


علی توپال

حسین شمس

جلال طالبی

پرویز ابراهیمی

ماشاءالله حسنی

براگا

قاسم علیجانی

حمید درخشان

حسین فرکی

حمید رادان

مت کوویچ

بلاژویچ

علی رعدی

علی پروین

ایوانکوویچ

عباس فاضری

ناصر ابراهیمی

استرچکف

سعیدی

ناصر محمدخانی

بیلاچی

حسین رحمانی

منصور پورحیدری

شفر


 
comment نظرات ()
 
زندگی نامه یا بیوگرافی امیر قلعه نوعی
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

«اردشیر قلعه نویی، فرزند محمد، تاریخ تولد: ۱۳۴۲» « معروف به امیر قلعه نویی»

 

 

 

او در خانوادهٔ پرجمعیت به دنیا آمد. ۷ خواهر و برادر بودند. پدرش یک خودروی «ولوو» داشت و با آن کار می‌کرد و خرج زندگی خانواده پرجمعیت اش را تامین می‌کرد اما روزهای تقریباً عادی خیلی دوام پیدا نکرد. اردشیر ۷ ساله بود که خبر دادند پدرش فوت کرده‌است. از سیزده سالگی شروع به کار کردن کرد و در کنارش فوتبال را نیز فراموش نکرد.

 

 

آغاز فوتبال حرفه ای

 

 

اردشیر لارودی و ابوطالب اولین کسانی بودند که او را برای تیم‌های پایه یی راه آهن انتخاب کردند و بعد ناصر ابراهیمی او را به تیم بزرگسالان راه آهن برد. او در سال ۱۳۶۰ به تیم ملی جوانان دعوت شد که نمایش قابل قبولی هم از خود ارائه کرد اما چند ماه بعد ناصر ابراهیمی در اسفند ۱۳۶۰ از راه آهن به شاهین رفت. ابراهیمی از میان تمام بازیکنان نخبه ایی که در راه آهن داشت تنها امیر قلعه نویی را به شاهین برد. شاهین ملی پوشان زیادی در آن روزها داشت. نادر فریادشیران، دینورزاده، نصرالله عبداللهی، صادقی، حمید مجدتیموری و علی حیدری از این جمع بودند.

 

سال اول و دوم فعالیت ابراهیمی در شاهین پر تنش بود. او سال ۶۳ شاهین را رها کرد و جای خود را برای مدت کوتاهی به محراب شاهرخی سپرد. او نیز بعد از چند ماه جای خود را به نصرالله عبداللهی داد. پس از خداحافظی صادقی و رفتن دینورزاده، اردشیر ۲۲ ساله به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد. او اواسط لیگ سال ۶۶ پس از پیروزی ۲ بر صفر برابر پرسپولیس، شاهین را ترک کرد و به السد قطر رفت.

 

 

 

 حضور در استقلال تهران

 

 

زمستان ۱۳۶۷ او به تهران بازگشت و این بار سراغ باشگاه استقلال تهران رفت ، پای میز قرارداد نشست و پیراهن آبی را بر تن کرد. اولین بازی اردشیر به عنوان بازیکن استقلال در تاریخ ۱۹/۱۲/۱۳۶۷ مقابل پرسپولیس رقم خورد. این بازی که در مرحله یک چهارم نهایی جام حذفی برگزار می‌شد به پنالتی کشیده شد و اردشیر پنالتی اش را از دست داد. در تیم آن روز استقلال به جز قلعه نویی، یکه، اردستانی و شکورزاده دیگر نفراتی بودند که سابقه بازی در شاهین را داشتند.

 

 

 

بازیگری در تیم ملی

 

 

این بازیکن خلاق تا پایان دوره بازیگری اش تنها ۱۹ بازی ملی را در کارنامه ثبت کرد که اتفاقاً ۱۸ بازی آن در سن ۳۰ سالگی به بعد رخ داد. امیر اولین بار توسط ناصر ابراهیمی در سال ۱۳۶۴ به تیم ملی «ب» دعوت شد.

 

او در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۵ همراه تیم ملی به چین سفر کرد و اولین بار پیراهن تیم ملی الف را بر تن کرد اما تا سال ۱۳۷۲ هیچ گاه مجدداً به تیم ملی فراخوانده نشد یعنی ۲۱/۶/۱۳۷۲ دیدار ایران - بوسنی هرزگوین که با سرمربیگری علی پروین انجام شد. در کارنامه ملی قلعه نویی تنهایک گل زده آن هم به کویت دیده می‌شود.

 

 

 

 

مصدومیت دوران بازیگری

 

 

او در سال ۱۳۶۸ دچار مصدومیت شدیدی شد. قلعه نویی دو مرتبه مصدومیت جدی را تجربه کرد که بار دیگر آن در سال ۱۳۷۳ بود.

 

 

 

تجارب مربیگری

 

 

 تجربه‌های مربیگری در تیم های برق تهران، کشاورز،استقلال اهواز و استقلال تهران را دارد

 

 

 

مربیگری در تیم ملی

 

 

پس از قهرمانی استقلال تهران با قلعه نویی در سال ۱۳۸۵ و نتایج ضعیف تیم ملی ایران در مسابقات جام جهانی ۲۰۰۶ و از طرفی خاتمه همکاری ایران با برانکو ایوانکویچ، شرایط تازه یی برای قلعه نویی مهیا کرد. سرانجام او به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شد و همزمان در ادواری پست‌های مدیرفنی و رئیس سازمان فوتبال استقلال تهران را نیز بر عهده داشت. تیم ملی ایران با حضور او روی نیمکت در مسابقات جام ملت‌های ۲۰۰۷ آسیا با ضربات پنالتی مغلوب تیم ملی کره جنوبی شد و از این رقابت‌ها دست خالی بازگشت.

 

 

 

 

سال 2007 نیر  کاندید کسب بهترین مربی سال اسیا شد

 

که موفق به کسب این عنوان نشد

 


 
comment نظرات ()
 
زندگی نامه یا بیوگرافی افشین قطبی
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

سید افشین قطبی فرزند سید محمد قطبی در نوزدهم بهمن 1342 (8 فوریه 1964)٬ در شیراز به دنیا آمد.
قطبی تا سال 1357 در ایران زندگی می‌کرد.او از سال 1360 تا سال 1370 در باشگاه‌های آلیتالیا٬ آتوباهن٬ ولی ایگلز و فلایرز آمریکا بازی کرده و بعد از آن تا سال 1376 در دانشگاه لس آنجلس بازیکن بوده و صاحب مدرک مربیگری حرفه‌ای A شده است. او از (UCLA دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس) درجه مهندسی برق گرفته است.

بازی٬ مربیگری و مدرسه فوتبال . . .
افشین قطبی وقتی بازی در تیم فوتبال UCLA٬ دانشگاه لس آنجلس را در سن 18 سالگی (سال 1981) آغاز کرد٬ فوتبال در آمریکا هنوز موضوع مهمی نبود.او چهار سال در این تیم بازی کرد و همزمان با آن به آموزش مربیگری فوتبال پرداخت و از سال 1363 تا سال 1367 (1984 تا 1988)٬ سرمربی تیم فوتبال زنان دانشگاه UCLA شد. او از سال 1367 همراه با گروهی دیگر در مدرسه تربیت فوتبالیست‌های نوجوان(AGSS) شروع به کار کرد. این مدرسه فوتبالیست‌های نوجوان را تربیت می‌کرد و از آنان بازیکنانی در سطح بین‌المللی می‌ساخت. جان اوبراین بازیکن تیم آ‍‍ژاکس و بسیاری دیگر از کسانی که این مدرسه را گذراندند٬ بعد‌ها در تیم‌های مهم فوتبال جهان به چهره‌های مهم فوتبال تبدیل شدند.افشین قطبی که 13 سال در این مدرسه به تربیت فوتبالیست می‌پرداخت٬ با "بورا میلوتینوویچ" مربی سرشناس یوگسلاو(صرب) آشنا شد. او از بورا که بعداً دوست مهم دوران زندگی‌اش شد٬ در این مدرسه برای تربیت بچه‌ها استفاده می‌کرد. آن‌ها هر سال فوتبالیست‌های جوان این مدرسه را برای بازی‌های دوستانه وآشنایی با فوتبال اروپا به کشور‌های مختلف اروپایی می‌آوردند. مدرسه AGSS در سال 2002 تعطیل شد. این مدرسه همچنین از مربیانی مانند پیم وربیک٬ گاس هیدینگ و استیو سمپسون استفاده می‌کرد.استیو سمپسون یکی از اولین مربیانی بود که از کامپیوتر و تکنولوژی‌ جدید برای ارتقای آموزش و مدل سازی برای برنامه ریزی در مسابقات حرفه‌ای استفاده کرد. افشین قطبی بعدها در رهبری تیم ملی کره جنوبی از این تکنیک استفاده کرد.

یک ایرانی در رهبری تیم ملی آمریک
از سال 1997 افشین قطبی وارد کادر فنی مربیگری تیم ملی آمریکا شد. یک سال بعد٬ او جزو گروهی بود که علاوه بر عضویت در هیات فنی٬ گزینشگر ارشد بازیکنان تیم ملی آمریکا در جام جهانی 1998 بود. وقتی قرعه‌کشی مسابقات انجام شد و معلوم شد تیم ملی ایران و تیم ملی آمریکا در یک گروه قرار دارند٬ مربی ایرانی تیم ملی آمریکا دچار بحران شد. افشین قطبی می‌گوید:"من عاشق کشورم ایران و مردم آن هستم٬ اما در آن زمان در تیم ملی آمریکا مسئولیت مربیگری داشتم. وقتی متوجه شدم ایران و آمریکا در یک گروه هستند٬ دچار بحران احساسی شدیدی شدم. از یک طرف در قلبم احساس می‌کردم که ایرانی‌ام٬ از سوی دیگر باید تلاش می‌کردم وظیفه تخصصی‌ام را به عنوان یک مربی بر حس وطن پرستی که در من قوی است٬ ترجیح دهم. بورا میلوتینوویچ در این مورد به من کمک کرد. او بارها مربی تیم‌هایی بود که رودرروی تیم ملی کشور خودش قرار می‌گرفتند. من می‌دانستم که تیم ملی ایران چهره‌های بسیار مهمی دارد٬ علی دائی شگفت انگیز بود٬ کریم باقری در بازی‌های کوتاه و توپ‌های بلند مهارت بسیاری داشت٬ مهدوی کیا یکی از بهترین گوش‌های دنیا بود٬ و وسط کریم باقری و دائی٬ خداداد عزیزی بود که فنی٬ خلاق و غیر قابل پیش بینی بود. مهم‌تر از همه تیم ملی ایران بود که همه اعضایش در خدمت تیم بودند. "

نمی دانستم گریه کنم یا هوورا بکشم؟!
افشین قطبی احساس خودش را دز زمان بازی ایران و آمریکا چنین گفته است:"به من هشدار داده شده بود که به گذشته ایرانی‌ام فکر نکنم. وقتی وارد استادیوم شدم با تشویق حیرت انگیز ایرانیانی که حداکثر استادیوم را پر کرده بودند مواجه شدیم. دیدن این صحنه به هر کسی که ایرانی بود احساسی از غرور می‌داد و من هم یک ایرانی بودم. وقتی توپ به طرف استیلی رفت٬ می‌دانستم چه اتفاقی می‌افتد و وقتی استیلی گل زد٬ نمی‌دانستم باید چه کار کنم٬ گریه کنم یا هوورا بکشم؟! نشستم و به روبرو خیره شدم. آن روز تمام مردم ایران در کشور از تیم ایران حمایت می‌کردند و این پیروزی به آنها روحیه داده بود."

کره جنوبی و یک چهارم نهایی 2002
افشین قطبی پس از بازی‌های جام جهانی 1998 به آژاکس آمستردام رفت و مدتی در آنجا مشاور فنی بود٬ سپس مدتی همین کار را در تیم‌های گالاکسی لس آنجلس٬ KFA کره جنوبی و انجمن فوتبال چین انجام داد. او پس از آشنایی با فوتبال کره جنوبی از سال 2001 همراه با گوس هیدینگ سرمربی تیم ملی کره جنوبی برای آماده کردن تیم این کشور در جام جهانی 2002 به کره رفت. او تحلیل‌گر فنی گوس هیدینگ بود. افشین قطبی در مورد کارش در جام جهانی 2002 گفته است:"در جام جهانی 2002 من مدل تاکتیکی همه تیم‌های گروه را در کامپیوتر ساختم و از این طریق تیم و گروه مربیان بازی‌ها را هدایت می‌کردم. " او از ارزش‌ها و مفاهیم علمی در مربیگری استفاده می‌کند. تیم کره جنوبی در سال 2002 موفق شد تیم چهارم جام جهانی 2002 شود.
مربی ایرانی الاصل٬ بار دیگر به شرق آسیا بازگشت٬ اما این بار در سمت مربی تیم ملی کره جنوبی و از آن روز‌ها بود که قطبی در رسانه‌های ایرانی مطرح و نامش در آن‌ها درج شد٬ در صورتیکه تا پیش از آن کمتر فوتبال دوست وطنی٬ او را می‌شناخت.
بیشترین تاثیر بر وی را بورا میلوتینوویچ داشته است. کو آدریانز(سرمربی سابق پورتو) و گاس هیدینک (سرمربی کره جنوبی در سال 2002) نیز در پرورش فکری قطبی تاثیر ویژه‌ای داشته‌اند.

بازگشت به ایران . . .
در سال 2007 به دنبال دعوت سرپرستان تیم پرسپولیس٬ افشین قطبی پس از سی سال وارد تهران شد و با گروهی فراوان از طرفداران پرسپولیس و مادری که سی سال بود فرزندش را ندیده بود٬ مواجه شد.
او همچنین به عنوان مشاور فنی تیم‌هایی مانند: آژاکس آمستردام٬ گالاکسی لس آنجلس٬ اومیا آریجای ژاپن٬ KFA کره و انجمن فوتبال چین کار کرده ‌است. قطبی به عنوان مربی٬ با تفکر هجومی شهرت دارد.

به قول خودش فوتبال را با توپ پلاستیکی و روی زمین‌های آسفالت تهران آغاز کرده بود٬ از زمان نوجوانی به فوتبال علاقه داشت. قطبی گفته است:"فوتبال در روزهای نوجوانی عشق من و راه زندگی من بود. تیم‌های تاج و پرسپولیس را دوست داشتم و علی پروین و ناصر حجازی بازیکنان محبوب من بودند."


 
comment نظرات ()
 
زندگی نامه یا بیوگرافی سر آلکس فرگوسن
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

زندگی نامه سر آلکس فرگوسن

 

 

 

سال 1941 = در 31 دسامبر در محله گووان شهر گلاسکو دیده به جهان گشود

 

سال 1957 = به صورت پاره وقت شاگرد کارخانه ی آچار سازی گلاسکو بود و به عنوان یک بازیکن آماتور به تیم کوئینز پارک پیوست

 

سال 1960 = به صورت پاره وقت به تیم سنت جونستون ملحق شد

 

سال 1964 = آچار سازی را رها کرد و به عضویت تیم دانفر ملین در آمد

 

سال 1967 = با 65000 پوند به رنجرز پیوست

 

سال 1969 = با 20000 پوند به تیم فالکرک ملحق شد

 

سال 1973 = به تیم آیر رفت

 

سال 1974 = در ماه سپتامبر به عنوان مربی ایست استر لینگ منصوب شد. ولی 3 ماه بعد از سنت میرن سر درآورد

 

سال 1978 = توسط سنت میرن اخراج ولی به عنوان جانشین بیلی مک نیل مربی آبردین شد

 

سال 1980 = با قهرمانی در لیگ اسکاتلند همراه آبردین اولین افتخار مربی گریش را کسب کرد

 

سال 1981 = با آبردین نایب قهرمان لیگ اسکاتلند شد

 

سال 1982 = آبردین با پیروزی 4 بر 1 قهرمان جام حذفی اسکاتلند شد

 

سال 1983 = آبردین این بار 1 بر 0 رنجرز را شکست داد تا جام حذفی را حفظ کند و رئال مادرید را در گوتنبرگ 2 بر 1 مغلوب کرد تا جام برندگان اروپا را به خود اختصاص دهد

 

سال 1984 = آبردین با پیروزی 2 بر 1 برابر سلتیک قهرمان جام حذفی و سپس لیگ اسکاتلند شد. الکس فرگوسن نشان افتخاری امپراتوری بریتانیا را دریافت کرد

 

سال 1985 = در پی مرگ جک استین در خلال بازی مقدماتی ولز با اسکاتلند فرگوسن مربی موقت تیم ملی اسکاتلند شد

 

سال 1986 = اسکاتلند در همان دور اول از جام جهانی حذف شد. این تیم در ایام مربی گری فرگوسن 3 برد 4 مساوی و 3 باخت کسب کرد و 8 گل به ثمر رسانید و 5 گل دریافت کرد. در 6 نوامبر فرگوسن آبردین را رها کرد تا به عنوان جانشین ران آتکینسون معزول رهبری منچستر یونایتد را به دست بگیرد

 

سال 1990 = اولین جامش در اولد ترافورد را با پیروزی 1 بر 0 برابر کریستال پالاس در دیدار تکراری فینال جام حذفی به دست آورد

 

سال 1991 = منچستر یونایتد در روتردام 2 بر 1 از سد بارسلونا گذشت تا جام برندگان جام را به دست آورد

 

سال 1992 = با پیروزی منچستر یونایتد مقابل ستاره سرخ بلگراد سوپر جام اروپا به اولد ترافورد آمد. همچنین با پیروزی 1 بر 0 منچستر یونایتد مقابل ناتینگهام فارست این تیم برای اولین بار جام اتحادیه را در دوره ی مربی گری فرگوسن به دست آورد. اما روئیای منچستر برای قهرمانی لیگ برتر با سبقت گرفتن لیدز یونایتد در آخرین هفته بر باد رفت

 

سال 1993 = انتظلر 26 ساله منچستر برای قهرمانی لیگ برتر خاتمه یافت. فرگوسن در ماه ژانویه با خرید روی کین از ناتینگهام فارست با قیمت 3.75 میلیون پوند رکورد نقل و انتقالات این کشور را شکست

 

سال 1994 = منچستر یونایتد چهارمین تیم قرن و ششمین تیم در کل تاریخ فوتبال انگلستان شد که در یک فصل قهرمانی در جام حذفی و لیگ برتر را با هم جشن می گرفت. شیاطین سرخ در فینال جام حذفی چلسی را 4 بر 0 شکست دادند

 

سال 1995 = منچستر در لیگ پس از بلکبرن نایب قهرمان شد و جام حذفی را به اورتون واگذار کرد. دوباره فرگوسن با خرید اندی کول از تیم نیوکاسل با قیمت 6 میلیون پوند رکورد نقل و انتقالات را جا به جا کرد

 

سال 1996 = منچستر یونایتد اولین تیم تاریخ فوتبال انگلستان شد که دو بار هر دو جام لیگ و حذفی را فتح کرد. شاگردان فرگوسن در لیگ برتر از نیوکاسل سبقت گرفتند و در جام حذقی لیورپول را 1 بر 0 شکست دادند

 

سال 1997 = فرگوسن قصد داشت با تصاحب جام قهرمانان اروپا خود را همسنگ سرمت بابسی سازد اما منچستر در مرحله ی نیمه نهایی به دورتموند باخت

 

سال 1998 = فرگوسن و یارانش یاس آور ترین تاریخ منچستر را بدون کسب جامی پشت سر گذاشتند. هر دو جام برتر و حذفی را آرسنال ربود و موناکو در مرحله ی یک چهارم نهایی منچستر را حذف کرد. فرگوسن برای تقویت خط دفاعی تیمش یاپ استام را با قیمت ده و نیم میلیون پوند از آیندهوون خرید تا بار دیگر رکورد نقل و انتقالات را بشکند

 

سال 1999 = فرگوسن شکوهمند ترین فصل تاریخ منچستر را با تصاحب سه جام اروپا و حذفی و لیک برتر رقم زد. این مربی در ماه می قراردادی امضا کرد که تا سال 2002 در منچستر باقی بماند. در 11 ژوئن در مراسم جشن تولد الیزابت نشان شوالیه را دریافت کرد. در 11 اکتبر مراسم و مسابقه ای به گرامی داشت حضور موفق او در اولد ترافورد با حضور ستارگان کنونی و اسبق منچستر بر گذار شد. در 30 نوامبر منچستر با پیروزی 1 بر 0 برابر پالمیراس روی تک گل روی کین جام تو یو تا را فتح کرد تا اولین تیم انگلیسی شود که این جام بین قاره ای را به خانه می برد. در ماه دسامبر فرگوسن به عنوان بهترین مربی سال جهان جایزه ی ویژه ی ((بی بی سی )) را دریافت کرد و تیمش به عنوان بهترین تیم سال شناخته شد

 

سال 2000 = فرگوسن در این فصل منچستر را به ششمین قهرمانیش در لیگ برتر با اختلاف 18 امتیازی نسبت به آرسنال رهنمون کرد. در 8 می فاش کرد که پس از انقضای مربی گریش در سال 2002 منچستر را تنها می گذارد اما همچنان می خواهد در اداره ی باشگاه نقشی داشته باشد

 

سال 2001 = پس از تنها یک خرید عمده فابین بارتز دروازه بان فرانسوی تیم فرگوسن به استیلای خویش بر فوتبال انگلستان ادامه داد و هفتمین قهرمانی لیگ را در 9 سال اخیر با اختلاف 15 امتیازی کسب کرد. فرگوسن همچنین اولین مربی شد که با یک تیم انگلیسی فاتح 3 جام متوالی لیگ می شود. در 18 می فرگوسن اعلام کرد که پس از دوره ی مربی گریش به طور کامل منچستر یونایتد را ترک خواهد کرد اما در 13 ژوئیه یک روز پس از خرید خوان سباستین ورون با مبلغ 28 میلیون پوند از لاتزیو با شکستن مجدد رکورد نقل و انتقالات باشگاه منچستر اعلام کرد که فرگوسن پس از اتمام قراردادش با این تیم در می 2002 به عنوان مشاور و سفیر به مدت 5 سال در اولد ترافورد باقی خواهد ماند

 

سال 2002 = در 5 فوریه باشگاه منچستر یونایتد بیانیه ای صادر کرد تا اعلام کند در حال مذاکره با فرگوسن برای تمدید قرارداد مربیگری اش است. در 27 فوریه منچستر تاکید کرد که فرگوسن قراردادش را یک روز پس از پیروزی 5 بر 1 برابر نانت فرانسه در لیگ قهرمانان اروپا به مدت 3 سال دیگر و تا سال 2005 تمدید کرده است. دیوید بکهام علت باقی ماندن او را بر 3 دلیل دانست : 1- به خاطر علاقه ی فراوان به ورون 2- بازیابی قدرت منچستر یونایتد 3- برگزاری فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال 2003 در ورزشگاه اولدترافورد منچستر در 2 مارس کاپتان روی کین را متعاقد کرد تا قراردادش را تا سه سال دیگر یعنی تا سال 2006 تمدید کند. این تیم در سال 2002 لیگ برتر را به آرسنال داد و در جام قهرمانان اروپا در مرحله ی نیمه نهایی مغلوب لورکوزن شد و در جام حذفی نیز حذف شد

 

سال 2003 = در ماه می منچستر یونایتد در فینال جام حذفی مغلوب لیورپول شد. همچنین در لیگ برتر با پشت سر گذاشتن آرسنال برای هفتمین بار قهرمان لیگ برتر انگلیس شد. همچنین منچستر در جام اتحادیه با شکست از لیورپول در دیدار فینال با نتیجه 2 بر 0 به عنوان نایب قهرمانی این جام رسید. منچستر یونایتد در آغاز فصل توانسته بود جام خیریه را از آرسنال برباید. در لیگ قهرمانان اروپا هم منچستر یونایتد در مرحله ی یک چهارم نهایی مغلوب رئال مادرید شد و از دور رقابتها حذف شد

 

سال 2004 = در این سال منچستر یونایتد در آغاز جام خیریه را به خانه برد. آنها تیم آرسنال را در ضربات پنالتی و با درخشش تیم هاوارد دروازه بان تازه وارد این تیم شکست دادند. در لیگ برتر این بار پس از تیمهلی آرسنال و چلسی در رده ی سوم ایستاد. در جام حذفی نیز در بازی فینال 3 بر صفر میلوال را برد و قهرمان شد. در لیگ قهرمانان اروپا در یک هشتم نهایی مغلوب پورتو با مربی گری خوزه مورینیو شد و از گردونه ی مسابقات حذف شد

 

سال 2005 = این سال آغاز فشارها بر فرگوسن را دامن زد. در لیگ برتر پس از چلسی و آرسنال سوم شد. در جام اتحادیه حذف شد. در جام حذفی در فینال مغلوب آرسنال شد و بلاخره در لیگ قهرمانان اروپا در مرحله ی یک هشتم نهایی در مقابل آ.ث میلان حذف شد

 

 

 


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه محسن یگانه
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

به نام او... من محسن یگانه هستم . متولد 23/2/؟؟13 هستم . کار موسیقی رو به صورت

حرفه ای از سال 79 با نواختن گیتار شروع کردم . اما درهمان ابتدای کار وقتی با سختی های

 این کار مواجه شدم برای مدتی قصد داشتم به کلی موسیقی رو ادامه ندم . اما مایوس نشدم

 و از اون به بعد کاررو جدی دنبال کردم . و خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو می کردم نواختن گیتارو

به صورت حرفه ای فرا گرفتم و 2 سال کیبورد رو هم شروع کردم تا امروز که قطعات گیتار آلبوم محسن

 چاوشی رو اجرا کردم . اما آهنگ سازی رو که به نظر خودم بهترین شاخه موسیقیه از 2سال پیش به

 صورت جدی شروع کردم . تا امروز که برای دیگر خواننده ها آهنگ می سازم و شعر میگم . از جمله

محسن چاوشی (تراک آهای خبر نداری) , حامد هاکان (چون آلبوم ایشون هنوز به بازار نیومده ترجیح

 میدم نگم) و فرزاد باقری که بزودی آلبومش به بازار میاد ... اما طی این 2سال حدود 30 تا شعر گفتم

 و حدود 40تا آهنگ ساختم که هر کدوم برای من ارزش چند بار گوش کردن رو داره .

 

اما آشنایی من با محسن چاوشی منو به سطح کاری بالایی رسوند و از اون به بعد قدرت آهنگ هام

 بیشتر و بیشتر شد که جا داره از محسن تشکر کنم .آلبوم خودم حدود 1ماه دیگه وارد بازار میشه که

 اسم اون در ابتدا « رفیق نیمه راه » یا « نفرین» بود اما به «سال کبیسه» تغییر نام دادم . در این آلبوم

 محسن چاوشی به همراه غلامرضا فوادیان که خیلی در ضبط کار کمک کردن تنظیم آهنگها رو به

عهده گرفتن . تمام آهنگ ها و شعرها کار خودمه به غیر از تراک «سال کبیسه» که آهنگساز اون

محسن چاوشیه .

محسن چاوشی

 

در مورد خوندن هم باید بگم توی آلبوم «خودکشی ممنوع» محسن چاوشی در تراکهای «آهای خبر

نداری» , «کلاف» و «رمیکس» به صورت مهمان خوندم . و خیلی خوشحالم از اینکه محسن چاوشی

و حامد هاکان هم لطف کردن و در کنار من در این آلبوم با صدای گرمشون خوندن و ازشون تشکر میکنم .

 همچنین از غلامرضا فوادیان که کیبورد این آلبوم رو زد و محمدرضا آتش افروزان که در یکی از کارها ویلن

 اجرا کرد کمال تشکر را دارم . خودم هم در این آلبوم قطعه های گیتار رو اجرا کردم و در آخر چند بیت از

 شعر «رفیق نیمه راه» یا « نفرین» رو که از شعرای خودمه برای بازدید کنندگان از این سایت می نویسم :

 

خدا کنه که حسرت خوشی به قلبت بمونه

 

یه بی وفا مثل خودت ریشه ها تو بخشکونه

 

یکی باشه که هر نفس آتیش به جونت بزنه

 

بهت خیانت بکنه زخم زبونت بزنه

 

الهی اون هرکی که هست پا روی قلبت بزاره

 

هرچی که با من میکنی یه روز به روزت بیاره

 

همین قد هم که خواستمت از سرتم زیادیه

 

فکر نکنی تو قلب من یه لحظه از تو یادیه

 

خیال نکن به یادتم بدون که مردی تو دلم

 

خودت میدونی جای عشق نفرت و کاشتی تو دلم

 

آهای رفیق نیمه راه آهای تو که تنها میری

 

فقط یه نفرین می کنم تو اوج غربت بمیری

 


 
comment نظرات ()
 
زندگی نامه یا بیوگرافی رضا صادقی
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 
این بیوگرافی سلطان مشکی پوشه... رضا صادقی 25 مرداد 1358 در شهر بندرعباس به دنیا آمد. و اصالتش از شهریست زیبا به نام میناب (آنامیس) . نظر به اینکه در خانواده مذهبی و مقید چشم به دنیا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز کرد. علاقه مندی او به مسائل هنری باعث شد تا در زمینه موسیقی فعالیتش را آغاز کند . سال 1368 ابتدای راه و به نوعی اولین جرقه فکری او بود با توجه به اینکه در آن سالها منطقه بندرعباس امکانات بسیار محدودی برای فراگیری داشت . او با مطالعه کتابهای متفاوت در این زمینه ساختار فکری خود را در مورد این هنر بسیار رویایی و لطیف استحکام بخشید . علاقه مندی او به موسیقی مدرن باعث شد تا از نگاه موزیسین های بزرگ برای بعد کاری خود استفاده کند در سال 1371 اولین آهنگ خود را به نوعی میشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شاید در آن سالها کارهای او مورد قبول واقع نمی شد زیرا تفکرات به سوئی دیگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولین کار را در قالب کاست ارائه کرد که به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذریم هیچ نوع بار هنری نمی شد در آن پیدا کرد اما حرکتی تازه بود در سال 1373 با کمی دقت دومین کار خود را ارائه کرد به نام بال پرواز که بعد از آن کاست نظر عموم نسبت به کارهای او جلب شد و او با شوق بیشتری به کسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر می داشت بنا به دلایلی در سال 1374 به طور موقت دست از کارهای هنری برداشت و شاید همان مدت برای او مدت زمان پر باری بود و اواخر سال 1374 بود که با ارائه کاستی تحت نام کلاغ غارغاری شروع دوباره اما تا حدودی قوی تر از قبل را تجربه کرد علاقه زیاد او به هنرمندانی چون استاد چشم آذر و بیات باعث شد تا به کارهای ایشان و بزرگانی دیگر توجه خاص داشته باشد. و کارهای او تحت شعاع آنها قرار گرفت البته او در زمینه شعر و ادبیات فعالیت دارد و ارادت او به شاعرانی چون اخوان ثالث - حافظ - مولانا - سهراب سپهری - شاملو و ماگوت بیگل باعث شد ذهنیت فکری آنها را در راه خود نورپردازی کند . البته لازم به ذکر است که 95% کارهای او با کلامهای خود اوست در سال 1375 کاست گل لاله را ارائه داد که به نوعی با کارهای قبلی او تفاوت داشت . او سیر نسبتا صعودی را دنبال کرد به طوری که در سال 1376 بندرقدیم 1377 مستانه و دیوانه در سال 1378 رویای شیرین و ده ثانیه را با هم در یک سال ارائه داد سال 1379 سال آرامش و کسب تجربه بود و پربار . یک حادثه زیبا در رویاهای او - لحظه ها را برایش سرشار کرده بود تا اینکه در سال 1380 کاست عاشقم من را که با گیتار اجرا شد را به بازار ارائه داد که مورد استقبال خاصی قرار گرفت . البته این کاست قبل از اینکه ویرایش شود به بازار رفت که در مورد آن جای بحثی طولانی است آن حادثه زیبا و رویایی نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و دیدن زشتیها را با نگاه دیگر. او مدت 8 سال پیراهین مشکی به تن داشت و همه مردم او را مشکی پوش می شناختند تا اینکه در سال 1381 کاست حکایت مشکی پوش را به مردمی تقدیم کرد که سالها او را با مهرشان به اوج سوق می دادند حکایت مشکی پوش آغازی است برای حرکتی ار نوع مشکی پوش.ط در سال 1382 با کسب تحربه های تلخ و شیرین آلبوم مشکی رنگ عشقه را که عشق خودش را به مشکی بود را ارائه کرد این آلبوم شروعی از رضا صادقی برای دنیا قشنگ مشکی بود که نظر خیلی ها را جلب کرد.ز در سال 1383 به بعد چندین بار کارهای او به صورت غیر مجاز پخش شد.ی و در نهایت در سال 1384 رضا صادقی اولین آلبوم رسمی خود را با عنوان ""پیرهن مشکی""به مردم ارائه کرد و توانست عنوان بهترین آهنگساز و خواننده را به خود ارائه دهد.ط رضاصادقی در ادامه قصد انتشار آلبومی به عنوان""دیگه نمی تونم ""را دارد که به عقیده خودش یکی از آثار به یاد ماندنی خواهد بود.ط رضا صادقی با همسفری آهنین به نام عصا به سوی دنیای سبز فردا به پیش می رود شاید خود اوهم می داند که مانده تا برف زمین آب شود اما او با گرمی که از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد کرد چرا مشکی رنگ عشقه ؟ از زبان رضا صادقی وقتی توی خیابون و این ور اونور هستم هر کی بهم میرسه ازم اول میپرسه چرا مشکی رنگه عشقه؟ همه میپرسن از من چرا مشکی رنگ عشقه؟ اصلا کیو دیدی که رنگ عشق مشکی گذا شته؟ یا میپرسن چی شد که مشکی پوش شدی؟ اکثرا فکرمیکنن که من یه نامزدی داشتم که فوت کرد و من مشکی پوش شدم !!! همه میپرسن که توی تصادفت که نامزدت فوت کرد پاتم آسیب دید؟ !!!! باید در جواب بگم که اگه بیت اول پیرهن مشکی رو خوب گوش کرده بودین میگم: پیرهن مشکی من از غم نیست من اصلا تا حالا نامزدی نداشتم که حالا فوت هم کرده باشه( برای همین حرفای نگفته ی من کم نیست) . پیرهن مشکی واسه ما مشکی پوشا یه اعتقاد مقدسه . اولین چیزی که باعث شد مشکی رنگ عشق بشه صداقت خانه ی کعبه است که با رنگ مشکی پوشیده شده و چون خداوند مظهر همه ی خوبی ها و عشق مطلق است پس مشکی رنگه عشقه مثل چشمای مهربون مادرم که نوکرشم . مشکی یه رنگ ساده است که گول رنگای دیگرو خورده ( البته تو ادبیات من) و به رنگ پلیدی تشبیه شده . خداوند میفرمایند:و شب را مایه ی آرامش قرار دادیم . رنگ شب مشکیه پس خداوند هم مشکی رو قبول دارن و مایه ی آرامش قرار دادن تا شب با اون رنگ معنی پیدا کنه . هیچ کسی دلیل قانع کننده ای نداره که بگه مشکی رنگ پلیدیه بلکه اگه مشکی رنگ پلیدی بود هیچ قرآنی رو با رنگ مشکی نمینوشتند شب به احترام رنگ مشکی همه چیز رو ساکت میکنه و با رنگ مشکی ما ارامش میگیریم پس نمیتونه رنگ پلیدی باشه مشکی پوش مثل سنگه با غصه هاش می جنگه می جنگه تا همیشه قصه تموم نمی شه

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه محمود احمدی نژاد
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

بیوگرافی دکتر احمدی نژاد از زبان خودش....

در ایامی که اشرافیت شرافت بود وشهرنشینی کمال، در خانواده ای تهیدست در روستایی دورافتاده از توابع گرمسار متولد شدم.
از شهریور 1320 و سلطنت مستبدانه پهلوی دوم پانزده سال می گذشت که پدرم کام مرا با تربت سیدالشهدا باز کرد. از آنجا که قرار بود شاه کورکورانه ایران را دروازه تمدن غرب کند، طرح های زیادی اجرا شده بود تا ایران به بازار مصرف دیگری برای کالاهای تشریفاتی غرب تبدیل شود  بدون آنکه در زمینه علمی پیشرفتی داشته باشد. فرهنگ ایران اسلامی ما اجازه چنین هجمه ای را نمی داد و مانعی بر سر راه آمال شاه و اربابان بیگانه اش بود. از این رو می خواستند تا آرام آرام این فرهنگ اصیل و مستحکم را کم رنگ کنند تا وابستگی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران به غرب روز به روز بیشتر شود. در پی اجرای همین سیاستها و رونق ظاهری شهرها، آن سالها سالهای هجوم روستائیان به شهرها بود. پس از پیاده سازی سیاست اصلاحات ارضی وضع روستاها به مراتب بدتر از گذشته گردید و روستائیان برای پیدا کردن لقمه ای نان فریب زرق و برق و ظاهر اغوا کننده شهرها را خوردند و شهرنشین یا به بیان دقیق تر "حاشیه نشین" شدند.
بر خانواده ما نیز در روستا بسیار سخت می گذشت. با تولد من که چهارمین فرزند خانواده بودم فشارها بیشتر شد. پدرم شش کلاس سواد داشت. او آهنگری زحمتکش و سرد و گرم چشیده و با ایمان بود و دین را به خوبی می شناخت. در مسجد حضور پررنگی داشت و قرآن و احکام درس می داد. اگرچه هیچگاه زرق و برق دنیا در چشم او ارزشمند نبود اما فشارهای زندگی او را نیز یک سال پس از تولد من وادار کرد به تهران مهاجرت کند. در تهران محله پامنار را برای سکونت برگزیدیم. برای دور شدن از فضای به ظاهر مترقی و در واقع بی هویت آن روز تهران که با فشار رژیم شاه ایجاد شده بود، پدرم خانواده ما را با مسجد و منبر آشنا کرد. من  نیز کمی که بزرگتر شدم و دوران کودکیم آغاز شد همراه خانواده با مسجد و روحانی آن آشنا شدم.
* * *
پدرم همیشه روزنامه می خرید. کلاس اول بودم که با کمک بزرگترها خبر تصویب کاپیتالاسیون را در روزنامه خواندم. اگرچه آن روز معنی آن را نمی فهمیدم اما از اعتراضهایی که در حوزه های علمیه به رهبری حضرت امام به آن شد و از برخورد شدید و خشنی که شاه با معترضین داشت پی بردم که شاه می خواهد برگ دیگری از تحقیر مردم کشور در برابر بیگانگان را به کارنامه خود بیافزاید. همان سالها بود که در پانزدهم خرداد، شاه یاران امام (رحمه ا... علیه) را به خاک و خون کشید. آنروزها امام تازه از زندان آزاد شده بود.
صحبت های امام را در آن ایام هیچ گاه فراوش نمی کنم‌، در صحبت هایش چیزی نهفته بود که همه را شیفته خود می کرد. ایمان به خدا در کلام او موج میزد و مردم را به اسلام حقیقی دعوت می کرد. پیامش دعوت به توحید بود و عدالت و رفع ظلم و فتنه از جهان. شجاع بود. با صلابت سخن می گفت. کلامش ساده و صادقانه بود. رهنمودهای امام بر دلهای مردم می نشست و به عمق جانها رسوخ می کرد. همین ویژگی ها بودکه او را محبوب قلوب ملت از پیر و جوان و البته مغضوب رژیم شاه و اربابان آمریکاییش کرده بود. اما جالب اینجاست که حتی دشمنان او نیز برای او احترام خاصی قایل بودند.
* * *
رفته رفته تحمل امام دیگر برای شاه ممکن نشد و از آنجا که می دانستند کشتن او قیام خونین غیر قابل مهاری در پی خواهد داشت تصمیم گرفتند امام را تبعید کنند تا به زعم خود میان او و یارانش فاصله بیاندازند و انقلابی که در شرف وقوع بود را مهار کنند.
امام شبانه تبعید شد و این تبعید 14 سال ادامه یافت.  در دورانی که امام در تبعید بود در کلاسها و جلسات یاران و شاگردان امام با افکار او بیشتر آشنا شدم. هر چه بیشتر با افکار و اصول امام آشنا میشدم علاقه ام به آن مرد الهی بیشتر می شد و تحمل دوری وی برایم دشوارتر. دشمنان مردم مسلمان ایران اگرچه امام را از مردم دور کرده بودند اما او در عوض در قلبهای مردم جا گرفته بود و از همیشه به آنها نزدیکتر.
* * *
دوران دبیرستان من همراه با جشن های 2500 ساله شاهنشاهی بود. آن سالها فشار فقر بر اقشار محروم مضاعف شد بود. تحمیل هزینه های سنگین جشنها و عیش و نوشهای خاندان شاه و اشراف زادگان و مهمانان خارجیشان کمر مردم را می شکست. تمام ملزومات این جشنها با هواپیماهای اختصاصی از اروپا به ایران آورده می شد و شاید به توان ادعا کرد که جشنهای ننگین 2500 ساله شاه خائن پرهزینه ترین جشن تاریخ تمدن بشری بود.
بگذریم، در چنین شرایطی دیگر پتک و سندان پدر کفاف مخارج خانواده را نمی داد و من مجبور شدم برای کمک به خانواده و تامین خرج تحصیل در کارگاه یکی از همسایه ها مشغول به کار شوم و کانال کولر پرس بزنم. با وجود آنکه بسیار بازیگوش و پر جنب و جوش بودم اما از درس و مدرسه هم غافل نبودم و دانش آموز ممتاز محسوب می شدم. از همان دوران بود که به معلمی علاقه مند شدم و گاه و بیگاه برای دوستانی که تقاضای کمک داشتند در خانه یا مسجد کلاسهای تقویتی برگزار می کردم. سال آخر دبیرستان با چند کتاب تست و تلاش شبانه روزی مانند همه کنکوری ها و البته بی نصیب از کلاس های تقویتی کنکور خود را برای این آزمون آماده کردم. قرار داشتن در بحبوحه جریان انقلاب و فعالیتهای مبارزاتی پراکنده علیه رژیم شاه باعث نشده بود که دچار ضعف تحصیلی شوم و با تلاش مضاعف سعی می کردم تا در کنار فعالیتهای اجتماعی و انقلابی آمادگی علمی خود را نیز همواره در حد مطلوب نگه دارم.
 صبح روز امتحان کنکور مطمئن بودم که رتبه ام  تک رقمی خواهد بود اما تقدیر چنان رقم خورد که در جلسه امتحان دچار خونریزی بینی شوم. با این حال رتبه 132 ریاضی هم رضایت بخش بود و من توانستم در رشته مورد علاقه ام - مهندسی عمران -  در دانشگاه علم و صنعت سه سال قبل از پیروزی انقلاب پذیرفته شوم.
* * *
رژیم شاه می خواست با تزریق بی بند و باری و ترویج فساد و فحشا در دانشگاه ها ، انگیزه های اسلامی و انقلابی را در دانشجویان بخشکاند و از این طریق مانع پیوستن آنها به جریان انقلاب شود. اگرچه تعداد اندکی از دانشجویان در این دام افتند اما علی رغم تمام تلاشهای رژیم شاه دانشگاه به پایگاهی برای مبارزه تبدیل گردید. اما خطری که هنوز دانشجویان انقلابی را تهدید می کرد منحرف شدن به سمت اردوگاه کمونیسم بود. اما خوشبختانه جوانان و دانشجویان مذهبی  دانشگاه ها  از امام آموخته بودند که تمامی حصرهای غیرعقلانی و تحمیلی را بشکنند و به دنبال حقایق ناب باشند. هوشیاری این گروه باعث شد در زمان کوتاهی جریانی نو و غیر التقاطی در دانشگاهها شکل گیرد که پیروی از مکتب امام و اعتلای کلمه توحید تا آخرین نفس تنها شعارشان بود. شکل گیری این گروه تازه نفس، اندک اندک مرزبندی ها را شفاف تر کرد و وزن واقعی هر کدام از گروهها را نمایان کرد و دست های پشت پرده انحراف جریان مبارزات را برای همگان آشکار ساخت. حرکتهای مردمی هر روز بیش از پیش رنگ و بوی مذهبی به خود می گرفت و ارزش های دینی ای مردم همچون شهادت، ملت ایران را آماده مواجهه  با شکنجه های وحشیانه و گلوله های آتشین رژیم سفاک شاه می کرد. اگر نبود ایمان و توکل مثال زدنی مردم قهرمان ایران و توسل آنها به اهل بیت و پیروی تمام و کمالشان از امام ، ریشه های انقلاب بارها و بارها در اثر این شکنجه های هولناک و کشتارهای گسترده می خشکید.
با شدت گرفتن جریان انقلاب و واضحتر شدن سرانجام امید بخش آن خون تازه ای در رگهای مردم جریان یافت.
* * *
امام آمد. پس از 15 سال دوری و تبعید. استقبالی که مردم ایران از رهبرشان کردند برای همیشه در تاریخ ثبت شد. تمام ایران برای استقبال از امام به خیابانها ریخته بودند. چشمهای ناظران جهانی خیره مانده بود و از تحلیل این همه حماسه و شور عاجز بودند.
انقلاب اسلامی مردم ایران پس از سالها استقامت و پایداری قهرمانانه و با تقدیم هزاران شهید در عین ناباوری و حیرت تحلیلگران شرق و غرب و دستگاههای اطلاعاتی ابرقدرتها به پیروزی رسید. انقلاب ما در نوع خود بینظیر بود، مردم با دستانی خالی و صرفا با تکیه بر سلاح ایمان و با رهبری پیر مردی 80 ساله نماینده نظامی آمریکا – شاه مزدور – را سرنگون کردند و حامیان ابر قدرت شاه را در منطقه و جهان بی آبرو و ذلیل  کردند.
* * *
اگرچه از همان آغاز نهضت امام خمینی حکومت مطلوبی  که امام مدنظر داشت برای همگان روشن بود اما حضرت امام  با اصرار فراوان فرمان به برپایی همه پرسی برای تعیین نوع حکومت جدید در ایران را داد تا از همان ابتدا نشان دهد که با خواست مردم و بر مبنای شرع است که حکومت اسلامی شکل می گیرد. اگرچه نیازی به چنین همه پرسی ای اساسا وجود نداشت اما امام با درایت خویش حجت را بر همگان تمام کرد و راه بهانه جویی های احتمالی را بست. این اقدام و جواب قاطع ملت ایران به آن باعث سرخوردگی برخی گروههای وابسته به ابرقدرتها شد و آنان نیز با اشاره قدرتهای استکباری و در راس آنها آمریکا دست به کشتار مردم بی گناه و ترور رهبران انقلابی زدند تا به زعم اربابان خام خود نهال حکومت جدید را از همان ابتدا بخشکانند. اما مردم حاضر نبودند دستاورد انقلاب عظیم خود را به این راحتی از دست دهند و باز ایستادند و با تحمل سختی ها از انقلاب خود پاسداری کردند و در نهایت گروهکهای تروریستی را از کشور خود راندند. هرچند این گروهکهای تروریستی هنوز هم در پناه شیطان بزرگ آمریکا ذلیلانه ارتزاق می کنند اما سیلی ای که از ملت ایران دریافت کردند را هرگز فراموش نخواهند کرد.
* * *
استکبار جهانی تصمیم گرفته بود به هر قیمتی که شده انقلاب اسلامی ایران را دچار شکست کند زیرا از این میترسید که انقلاب الگویی برای سایر ملتها در سطح منطقه و جهان شود. از طرف دیگر می خواست آبروی از دست رفته خود را باز یابد. از همین رو در میان کشتارهای روزانه گروهکهای تروریستی در داخل ایران آتش جنگ علیه ایران توسط رژیم صدام برافروخته شد. تحلیل سیاستمداران فاسد جهان آنروز بر این بود که ایران در اول راه است و حکومت آن هنوز اسقرار کامل نیافته است نیروی نظامی آن هم از هم گسیخته است و از طرف دیگر سلاح و مهمات ندارد اما در طرف مقابل صدام هرچه بخواهد به او می دهیم و او پیروز جنگ خواهد بود. صدام سرمست از کمکهایی مالی، نظامی و اطلاعاتی که از آمریکا و دیگر کشورهای غربی دریافت کرده بود اعلام کرد طی مدت 3 روز تهران را فتح خواهد کرد. جنگی که به ایران تحمیل شد نه 3 روز بلکه بیش از 8 سال به طول انجامید و در آخر هم حتی یک وجب از خاک ایران نصیب صدام و حامیانش نشد.
در این هشت سال صدام هم با ما می جنگید و هم با مردم خود. هم شهرهای ما را هدف بمباران شیمیایی قرار می داد و هم روستاهای عراق را. در تمام مدت جنگ در شرایطی که صدام شهرهای ما را بمباران می کرد جمهوری اسلامی برای رعایت مسایل اسلامی و انسانی از مقابله به مثل پرهیز کرد و درگیری با عراق را به جبهه های نبرد محدود کرد، اگرچه چنین رفتاری هم باز برای ناظران جهانی قابل درک نبود.
در ابتدای جنگ 25 سال داشتم. مادر و همسرم و تمامی مادران و همسرانی که جوانان و همسرانشان در جبهه ها از کیان کشور خویش دفاع می کردند صبورانه به تربیت نسلی مقاوم، شجاع و مومن اهتمام داشتند. جوانان توانمند امروز ثمره همان تلاشها و به جان خریدن سختی ها هستند.
دفاع مقدس دانشگاه منحصر به فردی برای آموختن انسانیت بود. تجربه همزمان مرگ و زندگی انسان های جنگ را در بهشتی میان دنیا و آخرت نگه داشته بود که هرچه می گفتند و می شنیدند و انجام می دادند الهی بود.
برادری و صمیمیت، جدیت و سخت کوشی، معنویت و عبادت، شوق و شادمانی، ایثار و رشادت، همه و همه  به ما ثابت می کرد که دنیا و آخرت در بستر دین نه تنها با هم در تضاد نیستند بلکه مکمل یکدیگرند. شهادت تنها آرزوی رزمندگان ما بود و هست.
سال 67 یعنی یکسال قبل از وفات امام (رحمه ا... علیه) قطعنامه ای صادر شد و امام با اکراه آنرا پذیرفت و اعلام کرد که با این کار جام زهر نوشیده است. جنگ به پایان رسید و این در حالی بود که در تمام این مدت سازمانهای بین المللی سعی می کردند با تحریف حقایق آشکار متجاوز بودن رژیم صدام را کتمان کنند و در عمل از هیچ کمکی به او دریغ نکردند. برای کسانی که از پیوند این سازمانها با کشورهای سلطه گر بی خبر بودند این چشم پوشی و کتمان حقیقت عجیب می نمود


 
comment نظرات ()
 
زندگینامه یا بیو گرافی مهندس میر حسین موسوی
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 
یزدفردا "مهندس میر حسین موسوی خامنه ای پنجمین نخست وزیر جمهوری اسلامی است. او پس از محمد رضا مهدوی کنی که در پی شهادت رجایی و باهنر به سمت نخست وزیری توسط امام (ره) منصوب شده بود، به نخست وزیری انتخاب گردید و در دوران جنگ نخست وزیر ایران بود.

وی متولد سال 1320 در خامنه است و در سال 1348 مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) در رشته معماری اخذ نموده و از سال 1358 تا کنون عضو شورای انقلاب فرهنگی است. مهندس میر حسین موسوی در طول سال‌های حضور خود در عرصه سیاست به عنوان نخست‌وزیر، وزیر امور خارجه،‌ عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و... به فعالیت پرداخت اما از سال ۱۳۷۷ با بر عهده گرفتن ریاست فرهنگستان هنر به فعالیت در این حوزه مشغول شد.
ایشان هم اکنون ریاست فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت. او دانش آموخته علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد و تندیس "نرگس عاشقان" ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب شده است.
مهندس موسوی در زمان ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه‌ای ، به نخست وزیری رسید. او همچنین عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی و مدیر مسوول ارگان این حزب بوده است.
نقش میر حسین موسوی در قدرتمند شدن فرهنگستان هنر به اندازه‌ای است که این نهاد حتی از مرکز هنرهای تجسمی وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی نیز فعالیت‌های بیشتر و گسترده‌تری را انجام داده است. از فعالیت های هنری و علمی او می توان از شرکت در یازده نمایشگاه نقاشی انفرادی و جمعی، طراحی برای دانشگاه شاهد، طراحی گلستان شهدای اصفهان، طراحی بنای یادبود شهید خرازی، طراحی مجموعه فرهنگی - تجاری بین الحرمین در شیراز، طراحی مسجد سلمان فارسی برای نهاد ریاست جمهوری، طراحی مرکز مطالعات استراتژیک نام برد.
مهندس میر حسین موسوی در بیانیه تقدیر از هشت سال تلاش دولت حجت‌الاسلام والمسلمین خاتمی که آن را در اختیار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) قرار داده، خاتمی و دوران هشت ساله‌ی دولت او را چنین توصیف می‌کند: «هشت سال دوران ریاست جمهوری فرزند فاضل، با تقوا و متعهد حضرت امام خمینی(ره) برادر عزیزمان جناب حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی به پایان خود نزدیک می‌شود و لبخندهای شیرین در این روزها خبر از آن می‌دهد که زخم‌های بی‌شماری که در طی این مدت به آن جان عزیز وارد شد به همین زودی و پیش از به اتمام رسیدن دوران خدمتش التیام یافته است. رنجی که برای خداوند پذیرفته شود، میوه‌های شیرین خواهد داد و هر قدر که ایمان به فضل الهی بیشتر باشد، این میوه‌ها زودتر به بار می‌رسند. قدردانی از دستاوردهای بزرگی که دولت خاتمی در طی این هشت سال داشته است، وظیفه‌ای صرفا اخلاقی نیست تا از خدمات بی‌شائبه‌ی برادری مخلص و بی‌ادعا سپاسگزاری شده باشد، بلکه هم‌چنین برای آن است تا آیندگان قدر آن‌چه با خون دل بسیار فراهم آمده است، بدانند و آن را به راحتی از دست ندهند.
ایشان هم اکنون کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری می باشند.

پروفسور زهرا رهنورد
پروفسور زهرا رهنورد بروجردی همسر میرحسین موسوی است. زهرا رهنورد بروجردی متولد 1334 در بروجرد است. او نویسنده نقاش و مجسمه ساز است. همچنین زهرا رهنورد بروجردی رئیس دانشگاه الزهرا و مشاور رئیس جمهور  سابق کشورمان (سید محمدخاتمی) را در کارنامه دارد. رهنورد دارای مدرک کارشناسی مجسمه سازی کارشناسی ارشد پژوهش و هنر کارشناسی ارشد علوم سیاسی و دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تهران و اولین زن مسلمان رئیس و اخیرا کسب مدرک تمام استادی(پروفسوری) دانشگاه است.


رهنورد، همسر میرحسین موسوی، نخست‌وزیر سابق کشور، تاکنون یش از 30 جلدکتاب و ده ها مقاله در مباحث نظری هنر، زنان،علمی و سیاسی به چاپ رسیده است. ازجمله: حکمت هنر اسلامی- طلوع زن مسلمان- ریشه های استعماری کشف حجاب- پیام حجاب زن مسلمان- دولت اسلامی- موضع گیری طبقات در فرایند انحطاط جامعه- سوگواری در حراء و...

وی پیش از این رییس تنها دانشگاه دخترانه کشور یعنی دانشگاه الزهرا بود، که گفته می‌شود به دلیل فشارهای وارده از سوی اصولگرایان نسبت به نوع مدیریت وی از این دانشگاه، در شهریور 85 از این سمت کنار رفت و جای خود را به محبوبه مباشری واگذار کرد.


مدارک دانشگاهی:
لیسانس : مجسمه سازی - دانشگاه تهران
فوق لیسانس : پژوهش اسلامی - دانشگاه تهران
علوم سیاسی - واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی
دکترا : علوم سیاسی - واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی

آثار و تالیفات:
مقالات : ارائه بیش از ٣٣ مقاله در زمینه هنر و موضوع زن در سمینارهای مختلف.
کتابها :
حکمت هنر اسلامی، ١٣٧٨، «سمت».
مشبک، ١٣٨١، «سمت».
تصحیح کتاب و مقدمه کتاب خاتم، ١٣٨٣، «سمت».
همگام با هجرت یوسف، دفتر نشر فرهنگ اسلامی .
موضع گیری طبقات اجتماعی با فرایند انحطاط یک جامعه در قرآن، ١٣٧۵، نشر معلم.
هنر معاصر ایران در جهان اسلام، ١٣٨٢، نشر روزنه.
پیام زن مسلمان، ١٩٩١، انگلستان انتشارات هدی.
زیبا شناسی در اسلام و مسیحیت و مارکسیسم، ١٣۶٨، بی تا.
ریشه استعماری کشف حجاب، ١٣۵٩، هدایت و یازده کتاب دیگر به زبانهای اردو، ترکی استانبولی و انگلیسی.

تحقیقات و فعالیتها : در سه حوزه ادبی و هنری ، علوم سیاسی و مطالعات زنان.
اشتغال به تدریس دروس مجسمه سازی، تاریخ هنر، حکمت هنر اسلامی و مطالعات تطبیقی و زبان و بیان در هنرهای سنتی در مقاطع لیسانس تا دکترا.
از ایشان چند اثر هنری از جمله مجسمه های مادر(نرگس عشق) واقع در میدان مادر تهران، ظهر عاشورا و پرنده روز دهم به یاد مانده است .

مسئولیتهای اجرایی :
ریاست دانشگاه الزهرا.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران.
از سال ١٣٧۴ تا کنون، مدیر گروه هنر سازمان «سمت».

سابقه تدریس :
مجسمه سازی، تاریخ هنر، حکمت هنر اسلامی، مطالعات تطبیقی و زبان و بیان در هنرهای سنتی، مقاطع لیسانس تا دکترا در دانشگاههای الزهرا، تربیت مدرس و تهران.

عناوین و تقدیرنامه ها :
ایشان به دلیل ٣۵ سال فعالیتهای قرآن پژوهی در قلمرو هنر، زن و علوم سیاسی مفتخر به دریافت لقب «خادم القرآن» شدند و همچنین از طرف مرکز بیوگرافی دانشگاه کمبریج در لیست دو هزار استاد برجسته جهانی قرار گرفتند.
کسب رتبه برگزیده جایزه بین المللی هجدهمین جشنواره بین المللی خوارزمی در سال ١٣٨٣.
لوح تقدیر از سازمان «سمت» به امضای رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام جناب آقای هاشمی رفسنجانی به مناسبت برگزیده شدن به عنوان مدیر نمونه گروه پژوهشی هنر و ١٠ لوح تقدیر دیگر.

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه مطهری
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

شهید مطهری

 

نام پدر :محمد حسن                      محل شهادت: تهران
محل تولد:فریمان                   مزار شهید:حرم حضرت معصومه

 

سیزدهم بهمن ماه سال 1298 فریمان میزبان نوزادی شد که او را مر تضی نامیدند. سیزده سال بعد مرتضی طلبه حوزه علمیه شد و در سال 1316 برای ادامه تحصیل علوم دینی به قم مراجعت کرد و در محضر درس اساتیدی چون امام خمینی (ره)، آیت الله العظمی بروجردی و علامه سید محمد حسین طباطبایی شرکت نمود. سال 1331 بود که به تهران مهاجرت کرد و شروع به تدریس در دانشکده معقول و منقو ل (الهیات و معارف اسلامی) دانشگاه تهران نمود و در همان زمان به همکاری با مجامع اسلامی وکانونهای مذهبی پرداخت. در پانزدهم خرداد ماه 42 دستگیر و راهی زندان شد و یکسال پس از آن به صلاحدید امام خمیبی (ره) با جمعیت های مؤتلفه اسلامی آغاز به همکاری نمود. پس از چندی حسینیه ارشاد تهران را تأسیس کرد که گام مؤثری درجهت جذب و سازماندهی جوانان بود. در سال 1348 به دلیل انتشار اعلامیه ای مبنی بر جمع آوری کمک به آوارگان فلسطین راهی زندان شد. سال 1354 بود که رژیم به دلیل احساس خطری که از جانب شهید مطهری می نمود ایشان را ممنوع المنبر اعلام کرد. دو سال بعد در سال 1356 استاد اقدام به پایه گذاری جامعه روحانیت مبارز تهران نمود. در سا ل 1357 در سفری به پاریس مسؤولیت تشکیل شورای انقلاب از سوی امام (ره) به ایشان واگذار شد. او که پاره تن امام بود در اردیبهشت ماه 1358 پس از سالها تلاش در جهت اعتلای کلمه الله به دست گروه فرقان به شهادت رسید. نامش بلند و یادش جاود


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه امام خمینی
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

زندگی نامه (بیوگرافی) امام روح الله خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران




امام خمینى از ولادت تا رحلت
در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها, روح الـلـهالمـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاکدان طبیعت نهاد .
او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود که نسل در نسل در کار هـدایـت مردم وکسب مـعارف الهى کـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه العظمـى میرزاى شیـرازى (رض), پـس از آنکه سالیانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمـیـن ملجاء مردم و هادى آنان در امـور دینـى بـود. در حـالـیکه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه نمى گذشت, طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را که در برابر زورگـوئـیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمـیـن به اراک وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حکـم الهى قصاص به .تهران (دار الحکـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید
بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان کـودکى با رنج یـتـیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران کـودکـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) که خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـکـرمه اش ( صاحبـه خانم ) که بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى کرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید .
هجرت به قـم, تحصیل دروس تکمیلى وتدریس علوم اسلامى
اندکـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الکریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى کرد. که مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث کـتاب مطـول ( در علـم معانى و بیان ) نزد مرحوم آقا مـیـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تکمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله سید محمد تقـى خـوانسارى, و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سـیـد عـلى یثربى کاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله العظمى حاج شیخ عبدالکریـم حایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام برد .
پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیچـه رسـیـد و آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعـیـم حـوزه عـلمـیـه عازم قـــم گـردیـد. در این زمان, امام خمینـى به عـنـوان یـکـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب راءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به تدریـس چندیـن دوره فقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فیضیه, مسجـد اعظم, مسجـد محمـدیه, مـدرسه حـاج ملاصـادق, مسجد سلماسى, و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال در مسجـد شیخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بـیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود که بـراى نخـستـیـن بار .مبانـى نظرى حکـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولایت فـقیه بازگـو نمود
.
  
امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــام
روحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربـیت و محیط خانـوادگى و شرایط سـیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سـیـر تکاملى آن به مـوازات تکـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یکـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشکـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قـیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش کنـد و بـدیـن تـرتـیـب قـیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امام خمـیـنى و اسلامـى بـودن انگـیـزه ها, و شعارها و هدفهـاى قیام, سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران که بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد امام خمـیـنـى خاطـره خـویـش از جنـگ بیـن المـلل اول را در حالیکه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنین یاد مـى کند : مـن هـر دو جـنـگ بـیـن المللـى را یادم هست ... مـن کـوچـک بـودم لکـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مرکزى که ما داشـتـیـم در خـمـیـن, مـن آنجا آنهـا را مى دیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایى دیگر با یاد آورى اسامى بـرخى از خوانیـن واشـرار سـتمگر که در پناه حکـومت مـرکـزى بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم مى پرداختند مى فـرماید : مـن از بچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـودیـم, مـورد هـجـوم رجـبعلـیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالى که تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود, بـچـه بودم, دور ایـن سنگـرهایى که بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها مى خـواسـتند هجـوم کـنند و غـارت کـنند, آنجا مى رفـتـیــم سنگرها را سرکشـى مى کردیـم کـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى که بنابر گـواهـى اسـناد و مدارک تاریخـى و غـیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد کـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودى حکـومت مـلوک الطـوایـفـى خـوانیـن و اشـرار پـارکنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیکتاتـورى پدید آورد که در سایـه آن هـزار فامـیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاکـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهایى عهـده دار نقـشسابق خوانین و اشرار گردید .
در چنینـى شرایطـى روحانیت ایران که پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگلیسى از یکـسو و دشمـنیهاى غرب باختگان روشنفـکر مـآب از سـوى دیگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تکاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمى حاج شیخ عـبدالـکریـم حایرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراک به ایـن شهـر هجرت کرد واندکـى پـس از آن امـام خـمیـنى که با بـهـره گیرى از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ک با سـرعـت طى کرده بود به قـم هجرت کـرد و عملا در تـحکیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشارکـتى فعال داشت.
زمان چندانـى نگذشت که آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.
پـس از رحلت آیـه اللـه العظمى حایرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید مى کرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جویى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمـیـه قـم را آیات عـظـام :
سید محمد حجت, سید صدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند. در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان, شرایط براى تحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید. آیه الله العظمى بروجردى شخصیت علمى برجسته اى بـود کـه مـى تـوانست جانشین مناسبـى براى مـرحوم حایرى و حفـظ کیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوى شاگردان آیـه الـلـه حایرى و از جمله امام خـمـیـنـى به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت از آیـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطـیر زعامت حـوزه مجدانه تلاش کرد.
امام خمینـى که با دقـت شـرایط سیاسـى جامعه و وضعـیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر کتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درک محضر بزرگانى همچون آیـه الـلـه مـدرس تکـمیل مى کرد دریافـته بـود که تـنها نقـطـه امـیـد بـه رهـایـى و نجات از شـرایط ذلت بارى که پـس از شکست مشروطیت و بخصـوص پـس از روى کار آوردن رضا خان پدید آمده است, بیدارى حوزه هاى عـلمـیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانیت مـى بـاشـد.
امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـکارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهـیـه کرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى ( ره) پـیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .
اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه کرده بـود. لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى کـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن, سوگـند به قرآن کریـم و مرد بـودن انـتخاب کـنـنـدگان و کاندیـداها تغییر مـى یافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـویب کـابـیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود.
حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقـیـقا بـه منظور قانـونـى کـردن حضـور عناصر بهایـى در مصـادر کـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانکه قـبـلا نـیـز اشاره شد پـشتـیـبـانى شـاه از رژیـم صهـیـونیـستـى در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائـیل شرط حمایـتهاى آمـریـکـا از شـاه بـود. نـفـوذ پـیـروان مـسـلک استعـمـارى بهـائـیت در قـواى سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـى بخشید. امام خمـیـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد کـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمـیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وکارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمـیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمـیـنـى به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود. در یکـى از ایـن تلگرافها آمده بـود :
اینجانب مجددا به شما نصیحت مى کنـم که بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهید واز عواقب وخـیـمـه تخلف از قـرآن و احـکام علماى ملت و زعماى مسلمیـن و تخـلف از قانـون اساس بـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلکت را به خطـر نـیـنـدازید و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـوددارى نخـواهنـد کـرد .
بدیـن ترتـیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بـویژه از آنجهـت بـود کـه طى آن ویـژگـیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد که از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شکست شـاه در ماجـراى انجـمـنها, فـشـار آمریکـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .
با پیشنهاد امام خمینى عـیـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامـیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفـیـد شاه بـه انقـلاب سـیـاه تعـبـیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریکا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوى دیگـر, شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریکا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمـیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفـیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران
مىآمد .
امام خمـیـنى در اجـتماع مردم, بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپـیـمان بـا اسـرائـیـل یاد مـى کـرد و مـردم را بـه قـیام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـروردیـن 1342 شدیـدا از سـکـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد کرد و فـرمـود : امـروز سکـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فروردیـن 42 ) اعلامـیـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى یعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .
راز تاءثیر شگـفت پـیـام امام و کـلام امـام در روان مخاطـبـیـنـش که تا مرز جانـبازى پیـش مـى رفت را بایـد در هـمـیـن اصـالت انـدیشه, صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو کـرد .
سال 1342 با تحریـم مراسـم عـیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریکـا اصـرار مـى ورزیـد و امام خـمـیـنى بر آگاه کردن مردم و قـیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـریکـا و خیـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فروردیـن 1342 آیـه الله العظمـى حکیـم از نجف طـى تلگـرافـهـایى بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد کـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت کنند. این پیشنهاد براى حفـظ جان عـلما و کیان حـوزه ها مطرح شده بود .
حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها, پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمى حکیـم را ارسال نمـوده و در آن تاکیـد کرده بـود کـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى کـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .
امام خمیـنـى در پیامـى( بـه تایخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فـیـضـیـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ایران در رویارویـى سـران ممـالک اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائیل غاصب تـاکید ورزید وپیمانهاى شـاه و اسـرائیل را محکـوم کرد .
  
قیام 15 خرداد
ماه محرم 1342 که مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریک مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .
امام خمینى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فیضـیـه نطق تاریخـى خـویـش را که آغازى بر قیام 15 خرداد بود ایراد کرد .
در همیـن سخنرانى بـود که امام خمـیـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى کنـم, اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نیصحت مى کـنم دسـت بـردار از این کارها, آقا اغـفـال مى کنند تو را. مـن مـیل ندارم کـه یـک روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى, همه شکر کـنند ... اگر دیکـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان, در اطـرافـش فکـر کـن .... نصـیحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بـیـن شـاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت مـى گـوید از اسرائـیـل حرف نزنـیـد ... مگر شاه اسـرائـیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش کـردن قـیـام را صادر کـرد. نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها کماندوى اعـزامـى از مرکز, منزل حضرت امـام را محاصره کردند و ایشان را در حالیکه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسـیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى کـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران, مـشهـد, شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد .
نزدیکترین ندیم همیشگى شاه, تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بکارگیرى تجربیات و همکارى زبـده ترین ماموریـن سـیاسى و امـنیـتى آمریکا براى سرکـوب قـیام و هـمچنیـن از سراسـیمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواک در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضـیح داده است که چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سرکـوب صادر مى کردند .
امام خمینـى, پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .
با دستگیرى رهبـر نهـضـت و کـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42, قیام ظاهرا سرکوب شد. امـام خمـینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان, با شهـامت و اعلام ایـنکه هـیـئـت حاکمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غـیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحـیت مـى داند, اجتـناب ورزیـد. در شامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى, امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم, شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشکـوهى در مـدرسه فـیـضـیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اولیـن سالگـرد قـیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مـشتـرک امام خمـیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمـیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.
امـام خمـینـى در هـمـیـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بـیانـیـه اى انقلابـى صادر کرد و درآن نـوشـت : دنـیا بـدانـد که هر گرفـتارى اى کـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمـیـن دارنـد از اجـانب اسـت, از آمـریکاست, ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریکـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریکـاست که از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى کنـد. آمریکاست که به اسرائیل قـدرت مـى دهـد که اعراب مسلـم را آواره کند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه کاپیتـولاسیون, ایران را در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد .
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره کماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران, مـنزل امام خمـیـنى در قـم را محاصره کـردنـد. شگـفـت آنـکه وقـت باز داشت, هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنـیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یک فـرونـد هـواپـیـماى نظامى کـه از قبل آماده شـده بـود, تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنکارا پـرواز کـرد. عـصـر آنـروز سـاواک خـبـر تـبـعـیـد امـام را بـه اتهام اقـدام علیه امنیت کشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
علیرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران, تعطیلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بیـن المللـى و مـراجع تقلیـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در ترکیه یازده ماه به درازا کشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقایاى مقاومت را در ایران در هـم شکـست و در غیاب امام خمینى به سرعت دست به اصلاحات آمریکا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـرکیـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدویـن کتـاب بزرگ تحـریـر الـوسیله را آغاز کند 
تبعیـد امـام خمینـى از تـرکیه به عراق
روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آیه الله حاج آقا مصطفـى از ترکیه به تبعیدگاه دوم, کشـور عراق اعزام شدند . امام خمینى پس از ورود بـه بـغداد بـراى زیارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى کاظمیـن, سامـرا و کـربلا شتـافت ویک هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود یعنـى نجف عزیمت کرد.
دوران اقامت طـولانـى و 13 ساله امام خمـینى در نجف در شرایطى آغاز شد که هر چند در ظاهر فشارها و محدودیـتهاى مستقیـم در حـد ایـران و تـرکیه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و کارشکـنـیها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن رویارو بـلکه از ناحیه روحانى نمایان و دنیا خـواهان مخفى شده در لباس دیـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود که امام با هـمـه صـبر و بـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرایط مبارزه در ایـن سالها بـه تلخى تمام یاد کرده است. ولى هـیچـیـک از ایـن مصـائب و دشـواریها نـتـوانـست او را از مـسیــرى که آگـاهانه انتخاب کرده بود باز دارد .
امام خمینى سلسله درسهاى خارج فـقه خـویـش را با همه مخالفتها و کارشکنیهاى عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصارى (ره) نجف آغاز کرد که تا زمان هجـرت از عراق به پاریـس ادامه داشت . حوزه درسى ایشان به عنـوان یکى از برجسته تریـن حوزه هاى درسى نجف از لحـاظ کیفیت و کمیت شـاگـردان شنـاخته شـد .
امام خمینـى از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پیکـهایى بـه
ایران, ارتباط خویـش را بـا مـبارزیـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـى بـه پـایـدارى در پیگیـرى اهـداف قـیام 15 خـرداد فـرا مى خواند .
امام خمینى در تمام دوران پـس از تـبـعـید, علیرغـم دشواریهاى پدید آمـده, هیچگاه دست از مبارزه نـکـشیـد, وبـا سخنـرانیها و پیامهـاى خـویـش امیـد به پیـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت .
امام خمینى در گفتگـویى با نمانیده سازمان الفـتـح فـلسطیـن در 19 مهر 1347 دیـدگاههاى خویش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح کرد و در همین مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زکات بـه مجـاهـدان فلسطینـى فتـوا داد .
اوایل سال 1348 اختلافات بـیـن رژیـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دو کشـور شدت گرفت. رژیـم عراق جمع زیادى از ایـرانـیان مقیـم این کشـور را در بـدتریـن شرایط اخراج کرد. حزب بـعث بـسـیار کوشید تا از دشمـنى امام خمـیـنى با رژیـم ایـران در آن شرایط بـهـره گیرد .
چهار سال تـدریس, تلاش و روشنگرى امام خمـیـنـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اینـک در سال 1348 علاوه بر مبارزین بیـشمار داخل کشور مخاطبین زیادى در عراق, لبـنان و دیگر بـلاد اسلامـى بـودنـد که نهـضت امام خمینى را الگـوى خویـش مى دانستند .

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه ابن سینا
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

ابن سینا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

چهره ابوعلی‌سینا. نقاش: ابوالحسن صدیقی (این تصویر توسط انجمن آثار ملی رسما به‌عنوان چهرهٔ اصلی بوعلی سینا شناخته شد.) سیاه قلم روی کاغذ، ۱۳۲۴

ابن سینا (شیخ الرئیس ابو علی سینا) یا پور سینا (۳۵۸-۴۱۶ خورشیدی، ۳۷۰-۴۲۸ قمری، ۹۸۰-۱۰۳۷ میلادی) پزشک اهل ایران‌زمین، مشهورترین و تاثیر گذارترینِ فیلسوفان و دانشمندان اسلامی بود.[۱] وی ۴۵۰ کتاب در زمینه‌های گوناگون نوشته‌است که تعداد زیادی از آن‌ها در مورد پزشکی و فلسفه‌است. جرج سارتن او را مشهورترین دانشمند سرزمین‌های اسلامی می‌داند که یکی از معروف‌ترین‌ها در همهٔ زمان‌ها و مکان‌ها و نژادها است. کتاب معروف او کتاب قانون است.

 

 زندگی

ابن سینا یا پورسینا حسین پسر عبدالله زاده در سال ۳۷۰ هجری قمری و در گذشته در سال ۴۲۸ هجری قمری، دانشمند و پزشک و فیلسوف بود. نام او را به تفاریق ابن سینا، ابوعلی سینا، و پور سینا گفته‌اند. در برخی منابع نام کامل او با ذکر القاب چنین آمده: حجة‌الحق شرف‌الملک شیخ الرئیس ابو علی حسین بن عبدالله بن حسن ابن علی بن سینا البخاری. وی صاحب تألیفات بسیاری است و مهم‌ترین کتاب‌های او عبارت‌اند از شفا در فلسفه و منطق و قانون در پزشکی.

«بوعلی سینا را باید جانشین بزرگ فارابی و شاید بزرگ‌ترین نماینده حکمت در تمدن اسلامی بر شمرد. اهمیت وی در تاریخ فلسفه اسلامی بسیار است زیرا تا عهد او هیچ‌یک از حکمای مسلمین نتوانسته بودند تمامی اجزای فلسفه را که در آن روزگار حکم دانشنامه‌ای از همه علوم معقول داشت در کتب متعدد و با سبکی روشن مورد بحث و تحقیق قرار دهند و او نخستین و بزرگ‌ترین کسی است که از عهده این کار برآمد.»(اموزش و دانش در ایران، ص۱۲۵)

«وی شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود.»(خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۴۹۳)


بخشی از زندگینامه او به گفته خودش به نقل از شاگردش ابو عبید جوزجانی بدین شرح است:


پدرم عبدالله از مردم بلخ بود در روزگار نوح پسر منصور سامانی به بخارا درآمد. بخارا در آن عهد از شهرهای بزرگ بود. پدرم کار دیوانی پیشه کرد و در روستای خرمیثن به کار گماشته شد. به نزدیکی آن روستا، روستای افشنه بود. در آنجا پدر من، مادرم را به همسری برگزید و وی را به عقد خویش درآورد. نام مادرم ستاره بود من در ماه صفر سال ۳۷۰ از مادر زاده شدم. نام مرا حسین گذاشتند چندی بعد پدرم به بخارا نقل مکان کرد در آنجا بود که مرا به آموزگاران سپرد تا قرآن و ادب بیاموزم. دهمین سال عمر خود را به پایان می‌بردم که در قرآن و ادب تبحر پیدا کردم آنچنان‌که آموزگارانم از دانسته‌های من شگفتی می‌نمودند.

در آن هنگام مردی به نام ابو عبدالله به بخارا آمد او از دانش‌های روزگار خود چیزهایی می‌دانست پدرم او را به خانه آورد تا شاید بتوانم از وی دانش بیشتری بیاموزم وقتی که ناتل به خانه ما آمد من نزد آموزگاری به نام اسماعیل زاهد فقه می‌آموختم و بهترین شاگرد او بودم و در بحث و جدل که شیوه دانشمندان آن زمان بود تخصصی داشتم.

ناتلی به من منطق و هندسه آموخت و چون مرا در دانش اندوزی بسیار توانا دید به پدرم سفارش کرد که مبادا مرا جز به کسب علم به کاری دیگر وادار سازد و به من نیز تاکید کرد جز دانش آموزی شغل دیگر برنگزینم. من اندیشه خود را بدانچه ناتلی می‌گفت می‌گماشتم و در ذهنم به بررسی آن می‌پرداختم و آن را روشن‌تر و بهتر از آنچه استادم بود فرامی‌گرفتم تا اینکه منطق را نزد او به پایان رسانیدم و در این فن بر استاد خود برتری یافتم.

چون ناتلی از بخارا رفت من به تحقیق و مطالعه در علم الهی و طبیعی پرداختم اندکی بعد رغبتی در فراگرفتن علم طب در من پدیدار گشت. آنچه را پزشکان قدیم نوشته بودند همه را به دقت خواندم چون علم طب از علوم مشکل به شمار نمی‌رفت در کوتاه‌ترین زمان در این رشته موفقیت‌های بزرگ بدست آوردم تا آنجا که دانشمندان بزرگ علم طب به من روی آوردند و در نزد من به تحصیل اشتغال ورزیدند. من بیماران را درمان می‌کردم و در همان حال از علوم دیگر نیز غافل نبودم. منطق و فلسفه را دوباره به مطالعه گرفتم و به فلسفه بیشتر پرداختم و یک سال و نیم در این کار وقت صرف کردم. در این مدت کمتر شبی سپری شد که به بیداری نگذرانده باشم و کمتر روزی گذشت که جز به مطالعه به کار دیگری دست زده باشم.

قبر ابن سینا

بعد از آن به الهیات رو آوردم و به مطالعه کتاب ما بعد الطبیعه ارسطو اشتغال ورزیدم ولی چیزی از آن نمی‌فهمیدم و غرض مؤلف را از آن سخنان درنمی‌یافتم از این رو دوباره از سر خواندم و چهل بار تکرار کردم چنان‌که مطالب آن را حفظ کرده بودم اما به حقیقت آن پی نبرده‌بودم. چهره مقصود در حجاب ابهام بود و من از خویشتن ناامید می‌شدم و می‌گفتم مرا در این دانش راهی نیست... یک روز عصر از بازار کتابفروشان می‌گذشتم کتابفروش دوره گردی کتابی را در دست داشت و به دنبال خریدار می‌گشت به من الحاح کرد که آن را بخرم من آن را خریدم، اغراض مابعدالطبیعه نوشته ابو نصر فارابی، هنگامی که به در خانه رسیدم بی‌درنگ به خواندن آن پرداختم و به حقیقت مابعدالطبیعه که همه آن را از بر داشتم پی بردم و دشواری‌های آن بر من آسان گشت. از توفیق بزرگی که نصیبم شده بود بسیار شادمان شدم. فردای آن روز برای سپاس خداوند که در حل این مشکل مرا یاری فرمود. صدقه فراوان به درماندگان دادم. در این موقع سال ۳۸۷ بود و تازه ۱۷ سالگی را پشت سر نهاده بودم.

وقتی من وارد سال ۱۸ زندگی خود می‌شدم نوح پسر منصور سخت بیمار شد، اطباء از درمان وی درماندند و چون من در پزشکی آوازه و نام یافته بودم مرا به درگاه بردند و از نوح خواستند تا مرا به بالین خود فرا خواند. من نوح را درمان کردم و اجازه یافتم تا در کتابخانه او به مطالعه پردازم. کتابهای بسیاری در آنجا دیدم که اغلب مردم حتی نام آنها را نمی‌دانستند و من هم تا آن روز ندیده بودم. از مطالعه آنها بسیار سود جستم.

آرامگاه بوعلی سینا در همدان

چندی پس از این ایام پدرم در گذشت و روزگار احوال مرا دگرگون ساخت من از بخارا به گرگانج خوارزم رفتم. چندی در آن دیار به عزت روزگار گذراندم نزد فرمانروای آنجا قربت پیدا کردم و به تالیف چند کتاب در آن شهر توفیق یافتم پیش از آن در بخارا نیز کتاب‌هایی نوشته بودم. در این هنگام اوضاع جهان دگرگون شده بود ناچار من از گرگانج بیرون آمدم مدتی همچون آواره‌ای در شهرها می‌گشتم تا به گرگان رسیدم و از آنجا به دهستان رفتم و دوباره به گرگان بازگشتم و مدتی در آن شهر ماندم و کتابهایی تصنیف کردم. ابو عبید جوزجانی در گرگان به نزدم آمد.

آرامگاه بوعلی سینا از نمای زیرین

ابو عبید جوزجانی گوید: این بود آنچه استادم از سرگذشت خود برایم حکایت کرد. چون من به خدمت او پیوستم تا پایان حیات با او بودم. بسیار چیزها از او فرا گرفتم و بسیاری از کتابهای او را تحریر کردم استادم پس از مدتی به ری رفت و به خدمت مجدالدوله از فرمانروایان دیلمی درآمد و وی را به بیماری سودا دچار شده بود درمان کرد و در آنجا به قزوین و از قزوین به همدان رفت و مدتی دراز در این شهر ماند و در همین شهر بود که استادم به وزارت شمس‌الدوله دیلمی فرمانروای همدان رسید. در همین اوقات استادم کتاب قانون را نوشت و تالیف کتاب عظیم شفا را به خواهش من آغاز کرد. چون شمس الدوله از جهان رفت و پسرش جانشین وی گردید استاد وزارت او را نپذیرفت و چندی بعد به او اتهام بستند که با فرمانروای اصفهان مکاتبه دارد و به همین دلیل به زندان گرفتار آمد ۴ ماه در زندان بسر برد و در زندان ۳ کتاب به رشته تحریر درآورد. پس از رهایی از زندان مدتی در همدان بود تا با جامه درویشان پنهانی از همدان بیرون رفت و به سوی اصفهان رهسپار گردید. من و برادرش و دو تن دیگر با وی همراه بودیم. پس از آنکه سختیهای بسیار کشیدیم به اصفهان در آمدیم. علاءالدوله فرمانروای اصفهان استادم را به گرمی پذیرفت و مقدم او را بسیار گرامی داشت و در سفر و حضر و به هنگام جنگ و صلح استاد را همراه و همنشین خود ساخت. استاد در این شهر کتاب شفاء را تکمیل کرد و به سال ۴۲۸ در سفری که به همراهی علاءالدوله به همدان می‌رفت، بیمار شد و در آن شهر در گذشت و هم در آن شهر به خاک سپرده شد. ر.ک.زندگی‌نامه ابن سینا

 اخلاق و صفات

ابن سینا از حیث نیرو جسمانی مردی نیرومند بود و به همین خاطر از کار کردن احساس خستگی نمی‌کرد. او با داشتن این نیروی فراوان جسمی می‌توانست از پس کار وزارت فرمانروایان برآید و همیشه چه در یفر و چه در نبرد همراه آنان باشد و علاوه بر این به کار دانش و نوشتن نیز بپردازد. می‌گویند که او شبها تا دیرگاه به نوشتن کتاب و رساله می‌پرداخت و در این کار افراط می‌کرد. ابن سینا از لحاظ نیروی ذهنی و تفکر نیز بسیار نیرومند بود. اینکه او در هجده سالگی توانست تمامی دانش‌های زمان خود را فراگیرد خود نشانگر نیروی ذهنی اوست.

نکتهٔ منفی در اخلاق ابن سینا گفتار زشت و تند او نسبت به دانشمندان همدورهٔ خود و حتی به گذشتگانی مانند افلاطون و زکریای رازی بود.

 ابن سینای فیلسوف

ابن سینا بسیار تابع فلسفه ارسطو بود و از این نظر به استادش فارابی شباهت دارد. مبحث منطق و نفس در آثار او در واقع همان مبحث منطق و نفس ارسطو و شارحان او نظیر اسکندر افرودیسی و ثامیسطیوس است. اما ابن سینا هرچه به اواخر عمر نزدیک می‌شد، بیشتر از ارسطو فاصله می‌گرفت و به افلاطون و فلوطین و عرفان نزدیک می‌شد. داستان‌های تمثیلی او و نیز کتاب پرحجم منطق المشرقین که اواخر عمر تحریر کرده بود، شاهد این مدعاست. امروزه از این کتاب تنها مقدمه اش در دست است. اما حتی در همین مقدمه نیز ابن سینا به انکار آثار دوران ارسطویی خویش مانند شفا و نجات می‌پردازد.[۲]

 آثار

نسخه‌ای از کتاب قانون ابن سینا به زبان لاتین، چاپ ۱۴۸۴ میلادی در مخزن کتب نفیس کتابخانه مرکز علوم درمانی دانشگاه تکزاس در سن‌آنتونیو

به دلیل آنکه در آن عصر، عربی زبان رایج آثار علمی بود، ابن سینا و سایر دانشمندان ایرانی که در آن روزگار می‌زیستند کتابهای خود را به زبان عربی نوشتند. بعدها بعضی از این آثار به زبانهای دیگر از جمله فارسی ترجمه شد.

افزون بر این، ابن‌سینا در ادبیات فارسی نیز دستی قوی داشته‌است. بیش از ۲۰ اثر فارسی به او منسوب است که از میان آن‌ها انتساب دانشنامه علائی و رساله نبض بدو مسلم است. آثار فارسی ابن‌سینا، مانند سایر نثرهای علمی زمان وی، با رعایت ایجاز و اختصار کامل نوشته شده‌است.[۳]

آثار فراوانی از ابن‌سینا به جا مانده و یا به او نسبت داده شده که فهرست جامعی از آن‌ها در فهرست نسخه‌های مصنفات ابن سینا[۴] آورده شده‌است. این فهرست شامل شامل ۱۳۱ نوشته اصیل از ابن سینا و ۱۱۱ اثر منسوب به او است.[۳]


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه کارلوس توز
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 
کارلوس توز محبوب آرژانتین «کارلوس آلبرتو توز» پنج فوریه 1984 در «سیدا ولا» واقع در حوالی «بوینس آیرس»، متولد شد او یک فوتبالیست مطرح آرژانتینی است که با بازی در باشگاه‌های برتری همچون «بوکا جونیورزآرژانتین» «کورینتیانس» در برزیل و «وستهام‌یوناتید» انگلیس، نام و آوازه خود را به گوش مردم سراسر دنیا رسانده است. او در حال حاضر با یک قرارداد دو ساله برای منچستریونایتد توپ می‌‌زند. «توز» یکی از پرآتیه‌ترین فوتبالیست‌های آرژانتین محسوب می‌‌شود همچون هموطن دیگر خود«لیونل مسی»، «مارادونای جدید» نامیده می‌‌شود. دیه‌گومارادونا خود زمانی او را «فرستاده آرژانتین در قرن بیست و یکم» نامید. کودکی توز با نام «کارلوس آلبرتو مارتینز» به دنیا آمد و در منطقه‌ای محقر و فقیرنشین که به «فورته آپاچی» معروف است، بزرگ شد. از همان جا بود که نام مستعار «آپاچی» را روی او گذاشتند. بعد از این‌که بین باشگاه زمان کودکی او و باشگاه «بوکاجونیورز» درگیری‌هایی بر سر او صورت گرفت پدر و مادرش نام فامیل او را به «توز» که نام فامیل مادرش بود تغییر دادند. بوکاجونیورز توز در سیزده سالگی به باشگاه بوکاجونیورز پیوست و اولین بازی حرفه‌ای خود را با این تیم در روز 21 اکتبر سال 2001 انجام داد. او تا پایان سال 2004 با همین باشگاه همکاری می‌‌کرد و خاطرات و افتخارات بسیاری از آن باشگاه دارد او در سال 2003 به‌خاطر موفقیت‌های فردی خود در بازی‌های المپیک از سوی نشریه «فاکس اسپورت» عنوان «قابل توجه‌ترین فوتبالیست آمریکای‌لاتین» را دریافت نمود. به‌علاوه نویسندگان ورزشی فوتبال آرژانتین نام «فوتبالیست سال» و مرد ورزش سال 2004 را به او دادند. کورینتیانس در ماه دسامبر سال 2004 «توز» با قیمت 20 میلیون دلار و با یک قرارداد پنج ساله به ارزش ده میلیون دلار به باشگاه ورزشی «کورینتیانس» منتقل شد. این قرارداد گران‌ترین قرارداد آن زمان آمریکای جنوبی بود. طرفداران و هواداران «کورینتیانس» ابتدا استقبال گرمی از توز نکردند ولی در سال 2005 او کاپیتان و ستاره باشگاه در لیگ برزیل و محبوب‌ترین بازیکن هواداران «کورینتیانس» از جمله «لولا» رییس‌جمهور آن کشور شد. پس از پایان لیگ برزیل جایزه بهترین بازیکن تورنمنت از سوی فدراسیون فوتبال برزیل به او اهدا گشت و توز بعد از سال 1976 نخستین برنده غیربرزیلی این جایزه شد. وستهام‌یونایتد روز 23 آگوست سال 2006 نشریه «اسکای اسپورت» فاش کرد که کارلوس توز دیگر برای باشگاه کورینتیانس بازی نمی‌‌کند و احتمالا به زودی به یکی از باشگاه‌های اروپایی منتقل خواهد شد. این نشریه عنوان کرد که چلسی و منچستریونایتد هر دو خواهان این فوتبالیست آرژانتینی هستند و احتمالا او به یکی از این دو باشگاه برتر انگلیس خواهد رفت. ولی در روز 31 آگوست همان سال کارلوس توز در وب‌سایت اختصاصی خود نوشت که در حال امضای قرارداد با وستهام‌یونایتد است و قیمت او دراین قرارداد 12 میلیون پوند خواهد بود.پس از ورود توز به وستهام، این تیم در نه بازی باخت و این تصور در اذهان ایجاد شد که این باختها در نتیجه ورود توز است به‌طوری که حتی «آلفیو باسیله» مربی تیم ملی آرژانتین از او خواست از وستهام بیرون بیاید ولی حقیقت این بود که توز در اکثر آن مسابقات جزو نفرات اصلی تیم نبود. سرانجام در اواخر اکتبر 2006 و در بازی مقابل «تاتنهام» این طلسم شکسته شد و وستهام یک بر صفر بازی را برد و پس از آن توز همواره در اوج آمادگی خود به سر می‌‌برد. منچستریونایتد روز دهم آگوست 2007 قرارداد موقت توز با منچستریونایتد قطعی و او به آن باشگاه منتقل شد. در باشگاه منچستریونایتد هم همچون وستهام شماره 32 به او داده شد. شماره‌ای که از نظر توز بسیار خوش یمن است زیرا اعداد آن همان اعداد شماره پیراهن «مایکل جوردن» بسکتبالیست معروف است که یکی از الگوهای محبوب توز می‌‌باشد. جای سوختگی «کارلوس توز» یک جای سوختگی مشخص از گوش راست تا گردن و سینه خود دارد. این اثر سوختگی یادگاری تلخی از دوران کودکی اوست. وقتی توز تنها ده ماه داشت یک روز به دنبال پیدا کردن مادرش به آشپزخانه رفت. مادر آن‌جا نبود ولی یک کتری پر از آب جوش، توجه او را جلب کرد. بچه به سمت کتری رفت و آن را به سمت خود کشید. آب در حال جوش روی بدن او ریخت و دچار سوختگی درجه سه شد. این اتفاق باعث شد که توز مدت دو ماه در بخش UCI بستری شود. امروز این اثر سوختگی هنوز روی گردن او به چشم می‌‌خورد و ظاهر بدی به او داده است ولی همین ظاهر غیرمعمول سبب شناخته شدن بهتر و بیشتر او شده است. توز علاقه‌ای به ترمیم این اثر ندارد. باشگاه بوکاجونیورز زمانی به او پیشنهاد کرد جراحی پلاستیک انجام دهد ولی توز این پیشنهاد را رد کرد زیرا معتقد بود این اثر سوختگی بخشی از گذشته و تاثیر‌گذار در زندگی حال اوست. مردی با القاب بسیار کارلوس توز 23 ساله دارای لقب‌‌های مختلفی است و مردم به مناسبت‌های گوناگون اسامی و لقب‌های جدیدی روی او گذاشته‌اند. یکی از لقب‌های او «مانچادو» به معنای «داغ خورده یا لک شده» است. این لقب به‌خاطر جای سوختگی عمیق روی گردن اوست که از دید هیچکس پنهان نمی‌‌ماند. در حقیقت این اثر سوختگی نوعی امضا برای توز می‌‌باشد. لقب دیگر او «آپاچی» است. این نام به‌خاطر محل زندگی و زادگاهش در دوران کودکی به او داده شده است. «فورته آپاچی» یک منطقه شناخته شده در پایتخت آرژانتین است که به‌خاطر حوادث خشونت‌بار، موادمخدر و فقر مشهور می‌‌باشد. زندگی در آن محله برای خانواده توز به راستی یک نبرد بود و مهم‌ترین خاطره آن دوران، گرسنگی و تنگدستی. پدر توز یک بنا بود و آوردن نان برای اهل خانه وظیفه سختی برای او به شمار می‌‌آمد. او مجبور بود شکم همسر و پنج فرزندش را به گونه‌ای سیر کند ولی همیشه هم در این کار موفق نبود. شاید همین موضوع باعث شد کارلوس توز به دنبال راهی جدید برای پیدا کردن پول و ثروت باشد. او در کودکی در تیم‌های خیابانی محل زندگی‌اش بازی می‌‌کرد تا پول جمع کند و برای خودش ساندویچ و نوشابه بخرد. او درهمان بازیها تبدیل به چهره‌ای آشنا و شناخته شده شد و مدتی بعد آوازه بازی خوب او به گوش صاحبان باشگاه «آل بویز» بوینس‌آیرس رسید و در هشت سالگی وارد آن باشگاه حرفه‌ای شد. معروف‌ترین نام او «کارلوس توز» است. این نام ساده در سال 2001 در جام قهرمانی فیفا و با دو گل زیبای او بر سر زبانها افتاد و او را به مردم فوتبال‌دوست جهان شناساند. در حقیقت پیش از آن، مردم کشورش او را با نام «کارلیتوزآلبرتو توز» می‌‌شناختند. دیگر اسامی و القاب او «ری»، «کانترو ورسال»، «کارلیتوز شماره ده»و «توز دونا» هستند که هر کدام به مناسبت‌های مختلف توسط فوتبال‌ دوستان به او داده شده است. توز قربانی مطبوعات بعداز این‌که با بازی خوب توز در المپیک 2004 آتن، تیم ملی آرژانتین مدال طلای مسابقات را به چنگ آورد و این مدال بیش از هر چیز مدیون شش گل او در هشت بازی بود، توز به شدت مورد توجه مطبوعات قرار گرفت. نشریات مختلف او را تحسین و تمجید می‌‌کردند و به عرش می‌‌بردند ولی همین موضوع سبب شد که مشکلات جانبی هم برای او ایجاد شود. زیرا او مورد توجه پاپاراتزی‌ها هم قرار گرفته بود. اوایل، این اتفاق و این شناخته شدن برای خودش هم شیرین و دلچسب بود و از لحظه به لحظه آن لذت می‌‌برد. ولی وقتی پاپاراتزی‌ها او را رها نکردند و برای یافتن خبر تازه و جنجالی حتی از دیوار خانه‌اش بالا رفتند، دیگر صبر و طاقتش تمام شد. انتشار اخبار رابطه پنهانی او با مانکن و هنرپیشه‌ای به نام «ناتالیا فاسی» زمانی تیتر درشت نشریات شد که همسرش «وانسا» باردار بود. روزنامه‌ها و مجلات فقط برای فروش بیشتر نشریات خود به این موضوع بال و پر می‌‌دادند و نام «دیو و دلبر» را به این دو داده بودند و گاهی نیز آنها را بکام و ویکتوریای آرژانتین می‌‌نامیدند همین اخبار سبب شد که آرامش زندگی توز از بین برود و کار او و همسرش به مرحله جدایی و طلاق برسد. اعصاب او به حدی تحریک شده بود که با کوچک‌ترین موضوع ناراحت کننده‌ای از کوره در می‌‌رفت. رفتار خودمحور توز روی زندگی حرفه‌ای او هم تاثیر منفی گذاشت. خوزه پکرمن مربی آرژانتین او را از تیم خود کنار گذاشت و باشگاه اتلتیکومادرید که درصدد خرید او بود از تصمیم خود منصرف شد. در همان زمان بود که توز احساس می‌‌کرد ملتش به او خیانت کرده‌ و بار سفر را بست و به برزیل رفت تا به باشگاه «کورینتیانس» بپیوندد.

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه علی دایی
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

علی دایی متولد ۱ فروردین سال ۱۳۴۸، بازیکن ایرانی و از مشهورترین بازیکنان تاریخ تیم ملی فوتبال ایران است. تا پایان جام جهانی ۲۰۰۶ بازیکن اصلی و کاپیتان تیم ملی ایران بود.

دایی ۱۰۹ گل ملی در کارنامهٔ خود دارد و با فاصلهٔ زیادی بهترین گلزن بازی‌های ملی در تاریخ فوتبال جهان است.

دایی سابقهٔ بازی در تیم‌های آلمانی همچون بایرن مونیخ را دارد و به همراه این تیم به نایب قهرمانی جام باشگاه‌های اروپا دست یافته‌است. او اکنون در باشگاه سایپا به عنوان سرمربی تیم سایپا فعالیت می‌کند.

سابقهٔ فوتبال

باشگاهی

دایی، فوتبال را از باشگاه‌های کوچک شهر اردبیل همچون استقلال اردبیل و شهرداری اردبیل آغاز کرد . اوپس از قبولی در دانشگاه صنعتی شریف و اقامت در تهران به تیم تاکسیرانی تهران پیوست. او سپس به بانک تجارت پیوست و در این تیم بود که او مورد توجه بیشتری قرار گرفت و برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد.

دایی بعدها به پرسپولیس تهران و سپس السد قطر پیوست و از این این تیم راهی اروپا شد و همراه با کریم باقری به آرمینیا بیله‌فلد باشگاه آلمانی و خداداد عزیزی به اف سی کلن پیوست. مقصد بعدی او بایرن مونیخ آلمان بود. فرانس بکن‌بائر رییس باشگاه بایرن مونیخ علی دائی را برای این باشگاه انتخاب کرد و وی را مهاجمی در سطح جهانی قلمداد کرد. حضور دایی در بایرن مونیخ آلمان نقطه‌ اوج فوتبال او بود، زیرا پیش از آن حضور بازیکنی ایرانی در یک باشگاه معتبر نظیر بایرن مونیخ سابقه نداشت. دایی به همراه بایرن مونیخ تا فینال جام باشگاه‌های اروپا رفت و در نهایت مدال نقرهٔ آن بازی‌ها را به دست آورد. گرچه دایی در بازی فینال به میدان نیامد.

او سپس به هرتا برلین آلمان پیوست و با پوشیدن پیراهن ۹ از اصلی‌ترین بازیکنان این تیم بود. دایی با هرتا برلین هم در جام باشگاه‌های اروپا بازی کرد و دو بار دروازهٔ چلسی و یکبار دروازهٔ آث میلان را گشود. حضور موفق علی دائی در باشگاه‌های اروپایی راه را برای بسیاری از بازیکنان آسیایی از جمله هیده توشی ناکاتا و مهدی مهدوی کیا گشود.

علی دایی با باشگاه سایپا به عنوان بازیکن و سرمربی تیم سایپا فعالیت خود را آغاز کرد. این تیم توانست در خرداد ماه ۸۶ قهرمانی ششمین لیگ برتر را به دست آورد. او همزمان با قهرمانی سایپا در روز ۲۸ می ۲۰۰۷(۷ خرداد ۱۳۸۶) بازدن گل قهرمانی سایپا که آخرین گل اقای گل جهان بود از بازی کردن فوتبال برای همیشه خداحافظی کرد.

 

ملی

علی دایی در سال‌های اخیر همواره بازیکن اصلی ایران و کاپیتان این تیم بوده‌است. او بیشترین بازی ملی و بیشترین گل زدهٔ تاریخ تیم ملی را دارد (گل‌های زدهٔ او در میان تمام تیم‌های جهان نیز اول است).

او در جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶ امارات به همراه باقری و عزیزی از بهترین ستارگان ایران بود.

او در بازی معروف ایران و استرالیا در بازی پلی اف مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه پاس گل دوم ایران را برای خداداد عزیزی ارسال کرد و این گل باعث راهیابی ایران به جام جهانی شد.

او به همراه ایران در دو جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه و ۲۰۰۶ آلمان به میدان آمد و تا به حال در۵ بازی ایران در این بازی‌ها شرکت کرده‌است. این پاس دایی بود که زمینه‌گذار گل مهدوی‌کیا به آمریکا در جام جهانی ۹۸ شد.

از نقاط اوج دوران ورزشی دایی را می‌توان روز ۱۴ نوامبر ۲۰۰۴ دانست. او در این روز و در مسابقات مقدماتی راهیابی به جام جهانی ۴ بار دروازهٔ لائوس را گشود تا نام خود را به عنوان اولین فوتبالیست تاریخ جهان که ۱۰۰ گل در بازی‌های ملی به ثمر رسانده ثبت کند.علی دایی در لیگ برتر ایران در سال ۱۳۸۶ به عنوان سرمربی و بازیکن توانست تیم سایپا را به قهرمانی برساندو توانایی های خود را به رخ منتقدان بکشد و بر افتخارات خود بیافزاید.

 

 

 تیم‌های باشگاهی

  • سلمان آباداردبیل، تاکسی‌رانی، بانک تجارت، پرسپولیس (ایران)
  • آرمینیا بیله‌فلد، بایرن مونیخ، هرتابرلین (آلمان)
  • السد (قطر)
  • پرسپولیس، صبا باتری (ایران)
  • سایپا تهران

 

 بهترین گلزن در بازی‌های بین‌المللی

وی یکی از بهترین گلزنان تاریخ فوتبال و نفر اول در لیست گلزنان بین‌المللی است. او هم‌چنین بهترین گلزن در تاریخ بازی‌های آسیایی است. در دور مقدماتی جام جهانی سال ۱۹۹۸ هم، او با به ثمر رساندن 38 گل در 56 بازی در رتبه‌ی اول قرار داشت.

در سال ۱۹۹۶ با به ثمر رساندن ۲۰ گل، دایی به عنوان بهترین گلزن در بازی‌های بین‌المللی توسط فدراسیون تاریخ و آمار فوتبال (IFFHS) معرفی گردید. در ضمن دایی اولین گلزن آسیایی جام باشگاههای اوروپا است ازجمله گلهای بیادماندنی او دوگل اوبه چلسی وتک گل او به میلانACدر لیگ قهرمانان اروپا که باعث صعودتیم هرتابرلین به مرحله بعد لیگ قهرمانان شد

 

 زندگی شخصی

علی دایی در اردبیل متولد شد. او بعدها به دانشگاه صنعتی شریف راه یافت و لیسانس خود را در رشتهٔ متالورژی دریافت کرد. همچنین وی به تازگی ازدواج کرده‌است. علی دائی علاوه بر فوتبال در تجارت نیز مردی موفق بوده‌است. وی گرداننده چندین شرکت بزرگ و رستوران‌های متعدد است. دائی هیچ گاه از خرج کردن ثروت خود در راه کمک به افراد بی بضاعت و امور خیریه دریغ نورزیده‌است. این فوتبالیست برجسته ایرانی طی سالهای اوج فوتبال خود بارها در مسابقات فوتبال با نیات خیرخواهانه به میدان رفته‌است، از جمله در دیدار ستارگان فوتبال جهان و تیم منتخب بوسنی با همراهی روبرتو باجو و دیگر ستاره‌های افسانه‌ای فوتبال. او همچنین همراه بامادلین آلبرایت و دیوید بکام باسازمان یونیسف همکاری داشته‌است.

دایی همچنین دارای تابعیت دوگانه ایرانی و آمریکایی است.

 

 انتقادات

علی دایی باوجود بازی های خوب دوران جوانی در سال های پایانی (مخصوصا در بازی های جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶) مورد انتقاد برخی کارشناسان فوتبال, طرفداران و مطبوعات قرار گرفت. پافشاری برانکو ایوانکویچ در استفاده مداوم از وی در تیم ملی از محبوبیت وی کاست. [1] اما پس از چندی، موفقیت وی در باشگاه سایپاو قهرمانی او به عنوان بازیکن و سرمربی در لیگ برتر باعث شد تا دوباره توجه همگان را به خود جلب کند. [2]

 

 عضویت درفیفا

علی دائی توتنست برای اولین بار یک بازیکن ایرانی باشدکه عضوکمیته بین المللی فوتبال فیفاگرددوفوتبال ایران رادرعرصه بین المللی مطرح کند.

 

 


 

علی دایی به همراه پله و گولیت در دیداری دوستانه به میدان می‌رود

 

علی دایی اسطوره فوتبال ایران در دیدار دوستانه با عنوان " ‪ ۹۰‬دقیقه برای ماندلا" به همراه رود گولیت و پله مقابل تیم منتخب آفریقا به میدان می‌رود.

به گزارش ایرنا ، این دیدار در تاریخ ‪ ۱۸‬ژوئیه (‪ ۲۷‬تیرماه جاری ) در ورزشگاه نیولند کیپ تاون بین تیم منتخب جهان و آفریقابرگزار خواهد شد.

بر پایه این گزارش، دایی و کیم جو سونگ تنهابازیکنان آسیایی هستند که در این بازی شرکت خواهند داشت.

به گزارش سایت کنفدراسیون فوتبال آسیا، در تیم منتخب جهان که علی دایی در آن حضور دارد نام بازیکنانی نظیر کریستین کارمبئو، ساموئل اتوئو و پاتریک امبوما نیز به چشم می‌خورد.

این مسابقه به منظور گرامیداشت هشتادونهمین سالروز تولد"نلسون ماندلا"، رهبر نهضت سیاهپوستان آفریقای جنوبی، برگزار می‌شود.

در حاشیه این رقابت،برنامه‌هایی برای حمایت ازجوانان آفریقا و با حمایت بنیاد نلسون ماندلا پیش بینی شده است.

فیفا پیش از این نیز در سال ‪ ۱۹۹۹‬میلادی رقابت مشابهی را به مناسبت کناره‌گیری نلسون ماندلا از ریاست جمهوری آفریقای جنوبی ترتیب داده بود.

 


 

 

 
   به گزارش اختصاصی ایران ساکر ، دیدار تیم های منتخب فوتبال جهان و تیم منتخب قاره آفریقا که به مناسبت سالگرد تولد نلسون ماندلا و با شعار 90 دقیقه برای ماندلا در آفریقای جنوبی برگزار شد با نتیجه 3-3 به پایان رسید
در این دیدار علی دایی ، ملی پوش سابق تیم ملی کشورمان و بهترین گلزن جهان نیز حضور داشت و عملکرد بسیار خوبی را به نمایش گذاشت که پس از بازی بهترین بازیکن تیم منتخب جهان شد .
 
در تیم منتخب جهان بازیکنان بسیار بزرگی همچون "رود گولیت " " لئوناردو " "کریستین کارمبو " " زوبی زارتا" و ... بازی کردند و از بازیکنان مهم تیم حریف نیز میتوان به "ساموئل اتوئو و "عابدی پله" اشاره کرد .
 
 
 علی دایی سرمربی فعلی تیم سایپا ، در دقیقه 16 بازی به زمین مسابقه آمد ، وی در حالی به زمین مسابقه آمد که نتیجه بازی 1-1 مساوی بود.
 
گل اول تیم منتحب جهان توسط "زامورانا" از روی سانتر زیبای "رود گولیت" به ثمر رسید. و گل تیم منتخب آفریقا در دقیقه 5 توسط "عابدی پله" به ثمر رسیده بود.
 
پس از حضور علی دایی که در نوک حمله تیم منتخب جهان قرار گرفته بود "حسام حسن" بازیکن مصری تیم منتحب آفریقا در دقیقه 30 دروازه تیم منتخب جهان را باز کرد اما چند دقیقه قبل از این گل ضربه محکم و بسیار زیبای علی دایی از پشت محوطه جریمه با برخورد به دیرک افقی دروازه تیم آفریقا به زمین بازگشت تا مهمترین خطر بازی تا قبل از گل دوم آفریقا توسط دایی رقم بخورد .
 
پس از اینکه تیم منتخب جهان عقب افتاد ، تیم منتخب آفریقا بود که همچنان توپ و میدان را در اختیار داشت اما در دقیقه 44 حرکت در عمق علی دایی و پاس عالی و عرضی او به لئوناردو رسید که ضربه وی توسط دروازه بان دفع شد و در برگشت "رود گولیت " به راحتی دروازه تیم منتخب آفریقا را بازکرد تا در این نیمه دو تیم به تساوی 2-2 برسند .
 
در نیمه دوم نیز علی دایی چند فرصت خوب را داشت که دروازه بان تیم منتخب آفریقا ضربات علی دایی را به خوبی دفع کرد ، ضمن اینکه پاس های علی دایی در این دیدار بسیار خوب و دیدنی بود .
 
در دقیقه 47 حسام حسن گل سوم آفریقا و دوم خودش را وارد دروازه منتخب جهان کرد
 
پس از گل تیم آفریقا ، علی دایی در دو صحنه خطر جدی را بر روی دروازه منتخب آفریقا به وجود آورد
 
در یک صحنه ،  ضربه محکم دایی که از بین چند مدافع تیم حریف زده شده بود را دروازه بان منتخب آفریقا با جایگیری خوب در اختیار گرفت
 
در صحنه دیگر نیز حرکت خوب علی دایی و ضربه محکم او از پشت محوطه جریمه آفریقا باعث شد تا دروازه بان منتخب آفریقا به سختی و با خوش شانسی توپ را با نوک انگشتان خود از خط دروازه دور کند.
 
در دقیقه 71 و در محوطه جریمه آفریقا ، پاس علی دایی به گوئرو رسید تا این بازیکن گل سوم منتخب جهان را به ثمر برساند
 
در دقایق پایانی نیز سانتر "رود گولیت" به علی دایی رسید که ضربه سر دایی را دروازه بان تیم آفریقا به زیبایی دراختیار گرفت تا علی دایی با وجود بازی درخشانی که انجام داد نتواند به گل برسد .
 
در این دیدار که تمامی چهره های دو تیم از بازیکنان سرشناس قدیمی بودند درخشش علی دایی بازیکن تیم ملی کشورمان در حضور بازیکن های بسیار بزرگی مانند "رود گولیت" و " لئوناردوی برزیلی " که در تیم منتخب جهان بازی میکردند ، باعث خوشحالی فوتبالدوستان ایرانی شد.
 
پس از بازی علی دایی بهترین بازیکن تیم منتخب جهان شد .
 
علی دایی علاوه بر یک پاس گل ، و تأثیر مستقیم در یک گل دیگر برای تیم منتخب جهان ،  چندین فرصت بسیار خطرناک نیز به وجود آورد و به عنوان بهترین بازیکن منتخب جهان انتخاب شد.
 
در این دیدار دوستانه " پله " ستاره افسانه ای برزیل هم در ورزشگاه حضور داشت و در بین دو نیمه به داخل زمین آمد و به احترام هواداران دور تا دور زمین دوید ، طبق گزارشات قبلی قرار بود که پله هم در این دیدار به میدان برود .

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه آندری شفچنکو
نویسنده : محمد - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢٤
 

متولد 29 سپتامبر 1976 درروستای ویرکیویشنا در نزدیکی کیف بدنیا آمد.او از کودکی به فوتبال علاقه داشت. پدرش یک نظامی طراح ماشین بودو مادرش یک حسابدار.او شرایطسختی را در کودکی گذراند.علاقه شدید او به فوتبال سبب شد تا آندری به عضویت تیمهای پایه دینامو کیف دراید.قبل از آن و زمانی که شوا در سخت ترین شرایط زندگی بود او در یک تورنمنت فوتبال شرکت کرد وبهترین بازیکن مسابقات لقب گرفت.همین امر موجب توجه لوبانفسکی به شوا شد و او راهی دیناموکیف شد. نخستین مربی شوا در دینامو الکس شپکف بود.آندری 9 ساله در طی10سال حضور در مسابقات جوانان آقای گل تمامی دوران شد.او در سال 1994 در سن 18 سالگی به بزرگسالان دیناموکیف پیوست.در طی 5 فصل حضور در دیناموکیف شوا 5 بار لیگ اکراینو 4 بار جام حذفی را فتح کرد.او با دینامو به نیمه نهایی لیگ اروپا هم رسید و در دوران حضورش در این تیم بهترین بازیکن و گلزن دینامو بود.در سال 1999 شوا به پیشنهاد 26 میلیون دلاری میلان پاسخ مثبت داد و راهی سن سیروشد.در همین بین پدر آندری دچار بیماری قلبی شد و شوا با کمک های سیلویو برلوسکونی شاهد بهبود وضعیت پدرش شد.در اولین فصل حضور شوا در میلان این تیم در لیگ سوم شد اما شوچنکو با 24 گل زده آقای گل لیگ شد.در سال 2001 او با زدن دو گل از شش گل میلان به اینتر صاحب لقب قاتل اینتر شد.فصل 2002/2003 برای شوا بسیار بد بود و او با مصدومیت شدیدی مواجه شد. اما سال بعد او به تمام آرزوهایش رسید و علاوه بر فتح اسکودتو و لیگ قهرمانان اروپا با یک مدل لباس آمریکائی الاصل بنام کریستین پازیک ازدواج کرد.

او این فصل با 24 گل زده باز هم آقای گل لیگ شد. دراواخر سال 2004 شوچنکو عنوان بهترین بازیکن اروپا را از آن خود کرد.در 29 اکتبر 2004 آندری وکریستین صاحب یک پسر شدند و نام اورا یوردان گذاشتند.شوا در این سال سومین بازیکن برتر جهان شد.در فصل بعد میلان نایب قهرمان ایتالیا شد.در روز 6 سپتامبر 2005 در مراسمی باشکوه در کلیسای سن ویچنزو برلوسکونی به عنوان پدرخوانده یوردان معرفی شد.شوا در همین ماه برنده تندیس پای طلایی 2005 شد.در این مراسم جرج بست و ژرژ وه آ هم حضور داشتند.ندود و باجو برندگان دوره های گذشته بودند.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه یاس
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

یاسر بختیاری از خوانندگان موسیقی رپ ایرانی است. وی در ۳۰ خرداد ۱۳۶۱ در تهران متولد شد او در سن ۱۶ سالگی ابتدا با گوش دادن به موسیقی رپ کار خود را آغاز کرد و این زمانی بود که پدرش از سفرهای تجاری اش از آلمان برگشت و برای او آخرین سی دی توپاک و سایر موسیقی های هیپ هاپ را آورد . پس از مرگ ناگهانی پدرش ، یاس با پذیرش مسئولیت خانواده و مراقبت از آنها مواجه شد . با بدهی هایی که پدرش برجا گذاشته بود به سختی قادر بود که از عهده خانواده و مخارج زندگی بر آید . یاس در سن 18 سالگی مجبور شد تمام آرزو های دانشگاه خود را کنار بگذارد و دانشگاه را ترک کند و شروع به کار نمود تا از کل خانواده حمایت نماید . این مقارن با زمانی بود که او شروع به نوشتن شعر نمود و سپس شعرها رابه موسیقی تبدیل کرد . این اولین راهی بود که او را با ذهن و فکر پدرش نزدیک میکرد . پس از زلزله بم در ایران ، یاس از جان باختن بسیاری از مردم ایران ( تقریباً 50 هزار نفر ) در این حادثه ، به شدت ناراحت شد و او آهنگ " بم " را برای اولین بار نوشت و این آغاز حرفه خوانندگی او بود . او تشخیص داد که از طریق موسیقی رپ می تواند به مردم نزدیک شود و می تواند به سادگی و ساده تر از تمام فرم های موسیقی که فقط شامل چند دسته خواننده و شعر است تمام منظور خود را بیان کند . و فهمید که از طریق موسیقی ، قادر است به مردم الهام ببخشد و الهام بخش میلیون ها جوان ایرانی باشد ، سپس او تصمیم گرفت تا آهنگ های خود را برای دولت مطرح کند و مجوز ارائه یک آلبوم را بگیرد . او از مقامات اداری سالیان زیادی پاسخ نشنید . او تلاش زیادی کرد و بارها و بارها سبک آهنگ های او را ( رپ ) مورد استهزاء قرار دادند تا جایی که می گفتند شبیه خواندن روزنامه است . تا زمانی که با تلاش های او ، برای 6 آهنگ از 10 آهنگ او ، مجوز توسط دولت جمهوری اسلامی صادر شد ، او گفت که من در آهنگ هایم نفرین نمی کنم و راجع به سکس و تخلفات چیزی نمیگویم ، من می خواهم با افتخار در جلوی خانواده ام آهنگ هایم را اجرا کنم ، آهنگ من معمولاً با گله و شکایات از جامعه آغاز میشود . اما پایان آن همیشه امید است . و اهمیت این کار ، الهام بخشیدن به نسل جدید است تا از بهترین قوه پتانسیل و نهفته ی خود بهره بگیرند . در ضمن ما به این نیاز داریم و به این ترتیب در طول مدت کوتاهی یاس توانست از خواندن در جلوی یک دسته ی کوچک از مردم برای تمام ایران بخواند . موسیقی و آهنگ های او ، هم اکنون به وسیله ی میلیونها نفر دانلود می شود و به آن گوش می دهند و در وبسایت ها و پرشین بلاگ های مختلف می توان آنها را دید . در سال 2006 ، یاس آهنگ " سی دی رو بشکن " را نوشت و این درباره یک هنرپیشه ی زن ایرانی بود که قربانی لو رفتن فیلم شخصی خود شده بود . رسوایی کار این قربانی تا جایی پیش رفت که او کار خود را از دست داد . در آواز های یاس ، افرادی مورد انتقاد قرار گرفتند که در پخش کردن رسوایی مردم دخیل بودند و از آنها خواست تا این کار شرم آور را متوقف کنند . این آهنگ ، باعث شد تا جوانان ایرانی تکانی بخورند و هزاران نفر نوشتند و اعتراف کردند که این کار ( پخش سی دی ) را کنار گذاشتند و سی دی مذکور را شکستند . این آهنگ به وسیله میلیونها نفر فقط در ایران گوش فرا داده شد و دانلود گردید . آهنگ های یاس از آب های بین المللی نیز فراتر رفته و هم اکنون صدای نسل جدید چه در ایران و چه در خارج شده است و البته اغلب به او " توپاک فارسی " لقب داده اند . آهنگ " هویت من " با افتخار میراث فارسی توسط او خوانده شد و یاد آور فیلم جنجال بر انگیز 300 بوده است . این آهنگ به نوعی سوال و جواب ملی بوده که برای نسل های جوانتر به ویژه یهودیان ایرانی که مایلند تا خود را به فرهنگ و تاریخ غنی ایران ربط دهند بوده است . موسیقی او دارای یک فرم استاندارد جدید برای رپ فارسی می باشد و الهام گرفته از بسیاری از رپرهایی است که با پیام های مثبت و پر مفهوم وارد موسیقی می شوند . او با سایر موسیقیدانان همکاری دارد و قصد او معرفی رپ فارسی به جهان است . ضمناً یاس پیام امید و وحدت خود را به همه ی دنیا فرستاده است و به وسیله رسانه های گروهی جهان از او مصاحبه به عمل آمد که شبکه CNN و BBC و نشنال جغرافیا از آن جمله هستند . او همچنین قراردادی را با شرکت نشر موسیقی آمریکا " مدیبیا " به امضا رساند . انتشارات اِور گرین ( همیشه سبز ) ( اورگرین ، خانه ی آخرین کاتالوگ توپاک شاکور است که به وسیله آن مجوزی برای آواز خانی یاس و توپاک برای نشان دادن پل فرهنگی میان آن ها صادر شد ) . پس از عملکرهای موفق او در لندن و دوبی در سال 2008 ، یاس اخیراً موزیک جدیدی را نوشت و ضبط کرد و برای شنوندگان ایالات متحده اجرا خواهد کرد . سفر او تا سال 2009 در اروپا و استرلیا ، ادامه خواهد داشت .


اولین خواننده‌ی رپ است که در ایران برای پخش موسیقی مجوز گرفته است. یاس دو کنسرت در نیویورک آمریکا به همراهی سارا نایینی (خواننده بلوز) و شهرام شعرباف (از گروه راک اوهام) برگزار کرده است. اکثر ترانه‌های یاس تم اجتماعی دارند.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه کاکا
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

 

 

 


 

از سوی اتحادیه بین المللی فوتبالیست های حرفه ای؛
کاکا بهترین بازیکن جهان شد
 
 
 
 

FootballRoad - اتحادیه بین‌المللی فوتبالیست ‌های حرفه‌ ای کاکا را به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب کرد.

کاکا مهاجم تیم میلان به دلیل نقش موثر در موفقیت میلان در جام باشگاه های اروپا و پایان دادن این رقابت‌ ها با 10 گل زده که شامل 3 گل زده به منچستر یونایتد در مرحله نیمه نهایی بود، از سوی 45 هزار بازیکن عضو این اتحادیه به عنوان بازیکن برتر سال انتخاب شد.

این بازیکن 25 ساله برزیلی درباره موفقیت تازه خود گفت: "من به دریافت این جایزه مفتخر شدم و دنبال کردن دوست خوبم و بازیکن بزرگی مثل رونالدینیو این عنوان را با یک جایزه خیلی خاص بدل می‌کند."

رونالدینیو مهاجم بارسلونا و هم وطن کاکا در دو سال گذشته دو بار توانست عنوان بهترین بازیکن سال را از آن خود کند و در سومین سال کاکا به این عنوان دست یافت.


یازده بازیکن برتر سال جهان از دیدگاه اتحادیه بین المللی فوتبالیست‌های حرفه ای بدین شرح است:

جیان لوییجی بوفون (ایتالیا - یوونتوس)، الساندرو نستا (ایتالیا - میلان)، فابیو کاناوارو (ایتالیا - رئال مادرید)، جان تری (انگلیس - چلسی)، کارلوس پویول (اسپانیا - بارسلونا)، استیون جرارد (انگلیس - لیورپول)، کریستین رونالدو (پرتغال - منچستر یونایتد)، کاکا (برزیل - میلان)، لیونل مسی (آرژانتین - بارسلونا)، دیدیه دروگبا (ساحل عاج - چلسی) و رونالدینیو (برزیل - بارسلونا).


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه راجر فدرر
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

 

 

 

راجر فدرر
راجر فدرر
زمینه فعالیت خواننده
تولد ۸ آگوست ۱۹۸۱اوبرویل، سوئیس

 

راجر فدرر (در زبان فرانسوی: Roger Federer) (متولد: ۸ آگوست ۱۹۸۱) بازیکن سوئیسی تنیس حرفه‌ای و درحال حاظر نفر اول رده بندی برترین تنیس بازان جهان است.

راجر فدرر به همراه بیورن برگ، رکوددار قهرمانی متوالی در مسابقات ویمبلدون است که برای پنجمین سال متوالی به قهرمانی مسابقات تنیس ویمبلدون رسیده است.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه لیونل مسی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

 

 

لیونل مسی از فوتبالیست‌های تیم جوانان بارسلون است.

  • نام کامل» لیونل آندرس مسی
  • تاریخ و محل تولد: ۲۴ ژوئن ۱۹۸۷ در روزاریوی آرژانتین
  • ملیت: آرژانتینی و اسپانیائی
  • قد: ۱۶۹ سانتی متر
  • وزن: ۶۷ کیلوگرم
  • باشگاهها: جوانان بارسلون، بارسلون
  • نخستین بازی ملی: اوت ۲۰۰۵ برابر مجارستان
  • افتخارات: قهرمان رقابتهای فوتبال زیر بیست سال جهان (۲۰۰۵)، لالیگای اسپانیا (۲۰۰۵)، سوپر جام اسپانیا (۲۰۰۵)، بهترین گلزن جام جهانی زیر بیست سال (۲۰۰۵) ، بهترین بازیکن جام جهانی زیر بیست سال(۲۰۰۵)بهترین بازیکن جوان جهان (۲۰۰۶)

لیونل مسی.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه پیتر اِشمایکِل
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

پیتر اشمایکل پیتر اشمایکل شناسنامه نام کامل پیتر بولسلاو اشمایکل زادروز 18ام نوامبر، 1963 « 43 ساله » زادگاه گلادساکس، دانمارک قد 1.93 متر اطلاعات باشگاهی باشگاه کنونی بازنشسته پُست دروازه بان باشگاه‌های حرفه‌ای 1981-1983 1984-1986 1987-1991 1991-1999 1999-2001 2001-2002 2002-2003 گلادساکس اچ وی دووره بروندبی منچستر یونایتد اسپورتینگ استون ویلا منچستر سیتی 46 بازی و 0 گل 76 بازی و 6 گل 119 بازی و 2 گل 296 بازی و 1 گل 50 بازی و 0 گل 29 بازی و 1 گل 29 بازی و 0 گل تیم ملی 1987-2001 دانمارک 129 بازی و 1 گل پیتر اِشمایکِل دروازه‌بان دانمارکی است که روزگاری با درخشش در باشگاه منچستر یونایتد و تیم ملی فوتبال دانمارک، از بهترین دروازه‌بانان جهان به شمار می‌‌آمد. او در مهم‌ترین رقابت‌های فوتبال جهان، همچون جام جهانی فوتبال، جام ملت‌های اروپا و جام باشگاه‌های اروپا بازی کرده است. او در اواخر دوران فعالیت خود به عنوان بازیکن فوتبال، تیم منچستر یونایتد را ترک گفت و در تیم‌هایی همچون اسپورتینگ لیسبون پرتغال و آستون ویلای انگلستان بازی کرد.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه رونی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

 

متولد: ۲۴/ ۱۱/۱۹۸۵ شهر لیورپول

اولین قرارداد:۳۱ آگوست ۲۰۰۴ از اورتون

ارزش:۳۰ میلیون پوند انگلستان

اولین بازی:۲۸ / سپتامبر / ۲۰۰۴  با فنر باغچه

قد:۱۸۵ سانتیمتر

ملیت:انگلیسی

رونی یکی از بهترین بازیکنان جوان حال حاظر دنیا است. وین رونی در ابتدای فوتبال خود در تیم دسته اولی اورتون بازی میکرد وطی باریهای خوب وعالی مربی انگلستان تصمیم به حضور وی در تیم ملی کشورش شد .بازی های فوق العاده خوب او باعٍ شد تا سر الکس فرگوسن خواهان او شود مبلغی را که باشگاه منچستر یونایتد به رونی پیشنهاد کرد بالغ بر30 میلیون پوند بود که اورا یکی از گرانترین بازیکنان جوان جهان شود .یکی از ایرادهای که میشود به بازی رونی گرفت عصبی بودن اوست البته طبق گفته های وی کم کم این عادت بد دوران جوانی را دارد ترک میکند.

اولین بازی رونیبرای منچستر یونایتد رادر فصل 2002-2003 انجام داد که بعد از گذشت نه بازی در مقابل حریف قدرتمند منچستر یعنی ارسنال توانست گل زنی کند.

الکس فرگوسن در مصاحبه مطبوعاتی خود درباره این پدیده جوان انگلستان گفت:فرگوسن: "من خیلی خوشحالم. من فکر میکنم که ما بهترین بازیکن جوان این کشور در 30 سال گذشته را در اختیار داریم. همه از این قرارداد احساس خوشحالی میکنند

ود وین رونی به

". manutd.com گفته بود: "من از اینکه اینجا هستم خیلی خوشحالم. به عنوان کسی که به یونایتد علاقه داشتم، اونجا تنها جاییست که من خوام رفت.شدیدترین مصدومیت رونی در مقابل تیم چلسی در لیگ برتر  بود که جان تری با تکلی شدید باعث شکستن بای رونی شد وهمین امر باعث شد که رونی نتواند که انطور بای و شاید در جام جهانی حضور یابد

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه نانی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

لوییس کارلوس آلمیدا داکن ها (نانی)






بیوگرافی:پدیده جدید تیم منچستر یونایتد 17 نوامبر 1986 در پرایا به دنیا آمد.نام کامل وی لوییس کارلوس آلمیدا داکن ها مقلب به نانی است.او 175 سانتی متر قد و 66 کیلوگرم وزن دارد و در پست هافبک تهاجمی بازی میکند.ملیت دوم وی پرتغالی است.

باشگاه:اسپورتینگ لیسبون-منچستر یونایتد

تعداد بازی ملی:19 بازی 4 گل

فوتبال:از همان کودکی طرفدار تیم پورتو بود.وی ابتدا به تیم کودکان رئال اسپرت پیوست و سپس راهی اسپورتینگ لیسبون شد.او در سال 2005 اولین بازی خود را برای اسپورتینگ انجام داد و طی 29 بازی 4 گل به ثمر رساند.او در فصل دوم نیز 29 بازی کرد و توانست 4 گل بزند.او در 6 بازی از جام یوفا توانست 1 گل بزند.سپس وی با نشان دادن تواناییهایش توانست در 6 ژوئن قرارداد 5 ساله با این تیم امضاء کند.اولین بازی او برای یونایتد مقابل شانزن بود که6-0 منچستر برد.

زندگی:هنگامی که یک نوزاد بود به همراه خانواده اش به پرتغال آمد و جدا از خانواده در کنار عمه خود در آمادورا حومه لیسبون بزرگشد و با دوستش مانوئل فرناندز (هافبک میانی والنسیا)به بازی میپرداختند.او هنوز تصمیم به ازدواج نگرفته و معتقد است که در حال حاضر نباید خود را معطوف به زندگی خانوادگی کند.

جالب:

مبلغ قرارداد وی با منچستر 25.5 میلیون یورو بود که ابتدا مورد انتقاد بود ولی با بازی خوب وی انتقادها کم شد.

نام نانی را دوستانش برای وی انتخاب کردند.

در جام اروپای زیر 21 سال جوانترین عضو تیم پرتغال بود.

علاقه زیادی به غذا و رستوران چینی دارد.

خیلی خرافاتی است.

شعرهای خوبی که میشنود در دفتری مینویسد.

از هواداران گروه موسیقی کلدپی است.

به تازگی فولکس مدل کروکی خریداری کرده است.

حالت جشن گلزنی او را لیپ آودث مینامند.

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه ریو فردیناند
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

-------------------------------------------------------------------------------- ریو گاوین فردیناند در 7 نوامبر 1978 درلندن متولد شد.او از بازیکنانی است که فوتبال را از کوچه و خیابان آغاز کرده است.خیابان لوسین حومه لندن که در آنجا مردمان فقیری زندگی میکردند ریو بزرگ شد.در سن 20 سالگی در به عنوان یک بازیکن آماتور در وستهم مشغول به بازی شد و در آن سال جایزه سال را برد تا با بازیهای خوبش مورد توجه فرگوسن قرار بگیرد تا گرانقیمترین انتقال تاریخ فوتبال در لیگ برتر رقم بخورد.بله گرانترین مدافع دنیا در 23 ژانویه با قراردادی 5 ساله فرگوسن ریو را به خدمت بگیرد تا رکورد انتقال مدافعان که در اختیر لیلیان تورام بود شکسته شود. قیمت نهایی انتقال ریو مبلغ 33 میلیون دلار بود.ریو در اولین فصل حضورش در منچستر موفق شد قهرمانی لیگ برتر را بدست آورد.ولی در همان سال اتفاق تلخی در زندگی فردیناند رخ داد.وقتی اتحادیه ریو را به خاطر امتناع از آزمایش دوپینگ 8 ماه محروم کرد که بازتابهای متفاوتی داشت در حالی که ریو معتقد بود فقط 2 ساعت برای آزمایش دیر کرده است.در حالی که کسانی که آزمایش دوپینگشان مثبت شده بود محرومیت کمتری را گذرانده بودند.فردیناند با بازگشت دوباره خود به یکی از مهره های قابل اعتماد فرگی تبدیل شد.فردیناند به همراه نامزدش در سال 2006 ازدواج کردند و صاحب فرزندی به نام لونز شدند.او عاشق بازی کامپیوتری است و در یک رقابت به مناسبت سالروز تولدش در رقابت با هم تیمیهایش اول شد.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه برباتف
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

دیمیتار برباتوف





بیوگرافی:با نام اصلی دیمیتار ایوانف برباتوف در 30 ژانویه 1981 در صوفیای بلغارستان متولد شده است.کاپیتان تیم ملی بلغارستان 189 سانتیمتر قد و 77 کیلوگرم وزن دارد.

فوتبال:او تنها 17 سال داشت که در باشگاهی که پدرش سالها در آنجا بازی می کرد یعنیCSK صوفیه بازی کرد وی در سالهای 1998 تا ژانویه 2001 در آنجا بازی کرد و اولین بازی خود را در سن 18 سالگی در سال1999 برای این تیم انجام داد.وی توانست در سال 1999 قهرمان لیگ بلغارستان شود و عنوان آقای گلی را با 14 گل کسب کند.سپس به بایرن لورکوزن پیوست و از آنجا در سال 2006 به تاتنهام هاسپرز با مبلغ 16 میلیون یورو پیوست تا گرانترین بازیکن تاریخ بلغارستان شود.جالب است وی در اولین بازی برای تاتنهام موفق شد 2 گل در 2 دقیقه بزند تا ارزش مبلغ قراردادش را به اثبات برساند.او در تابستان 2008 توانست به منچستر بپیوندد و در اولین نبردش مقابل لیورپول قرار گرفت

زندگی:برباتوف در بلاگوگارد صوفیای بلغارستان متولد شد.پدرش ایوان 1 فوتبالیست حرفه ای بود و مادرش ماگریتا 1 هندبالیست حرفه ای است.آلن شیرر الگوی همیشگی او بود و با لباس شماره 9 وی به رختخواب می رفت.او روابط عاطفی چندانی نداشت و هنوز هم در آستانه ورود به دهه 3 زندگی اش علاقه ای به ازدواج و تشکیل خانواده نشان نمیدهد.

جالب:

آن قدر به فیلم پدر خوانده علاقه داشت که زبان انگلیسی را با تماشای این فیلم فرا گرفت و خودش را جک راسل یکی از کاراکترهای تیم می داند.

آرسن ونگر وی را همطراز با تیری هانری می داند.

به بسکتبال و شنا علاقه داردد.

فیلم صورت زخمی را با بازی آل پاچینو را ده ها بار تماشا کرده است.

نام مستعار وی بربو و بربس است.

در گروه موسیقی به کارهای داس ای اف ایکس گوش می دهد.

طی آمارگیری تلویزیون نوا متعلق به بلغارستان در برنامه ورزشی گورشتو یکی از 10 مرد جذاب بلغارستان شناخته شد.

خانه ای به ارزش 3 میلیون دلار در لندن خریداری کرده است.

ترس از ماندن در زیر زمین تاریک دارد.

از نشستن پشت فرمان اتومبیل لذت نمیبرد.

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه برباتف
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

دیمیتار برباتوف





بیوگرافی:با نام اصلی دیمیتار ایوانف برباتوف در 30 ژانویه 1981 در صوفیای بلغارستان متولد شده است.کاپیتان تیم ملی بلغارستان 189 سانتیمتر قد و 77 کیلوگرم وزن دارد.

فوتبال:او تنها 17 سال داشت که در باشگاهی که پدرش سالها در آنجا بازی می کرد یعنیCSK صوفیه بازی کرد وی در سالهای 1998 تا ژانویه 2001 در آنجا بازی کرد و اولین بازی خود را در سن 18 سالگی در سال1999 برای این تیم انجام داد.وی توانست در سال 1999 قهرمان لیگ بلغارستان شود و عنوان آقای گلی را با 14 گل کسب کند.سپس به بایرن لورکوزن پیوست و از آنجا در سال 2006 به تاتنهام هاسپرز با مبلغ 16 میلیون یورو پیوست تا گرانترین بازیکن تاریخ بلغارستان شود.جالب است وی در اولین بازی برای تاتنهام موفق شد 2 گل در 2 دقیقه بزند تا ارزش مبلغ قراردادش را به اثبات برساند.او در تابستان 2008 توانست به منچستر بپیوندد و در اولین نبردش مقابل لیورپول قرار گرفت

زندگی:برباتوف در بلاگوگارد صوفیای بلغارستان متولد شد.پدرش ایوان 1 فوتبالیست حرفه ای بود و مادرش ماگریتا 1 هندبالیست حرفه ای است.آلن شیرر الگوی همیشگی او بود و با لباس شماره 9 وی به رختخواب می رفت.او روابط عاطفی چندانی نداشت و هنوز هم در آستانه ورود به دهه 3 زندگی اش علاقه ای به ازدواج و تشکیل خانواده نشان نمیدهد.

جالب:

آن قدر به فیلم پدر خوانده علاقه داشت که زبان انگلیسی را با تماشای این فیلم فرا گرفت و خودش را جک راسل یکی از کاراکترهای تیم می داند.

آرسن ونگر وی را همطراز با تیری هانری می داند.

به بسکتبال و شنا علاقه داردد.

فیلم صورت زخمی را با بازی آل پاچینو را ده ها بار تماشا کرده است.

نام مستعار وی بربو و بربس است.

در گروه موسیقی به کارهای داس ای اف ایکس گوش می دهد.

طی آمارگیری تلویزیون نوا متعلق به بلغارستان در برنامه ورزشی گورشتو یکی از 10 مرد جذاب بلغارستان شناخته شد.

خانه ای به ارزش 3 میلیون دلار در لندن خریداری کرده است.

ترس از ماندن در زیر زمین تاریک دارد.

از نشستن پشت فرمان اتومبیل لذت نمیبرد.

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه فابرگاس
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

زندگی نامه فابرگاس


یوفا: سس فابرگاس در 4 مِی سال 1987 میلادی در آرنا دِمار ایالت کاتالونیای اسپانیا متولد شد.
فوتبال حرفه ایش را از تیم ب بارسلونا شروع کرد.وی با تیم زیر 17 سال اسپانیا قهرمان جام جهانی زیر 17 ساله های جهان شده است.
او در این جام به عنوان بهترین بازیکن و بهترین گلزن انتخاب شد.هنگامیکه او تنها 16 سال بیشتر نداشت با مبلغ قرارداد 2.25 میلیون یورو به انگلیس رفت تا فوتبال حرفه ایش را در آرسنال دنبال کند.
او در حالیکه 16 سال و 177 روز داشت به عنوان جوانترین هافبک تاریخ باشگاه آرسنال به میدان رفت.او در اولین بازی اش که در تاریخ 23 اکتبر سال 2003 بود برای آرسنال خوش یمن بود و آرسنال در آن روز بعد از تساوی 1-1 موفق شد در ضربات پنالتی در جام حذفی انگلیس به پیروزی برسد.
نبوغ بعدی وی هنگامیکه بود که پای وی در برد 5-1 آرسنال مقابل ولورهمپتون به گل باز شد.وی نگاه ها را هنگامیکه که در جام خیریه انگلیس در برابر منچستر یونایتد به میدان رفت به خود اختصاص داد.آرسنال در آن بازی 3 بر 1 پیروز شد.
هنگامی او در لیگ برتر به میدان رفت تا جای خالی پاتریک ویرا را پر کند.در آن بازی آرسنال در خارج از خانه اورتون را 4 بر 1 در هم کوبید.سس به عنوان بازیکن فیکس در بازی بعد و بعد تر به میدان رفت.اولین گل لیگ برتری وی در مقابل بلک برن بود که آرسنال با نتیجه 3 بر صفر بازی را به سود خود به پایان رساند.
متاسفانه پاتریک ویرا از بند مصدومیت رها شده به ترکیب اصلی بازگشت و جای سس جوان را گرفت و وی به نیمکت ذخیره ها روانه شد.اما چند بازی بعد وی در کنار پاتریک ویرا به میدان رفت.چند بازی بعد در حالیکه پاتریک ویرا غایب بود وی در جام باشگاه های اروپا در مقابل پاناتینایکوس به میدان رفت و آن باری با حساب 2-2 به پایان رسید و اولین بازی وی در جام باشگاه های اروپا انجام شد.
وی در آن سال اولین جام قهرمانی خود به همراه آرسنال را در جام حذفی انگلیس کسب کرد.
تابستان سال بعد پاتریک ویرا به یوونتوس پیوست و راه را برای این جوان اسپانیایی کاملاً باز گذاشت.وی با درخشش در بازی مقابل یوونتوس در جام باشگاه های اروپا که با گلزنی و گل سازی او برای آنری همراه بود، آرسنال را با نتیجه 2 بر صفر به پیروزی رساند و نگاه مردم و رسانه های جهان رو به خود جلب کرد.
آرسنال در آن سال با بازی های او نائب قهرمان جام باشگاه های اروپا شد.وی به تیم ملی اسپانیا دعوت شد و اولین بازی اش را مقابل لیختنشتاین که با حساب 4 بر صفر به نفع اسپانیا به پایان رسید را انجام داد.
سِس هم اکنون علی رقم سن کم ، از رکن های اصلی آرسنال به حساب می آید و همگان بر این باورند که آینده ای درخشان تر در انتظار اوست.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه آدبایور
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

زندگی نامه امانوئل آدبایور


یوفا: شِی امانوئل آدبایور متولد 26 فوریه 1984 در لومه کشور توگو است.
امانوئل زندگی فوتبالی اش را از زمین تمرینی در لومه آغاز کرد.
در سن 15 سالگی مورد توجه باشگاه متز فرانسه قرار گرفت و وی بدون معطلی بسوی فوتبال حرفه ای در فرانسه حرکت کرد.وی در اولین فصل حضورش در تیم متز دو گل از 9 بازی ای که برای این تیم انجام داد را به ثمر رساند.
در فصل بعد حضورش در این تیم 17 گل از 35 بازی ای که برای این تیم فرانسوی به میدان رفت را به ثمر رساند تا نظر باشگاه های بزرگی همچون یوونتوس و آرسنال را به خود جلب کند.اما تیم موناکوی فرانسه با او به توافق رسید.وی در سال فصل 2004-2003 به موناکو پیوست و با انجام 17 بازی در لیگ 7 گل و در جام باشگاه های اروپا با انجام 10 بازی دو گل به ثمر رساند و به این تیم کمک کرد تا به فینال این بازی ها راه پیدا کند.

سرانجام باشگاه آرسنال حضور امانوئل را در لیگ برتر انگلیس محقق کرد و در 13 ژانویه 2006 با قرارداد 7 میلیون یورویی او را به خدمت گرفت و شماره 25 را که سال های پیشتر بر تن نوآنکه کانو بود را به او داد.وقتیکه با او مصاحبه کردند وی گفت که کانو الگوی من بود به همین خاطر شماره ی او گرفتم.وی همچنین مانند کانو شماره ی 4 را در تیم ملی توگو به تن می کند.این دو بازیکن همچنین شباهت شگفت انگیزی هم از نظر قیافه و هم فیزیک بدنی نسبت بهم دارند!

اولین حضور آدبایور در لیگ برتر انگلیس در ترکیب آرسنال بر می گردد به 4 فوریه 2006 در برابر بیرمنگام که بعد از 21 دقیقه حضور اولین گل خود را نیز به ثمر رساند و آرسنال توانست آن بازی را با حساب 2 بر 0 به سود خود به پایان برساند.امانوئل در اولین فصل حضورش در آرسنال با انجام 10 بازی 4 گل برای این تیم به ثمر رساند.در فصل 2007-2006

با مصدومیت تیری آنری فرصت مناسبی برای فیکس بازی کردن او در تیم آرسنال فراهم شد که گل سر سبد این فیکس شدن گلزنی در برابر منچستر یونایتد در زمین اولد ترافورد شهر منچستر بود که آرسنال با همان تک گل بازی را برد و در ذهن هواداران تیم آرسنال نام او را به یاد ماندنی کرد.

اما بیشترین درخشش امانوئل مربوط می شود به فصل جاری که با گل های او آرسنال پیش می رود و اولین گلزن آرسنال محسوب می شود و نبود تیری آنری را در این تیم کاملاً کمرنگ کرده است.وی در سال 2007 یکی از کاندیدهای بهترین بازیکن قاره ی آفریقا بود.امانوئل با سن و سال پایین آینده ای از این درخشانتر را دنبال می کند.و مطمئناً بعد ها از او بیشتر خواهید شنید.

آدبائور در تیم ملی توگو

آدبائور علاوه بر اینکه در باشگاه هایش موفق بوده ، در تیم ملی کشورش نیز اینگونه بوده است.بطوریکه در حضور تیم توگو در جام جهانی 2006 نقشه عمده ای را بر عهده داشته است و با 11 گل در مرحله ی مقدماتی برای حضور به جام جهانی ، این تیم را عازم این بازی ها کرد.اگرچه تیم توگو نتوانست جواز حضور در مرحله ی بعد از گروهی جام جهانی را کسب کند، اما حضور کشور ناشناخته ای مانند توگو در جام جهانی کار بزرگی است

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه فن پرسی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

زندگی نامه رابین فن پرسی




رابین فن پرسی در ۶ اوت ۱۹۸۳ در روتردام هلند به دنیا آمد. در تیم جوانان Excelsior و Feyenoord بازی کرده و از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴ برای تیم بزرگسال فاینورد ۶۱ بازی با ۱۴ گل زده انجام داده و سپس از سال ۲۰۰۴ تا هم اکنون در خدمت تیم آرسنال بوده است. در طول ۸۷ بازی برای آرسنال ۲۸ گل را به ثمر رسانده است. وی همچنی برای تیم جوانان هلند ۱ بازی و برای تیم ملی هلند ۲۷ بازی با ۹ گل زده دارد.
رابین در ناحیه شرقی روتردام، Kralingen، رشد یافته. شروع بازی حرفه ای اش در تیم جوانان Excelsior بوده است. در ۲۰۰۲ قراردادی را با فاینورد به امضا رساند که نام او را به عنوان یک مهاجم با استعداد مطرح کرد. در طی یک سری مسائل انضباطی سرانجام در سال ۲۰۰۶ با یک قرارداد ۳ میلیون پوندی به تیم انگلیسی آرسنال پیوست. در سال ۲۰۰۵ او به تیم ملی هلند دعوت شد. قرارداد باشگاهی وی تا سال ۲۰۱۱ با تیم آرسنال است.
مادرش Jose Ras یک نقاش و پدرش Bob یک مجسمه ساز بود. ون پرسی در مدرسه روتردام نیز مشکلات انظباطی بسیاری داشت. اغلب اوقات وی از کلاس درس به بیرون انداخته می شد تا تنبیه شود. اخراج های متعدد وی از کلاس درس باعث شد که وی در خارج از کلاس با سرایدار مدرسه شان، Sietje Moush دوست شود! سرایدار مدرسه، همواره رابین را از بدرفتاری نهی می کرد و او را دعوت می کرد که رفتار خودش را تغییر دهد.
در جریان بازی مؤثرش در فینال جام یوفا پیروزی ۳-۲ را برای تیمش در برابر بورسیا دورتموند در ۸ می ۲۰۰۲ به دست آورد. او جایزه بهترین بازیکن جوان را از KNVB در فصل ۰۲-۲۰۰۱ به دست آورد.
در تابستان ۲۰۰۲ فن پرسی یک سری مصدومیت هایی را متحمل شد. او سریعا خودش را برای فصل ۰۳-۲۰۰۲ آماده کرد. در ابتدای فصل یک قرارداد ۳ و نیم ساله را با فاینورد امضا کرد. در اطن زمان فن پرسی با سرمربی تیمش هم مشکل پیدا کرد. این کار فن پرسی تنها باعث انتقالش به تیم دوم فاینورد برای تنبیه شد. در طول این زمان و در بهار سال ۲۰۰۳ زمانی که تنها ۱۹ سال داشت، در یک بازی برابر تیم ذخیره های آژاکس نمایش خیره کننده ای داشت.
در ۱۷ می ۲۰۰۴، ون پرسی با مبلغ ۳ میلیون پوند به آرسنال عزیمت کرد.
ون پرسی برای بازی های جام جهانی ۲۰۰۶ توسط مارکو ون باستن، به تیم ملی کشورش دعوت شد. هرچند هلند بعد از ۴ بازی از مسابقات حذف شد.
فصل پیش را علیرغم این که درخشان آغاز کرده بود خیلی زود مصدوم شد و از دست داد. او به این فصل امیدوار است.



__________________

 
comment نظرات ()
 
ازدواج رابین فن پرسی و تهمتهای پس از آن
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

ازدواج رابین فن پرسی و تهمتهای پس از آن


رابین فن پرسی در سال2005 با بشرا یک دختر هلندی مراکشی تبار ازدواج کرد. آنها اکنون دارای یک پسر به نام شاکویل هستند.
فن پزسی و همسرش زندگی آرامی داشتند ولی در سال2005 اخبار تکان دهنده ی رساته ها و مطبوعات سعی در متلاشی ساختن این کانون کرد. داستان از وقتی آغاز شد که ملکه زیبایی هلند(ربه کا) از فن پزسی شکایت کرد..........
همسر فن پرسی به همه ثابت کرد به هیچ قیمتی پشت شوهرش را خالی نمی کند.با وجود تمام اخبار ضدونقیض درباره ربه کا و رابین و زندانی شدن رابین به خاطر شکایت ربه کا ، همسر رابین از شوهرش به شدت حمایت کردو گفت: من و رابین عمیقا عاشق هم هستیم و این شایعات تغییری در احساسمان نسبت به یکدیگر ایجاد نمی کند. من به رابین گفتم اگر تمام دنیا هم او را متهم بدانند من باز هم به اواعتماد کامل دارم.
او در ادامه مصاحبه اش گفت: تمام اینها شایعه است. ربه کا می گفت با دیوید بکام هم رابطه داشتهولی کاپیتان انگلیس همیشه این ادعا را رد کرده.این یک بازی برای اخاذی و معروف شدن است. فقط می گویم به رابین 200درصد اعتماد دارم. آن شب رابین به رستوران رفته بود. من می دانم محیط رستوران های شبانه چگونه است.هر وقت من و او باهم به چنین جاهایی می رویم،دخترها دور رابین جمع می شوند و اصلا برایشات مهم نیست که همراه او هستم. اما ما همیشه حلقه ازدواجمان را به آنها نشان می دهیم. ما عاشق هم هستیم

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه دکو
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

زندگی نامه دکو
آندرسون لویس دی سوزا ملقب به دکو که در سال 1977 در سائوبرناردودوکامپو در برزیل متولد شد.او با قدی 177 سانتی متری و 73 کیلو یکی از بهترین هافبکهای دنیا است.

دکو فوتبال حرفه ای خود را از برزیل با تیم سائوپائولو (96_1995 و 97_1996) اغاز کرد. او فصل بعد را هم در برزیل با تیم کورینتیناس سپری کرد.

دکو در فصل 98_97 به تیم پرتغالی بنفیکا پیوست. بعد از گذراندن یک فصل خوب در بنفیکا به تیم سالگویروس رفت و از انجا با پیشنهاد فرناندو کاسترو مربی پورتو به این تیم پیوست و پنج فصل برای این تیم توپ زد.(2004_1999)

دکو در جام باشگاههای اروپا در سال 2004 همراه مورینیو قهرمان این جام معتبر شد. بعد از قهرمانی در این جام مورد توجه بعضی از تیمهای مطرح اروپا از جمله بارسلونا قرار گرفت.

او در تابستان سال 2004 به تیم بارسلونا پیوست و همراه این تیم در فصل 2005_2004 نایب قهرمانی اسپانیا را به دست آورد و در فصل بعد از آن (2006_2005) همراه بارسلونا قهرمان اسپانیا شد و در همان سال قهرمانی جام باشگاههای اروپا را فتح کرد.

دکو در 29 مارچ 2003 با مسئولین پرتغال برای گرفتن تبعیت این کشور وارد مذاکره شد و در تابستان 2004 باتیم پرتغال در فینال جام ملتهای اروپا با نتیجه ی یک بر صفر مغلوب یونان شد تا به عنوان نایب قهرمانی دست یابد و همچنین در جام جهانی 2006 همراه پرتغال به مقام چهارمی دست یافت


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه لمپارد
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

 فرانک جمیمز لمپارد جونیور متولد 25 ژوئن 1978 در رامفورد انگلستان . او فرزند فرانک لمپارد سینیور مدافع سابق انگلیس و بازیکن پیشین تیم وستهام یونایتد . مادر او نیز از یک خانواده معروف فوتبالی است . لمپارد در سال 1994 به عنوان کار آموز به باشگاه وستهام یونایتد پیوست . همان باشگاهی که پدرش دستیار سرپرست آن بود و در سال 1995 به طور رسمی با این باشگاه قرار داد بست . در اکتبر سال 1995 به تیم سی سیتی قرض داده شد و در همان باشگاه در نخستین بازی لیگ خود شرکت کرد و یک گل به ثمر رساند و در ژانویه سال 1996 دوباره به وستهام بازگشت . لمپارد بازیکن ثابت تیم جوانان وستهام بود و در کاپ قهرمانی جوانان 1996 کاپیتان تیم شد . در سال 1998 لمپارد به تیم بزرگسالان وستهام پیوست و در کنار بزرگانی چون ( جوکول ) ، ( مایکل کاریک ) و ( ریوفردیناند ) به یکی از مهرهای با ارزش این تیم بدل گشت . لمپارد در 15 می 2001 با یازده میلیون پوند به باشگاه ثروتمند چلسی نقل مکان کرد . او در فصل نخست حضور خود بازیکن فیکس تیم بود اما در فصل دوم حضورش تحت شعاع بازی خوب ( جیانفرانکوزولا ) قرار گرفت و افت کرد اما با آمدن آبراموویچ ملیاردر معروف روسی به باشگاه ، لمپارد دوباره شکوفا شد و خود را به عنوان بهترین هافبک تیم شناساند . در سال 2004 ، 2005 لمپارد توانست در همه 38 بازی لیک بازی کند و 13 گل به ثمر برساند و با تیم چلسی قهرمان لیگ برتر شود . بازی او آنقدر زیبا بود که ( کارلوس البرتو ) و ( یوهان کرایف ) بازکنان مطرح جهان هر دو او را ستودند و لمپارد را بازیکن برتر جهان خواندند لمپارد موفق شد در آن فصل جایزه فوتبالیست سال FWA را از آن خود کند . او در سال بعد بهتر ظاهر شد به طوری که خوزه مورینیو ( مربی آن دوران چلسی ) او را بهترین بازیکن دنیا لقب داد . لمپارد در سال 2003 با ( النارایوز ) ازدواج کرد و ثمره این ازدواج یک دختر به نام ( لوناکوکو پاتریشیا لمپارد ) است ، لونا 22 آگوست سال 2005 به دنیا آمد . چندی پیش فرانک اظهار داشت که او و والنا در انتظار دومین فرزند خود به سر می برند . فرانک لمپارد در حال فراگیری زبان اسپانیایی است که به گفته برخی به خاطر احتمال پیوستن او به لالیگا اسپانیاست . ولی لمپارد اظهار کرد که آموزش زبان اسپانیایی او صرفا دلایل خانوادگی دارد ، زیرا انارایوز اسپانیایی است و او دوست دارد دخترشان و البته کودک آینده آنها دو زبانه بزرگ شود . لمپارد در ماه های سپتامبر و اکتبر سال 2005 در مسابقه گل برتر روزنامه THE SUN حضور داشت . در جولای سال 2006 THE SUN کتاب زندگینامه لمپارد با نام ( همه چیز از فرانک ) را به صورت دنباله دار به چاپ رساند . این کتاب اسرار زندگی خانوادگی و خصوصی فرانک لمپارد و عکس العمل هایش را نسبت به نا امیدی های جام جهانی افشا کرده است . لمپارد تا کنون توانسته است با چلسی 2 بار قهرمان لیگ برتر شود ، در نوامبر سال 2005 به عنوان دومین فوتبالیست برتر اروپا شناخته شد و جایزه فوتبالیست سال قاره خود را به هافبک برزیلی ( رونالدینیو ) سپرد . یک ماه بعد رنالدینیو عنوان بازیکن سال دنیا را از آن خود کرد و بار دیگر فرانک لمپارد به مقام دوم بسنده کرد .


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه لمپارد
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

 فرانک جمیمز لمپارد جونیور متولد 25 ژوئن 1978 در رامفورد انگلستان . او فرزند فرانک لمپارد سینیور مدافع سابق انگلیس و بازیکن پیشین تیم وستهام یونایتد . مادر او نیز از یک خانواده معروف فوتبالی است . لمپارد در سال 1994 به عنوان کار آموز به باشگاه وستهام یونایتد پیوست . همان باشگاهی که پدرش دستیار سرپرست آن بود و در سال 1995 به طور رسمی با این باشگاه قرار داد بست . در اکتبر سال 1995 به تیم سی سیتی قرض داده شد و در همان باشگاه در نخستین بازی لیگ خود شرکت کرد و یک گل به ثمر رساند و در ژانویه سال 1996 دوباره به وستهام بازگشت . لمپارد بازیکن ثابت تیم جوانان وستهام بود و در کاپ قهرمانی جوانان 1996 کاپیتان تیم شد . در سال 1998 لمپارد به تیم بزرگسالان وستهام پیوست و در کنار بزرگانی چون ( جوکول ) ، ( مایکل کاریک ) و ( ریوفردیناند ) به یکی از مهرهای با ارزش این تیم بدل گشت . لمپارد در 15 می 2001 با یازده میلیون پوند به باشگاه ثروتمند چلسی نقل مکان کرد . او در فصل نخست حضور خود بازیکن فیکس تیم بود اما در فصل دوم حضورش تحت شعاع بازی خوب ( جیانفرانکوزولا ) قرار گرفت و افت کرد اما با آمدن آبراموویچ ملیاردر معروف روسی به باشگاه ، لمپارد دوباره شکوفا شد و خود را به عنوان بهترین هافبک تیم شناساند . در سال 2004 ، 2005 لمپارد توانست در همه 38 بازی لیک بازی کند و 13 گل به ثمر برساند و با تیم چلسی قهرمان لیگ برتر شود . بازی او آنقدر زیبا بود که ( کارلوس البرتو ) و ( یوهان کرایف ) بازکنان مطرح جهان هر دو او را ستودند و لمپارد را بازیکن برتر جهان خواندند لمپارد موفق شد در آن فصل جایزه فوتبالیست سال FWA را از آن خود کند . او در سال بعد بهتر ظاهر شد به طوری که خوزه مورینیو ( مربی آن دوران چلسی ) او را بهترین بازیکن دنیا لقب داد . لمپارد در سال 2003 با ( النارایوز ) ازدواج کرد و ثمره این ازدواج یک دختر به نام ( لوناکوکو پاتریشیا لمپارد ) است ، لونا 22 آگوست سال 2005 به دنیا آمد . چندی پیش فرانک اظهار داشت که او و والنا در انتظار دومین فرزند خود به سر می برند . فرانک لمپارد در حال فراگیری زبان اسپانیایی است که به گفته برخی به خاطر احتمال پیوستن او به لالیگا اسپانیاست . ولی لمپارد اظهار کرد که آموزش زبان اسپانیایی او صرفا دلایل خانوادگی دارد ، زیرا انارایوز اسپانیایی است و او دوست دارد دخترشان و البته کودک آینده آنها دو زبانه بزرگ شود . لمپارد در ماه های سپتامبر و اکتبر سال 2005 در مسابقه گل برتر روزنامه THE SUN حضور داشت . در جولای سال 2006 THE SUN کتاب زندگینامه لمپارد با نام ( همه چیز از فرانک ) را به صورت دنباله دار به چاپ رساند . این کتاب اسرار زندگی خانوادگی و خصوصی فرانک لمپارد و عکس العمل هایش را نسبت به نا امیدی های جام جهانی افشا کرده است . لمپارد تا کنون توانسته است با چلسی 2 بار قهرمان لیگ برتر شود ، در نوامبر سال 2005 به عنوان دومین فوتبالیست برتر اروپا شناخته شد و جایزه فوتبالیست سال قاره خود را به هافبک برزیلی ( رونالدینیو ) سپرد . یک ماه بعد رنالدینیو عنوان بازیکن سال دنیا را از آن خود کرد و بار دیگر فرانک لمپارد به مقام دوم بسنده کرد .


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه بالاک
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

بالاک در هنگام بازیگری در تیم چمنیتز به تیم ملی زیر ۲۱ سال آلمان دعوت شد و در ۲۱ مارس ۱۹۹۶ اولین بازی ملی خود را در رده زیر ۲۱ سال مقابل دانمارک به میدان آمد و در مجموع برای آن تیم ۱۹ بازی و ۴ گل زد.

اولین دعوت بالاک به تیم ملی بار از سوی برتی فوگتس بود. هنگامی که در کایزرسلاترن بازی می‌کرد.

اولین بازی ملی او در ۲۸ آوریل ۱۹۹۹ و زمان مربیگری اریش ریبک انجام شد. در آن روز بالاک مقابل اسکاتلند در دقیقهٔ ۶۰ به جای دیتمار‌هامان به بازی آمد.

در یورو ۲۰۰۰ بالاک جز تیم آلمان بود که بسیار ضعیف نتیجه گرفت و در دور اول حذف شد. بالاک در کل این جام تنها ۶۳ دقیقه به میدان آمد.

در مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ بالاک با بازیسازی خوبش در مرکز زمین خود را به عنوان ستاره تیم ملی کشورش مطرح کرد. او در بازی تک حذفی مقابل اکراین سه گل به ثمر رساند تا حضور آلمان در این جام تضمین شود.

در جام جهانی ۲۰۰۲ بالاک بسیار خوش درخشید و نقطهٔ اوج فوتبال او رقم خورد. او در این مسابقات در یک چهارم نهایی مقابل آمریکا و در نیمه نهایی مقابل کرهٔ جنوبی تک گل پیروزی بخش تیمش را به ثمر رساند. در بازی مقابل کرهٔ جنوبی بالاک با یک خطای فنی یک خطر مسلم گلزنی را از کره‌ای‌ها گرفت و به همین علت کارت زردی دریافت کرد که او را از حضور در فینال بازداشت. با این حال بالاک در نایب‌ قهرمانی آلمان نقش بسزایی داشت و از بهترین پاسورهای کل بازی‌ها بود.

پس از بازی‌های یورو ۲۰۰۴ و با انتخاب یورگن کلینزمن به جای رودی فولر در سمت مربی تیم ملی آلمان، بالاک هم به جای الیور کان کاپیتان تیم ملی شد.

بالاک در بازی‌های دوستانهٔ آماده‌سازی برای جام جهانی ۲۰۰۶ نیز خوب ظاهر شد و در اواخر مارس ۲۰۰۶ گل چهارم را برای آلمان به ثمر رساند تا این تیم آمریکا را ۴-۱ مغلوب کند.

بالاک با ۶۰ بازی ملی، ۲۹ گل به ثمر رسانده‌است. او پیراهن شمارهٔ ۱۳ معروف تیم را به تن می‌کند یعنی همان پیراهنی که قبلا گرد مولر و فرانس بکن‌بائر به تن داشته‌اند.

آغاز کار و چمنیتزر

میشائیل بالاک فوتبال را با تیم بی.س.ژ موتور کارل-مارکس-اشتادت آغاز کرد. والدینش او را در هفت سالگی به تمرین این تیم فرستادند و او در همان نگاه اول چشم مربی وقت، استفن هانیش، (که خود از بازی‌کنان دستهٔ دوم آلمان شرقی بود) را گرفت. قابلیت بازی با دوپای بالاک از مهم‌ترین خاصیت‌های چشم‌گیر او بود.

بالاک آرام آرام به تیم اصلی راه یافت و در ۴ اکتبر ۱۹۸۳ به میدان آمد و در پیروزی دو بر یک تیمش مقابل موتور آسکونای کارل-مارکس-اشتادت شرکت داشت. بالاک مدام پیشرفت می‌کرد و مخصوصا به قابلیت گلزنی‌اش اضافه می‌شد. او در فصل سوم حضورش ۵۷ گل در ۱۶ بازی به ثمر رساند. او تنها ده سال داشت که به باشگاه بزرگ‌تری راه پیدا کرد. یعنی باشگاه کارل-مارکس-اشتادت که بعدها به چمنیتزر تغییر نام داد.

بالاک در تیم جدیدش تحت نظر مربیانی همچون یورگن هابربر و ابرهارد شوستر بود و به همراه این تیم به افتخاراتی نیز نایل آمد از جمله قهرمانی ایالت ساکسونی در ۱۹۹۱ و قهرمانی مسابقات زیر ۱۹ سال کل آلمان در ۱۹۹۴.

در ۱۹۹۵ بالاک برای اولین بار قراردادی امضا کرد و به خاطر قابلیت‌های خاصش به یاد بکن‌بائر به «قیصر کوچک» معروف شد. او در ۴ آگوست ۱۹۹۵ برای اولین بار در یک بازی حرفه‌ای بزرگسالان در اوبرلیگا(دستهٔ دوم) مقابل لیپزیگ به میدان آمد اما چمنیتزر در این بازی ۲-۱ شکست خورد. در این فصل بالاک ۱۵ بار برای تیمش به میدان آمد اما چمنیتز نهایتا به دستهٔ پایین‌تر سقوط کرد. با این حال این فصل برای بالاک فصل موفقی بود زیرا او در ۲۶ مارس ۱۹۹۶ در تیم ملی زیر ۲۱ سال آلمان به میدان آمد.

در فصل بعدی بالاک جز ترکیب ثابت چمنیتزر شد و در درخشش دوبارهٔ این تیم نقش داشت. او در تمام بازی‌ها به میدان آمد و ده گل به ثمر رساند. چمنیتزر نتوانست به دستهٔ بالاتر برگردد اما در تابستان ۱۹۹۷ بالاک به کایزرسلاترنی پیوست که تازه به بوندسلیگا برگشته بود.

کایزرسلاترن

بازی‌های خوب بالاک در چمنیتزر و تیم ملی زیر ۲۱ سال مربی وقت کایزرسلاترن، اتو رهاگل، را بر آن داشت تا او را خریداری کند. کایزرسلاترن تازه به بوندسلیگا برگشته بود و این موقعیت خوبی برای بالاک بود.

در هفتمین بازی فصل در بازی دور از خانه مقابل کارلسروهه،رهاگل تصمیم گرفت بالاک جوان را برای اولین بار به میدان بفرستد و این اولین بازی وی در بوندسلیگا بود. گرچه او تنها در پنج دقیقهٔ آخر بازی به میدان آمد. در ۲۸ مارس ۱۹۹۸ بالاک برای اولین بار در ترکیب ابتدایی تیم قرار گرفت. بازی مقابل بایر لورکوزرن بود و بالاک وظیفهٔ مهار امرسون را به عهده داشت.

بالاک در این فصل جمعا ۱۶ بار برای تیم جدیدش به میدان آمد و نقشی هر چند کوچک در مقام بی‌نظیر کایزرسلاترن یعنی فتح بوندسلیگا بلافاصله پس از بالا آمدن از دستهٔ پایین‌تر،بازی کرد. در فصل بعدی بالاک از بازیکنان اصلی تیم شد و در ۳۰ بازی به میدان آمد و چهار گل به ثمر رساند. کایزرسلاترن در آن فصل تا یک چهارم نهایی جام باشگاه‌های اروپا بالا رفت و در آن‌جا توسط بایرن مونیخ حذف شد.

در ۱ ژولای ۱۹۹۹ دو ماه بعد از اولین بازی بالاک در تیم ملی بزرگسالان، او در سن ۲۲ سالگی به بایر لورکوزن پیوست. هنوز یک سال از قرارداد او با کایزرسلاترن باقی مانده بود و به همین علت بایر لورکوزن مجبور به پرداخت ۸ میلیون مارک آلمان (نزدیک ۵ میلیون یورو) برای انتقال او شد.

بایر لورکوزن

بالاک در بایرلورکوزن به خوبی درخشید. این آغاز درخشش جدی او بود. مربیان او در این تیم کریستوفر دام و کلاس تاپ‌مولر بودند. او در این تیم هافبک تهاجمی بود و جلوی کارستن راملو بازی می‌کرد.

او جمعا سه فصل برای لورکوزن بازی کرد و ۲۷ گل در بوندسلیگا و ۹ گل در اروپا به ثمر رساند.

در سال ۲۰۰۰ لورکوزن تنها به یک تساوی مقابل اونترهاخینگ نیاز داشت تا برای اولین بار در تاریخ فاتح بوندسلیگا شود اما با گل به خودی بالاک، آن‌ها شکست خوردند تا باز هم بایرن مونیخ قهرمان شود.

با این حال بالاک در بایر لورکوزن به یکی از بهترین هافبک‌های اروپا بدل شد. آخرین فصل او در لورکوزن فصل ۲۰۰۱/۰۲ بود که فصلی به یاد ماندنی به شمار می‌آید. او در این سال با لورکوزن مقام نایب قهرمانی بوندسلیگا، جام باشگاه‌های اروپا و جام حذفی آلمان را کسب کرد. چهار تا از بازیکنان لورکوزن در آن سال در تیم ملی آلمان بودند و نایب قهرمان جهان شدند. بالاک در آخرین فصل خود ۱۷ گل به ثمر رساند و بازی‌های خوبش باعث شد به عنوان بازیکن سال آلمان انتخاب شود.

بایرن مونیخ

در سال ۲۰۰۲ بالاک با قراردادی به ارزش نزدیک ۱۳ میلیون یورو به بایرن مونیخ پیوست. بایرن مونیخ با سیستمی دفاعی تر بازی می‌کرد و بالاک باید با آن تطبیق می‌یافت اما بهرحال او در فصل اول ده گل در قهرمانی بایرن مونیخ در بوندسلیگا به ثمر رساند. همچنین در فینال جام حذفی آلمان به میدان آمد و دو گل به کایزرسلاترن زد تا بایرن ۳-۱ پیروز شود و به قهرمانی برسد.

در سال بعد بالاک بازهم درخشید و با مربی جدید، فلیکس ماگات، نیز رابطهٔ خوبی داشت.

بالاک جمعا چهار فصل برای بایرنی‌ها بازی کرد و سه بار قهرمان بوندسلیگا و دوبار قهرمان جام حذفی شد و جمعا در ۱۳۵ بازی به میدان آمد و ۴۷ گل به ثمر رساند. این مجموع گل‌های داخلی بالاک از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۵ را به ۶۱ می‌رساند.

چلسی

بالاک در فصل آخر خود در بایرن از منچستر یونایتد،چلسی، رئال مادرید و آث میلان پیشنهادهایی دریافت کرد و نهایتا در ۱۵ می‌۲۰۰۶ با استفاده از قانون بوسمن با قراردادی سه ساله به چلسی پیوست.

مربی او در چلسی خوزه مورینیو خواهد بود و او در کنار کسانی چون فرانک لمپارد در میانهٔ میدان بازی خواهد کرد.

مورینیو در بارهٔ او گفته‌است: «برای من او از بهترین بازیکنان جهان است. بسیار باهوش است، از نظر تاکتیکی بسیار قوی است و گل‌های بسیاری به ثمر می‌رساند. برای من در اروپا تنها فرانک لمپارد در این سطح بازی می‌کند. این دو زوجی رویایی را تشکیل خواهند داد.»

تیم ملی آلمان

بالاک ۱۸۹ سانت قد و ۸۰ کیلو وزن و چشمانی سبز-آبی و موهایی به رنگ قهوه ای تیره دارد. او با نامزد(همسرش)، سیمونه، زندگی می‌کند و از او صاحب سه فرزند به نام‌های لوئیس، امیلیو و جوردی شده‌است.

در حال حاضر در لندن, انگلستان ساکن است


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه دروگبا
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

:


روز یازدهم مارس 1978 در شهر «ابیجال» در ساحل عاج به دنیا آمد. او دوران کودکی را در زادگاهش ساحل عاج و فرانسه گذراند. دوستان و خانواده، او را «تیتو» صدا می‌زدند. تیتو در پنج سالگی کشورش را ترک کرد و به شهر «برست» در بریتانی رفت. دروگبا بیشتر عمر خود را در نقل و انتقال گذرانده است. بیشترین زمانی که یک جا زندگی کرده پنج سال بوده و آن پنج سال ابتدای زندگی‌اش در ساحل عاج می‌باشد. از آن زمان تاکنون بیش از چهارده شهر عوض کرده است. او تمام این چهارده شهر را به یاد دارد ولی هیچ یک از این نقل و انتقالات برای او به یادماندنی‌تر از اولین سفرش به فرانسه نیست.
والدین دروگبا به خاطر مشکلات مالی نمی‌توانستند همراه پسرشان به فرانسه سفر کنند. دروگبا در حالی که از پنجره به هوای بارانی چلسی نگاه می‌کند آن روز آفتابی غم گرفته را به خاطر می‌آورد و می‌گوید: کاملا یادم هست. مجبور بودم تنها سفر کنم. فقط پنج سالم بود یادم می‌آید یک پلاکارد که اسمم روی آن نوشته شده بود دور گردنم قرار داشت. مهماندار از من مراقبت می‌کرد. خیلی‌خیلی سخت بود. وقتی به فرانسه رسیدم هر روز گریه می‌کردم. نه به خاطر این‌که در فرانسه بودم بلکه به این خاطر که آن همه از پدر و مادرم فاصله داشتم. دلم برایشان خیلی تنگ شده بود.
دیدیه سه فصل به همراه عمویش از باشگاهی به باشگاه دیگر می‌رفت و در کنار فوتبال به درس ومدرسه‌اش هم می‌رسید. او پس از سه سال دوری از کشور در هشت سالگی به آغوش خانواده‌اش برگشت. دیدیه سه سال متمادی پدر و مادرش را ندیده بود پس از بازگشت به شهرش، دوستانقدیمی‌اش را دوباره دید. او و دوستانش با هم مسابقه فوتبال ترتیب می‌دادند و در یک محوطهپارکینگ در نزدیکی خانه‌شان بازی می‌کردند. سه سال دیگر هم گذشت و در سال 1989 کشور گرفتار بحران اقتصادی شدیدی شد. پدر و مادر دیدیه قربانیان این بحران شدند و کار خود را از دست دادند. آنها تصمیم گرفتند به خاطر آینده پسرشان دوباره او را به فرانسه بفرستند تا زیرنظر عمو میچل امیچل گوبا که یک فوتبالیست حرفه‌ای بود به تمرینات فوتبال بپردازد و دیدیه بار دیگر به شمال فرانسه رفت و در همان جا بود که دیدیه به نخستین باشگاه حقیقی خود پیوست. اوایل در دفاع راست بازی می‌کرد ولی عمویش از این موقعیت راضی نبود. میچل گوبا به دیدیه می‌گفت:«تو آن عقب چه کار می‌توانی بکنی؟ مردم فقط به مهاجم‌ها نگاه می‌کنند.» دیدیه جوان به توصیه عمو گوش کرد و از آن پس مهاجم وسط تیم شد.
او اول در ابویل و بعد در تورکوئین بازی می‌کرد و هر جا عمویش می‌رفت او هم به اجبار با او می‌رفت. در سال 1991 در حالی که تیتو دیدیه سیزده سال داشت به بریتانی برگشت. در همان سال بود که پدر و مادر دیدیه هم تصمیم گرفتند به فرانسه نقل مکان کنند. دیدیه که در آن زمان به سن نوجوانی رسیده بود بدون این‌که بداند، نظم زندگی‌اش را فراموش کرد و ناگهان دریافت او که زمانی شاگرد اول کلاس بود حالا یک سال رفوزه هم شده است. پدر و مادرش بلافاصله عکس‌العمل نشان دادند و یک سال او را از بازی فوتبال محروم کردند. در سال 1993 به شهری در نزدیکی پاریس رفتند و او به همراه شش خواهر و برادرش در یک خانه سکنی گزیدند. دیدیه در آن زمان 15 سال داشت. در همان سال بود که با باشگاه siolaveL پیوست و پس از امضای قرارداد با این باشگاه در حومه پاریس بود که کم‌کم دیدیه دروگبای جوان توانست نام خود را به گوش دنیای فوتبال برساند.
آغاز بازی حرفه ای:
دیدیه در siolaveL خیلی زود تحت نظر و تعلیم «سربنکو رپسیس» مربی سابق اهل یوگسلاوی که مربی فنی باشگاه بود قرار گرفت و از همان ابتدا خیلی خوب ظاهر شد. رپسیس درباره او می‌گوید: «او مثل هم‌تیمی‌های دیگرش شب‌ها به کلوپ‌های شبانه نمی‌رفت. خیلی عاقل بود. با استعداد هم بود.» مرد جوان ساحل عاجی خیلی زود توجه پاریس را به خود جلب کرد. او ستاره تیم فوتبال زیر هفده سال با مربیگری کریستین پورنین شد. این مهاجم سیاه‌پوست در دو فصل متوالی سی گل به ثمر رساند و آن‌قدر خوب کار کرد و حس اعتماد مربیان را برانگیخت که سال بعد او را عضو تیم اول باشگاه کردند.
مهاجم خوش تکنیک:
دیدیه همچنان شاگردی می‌کرد و به ویژه می‌آموخت که صبور و پرحوصله باشد و به تصمیمات مربی احترام بگذارد. با این‌که از نظر «رپسیس» بهترین بازیکن تیم بود ولی مربی جدیدش به او اعتماد کافی نداشت و بیشتر اوقات باید روی نیمکت ذخیره‌ها می‌نشست. او در یک بازی فقط ده دقیقه وارد زمین شد ولی در همان مدت کوتاه یک گل روانه دروازه کرد. با این‌که زمان کمی را در زمین می‌گذراند و کمتر فرصت داشت هنرهای خود را به نمایش بگذارد ولی باز هم علاقه و توجه باشگاه‌هایی مثل «گوینگام»، «لمنس»، «لنس» و «پاری سن ژرمن» را جلب کرد. در همان زمان برای نخستین بار به طور جدی مصدوم شد. در یکی از بازی‌ها پای دیدیه شکست و در گچ رفت اما این شکستگی پا باشگاه لمنس را از خرید او منصرف نکرد و آنها با وجود مصدومیت، خواهان این مهاجم بودند. بدین ترتیب بود که دیدیه چمدان‌هایش را بست و به منطقه «سارت» فرانسه رفت و در نوزده سالگی یک فوتبالیست حرفه‌ای شد.
دروگبا در تیم‌های «لمنس»، «گوینگام» و «المپیک مارسی» بازی حرفه‌ای کرد و سرانجام در سال 2004 به تیم مطرح چلسی راه یافت. او در اواخر فصل بازی‌های آن سال با قیمت 24 میلیون پوند که در زمان خود بیشترین قیمت محسوب می‌شد به چلسی پیوست و پس از آن بود که شوچنکو با سی میلیون پوند به این باشگاه رفت و رکورد دروگبا را شکست. دروگبا هنوز هم در مارسی طرفداران بسیاری دارد. تماشاچیان فوتبال‌دوست آن باشگاه هنوز هم نام او را فریاد می‌زنند و پیراهنش در سالن باشگاه مارسی بر دیوار است.
یک فوتبالیست محبوب:
مردم ساحل عاج عاشق دروگبا هستند هر بار که به وطنش باز می‌گردد، خبرنگاران و مردم او را محاصره می‌کنند و خبر رسیدن او اولین اخبار رادیو و تلویزیون می‌شود. «دروگبا سایت» که به معنای «دروگبا شدن» است یک پدیده فرهنگی است که به خاطر او ساخته شده است. او می‌گوید: «دروگبا سایت! آن موسیقی درباره من است. درباره موفقیت‌های من در چهار سال گذشته یعنی از زمان اولین حضورم در تیم ملی. ارتباط خاصی بین موسیقی و فوتبال وجود دارد. موسیقی دروگبا سایت هنوز هم محبوب است. من هم آن را خیلی دوست دارم و به آن احتیاج دارم. به خصوص قبل از مسابقات مهم حتما به آن گوش می‌دهم. در چلسی همیشه قبل از شروع بازی در اتاق رختکن به آن گوش می‌دهم.» دیدیه دروگبا یکی از خریداران عمده پیراهن چلسی است. او می‌گوید: «از فروشگاه‌های چلسی بپرسید آنها به شما می‌گویند که من همه پیراهن‌هایشان را می‌خرم! هر وقت به ساحل عاج برمی‌گردم همیشه باید یک عالمه پیراهن با خودم ببرم چون تمام دوستان و اقوامم از من پیراهن چلسی را می‌خواهند.»
زندگی خصوصی:
سال 1999 سال بزرگی برای دروگبا بود. در آن سال او و همسرش «الا» زنی اهل «مالی» که دروگبا اولین بار او را در پاریس دید با یکدیگر ازدواج کردند. او می‌گوید: تولد پسرم «ایزاک» نقطه عطفی در زندگی من بود که به من قدرت داد. دروگبا اکنون سه فرزند دارد و مایل نیست که آنها هم مثل او همیشه در حال تغییر مکان از شهری به شهر دیگر باشند. انگلیس کشور محبوب دروگباست. او تمایل دارد پس از پایان فوتبال حرفه‌ای در انگلیس بماند. به نظر او هیچ جایی بهتر از انگلیس نیست و در این رابطه می‌گوید: «وقتی از شهری خوشم بیاید دیگر دوست ندارم از آن جا بروم. بچه‌هایم هم انگلیس را دوست دارند.»
پسرش ایزاک طرفدار تیم آرسنال است چون تیه‌ری آنری بازیکن محبوب او در آن بازی می‌کرد. دروگبا به فرزندانش علاقه زیادی دارد و می‌گوید: وقتی هر روز صبح بیدار می‌شوم و صدای بچه‌هایم را می‌شنوم که دور و برم به زبان انگلیسی حرف می‌زنند لذت می‌برم. باید اعتراف کنم انگلیسی حرف زدن آنها از من خیلی بهتر است. امروزه چندین فوتبالیست معروف، کتاب زندگی خود را منتشر کرده‌اند ولی آیا زندگینامه دروگبا هم چاپ می‌شود؟ دروگبا پاسخ می‌دهد: «بله، من به این کتاب فکر می‌کنم. خیلی چیزها دارم که در آن بنویسم. از ساحل عاج تا انگلیس خیلی اتفاقات برای من افتاده است ولی مطمئن نیستم چه وقت این کار را می‌کنم. شاید این کتاب را بعدها یعنی وقتی فوتبال را کنار گذاشتم بنویسم.»
دروگبا پس از خداحافظی از فوتبال چه خواهد کرد؟ پاسخ دروگبا به این سوال هم، چنین است: «در این مورد هم خیلی فکر کرده‌ام. نمی‌خواهم تا سی و چهار سالگی صبر کنم و بعد تازه به فکر آینده خود و خانواده‌ام بیفتم. اگر بشود می‌خواهم مربی شوم ولی می‌دانم که همسرم زیاد با این تصمیم من موافق نیست اما خودم دوست دارم.»
دروگبا محبوبیت زیادی دارد. او سفیر افتخاری سازمان ملل هم هست و مشکلات و وضعیت زندگی مردم کشورش را به گوش مسئولان می‌رساند. دیدیه دروگبا دوستان قدیمی خودش را هنوز فراموش نکرده و هر وقت فرصتی پیدا کند و به ساحل عاج برود سری هم به آنها می‌زند و دلشان را شاد می‌کند. او مسیری سخت و طولانی را سپری کرده است. مسیری از ساحل عاج، این کشور فقیر آفریقایی که پدر و مادرش در آن کارمند ساده بانک بودند تا انگلیس که خود هم اکنون در آن یک سوپراستار میدان فوتبال است. او به خودش قول داده است که نه تنها در عالم فوتبال بلکه در دنیای کوچک خانواده خودش هم سوپراستار باشد و آنها را تنها نگذارد





 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه پیتر چک
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

زندگی نامه پیتر چک


پیتر چک متولد 20 مِی 1982 در پِلِزن جمهوری چک دارای 197 سانتیمتر قد و پستش دروازبان است.فوتبالش را از تیم ویکتوریا پلزن آغاز کرد اما نه در پست دروازبان بلکه در پست هافبک و فوروارد

از وقتیکه پایش در سن 10 سالگی شکست ، وی پس از بهبود گاه گاه در درون دروازه می ایستاد و کم کم به این پست علاقمند شد.در سن 17 سالگی وی به تیم چِمل بِلسانی در سال 1999 با یک قرارداد رسمی ملحق شد ولی نتوانست در این تیم موفق باشد.
بعد از انجام 27 بازی در 2 فصل ، باشگاه آ.ث. اسپارتا پراگ یکی از تیم هایی بود که استعداد پیتر چک را به عنوان یک بازیکن کم سن و سال قبول داشت و با پیشنهاد بالای 700 هزار یورویی برای یک دروازبان با وی قرارداد بست.
وی پس از پیوستن به این تیم به سرعت درخشید و فصل بسیار موفقی را با این تیم طی نمود.وی توانست در آن سال رکورد 855 دقیقه بدون خوردن گل را ثبت کند.همچنین درخشش وی در بازی های جام باشگاه های اروپا با این تیم سبب شد که وی مورد توجه باشگاه های بزرگ قرار گیرد.اما وی با تیم رِن فرانسه به نوافق رسید و قرارداد 5 میلیون یورویی را با این تیم امضا کرد که یک مبلغ گزاف برای یک دروازبان در سال 2002 بود.

مسلماً رِن تیم بزرگی در فرانسه نبود ولی به عنوان تجربه در تیمی خارج از کشورش و همچنین به عنوان سکوی پرتابی برای ستاره شدن اش دارای اهمیت بود.بعد از 2 سال در تابستان 2004 وی با قرارداد 10 میلیون یورویی جایگزین کارلو کودیچینی ای شد که در چلسی خوب کار نمیکرد و مسئولین این تیم را ملزم به آوردن دروازبان جایگزین کرده بود تا هم در درون دروازه گزینه ی مناسبی داشته باشد و هم با ایجاد حس رقابت ، انگیزه ی کودیچینی را هم بالا ببرند.
پیتر چک خیلی زود و به خوبی توانست جای کودیچی را پر کند و مورد تشویق طرفداران چلسی واقع شود.وی با استفاده از این فرصتی که به وی داده شده بود به جهان نشان داد که چه می تواند بکند.
وی همچنین در لیگ انگلیس هم رکورد ثبت کرد و توانست 1025 دقیقه دروازه ی خود را بسته نگه دارد. اوضاع برای پیتر چک داشت خوب پیش میرفت تا اینکه وی در یک مصدومیت شدید از ناحیه جمجمه آسیب دید و مدت ها از میادین دور بود.وی بعد از بهبودی با کلاه مخصوصی به فوتبالش ادامه داد.

پیتر چک هم اکنون اگر بهترین دروازبان دنیا نباشد بین 3 دروازبان برتر جهان به حساب می آید و بسیاری از تیم ها آرزوی داشتن چنین دروازبانی را دارند.

افتخارات پیتر چک

بهترین دروازبان اروپا در رده ی سنی امید همراه با تیم چک در سال 2002

بهترین دروازبان لیگ انگلیس در سال 2005

قهرمانی با تیم چلسی در لیگ برتر انگلیس در فصل های 2004-2005 و 2005-2006

قهرمانی جام اتحادیه انگلیس در سال 2005-2006

قهرمانی جام حذفی انگلیس در فصل 2006-2007

قهرمانی جام اتحادیه در فصل 2006-2007



 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه جوزه مورینیو
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
بیوگرافی خوزه مورینیو
متولد 26 ژانویه 1963در سیتوبال پرتقال


خوزه ماریو داوس سانتوس مورینیو فلیکس معروف به خوزه مورینیو متولد 26 ژانویه 1963 در ستوبال یک مربی پرتغالی فوتبال است. او مدت‌ها مربی باشگاه چلسی بود ولی روز بیستم سپتامبر 2007 این باشگاه را ترک کرد و پس از آنها در هیچ باشگاهی کار نکرده است و هنوز برکناری او در پرده‌ای از ابهام است.
مورینیو در چهار لیگ متوالی (دو لیگ در پورتو و دو لیگ در چلسی) توانست تیم خود را در صدر باشگاه‌ها قرار دهد و در دو سال متوالی (2005-2004) از سوی فدراسیون بین‌المللی فوتبال لقب بهترین مربی دنیا را از آن خود کرد.

پدر مورینیو «فلیکس مورینیو» یک دروازه‌بان و مربی پرتغالی بود و مادرش «ماریا جولیا» در مدرسه تدریس می‌کرد. خانواده مورینیو همگی به فوتبال علاقه‌ای خاص داشتند. پدر خوانده ثروتمند خوزه، رییس باشگاه بزرگ فوتبال شهر «ستوبال» بود. خوزه از همان دوران کودکی در مدیریت و برنامه‌ریزی استاد بود و برنامه‌ بازی‌های تیم پدرش را ترتیب می‌داد.
پس از پایان تحصیلات به مدرسه آمادگی جسمانی لیسبون رفت ولی مدتی بعد مادرش که از توانایی مدیریت او اطلاع داشت نام او را در مدرسه مدیریت ثبت‌نام کرد اما خوزه از آن مدرسه خوشش نیامد و دوباره در مدرسه آمادگی جسمانی شرکت کرد و پنج سال بعد از آن‌جا مدرک گرفت.
مورینیو دوره مربیگری خود را در اسکاتلند گذراند و سپس به پرتغال برگشت و مربی ورزش یک دبیرستان شد. او مدتی در باشگاه‌های کوچک و متوسط پرتغال بازی و در همان زمان تحصیل نیز می‌کرد. اما در زمینه بازی توفیق چندانی نیافت. در دهه نود مدتی را به مربی‌گری پرداخت و پس از آن با لقب «ترادیوتور» (مترجم) معروف شد چون مترجم یا مفسر «سر بابی رابسون در باشگاه‌های «اسپورتینگ» و «پورتو» بود. در سال 1996 به همراه رابسون به بارسلونا رفت و همچنان مترجم او بود. پس از رفتن رابسون او همچنان در بارسلونا ماند و با جانشین هلندی رابسون یعنی «لوییس ون‌گال» کار کرد. مورینیو انسانی بی‌نهایت بااعتماد به نفس و باشخصیت بود و همین موضوع باعث شد پیشرفت چشمگیری کند. او در کلاس‌های مربیگری و مدیریت شرکت می‌کرد و ناگهان همه شنیدند که او مربی تیم دوم بارسلونا شده است.




رویای او برای سرمربی شدن سرانجام در سال 2000 تحقق یافت و او مربی بنفیکا شد ولی با تغییر سرپرستی باشگاه و روی کار آمدن سرپرست جدید، مورینیو در تاریخ پنجم دسامبر 2000 برکنار شد و مربی یک تیم سطح پایین شد.
در سال 2002 مورینیو مربی باشگاه «پورتو» شد. باشگاهی که بسیار ضعیف کار می‌کرد در آن سال و تحت مربیگری مورینیو تیم سوم کشور شد و مورینیو قول داد سال آینده آن تیم را تیم اول سازد و خود تشکیل یک تیم قهرمانی بدهد و همین کار را هم کرد تا جایی که قهرمان جام باشگاه‌های اروپا شد. قبل از قبول پیشنهاد چلسی برای عنوان مربیگری آن تیم، مورینیو باشگاه لیورپول را که آن تیم هم خواستار این مربی بود ترجیح می‌داد و می‌گفت: «لیورپول تیمی است که علاقه همه را برمی‌انگیزد ولی من به چلسی علاقه چندانی ندارم چون چلسی یک پروژه جدید با سرمایه‌گذاری بالاست. فکر می‌کنم در چلسی اگر یک مربی برنده نشود، آبراموویچ فورا او را برکنار می‌کند. به همین دلیل کار در آن جا یک شغل مطمئن نیست.»
ولی سرانجام مورینیو در ژوئن سال 2004 با حقوق سالانه 2/4 میلیون یورو که در سال 2005 به 2/5 میلیون یورو افزایش یافت به باشگاه چلسی پیوست و عنوان گران‌ترین مربی فوتبال را به خود اختصاص داد.روز بیستم سپتامبر 2007 و با موافقت دو جانبه، مورینیو باشگاه چلسی را ترک کرد. کمی قبل از ترک مورینیو باشگاه تشکیل جلسه داده و به این نتیجه رسیده بود که وقت آن است که مربی خود را تعویض کنند. این اقدام چلسی خشم هواداران این تیم را برانگیخت. فردای آن روز چلسی اعلام کرد «اورام گرنت» جایگزین مورینیو شده است. در طول چهار فصل حضور او در چلسی، او در هیچ یک از بازی‌های داخلی تیمش شکست نخورد.

خوزه مورینیو در سال ۲۰۰۸ قراردادی را با تیم اینتر میلان منعقد کرده و سمت مربیگری این تیم را بر عهده گرفته است.

1987 گذراندن دوره مربی گری زیر نظر مدرسان یوفا در انگلیس

1992 مترجم رابسون در اسپورتینگ

1994 دستیار رابسون در در پرتو

2 بار قهرمانی لیگ پرتقال . 1بار قهرمانی جام حذفی و سوپر جام پرتقال افتخارات این مربی تا سال 96 در پورتو بود

96رفتن همراه رابسون به عنوان دستیار به بارسلونا

96تا 97 قهرمانی جام حذفی اسپانیا سوپر جام و قهرمان جام برندگان جام اروپا

97 رفتن رابسون از بارسا و امدن ونگال و ماندن مورینیو به عنوان دستیار ونگال

98و99 قهرمان اسپانیا

2002 رفتن به پورتو

2003 قهرمان یوفا

2004 قهرمان جام باشگاههای اروپا
خرداد 83 رفتن به چلسی قهرمانی جام اتحادیه انگلیس و قهرمانی لیگ برتر انگلیس بعد از50 سال

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه جان تری
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
بیوگرافی جان تری John Terry
متولد 7 دسامر 1980 در لندن

او در سال 98 از تیم جوانان چلسی بهتیم بزرگسالان این تیم پیوستو زیر نظر جوان لوکا ویالی اولین بازی خود را در لیگ برتر انجام داد

2001 بهترین بازیکن جوان چلسی

2003-2004 کاپتان چلسی

2004-2005 بهترین بازیکن از نظر اتحادیه بازیکنان حرفه ای لیگ برتر

در امد سالیانه : 11 میلیون دلار

تا 2009 قرار داد خود را با چلسی تمدید کرده

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه جرارد
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

استیون جورج جرارد (زادهٔ ۳۰ مه ۱۹۸۰) (معروف به استیوی جی) فوتبالیستی انگلیسی است که در حال حاضر در باشگاه فوتبال لیورپول بازی می‌کند. او را از بهترین هافبک‌های حال حاضر جهان می‌دانند. او، پس از دیدیه دشان، جوان‌ترین کاپیتانی است که جام باشگاه‌های اروپا را بالای سر برده‌است (در قهرمانی لیورپول در جام ۲۰۰۵).

 زندگی‌نامهٔ شخصی
جرارد در ویستون، مرسی‌ساید متولد شد و در هویتون، مرسی‌ساید بزرگ شد. او در وست‌دربی، لیورپول به دبیرستان کاتولیک کاردینال هینان می‌رفت.

بر خلاف بسیاری از اسطوره‌های تیم لیورپول همچون رابی فاولر، مایکل اوون و جیمی کاراگر، جرارد از زمان کودکی طرفدار لیورپول بود. تصادفا یکی از اقوام کم‌سن‌وسال‌تر او به نام آنتونی جرارد فوتبالیستی حرفه‌ای است که کار را با اورتون (رقیب سنتی لیورپول) آغاز کرد و اکنون در لیگ دستهٔ دوم انگلستان برای والسال بازی می‌کند.

جرارد در حال حاضر با الکساندرا کوران (Alexandra Curran) از مرسی‌ساید نامزد کرده‌است. او از سال ۲۰۰۲ با الکساندر رابطه داشت و از ۲۰۰۴ با او نامزد کرد. آن‌ها صاحب دو فرزند هستند و قرار است در تابستان ۲۰۰۷ ازدواج کنند. فرزندان استیون و الکساندر، لیلی-الا(Lilly-Ella) (زادهٔ ۲۳ فوریهٔ ۲۰۰۴) و لکسی(Lexie) (زادهٔ ۹ مه ۲۰۰۶) نام دارند.

 زندگی ورزشی
] وضعیت کنونی :
جرارد معمولاً به عنوان هافبک میانی بازی می‌کند گرچه در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ بیشتر به عنوان هافبک راست به میدان آمد. او گاها به عنوان دفاع راست نیز بازی کرده است که معروف‌ترین مثال آن وقت‌های اضافهٔ فینال جام باشگاه‌های اروپای ۲۰۰۵ است.

جرارد تمام عمر ورزشی خود را در لیورپول گذرانده‌است. او در ردهٔ زیرسن از سال ۱۹۸۹ (۹ سالگی) تا سال ۹۸ برای تیم‌های پایهٔ لیورپول بازی می‌کرد و از سال ۹۸ نیز برای تیم بزرگسالان لیورپول بازی می‌کند. او در حال حاضر شمارهٔ ۸ این تیم را به تن دارد و کاپیتان آن است. از سال ۹۸ تا بحال مجموعا در 341 بازی لیورپول حاضر بوده و 64 گل به ثمر رسانده‌است. (این آمار تنها آمار لیگ داخلی را دربر می‌گیرد و تا 5 سپتامبر ۲۰۰۶ به‌روز شده‌است).

جرارد در تیم ملی انگلستان شمارهٔ ۴ را به تن می‌کند . او از سال ۲۰۰۰ در این تیم بازی می‌کند و تا بحال در 49 بازی ملی حاضر بوده و 10 گل به ثمر رسانده‌است. (این آمار تا ۵ سپتامبر ۲۰۰۶ به روز شده‌است). در حال حاضر استیون کاپیتان دوم تیم ملی انگلستان است.

[ویرایش] تاریخچهٔ بازی
جرارد برای اولین بار در ۳۰ نوامبر ۱۹۹۸ برای لیورپول به میدان آمد. او در نیمهٔ دوم بازی مقابل بلک‌برن با وگارد هگم تعویض شد. اولین ۹۰ دقیقهٔ او در جام یوفا و بازی مقابل سلتاویگو بود و با این‌که لیورپول در آن شب شکست خورد، جرارد ۱۸ ساله نام خود را مطرح کرد. او در ۵ دسامبر ۱۹۹۹ در بازی مقابل شفیلد ونزدی اولین گل خود را بری لیورپول به ثمر رساند.

در سال ۲۰۰۱ او به عنوان بازی‌کن جوان سال در انگلستان از سوی «انجمن بازی‌کنان حرفه‌ای» انتخاب شد. در همان فصل او به همراه لیورپول به فینال سه جام راه یافت و در همهٔ آن‌ها بازی کرد. در فینال جام یوفا مقابل آلاوز گل دوم را به ثمر رساند.

در سپتامبر ۲۰۰۱ او در بازی معروف انگلستان مقابل آلمان (در مسابقات راه‌یابی به جام جهانی) یک گل به ثمر رساند و این اولین گل او برای تیم ملی انگلستان بود. انگلستان در آن بازی در خانهٔ حریف با نتیجهٔ پنج بر یک پیروز شد.

اما جرارد به علت مصدومیت نتوانست در جام جهانی ۲۰۰۲ حضور یابد. در تابستان ۲۰۰۴ چلسی وارد مذاکره برای خرید او شد اما نهایتا جرارد ماندن در لیورپول را ترجیح داد. دلایل این ماندن متفاوت و قابل بحث هستند. بعضی می‌گویند او می‌خواست پیش دوستان و خانواده‌اش بماند، بعضی می‌گویند مربی جدید لیورپولی‌ها، رافائل بنیتز، علت این انتخاب بود و بعضی می‌گویند طرفداران لیورپول او را به مرگ تهدید کرده بودند.

او در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۴ مقابل منچستر یونایتد مصدوم شد و این مصدومیت تا نوامبر آن سال او را از بازی محرم کرد.

در آخرین بازی مرحلهٔ گروهی جام باشگاه‌های اروپای همان سال جرارد از فاصلهٔ بیست و پنج یارد گلی حیاتی مقابل المپیاکوس یونان به ثمر رساند. لیورپول در آن بازی برای صعود نیاز به پیروزی با دو گل داشت و جرارد با به ثمر رساندن گل سوم صعود را تضمین کرد. خود جرارد آن گل را بهترین گلش برای لیورپول می‌داند.

از دیگر گل‌های معروف او گلی است که در فینال جام باشگاه‌ةای همان سال در ۲۵ می‌۲۰۰۵ در استانبول مقابل آث میلان به ثمر رساند. در آن هنگام آث میلان ۳ بر ۰ از لیورپول جلو بود و گل جرارد که با ضربهٔ سر به ثمر رسید آغاز بازی طوفانی لیورپولی‌ها بود. چند دقیقه بعد ولادیمیر اسمیچر گل دوم لیورپول را زد. سپس گنارو گاتوزو در یکی از حملات جرارد در محوطهٔ جریمه روی او خطا کرد، داور اعلام پنالتی کرد و ژابی آلونسو توپ را در دو ضرب به گل تبدیل کرد تا لیورپول ۳-۳ مساوی کند و نهایتا جام را فتح کند. فینال آن جام را کلا می‌توان اوج دورهٔ ورزشی جرارد دانست، خود او در مورد آن بازی گفته‌است:«چگونه می‌توانم پس از شبی مثل این، (لیورپول را) ترک کنم؟» او در آن مسابقات به عنوان باارزش‌ترین بازیکن فصل نیز انتخاب شد.

جرارد در فینال جام حذفی مقابل وست‌هام نیز به عنوان کاپیتان به میدان آمد و دو گل به ثمر رساند. گل دوم او در وقت‌های تلف‌شدهٔ نیمهٔ دوم به ثمر رسید و باعث به تساوی رسیدن بازی شد. جرارد از ۳۵ یاردی دروازهٔ شاکا هیسلوپ را باز کرد. گل او از طرف برنامهٔ مشهور «بازی روز» به عنوان گل فصل انتخاب شد و از بهترین گل‌های تاریخ جام حذفی انگلستان است. طبق محاسبات توپ او در یک ثانیه ۳۵ یارد را طی کرد و این بدین معنی است که حدود ۶۸ مایل در ساعت سرعت داشته‌است. در ضمن با این گل جرارد به افتخار بزرگی نایل آمد. او به عنوان یک هافبک در فینال چهار جام بزرگ گل زده بود. یعنی جام حذفی (۲۰۰۶ مقابل وست‌هام)، جام اتحادیه (۲۰۰۳ مقابل منچستر یونایتد)، جام یوفا (۲۰۰۱ مقابل آلاوز)، و جام باشگاه‌های اروپا (۲۰۰۵ مثابل آث میلان).

در ۸ ژولای ۲۰۰۵ پس از ماجراهایی جرارد نهایتا پیشنهاد چلسی را کنار زد و به همراه جیمی کاراگر قراردادش را به مدت چهار سال تمدید کرد.

در پایان فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ او از طرف «انجمن بازی‌کنان حرفه‌ای» به عنوان بازی‌کن سال انگلستان انتخاب شد. از زمان جان بارنس در ۱۹۸۸ هیچ کس از لیورپول به چنین افتخاری نایل نیامده بود.

بعدها بنیتو فلورو، مدیر رئال مادرید، نیز برای خرید او وارد مذاکره شد اما جرارد با رد هرگونه پیشنهاد اعلام کرد:«تا وقتی که کسی بگوید مرا نمی‌خواهد، این‌جا می‌مانم!»

جرارد در نزدیکی‌های جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان مصدومیت کوتاهی داشت و گفته می‌شد که شاید اولین بازی انگلستان را از دست بدهد. اما او به بازی آمد و به همراه تیمش پاراگوئه را یک بر صفر شکست دادند. این اولین حضور او در جام جهانی بود که یک کارت زرد نیز برایش به ارمغان داشت. جرارد در بازی دوم انگلستان مقابل ترینیداد و توباگو نیز به میدان آمد. در آن بازی انگلستان با گل پیتر کراوچ یک بر صفر جلو افتاد و سپس در دقیقهٔ ۹۱ جرارد گل دوم را به ثمر رساند تا صعود انگلستان مسجل شود. جالب است که این گل نیز مقابل شاکا هیسلوپ به ثمر رسید، یعنی همان دروازه‌بانی که در فینال جام حذفی از ۳۵ یاردی از جرارد گل خورده بود.

جرارد در بازی سوم مقابل سوئد استراحت داده شد تا کارت دیگری دریافت نکند و از بازی بعدی محروم نشود اما به عنوان ذخیره به میدان آمد و دروازهٔ سوئد را باز کرد. جرارد در یک هشتم نهایی مقابل اکوادور نیز به میدان آمد و در پیروزی انگلستان نفش داشت. در یک چهارم نهایی انگلستان مقابل پرتغال ابتدا به تساوی صفر بر صفر رسید و کار به پنالتی کشیده شد. در پنالتی‌ها جرارد و دو هم تیمی اش پنالتی‌هاشان را گل نکردند تا انگلستان از جام حذف شود.

[ویرایش] افتخارات
[ویرایش] با لیورپول
قهرمانی جام یوفا، جام حذفی و جام اتحادیه در فصل ۲۰۰۰-۲۰۰۱
قهرمانی جام خیریه و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی لیگ برتر در فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۲
قهرمانی جام اتحادیه و نایب قهرمانی جام خیریه در فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۳
قهرمانی جام قهرمانان اروپا و نایب قهرمانی جام اتحادیه در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۵
قهرمانی جام حذفی و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی جام باشگاه‌های جهان در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶
قهرمانی جام خیریه ۲۰۰۶
[ویرایش] جوایز شخصی
بازیکن جوان سال انگلستان در سال ۲۰۰۱ (از سوی انجمن بازی‌کنان حرفه‌ای)
باارزش‌ترین بازیکن فصل جام باشگاه‌های اروپا در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۵
بازیکن سال انگلستان در سال ۲۰۰۶ (از سوی انجمن بازی‌کنان حرفه‌ای)


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه کوتاه بازیکنان لیورپول
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

نام=فیلیپ دگن تولد=سوییس -15/2/1983 قد=184 وزن=81 پست=دفاع بازیکن جدید لیورپول است نام=مارتین اسکر تل تولد=15/12/1984 مکان=اسلواکی-هندلوا قد=191 وزن=81 تعدادبازی=19 بازی 1کارت زرد نام=خاویر ماسچرانو تولد=8/6/1984 مکان=ریو دوشانیرو -ارزانتین قد=178 وزن=77 تعداد بازی =37 بازی 1گل نام=فرناندو تورس تولد 20/3/1984 مکان=مادرید قد=186 وزن=77 تعداد بازی برای لیورپول=41 بازی 33گل 6کارت زرد نام=خوزه مانوعل رینا تولد=31/8/1982 مکان=مادرید قد=187 وزن=85 پست=دروازه بان نام=جیمی کاراگر تولد=28/1/1978 مکان=لیورپول قد=183 وزن=76 تعداد بازی در فصل گذشته=49 بازی 4کارت زرد نام=یوسی بنایون تولد=5/5/1980 مکان=اسراییل-بیرشیوا قد=178 وزن=70 تعداد بازی برای لیورپول در سال گذشته=32 بازی 7گل 1کارت زرد نام=استون جرارد تولد=30/5/1980 مکان=لیورپول کشور=انگلستان قد=188سانتی متر وزن =83کیلوگرم تعداد بازیهای فصل گذشته=34بازی در لیگ و8گل زده 3کارت زرد 3پنالتی 13بازی در باشگاههای اروپا 3گل زده 2کارت زرد 3 پنالتی افتخارات=قهرمانی جام یوفا، جام حذفی و جام اتحادیه در فصل ۲۰۰۰-۲۰۰۱ قهرمانی جام خیریه و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی لیگ برتر در فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۲ قهرمانی جام اتحادیه و نایب قهرمانی جام خیریه در فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۳ قهرمانی جام قهرمانان اروپا و نایب قهرمانی جام اتحادیه در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۵ قهرمانی جام حذفی و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی جام باشگاه‌های جهان در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ قهرمانی جام خیریه ۲۰۰۶ [ویرایش] جوایز شخصی بازیکن جوان سال انگلستان در سال ۲۰۰۱ (از سوی انجمن بازی‌کنان حرفه‌ای) باارزش‌ترین بازیکن فصل جام باشگاه‌های اروپا در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۵ بازیکن سال انگلستان در سال ۲۰۰۶ (از سوی انجمن بازی‌کنان حرفه‌ای) نام=رافائل بنیتز تاریخ تولد=16/4/1960 مکان تولد=مادرید کشور=اسپانیا سمت=مربیگری


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه نیسترروی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 


« رود» درتاریخ اول ژوییه سال1976 در شهر « اس » هلند به دنیا آمده است ؛ در خانواده ای که هم پدرش « مارتین » و هم مادرش « آن » از ورزشکاران حرفه ای هلند بودند . اسم کامل او « روتجروس یوهانس مارتینیوس فان نیستلروی » است.آقا و خانم « نیستلروی » خیلی زود قهمیدند صاحب کودکی خاص هستند. او بسیار با استعداد بود و علاوه براین در تنیس ، ژیمناستیـــک و فوتبال از خود نبـوغ فوق العاده ای نشان می داد و از شش سالگی به عضویت باشگاه « نوییت گداخت » در آمد .
بعد از جدایی پدر و مادر ؛ « رود » و پدرش در دهکده ای در جنوب هلند ساکن شده بودند ، جایی خوش آب و هوا در نزدیکی شهر کوچک « گفن » که خانه پدربزرگ و مادربزرگ پدری « رود » آنجا بود . هنوز هم پدرش « مارتین » فیلمهای بسیاری را که با دوربین خودش از پسرش گرفته ، در خانه اش نگه داشته است . در این فیلمها « رود » کوچک رامی بینیم که در زمین های اطراف خانه پدری اش با پسرهای بزرگتر از خودش فوتبال بازی می کند و به راحتی همه را دریبل می زند و کسی به پای او نمی رسد . در یکی از این فیلمها در یک بازی رده نوجوانان ، « رود » ضربه کرنری زده که مستقیم وارد دروازه شده است .
« رود » از چهارده سالگی در باشگاه « مارگریت » هلند عضو شد و بالاخره در شانزده سالگی به باشگاه « دن بوش » هلند پیوست .
در سال 1997 « رود » با پیشنهاد « فاپ دی هان » یکی از شناخته شده ترین مربیان و مدیرفنی سابق تیم ملی هلند که با پدر و مادرش آشنایی داشت ، به باشگاه « هیرنوین » ملحق شد و یادگیری زیر نظر « دی هان » را آغاز کرد. « هیرنوین » شهری است در شمال هلند ، بد آب و هوا و کویر مانندی قطبی ، با مردمی که فقط به زبان محلی خودشان حرف می زنند . « رود » از خانه دور بود ، اما گل زدن را در آنجا به معنای واقعی کلمه یادگرفت .
خودش اینگونه به یاد می آورد : « وقتی وارد باشگاه شدم ، فقط یه بچه خوب بودم .» لبخند کوچکی می زند و ادامه می دهد : « می رفتم سر تمرین ، بازی مو می کردم و کلی هم با بازیم حال می کردم و اصلاً به فکرم هم نمی رسید که می شه پیشرفت هم کرد . » او در آن زمان در پست هافبک بازی می کرد و بالاخره یک روز آقای « دی هان » تصمیم گرفت با او صحبت کند :
- « یه روز « فاپ » اومد سراغم و گفت : « رود ، پس کی می خوای واسه ما گل بزنی ؟ » فکری کردم و گفتم : « بله آقای مربی ، سئوال خوبیه ! » فاپ گفت : « یه هدف برای خودت تعیین کن ، تو واقعاً می خوای به چی برسی ؟ » بعدش هم رفت توی مصاحبه ش قشنگترین حرفی رو که یه مربی می تونه درباره بازیکنش بگه ، درمورد من گفت : « رود کاری رو که همه با دستاشون می کنن ، می تونه با پاش بکنه . » و بعد اومد به من گفت: « رود ، تو می تونی یه بازیکن بزرگ بشی » و اون موقع بود که من فکر کردم شاید هم واقعاً بتونم ..
از آن به بعد « رود » از یک هافبک به یک مهاجم میانی تــبدیل شد و گل زدن را شروع کرد . او چندیـن ساعت تا « آمستردام » رانندگی می کرد تا مهارتهای کنترل توپ را از « دنیس برگ کمپ » یاد بگیرد و حالا دیگر همه « رود فان نیستلروی » می شناختند.
زمانی که « سر بابی رابسون » هدایت « پی اس وی آیندهوون » را برعهده گرفت ، چند روزی بود که باشگاه رکورد نقل و انتقالات هلند را شکسته بود : انتقال « رود » به « آیندهوون » با 2/4 میلیون پوند ، یعنی پنجاه برابر حقوقش در « هیرنوین » .
« رابسون » درباره او می گوید : « از اول معلوم بود که یک ستاره توی تیممون داریم . عادت داشت منو « آقای مربی » صدا کنه ، خیلی مؤدب و محترم بود ، خیلی تلاش می کرد و علاقه زیادی به یادگرفتن همه چیز داشت .» اما روزی که « رود » به اتاق « رابسون » رفت و از او پرسید : « آیا خیلی عالی نیست که او در کنار « پل اسکولز» بازی کند؟ » ؛ هنوز خبری از پیشنهاد منچستر یونایتد نبود ، و این یعنی رویای شیاطین سرخ از خیلی وقت پیش ذهن « رود » را اشغال کرده بود .
بالاخره رویا به حقیقت پیوست و « سر الکس فرگوسن » علاقه خود را به در اختیار گرفتن « رود » نشان داد .
« رود » خیلی خوشحال به نظر می رسید ، قرارداد 19 میلیون پوندی در مراحل آخر بود و قرار بود یکی دو روز دیگر چمدان کوچکش را ببندد و به انگلستان پرواز کند که آن اتفاق وحشتناک روی داد .
درزمین تمرین « آیندهوون » در روزی که قرار بود آخرین روز تمرین « رود » با آنها باشد ، ناگهان به زمین افتاد . به قول یکی از کمک مربی های باشگاه ، « قابل تحمل نبود که آن پسر پیچیده و فوق العاده را ببینی که بر زمین افتاده و زانویش کاملاً خرد شده است . » دکترها پایش را دیدند و اعلام کردند که دیگرهرگز خوب نخواهد شد . دنیای « رود » فرو ریخته بود .
« رود » به یاد می آورد : « آن موقع احساس می کردم از بالاترین قله کوه پرت شده ام و حالا دارم به اعماق زمین سقوط می کنم
ولی « سر آلکس » بود که دوباره یکی از آن تصمیم های مخصوص خودش را عملی کرد. قرارداد در ناباوری همه امضا شد و منچستریونایتد اجازه داد « رود » یک سال دیگر در هلند بماند وآنقدر معالجه اش را پی گیری کندتا بالاخره معجزه روی دهد . کادر پزشکی منچستر در این یک سال همواره همراه او بودند.
« رود » می گوید : « همه زندگیم در بیمارستان می گذشت و نمی توانستم بیکار هم بمانم . در تمام این یک سال به عنوان فیزیوتراپیست با بیماران ریوی کار می کردم . هم بیمار آن بیمارستان بودم و هم کارمند آنها ، از دوشنبه تا جمعه ، از ساعت 10 صبح تا 4 بعد از ظهر
بالاخره کابوس تمام شد و« رود » به « الد ترافود » قدم گذاشت و« فرگوسن » درباره اش به هواداران منچستر گفت : « او دیگر خوب شده است، نگران قدمهایش نباشید .
و سپس پس از دوره ای مصدومیت در رئال مادرید هم درخشید تا بار دیگر استعدادهایش را به رخ دیگران بکشد .

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه پوشکاش
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

اسطوره ای به نام پوشکاش پوشکاش به عنوان نمادی از فوتبال برتر دهه ۵۰ میلادی اروپا، راهی رئال مادرید بزرگ شد و همراه بزرگانی چون دی استفانو و کوپا، ۵۲۸ بار با پیراهن این تیم در میادین داخلی و اروپایی حاضر شد. فرانس پوشکاش به نسل طلایی فوتبال دهه ۵۰ میلادی مجارستان و اروپا تعلق داشت که جدا از افتخارآفرینی با تیم ملی کشورش، با رئال مادرید نیز کارنامه ای پربار از خود بر جای نهاد.پوشکاش که پس از حضور تانک های شوروی سابق در سال ۱۹۵۶ در بوداپست، ترک وطن کرده بود، تنهافوتبالیستی است که با پیراهن تیم ملی ۲ کشور (مجارستان و اسپانیا) بازی کرده است.چندی پیش به مناسبت یادبود پنجاهمین سال ورود تانک های اتحاد جماهیر شوروی سابق به خاک مجارستان برای سرکوبی آزادیخواهان این کشور و رژیم سرکوب گر کمونیست ، مراسم باشکوهی در بوداپست و دیگر نقاط مجارستان برپا بود. در این مراسم، تعدادی از صحنه گردان ها و قهرمانان در قید حیات شورش بوداپست حضور داشتند، در حالی که فرانس پوشکاش، فوتبالیست افسانه ای و اسطوره ای مجارستان به خاطر ابتلا به آلزایمر و مشکلات تنفسی در بیمارستان بستری بود.پوشکاش که سرانجام در سن ۷۹ سالگی چشم بر دنیا بست، به نسل طلایی دهه ۵۰ میلادی فوتبال مجارستان تعلق داشت، تیمی که در ورزشگاه ویمبلی نخستین شکست را به انگلستان تحمیل کرد، تیمی که در المپیک ۱۹۵۲ هلسینکی صاحب مدال طلا شد و سپس در جام جهانی ۱۹۵۴ سوئیس در دیدار پایانی مقابل آلمانی که از زیر خاکسترهای جنگ جهانی دوم برپا خاسته بود، مغلوب شد و به مدال نقره قناعت کرد. پوشکاش به عنوان نمادی از فوتبال برتر دهه ۵۰ میلادی اروپا، راهی رئال مادرید بزرگ شد و همراه بزرگانی چون دی استفانو و کوپا، ۵۲۸ بار با پیراهن این تیم در میادین داخلی و اروپایی حاضر شد. پوشکاش با رئال مادرید ۵ بار به مقام قهرمانی لیگ اسپانیا رسید و ۳ بار فاتح لیگ اروپا نام گرفت.این چهره افسانه ای با تیم ملی اسپانیا نیز در جام جهانی ۱۹۶۲ حضور یافت و پس از ۸۴ بازی ملی و به ثمر رساندن ۸۳ گل با پیراهن مجارستان و اسپانیا، با کسب افتخاری بی مانند فوتبال را کنارگذاشت. فرانس پوشکاش که افسر ارتش مجارستان بود، مانند بسیاری از مجارها پس از حضورتانک های اتحاد جماهیر شوروی سابق و تسلط مطلق کمونیست ها در این کشور، تابعیت اسپانیا را قبول کرد.تصویر سرشار از غم و شادی و غرور این بزرگمرد فوتبال جهان، هنگامی که برای نخستین بار پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی و بر افتادن رژیم سلطه گر بوداپست، قدم به خاک وطن گذاشت دیدنی بود و برای همیشه ماندگار شد.«مجار جادویی» که به عنوان نماد مقاومت و غرور ملی مجارها به وطن بازگشته بود، برای مدت کوتاهی به فوتبال روی آورد که این بار و در لباس دیگر پایداری نداشت؛ چرا که شرایط نامناسب جسمی و ظهور نشانه های بیماری آلزایمر، او را خانه نشین و راهی بیمارستان کرد.همان گونه که گفته شد فرانس پوشکاش، مردی که سا ل ها با آرزوی برافتادن کمونیسم و مرگ سلطه عاملین «کرملین» در مجارستان، در غربت زندگی می کرد، هنگامی به آرزوی خود رسید که دیگر از نظر جسمی، تاب و توان خدمت بیشتر و افتخارآفرینی دیگر برای کشورش را نداشت. بدون تردید اگر آلزایمر و دیگر مشکلات جسمی اجازه می داد، «فرانس» با سربلندی و اشتیاقی بی پایان در مراسم پنجاهمین سال اشغال بوداپست توسط تانک های اتحاد جماهیر شوروی سابق و رهایی ملت خود از قید زنجیرهای استبداد حضور می یافت، اما فرصت نفس کشیدن دیگری را نیافت. نام و یاد او، همواره نزد مردم مجارستان و تمامی فوتبالدوستان زنده خواهد ماند.


 
comment نظرات ()
 
دانستنی های رود فان نیسترروی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

· واقعیتهایی درباره « رود فان نیستلروی» -« رود » با پای راست فوتبال بازی می کند ، ولی چپ دست است . - او در ژوییه سال 2004 با « لئونتین اسلات » ازدواج کرده است . « لئونتین » در سالهای کودکی « رود » دخترکی بود ساکن همان دهکده کوچک در جنوب هلند و حالا دانشجوی رشته عکاسی دانشگاه « منچستر» است . - پدر و مادر « رود » حالا دوباره با هم زندگی می کنند . - « رود » به چهار زبان هلندی ، انگلیسی ، آلمانی و فرانسوی مسلط است . - بهترین دوستش در منچستر « اوله گونار سولسکیائر » است . - « رود » وقتش را با مطالعه زیاد ، گوش کردن موسیقی و فیلم دیدن می گذراند . - فیلم مورد علاقه او : « پالپ فیکشن » ساخته « کوئنتین تارانتینو » است . - کتابهای نوشته « جان گریشام » را دوست دارد و کتاب مورد علاقه اش « راز داوینچی » است . - از بازیگران سینما از « مورگان فریمن » و« نیکول کیدمن » خوشش می آید و ازبین اهالی موسیقی از : « آرتا فرانکلین » و« کرت کوبین ( نیروانا( » . - و بالاخره ؛ با اینکه از غروری که نزد اکثر بازیکنان هلندی وجود دارد ، در وجود « رود » خبری نیست، او « عاشق » پیراهن نارنجی « هلند » است .


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه رائول گونزالز
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
بیوگرافی رائول گونزالز



رائول حالا به تاریخ فوتبال اسپانیا پیوسته است. گلزن نامدارلیگ قهرمانان، دارای همسری خوب و مهربان و حساب بانکی ای نجومی، پس چرا او تا این حد زندگی را دشوار میبیند؟ رائولگونزالس (Raul Gonzalez) ازمشهورترین مردان قهرمان و ورزشکار در جهان است. او گلهای فراوانی در لیگ قهرمانان به ثمر رسانده و سه بار جام پر افتخار آن را بر بالای سر خود گرفته است. او دراسپانیا از شهرت فراوانی برخوردار است. زمانی که سر آلکس فرگوسن (Sir Alex Ferguson) او را بهترین بازیکن دنیا نامید ، خیلی ها در مورداهانت ها و تهمت های عجیب و غریبی که به او نسبت داده میشد ، سکوت اختیار کردند.
او خیلی جدی کار می کند و در سختی ها همواره می خندد . در رئال مادرید یک بازیکن ثابت وحیاتی است . او از 17 سالگی به یکباره در دنیای فوتبال شناخته شده و همگان بازی پا به توپ او را تحسین کردند.
فلورنتینو پرز هر سال یک ستاره بزرگ خریداری می کند اما کدام ستاره پس از این همه سال، جای رائول را در قلب هواداران رئال مادرید و اسپانیا گرفته است؟
هرچند زیاد درمحافل خبری و ورزشی حاضر نمی شود و دوست ندارد زیاد مصاحبه کند و از حاشیه متنفر است، اما معتقد است : "احتیاجی به توجه سایرین ندارم. دوستان من مرا به خاطر خودم دوست دارند، نه به خاطر شهرت ، ثروت و قیافه !! "
او خیلی ساکت است، بسیار مؤدب است . اما برخلاف این همه روحیه مثبت همراه با خنده و شادی که از او شنیده بودم، وقتی وارد دفتر مجله 4-4-2 شد خیلی غمگین به نظر رسید. از او پرسیده شد که آیا مشکلی برایت پیش آمده ؟ ولی او فقط سکوت کرد. و کمی خندید.
ستاره ای که با همه فرق دارد او همانطور که توپ را کنترل می کند، زبانش را نیز کنترل می کند. بسیار منطقی و ساکت است. درزمین لاس روساس که رئال مادرید از فدراسیون فوتبال اسپانیا اجاره کرده است، همیشه آخرین نفری است که از زمین خارج می شود و در حالی که سایر بازیکنان با بی. ام. و. های خود به سرعت و با سر و صدا از میان جمعیت عبور می کنند ، او صبر می کند تا هیجان ها فروکش کند و سپس از درهای زرد پشتی زمین تمرین به آرامی و غرق در سکوت از آنجا خارج میشود.
رائول با همه فرق دارد. وقتی می خواهم از بکهام بنویسم میروم سراغ هواپیمای جتی که او را در عرض سه ثانیه به کره ماه می رساند تا به همه ثابت شود او ثروتمندترین است ، اما راستش را بخواهید نمی دانم که باید درباره رائول چه بنویسیم !
او دوست ندارد فیلم بازی کند یا در برنامه های تبلیغاتی شرکت داشته باشد. وقتی از او می پرسم که دوست داری اوقات گرانبهایت را چگونه بگذرانی تا شاید سوژه ای به دستم بیاید او می گوید: "دوست دارم پهلوی گرانبهاترین موجود دنیا یعنی همسر زیبایم نشسته باشم و با او صحبت کنم. دیگر هیچ چیزی نمی خواهم"...خوب ، با اینهمه احساسات که نمی شود حاشیه نویسی کرد! سعی می کنم با ترفند های ژورنالیستی او راتحت فشار قرار دهم تا شاید بشود مصاحبه را جنجالی کرد! اما سکوت او ربطی به مظلومیت او ندارد و خیلی هم روانشناسی می داند و اجازه نمی دهد کسی او را تحت فشار قراردهد. یک شلوار جین پوشیده است که رنگ آن تازه در اسپانیا و مخصوصاً مادرید مد روز شده است و نشان می دهد که رائول به مد هم خیلی اهمیت میدهد.

چیزی شبیه بیوگرافی : اودر سال 1977 ماه ژوئن در شهر مادرید به دنیا آمده است . ستاره رئال از آتلتیکو مادرید شروع کرد و خسوس خیل تا زمانی که ریاست آن باشگاه را به عهده داشت ، رائول را در تیم جوانان آتلتیکو تمرین میداد. او به همراه خانواده اش در سن 15 سالگی مجبور شد به خاطر شغل پدرش به کاستیانا نقل مکان کند. شخصا" در این باره می گوید: "خیلی شانس آوردم. سفر به کاستیانا باعث شد از آتلتیکو فاصله بگیرم و به رئال مادرید پناه بیاورم . جایی که خانه اول و آخرم شد و برای همیشه آرامش خود را یافتم."
خانواده رائول هنوز هم از هواداران رسمی و بزرگ آتلتیکو مادرید هستند و دربازیهای بزرگ مادرید، آنها با وجود بازی رائول در رئال ، هواداران آتلتیکو مادرید هستند.
رائول دراولین دیدار مادرید و آتلتیکو درخط حمله مادرید، پیروزی 4 بر 3 رئال را تجربه کرد. او در آن دیدار سه گل زد! و خب سران رئال مادرید را شگفت زده ساخت. رائول از 17 سالگی وارد رئال مادرید شد واکنون فرزند رئال مادرید لقب گرفته است.
والدانو که اکنون مدیر فنی یا مدیر بخش ورزشی رئال مادریداست، درباره رائول می گوید: "با دیدن او و اشتیاقش برای بازی فوتبال به یاد جوانان مشتاق آرژانتینی می افتادم. او عالی کار می کرد و من در تمام بازی ها به او میدان می دادم تا روز به روز پیشرفت کند. آینده روشن و پر فروغ او را از همان سال ها در مقابل چشمانم به وضوح می دیدم".
والدانو ادامه داد: "من گاهی او را در ترکیب نمی گذاشتم و او بسیار عصبی و دلگیر می شد. بعدش نزد من می آمد و می گفت که اگر می خواهی پیروز شوی مرا وارد زمین کن. من هم می دانستم که راست می گوید چون به محض ورود به زمین حریف را آنچنان گیج می کرد که اگر خودش در عرض 60 دقیقه گل نمیزد ، لااقل باعث گلزنی هم تیم هایش می شد اما برای اینکه نتواند به من دستور بدهد گاهی حرف او را علیرغم شکست تیم گوش نمی کردم. چون باید احترام به مربی را یاد میگرفت".
رائول در اینباره می گوید: "این رفتار کودکانه ام را نمی توانستم عوض کنم. هر کسی ذات خود را دارد. در فوتبال نقش من گل زدن بود و والدانو هم این میدانست. بله قبول دارم من در نوجوانی گاهی خیلی عصبی می شدم و حتی یادم می آید که چند بار در عالم کودکی خود با والدانو جنگ لفظی هم داشتم".
رائول 17ساله درآن زمان کسانی مثل لادروپ ، ردوندو ، هیه روی جوان ! ... و خیلی از بزرگان را ملاقات کرد. او در لالیگا یک گلزن تمام عیار بود تا اینکه با زدن بیش از 200 گل به رائول بزرگ و ستاره تبدیل شد. رائول درباره ورود فلورنتینو پرز به باشگاه رئال مادریدگفت: "وقتی پرز وارد باشگاه شد، خیلی از چیزها عوض شد. مخصوصاً وضعیت اقتصادی باشگاه که به مراتب بهتر شد! به محض ورود او، رئال مادرید یک تور بزرگ آسیایی رابرای نخستین بار تجربه کرد. ما در آن سفر پول زیادی به جیب زدیم و بازیکنان کم کم متوجه شدند که جدا از حقوقشان از راه های فراوانی می توانند ثروتمندشوند."


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه کاسیاس
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

بهترین دوازه بان یورو (کاسیاس)


محل تولد: مادرید- اسپانیا
وزن:70کیلو گرم
قد:1.85سانتی متر
تارخ تولد:20می1981
18روز بعد از روز تولد بکام

باشگاه فعلی:رئال مادرید

ایکر کاسیاس از کوچکی علاقه ی فراوانی به فوتبال داشت ولی او استعداد خود را در دروازبانی نشان داد.هنگامی که به دوران نوجوانی رسید تیم رئال به استعداد او پی برد وخبر از حضور پدیده ای در فوتبال را دادند سر انجام او به تیم های پایه ی رئال راه یافت و با بازی های خوب خودراهی بزرگسالان این تیم شد وتا حالا این تیم به خاطر دروازبانی های خوبی که کاسیاس در طول این چند سال کرده قرارداد او را تا پنج سال دیگر با او تمدید کرده است.از نظر خیلی ها او بهترین دروازبان تاریخ اسپانیا است او در رده بندی بهترین دروازبان های جهان رده ی چهارم را در اختیار دارد .او دروازبان شماره یک اسپانیاست و دروازبان هایی همانند ویکتور والدز(بارسلونا) و رینا(لیور پول)هنوز نتوانسته اند جای او را بگیرند



نظر شخصی :بهترین دروازه بان جهان

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه توماس ادیسون
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
                                                   توماس ادیسون 

 

توماس ادیسون در سال 1847 در میلان ، Ohio متولد شد . تام در کودکی نتوانست مانند دیگر بچه ها در مدرسه موفق باشد . مادرش تصمیم گرفت او را در خانه تحت تعلیم قرار دهد، تعداد زیادی کتاب به او داد تا مطالعه کند . تام پسری کنجکاو بود . همیشه علاقه داشت که بفهمد که چیزهای اطرافش چگونه عمل می کنند .
دوست داشت که بتواند کاری کند که آنها بهتر عمل کنند . مادرش به وی اجازه داد تا لابراتواری در خانه برایش درست شود تا او بتواند آزمایشات خود را انجام دهد. در هنگام جوانی تام آزمایشگاهی از خودش درست کرد جایی که می توانست ایده ها و نظریاتش را آزمایش کند . بسیاری از چیزها را در این آزمایشگاه اختراع داد . می توانید حدس بزنید که اختراع مورد علاقه اش چه بود؟
گرامافون یا دستگاه ضبط صوت اگر در آن زمان موسیقی گوش دهید، یا باید خودتان آنرا می نواختید و یا به کنسرتها می رفتید . معروفترین اختراع ادیسون چراغ حبابی بود . در آن زمان، مردم از چراغ های نفتی وگازی برای روشن کردن خانه هایشان استفاده می کردند.
ادیسون می دانست که استفاده از الکتریسیته بسیار ساده تر و ارزانتر خواهد بود . مشکل اینجا بود که کسی نمی دانست چگونه باید این کار را انجام دهد .
ادیسون مدت زیادی بر روی ایده اش کار کرد . بسیازی چیزها را استفاده کرد که هیچ کدام عمل نمی کردند . اما او هیچ گاه مایوس نشد و کارش را قطع نکرد ، او ادامه داد تا روزی که توانست آنچه را می خواست بدست آورد . امروز ، شما به سادگی می توانید با فشار دادن کلیدی هز زمان نور وروشنایی را داشته باشید . همچنین ادیسون اولین نیروگاه برق را ایجاد کرد که به 85 مشتری برق می فروخت و توانایی روشن کردن 5000 لامپ را دارا بود . او در سال 1882 در نیویورک این کار را انجام داد . ادیسون همچنین دوربین متحرک را اختراع کرد . هنگامی که شما به تماشا فیلم و یا تلویزیون می روید ، می توانید از ایده و کارهای سختی که انجام داده است تشکر کنید . بسیاری از ماشین های الکتریکی که امروزه در خانه ها یا مدارس دیده می شوند از ایده ها و نظریات ادیسون نشات گرفته اند .
اختراع کردن بهترین چیزی بودن که ادیسون به آن علاقه داشت . او ابتدا می اندیشید که اشیاء پیرامونش چگونه کار می کنند، پس فکر می کرد که چگونه می تواند کاری کند که آنها بهتر عمل کنند . که به آن الهام می گویند . اما قسمت متشکل کار اینجا بود که ادیسون باید ایده هایش را در عمل پیاده می کرد طوری که آنها کار می کنند . او انواع چیزها را استفاده می کرد تا در نهایت دقیقا" آن چه را که می خواست می توانست پیدا کند . خود او آنرا سخت کارکردن و نا امید نشدن می دانست او می گفت اختراع " یک درصد الهام گرفتن و 99 درصد پشتکار و جدیت است . " بحق مى توان گفت که ادیسون یکى از آن افرادى بود که از اقشار پائین اجتماع منشاء گرفت و بعدها به شهرت و ثروت فراوان رسید (توماس ادیسون در آمریکا تحت عنوان «از ظرف شویى به میلیونرى رسیدن» نامیده مى شود). توماس ادیسون بدون شک امروزه یکى از قهرمانان ملى آمریکا به شمار مى آید. در مورد ادیسون نقل قول ها و داستان هاى بسیارى وجود دارد که نمى توان به دقت گفت کدامیک واقعیت دارند. به همین دلیل هنوز هم در صحت برخى از موارد شک و تردید وجود دارد. براى مثال هنوز هم مشخص نیست که آیا علت سنگینى گوش ادیسون سانحه اى در حین انجام آزمایش هایش با مواد شیمیائى بوده یا بر اثر یک بیمارى بروز کرده است. مسلم این است که ادیسون این نقص شنوایى خویش را با میل تمام و اغلب به سود خود به کار مى گرفت.ادیسون در کل زندگى خود تنها چند ماهى به مدرسه رفت. اسناد موجود موید آن است که او در خانه و توسط والدینش آموزش دید. زمانى که ادیسون ۷ ساله بود خانواده اش به میشیگان نقل مکان کرد. ۴ سال بعد، توماس به عنوان پسر بچه فروشنده روزنامه و شیرینى، در قطار بین «پورت هورون» و «دیترویت» مشغول به کار شد. از قرار معلوم این شغل وقت چندانى از وى نمى گرفت و او مى توانست به اندازه کافى به کارهاى دیگر مشغول شود. او در سال ۱۸۶۲ هفته نامه خود به نام «هرالد هفتگى» را منتشر ساخت. علاوه براین، ادیسون یک دوره کارآموزى به عنوان تلگرافیست را گذراند و طى سال هاى ۱۸۶۳ تا ۱۸۶۸ در همین رشته به کار خود ادامه داد.ادیسون نخستین اختراع خود را که یک دستگاه شمارش برگه هاى راى بود، در سال ۱۸۶۸ به ثبت رساند. اما این دستگاه، در کنگره آمریکا مورد استفاده قرار نگرفت چرا که این هراس وجود داشت که بتوان در کار آن تقلب کرد. یک سال بعد، او در نیویورک مدیر کمپانى «استاک اند گولد» شد، شرکتى را به اسم خود تاسیس کرد و از این زمان به سرعت در کارهایش ترقى کرد.توماس ادیسون در سال ۱۸۷۱ با خانم «مرى استیل ول» (M .Stillwell)
ازدواج کرد و در همین سال هم نخستین ماشین تحریر قابل استفاده را اختراع کرد. در این دوره او در یک آزمایشگاه در نیوجرسى کار مى کرد. در تاریخ هجدهم ژوئیه سال ۱۸۷۷ ادیسون فونوگراف یا دستگاه ثبت صدا را اختراع کرد و نخستین انسانى بود که صداى ثبت شده خود را شنید. در سال ۱۸۷۹ لامپ اختراعى او که از یک رشته ذغالین ساخته شده بود بیش از ۴۰ ساعت درخشید. علاوه بر این ادیسون کار دستگاه تلفن را به وسیله یک میکروفون حاوى ذرات ذغال بهبود بخشید. در سال ۱۸۸۰ در «منلوپارک»، نخستین کارخانه لامپ سازى، شروع به کار کرده و در کنار این کار به اختراعات دیگر خود از جمله، فیوز الکتریکى، دستگاه هاى اندازه گیرى، تکامل دیناموهاى ماشین هاى بخار پرداخت. در سال،۱۸۸۳ اثر ادیسون که بعدها به اختراع رشته هاى درخشان و لامپ هاى الکتریکى منجر شد، رسماً به نام او ثبت شد.تا سال ۱۸۹۰ ادیسون کار فونوگراف را بهبود بخشید و شرکت ادیسون جنرال الکتریک را تاسیس کرد. برخلاف شایعات موجود ادیسون مخترع صندلى الکتریکى نبود. این صندلى توسط یکى از همکاران او به نام «هارولد پى براون» اختراع شد. در سال ۱۸۹۱ ادیسون دستگاه «سینماتوگراف» یکى از مراحل ابتدایى تکامل دوربین فیلمبردارى را اختراع کرد. باید متذکر شویم که اختراعات ادیسون که فهرست آن پایانى ندارد، از جمله تلفن، تلگراف، میکروفون و لامپ الکتریکى در واقع تنها بهبود و تکامل کار دستگاه هاى اختراع شده پیشین بودند. اما در وصف شخصیت ادیسون نیز باید اذعان کرد که او انسانى بسیار سخت کوش بود. ادیسون نه تنها یک پژوهشگر توانا بود، بلکه هنر او بیشتر در حیطه عرضه و فروش زیرکانه تولیدات جلوه گر مى شدند و متاسفانه در رقابت با دیگر شرکت هاى تولید و فروش اجناس مشابه، از هیچ تلاشى فروگذار نمى کرد. دعواهاى قضایى او در برابر شرکت هاى دیگر رقمى اعجاب برانگیز دارند.

حقایقی تازه از زندگی ادیسونبین سالهای 1869تا 1931 که توماس ادیسون در سالگی 84 درگذشت، بیش از هزار طرح و اختراع آشنا و غریب ارائه داد، از دستگاه تایپ، قلم الکتریکی، برق، عکس، دوربین فیلمبرداری، پیل الکتریکی تا عروسک سخنگو و یک خانه واقعی چدنی.
 از آغاز ادیسون سعی میکرد تمامی پیشرفتهایش را ثبت کند.نتیجه إین تلاش تعداد بیش از 3500 دفترچه یادداشت بوده است، که امروزه در محفظه های مخصوص مجهز به سیستم کنترل دما در آرشیو لابراتوار وست اورنج West Orangeدر بنای تاریخ ملی ادیسون در ایالت نیوجرسی نگهداری می شود.
تمامی اسناد نشاندهنده طرز فکر او هستند. اختراعاتش توسط خود او کامل شده است. در إین میان تعداد بیشماری از اندیشه هایش در مورد ماوراءالطبیعة و طرحهایی که هیچگاه فراتر از خطوط درهم کاغذ نرفت، نیز یافت میشود. روزنامه های صبح باعث تعجب بسیار زیاد خوإنندگان شدند: قلم از یک ایدة اولیة و فکر خام خطوطی کشیده است. او هیچگاه با پول وسوسة نشد و در جایی از نوشتةهایش آمده: من هیچوقت کلمه شکست را بر زبان نمی آورم. با گذشت زمان نسخه ها و دستورالعملها هم اضافه میشد، همراه با یادداشتهای متعددی که به دستیارانش می نوشت و توصیه می کرد این را هم امتحان کنید و پاسخهای آنها به سئوالات پایان ناپذیر بود. اغلب اوقات ادیسون با یادداشت برداری کتب مخترعین قبلی و اختراعاتش فعالیت جدیدی را شروع می کرد. یکی از نمونه های کامل یادداشت های اوطرح برق رسانی شهر نیویورک است.ادیسون زمان بیشتری برای انتقال تفکرات و ایده هایش بر روی کاغذ و پی بردن به نتایج آنها احتیاج داشت. لئوناردو داوینچی مربی فکری ادیسون بود و یادداشتهای وی نزدیکی عمیق این دو را نشان می دهد.ادیسون نقشه کشی ماهر، گنجینه عقاید، خودبینی بزرگ، مهندس و گیاةشناس، مخترعی با ادراک، دانشمند و ریاضیدانی بود که هر گام از تمامی مراحل سفر اکتشافی به دنیای مجهولات را شرح داده است.در سال 1886 ادیسون عروسش را با فورت مایر، کنار استراحتگاهی که قصد داشت برای او بسازد برد، درحالیکه آنان برای ارائه آخرین طرحهای خانة سمینول در کنإر هتل ایستاده بودند، ادیسون طرح محوطه خانه را ترسیم کرد، شامل محل دقیق مسیرها، پیاده روها، یک دیوار دریایی آهکی، درختهای لیمو و نخلها و سایر بوته زارها. ادیسون در دهه های بعدی تفکرات و تلاش بیشتری داشت:در آخرین یادداشتهای او، طرح جزئیات یک معدن فلز، کارخانة ذخیرةسازی برق،درختستان گلدنراد*، و حتی یکطرح برای ارکستر سمفونیک موجوداست.

* گلدنراد نوعی درخت بومی آمریکایی با گلهای زرد است.

 


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه آلبرت انیشتین
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

آلبرت انیشتین در چهاردهم مارس ۱۸۷۹ در شهر اولم که شهر متوسطی از ناحیه و ورتمبرگ آلمان بود زاده شد . اما یک سال بعد از تولد او خانواده وی از اولم عازم مونیخ گردید . پدر آلبرت، هرمان انیشتین و مادرش پائولین کوخ نام داشت .آلبرت به هیچ مفهوم کودک اعجوبه‌ای نبود و حتی مدت زیادی طول کشید تا حرف زدن بیاموزد بطوریکه پدر و مادرش وحشت زده شدند که مبادا فرزندشان ناقص و غیرعادی باشد اما بالاخره بعد از مدتها شروع به حرف زدن کرد. آلبرت اکثر اوقات ساکت بود و هرگز بازیهای عادی را که ما بین کودکان انجام می‌گرفت و موجب سرگرمی کودکان می شد را دوست نداشت.

 ذوق هنری انیشتین چنان بود که او وقتی پنج سال داشت پدرش قطب نما یی جیبی را به وی نشان داد  خاصیت اسرار آمیز عقربه مغناطیسی در او تأثیر عمیقی گذاشت با وجود آنکه هیچ عامل مرئی در حرکت عقربه تأثیری نداشت کودک چنین نتیجه گرفت در فضای خالی باید عاملی وجود داشته باشد که اجسام را جذب کند . وقتی که انیشتین پانزده ساله بود حادثه ای اتفاق افتاد که جریان زندگی او را به راه جدیدی منحرف ساخت : هرمان پدر او در کار تجارت خویش با مشکلاتی مواجه شد و در پی آن صلاح را در آن دیدند که کارخانه خود را در مونیخ بفروشد و جای دیگری را برای کسب و کار خود ترتیب دهند. از آن جا که وی علاقمند به کسب لذتهای زندگی بود تصمیم گرفت که به کشوری مهاجرت کند که زندگی در آن با سعادت بیشتری همراه باشد و به این منظور ایتالیا را انتخاب کرد و در شهر میلان موسسه  مشابهی را ایجاد کرد


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه جان دالتون
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
10سال قبل از ثبت و اعلان استقلال آمریکا در سال 1766، جان دالتون در انگلستان متولد شد. خانواده او در یک کلبه کوچک گالی در روستایی زندگی می‎کردند. در کودکی، جان به همراه برادرش در یک مزرعه کار می‎کرد و در مغازه پدر در بافتن لباس او را یاری می‎دادند. با وجود فراهم بودن اندکی از لوازم اولیه زندگی آنها خانواده فقیری بودند، بسیاری از پسران فقیر در آن زمان از داشتن تحصیلات محروم بودند، اما جان توانست با خوش‎شانسی در مدرسه‎ای در همان نزدیک زادگاهش مشغول تحصیل شود.

در سال 1766، تنها از هر 200 نفر، یک نفر قادر به خواندن بود. جان دانش‎‎آموزی خوب بود و به یادگیری علاقه زیادی نشان می‎داد. آموزگاران نیز او را به یادگیری تشویق می‎کردند. در 12 سالگی، او اولین مدرسه خود را در شهری نزدیک محل اقامتش باز کرد اما به خاطر کمبود پول مجبور به بستن آنجا و کارکردن در مزرعه عمه‎اش شد.

جان دالتون

3سال بعد، به همراه برادر بزرگتر و یکی از دوستانش مدرسه‎ای را در کندال انگلیس باز کرد. به تدرس انگلیسی. لانتین، یونانی، فرانسوی و 21 موضوع علمی و ریاضی پرداخت. جان به یادگیری طبیعت و هوای اطراف خود می‎پرداخت. او پروانه‎ها، حلزون‎، و ... را جمع‎آوری می‎کرد.جان دالتون پی برد که دچار کورنگی ست و به یادگیری آن روی آورد. در 1793، جان به عنوان معلم خصوصی به منچستر رفت و در کالج جدید مشغول به تدریس شد. و در آنجا به مشاهده رفتار گازها پرداخت.

او به عناصر و اجزاء مختلف و چگونگی درست شدن آنها اندیشید. جان نظریه‎ای داشت که بر طبق آن، هر عنصری از اتم‎های مجزا تشکیل شده و تمام عناصر با یکدیگر متفاوت هستند زیرا اتم‎های سازنده هر کدام از آنها، با دیگری متفاوت است.

او فکر می‎کرد که هر عنصری وزن مخصوص می‎دارد، زیرا از اتم‎های متفاوتی تشکیل شده.در سال 1808، جان دالتون کتابی با مضمون، "نظامی نوین در فلسه شیمی" منتشر کرد که در آن وزن بسیاری از اتم‎های شناخته شده را جمع‎آوری و لیست کرده بود. مقدار عددی وزن‎هایی که او محاسبه کرده کاملاً دقیق نبودند، اما مبنایی بودند برای "جدول دوره‎ای پیشرفته"، اگرچه بسیاری نظریه دالتون در مورد ساختار اتم را نپذیرفتند، اما وی بر تحقیقات خود برای دفاع از نظریه‎اش ادامه می‎داد.

جان دالتون در سال 1844 درگذشت، او با افتخار در انگلستان به خاک سپرده شد. بیش از ۴۰۰ هزار نفر بدن بی‎جان او را هنگام قرار گرفتن در تابوت مشاهده کردند. به عنوان آخرین تجربه و آزمایش، او از کالبد شکافی استفاده کرد تا دلیل کورنگی خود را پیدا کند. او ثابت کرد که چشمان او دلیل این او نمی‎باشند، بلکه اشکال از قوه درک و احساس بینایی او در قسمتی از مغز او بود که از کار افتاده بود. حتی تا لحظات آخر زندگی. او به گسترش علم و دانش کمک کرد.

امروز، دانشمندان در هر جا، نظریه دالتون درباره ساختار اتم را مورد قبول می‎دانند. یک پسر ساده روستایی روش جدیدی برای اندیشیدن و نگاه کردن به عالم هستی و چگونگی کارکرد آن را به مردم و اهل دانش نشان داد.

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه فرانکی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

ژان کلود وَن دام یا جان کلود ون دام - معروف به فرانکی - با نام شناسنامه ای Jean-Claude Camille François Van Varenberg در تاریخ 26 مهرماه سال 1339 شمسی درشهر بروکسل در بلژیک به دنیا آمد. او را بیشتر بخاطر استعدادش در هنرهای رزمی و بازی در فیلم‌های اکشن می شناسیم.
به خاطر گذشته و نیز فیزیک بدنی اش، او را عضلات بروکسل می نامند. همچنین به جهت سوپر استار شدن او در فیلم‌های بین المللی، لقب پادشاه بلژیکی ها را نیز به او داده اند. در کارنامه او فیلم های فوق العاده ای وجود دارد که نام او را در تاریخ سینما جاودانه میکند .
در فیلم های او نوعی روح انسان پرستی وجود دارد و همیشه خوب ها در جدال با بد ها پیروز میشوند .
بازو ها و حرکات و نیمچه لبخند وی همیشه در یاد طرفداران ژان کلود یا همون فرانکی ! باقی خواهد ماند .


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه هیچکس
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

هیچ کس یکی از اولین رپ کن های ایران است. او 021 را برای معرفی رپ کن های تهرانی در 5 سال پیش درست کرد. او از سه رقم کد تلفن شهر تهران برای اسم آن استفاده کرد و آن را تبدیل به یک سمبل برای شهر تهران در رپ کرد. آهنگهای اول هیچ کس به زبان انگلیسی و درباره مشکلات اجتماعی در ایران بود. بعد از آن تصمیم گرفت به زبان فارسی رپ کند زیرا بهتر می توانست احساسات caخود را بیان کند، بعد از خواندن چند آهنگ هیچ کس شروع به تجربه کردن سبک های مختلف در رپ کرد. همانطور که می بینید او هم اکنون در هر آهنگ خود یک نوآوری دارد. او از سازهای ایرانی مانند ستار در بیت آهنگ "تیریپ ما" استفاده کرد و همکاری با ریویل برای تلفیق رپ فارسی با رپ غربی. او همچنین درباره موضوعات مختلفی آهنگ خوانده است، از جمله اتحاد در آهنگ "با هم"، خیانت در "پدرخوانده" و همچنین همکاری با خواننده های مختلفی مانند saman willson ازzedbazi.


هیچ کس همیشه سعی کرده کاری نو برای شنوندگان و طرفداران خود ارائه دهد. در حالی که هیچ وقت پشتوانه مالی نداشته است. به نظر او این بزرگترین مشکل خوانندگان زیرزمینی است، با این حال او هیچ وقت رپ کردن را کنار نگذاشته و همیشه دنبال پیشرفت بوده است


هیچ کس هم اکنون بر روی آهنگهای جدید خود کار می کند که برای سال آینده آماده می شوند


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه تتلو
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

لو طبق گفته خودش با هیچ جا صاحبه معتبری نکرده . این مطالبی هم که تو وبلاگ های دیگس


در حد سوال و جواب بوده و بعضی هاشم دروغ محضه . حالا این آمار ریز رو از خودش داشته باشین :
 
    نام : امیر حسین         فامیل : مقصودلو          لقب : تتلو     تاریخ تولد۳۰/۶/۱۳۶۲
 
  اولین آهنگش واقیعت و آخریش هم تا الان راز امیر که راز عشقشه و جریان گربه صفت . در حال حاضر هم دنبال کارهای کلیپ چشمام ندید با پیشرو و فلاکت و آهنگ راز امیر هست . به زودی رپ رو میزاره کنار ولی نمیگه کی . امیر 6 ماه تو دوبی زیر نظر  شاهرخ سالار  سولفژ کار کرده . آهنگساز و تنظیم کننده و استادش  محسن صادقی  هستش . تو استودیو  اوج مهر  ضبط میکنه . از رپرها کار پیشرو ، تیغه ، تهی ، زدبازی ، اردلان و فلاکت رو فقط دوست داره .
البته اردلان رپر خودشه یعنی خودش درستش کرده و به زودی هم میترکونه . معنی تتلو هم فقط به خودش ربط داره .
یه شایعاتی هست که میگن امیر تتلو شغلش فلانه . بدونین که همش شایعه اس و این عکسها در هر مکانی که گرفته شده توسط هواداران بوده . تنها شغل امیر کار ساختمانه که با دامادشون که
مهندس عمرانه شریکن


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه تهی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

تهی، ترانه هایش را سرشار از اشاره به "واقعیات تلخ اما خنده دار" زندگی می داند و بسیاری از نوجوانان امروزی، با ضرباهنگ همین کنایه های تلخ و طنزآگین است که می خندند و می رقصند.

 

 

حسین تهی



  • متولد 6 بهمن 1364
  • دانشجوی مهندسی کامپیوتر
  • غذای مورد علاقه: قرمه سبزی
  • رنگ مورد علاقه: مشکی و سبز

    حسین تهی که پنج سال پیش کار ترانه سازی و خواندن در سبک رپ را آغاز کرده است، کار خود را نه "تقلیدی" از آنچه که در غرب بدان "موسیقی رپ" می گویند، که بیشتر وسیله ای برای "انرژی" دادن به شنونده از طریق"بیان مشکلات و معضلات مشترک" در زندگی روزمره تلقی می کند. 

 

از دیدگاه تهی ، "معضلات و مشکلات" هر آنچه که باشند ، از پیش و پا افتاده ترینشان همچون شکست های عشقی تا معضلات جدی تر همچون "فقر و بیکاری" می توانند از طریق ریتم های شاد موسیقی هیپ هاپ، با "اثر گذاری بیشتری" بازگو شوند.

 

اما توجه تهی به زندگی امروزی و مشکلات آن، او را نسبت به سنتها و رسمهای قدیمی بی توجه نکرده است، دست کم این چیزی است که خود با شوخی و کنایه می گوید. او درباره دلبستگی اش به نوروز باستانی، با همان طنز همیشگی اش گفت: "من با نوروز خیلی صمیمی ام. اصلا دست می اندازم گردنش با هم بیرون می رویم  و حال می کنیم."
 
عیدی ما از سفره هفت سین به تهی، تخم مرغ رنگی بود. اما او انگار امید دارد که آهنگهایش، هرچند هنوز زیرزمینی هستند و در بازار رسمی و کلان موسیقی جا نگرفته اند، روزی به "مرغ تخم طلا"ی او بدل شوند.

 

او با اشاره ای کنایه آمیز به این تخم مرغ رنگی گفت: "امیدوارم سال آینده آنقدر پول داشته باشم که به جای اینکه تخم مرغ رنگی عیدی بگیرم، تخم مرغ طلا عیدی بدهم."

 

 



 از او در زمینه فعالیت های هنری اش در سالی که گذشت می پرسم که با رضایت پاسخ می دهد: "واقعا سال خوبی بود. هم از نظر کاری و هم از نظر زندگی خصوصی. گرچه تشخیص اینکه پیشرفت کرده ام یا نه، با مخاطبانم است ولی به نظر خودم پیشرفتم محسوس بوده و چندین کار متفاوت ضبط و منتشر کرده ام."
 
از آرزوهایش برای سال جدید می پرسم، می گوید: "بعد از سلامتی خودم و خانواده ام، امیدوارم بتوانم با دوست عزیزم (با تاکید شدید بر عبارت دوست عزیز ) امیر تتلو، کارهای مشترک زیادی ضبط و منتشر کنیم ، اما مهم ترین کار مشترکمان کلیپ ویدیویی است که در حال تمرین برای ضبط آن هستیم . در این کلیپ قصد داریم برای اولین بار یک در یک کار زیر زمینی، از گروه رقصندگان استفاده کنیم."

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه رضایا
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

 رضایا : امیررضا طاری که با نام رضایا شناخته شده است در زمستان 85 با اهنگ نازگل حسابی ترکوند و با همان اولین اهنگ به اوج رسید. رضایا متولد 16 تیر 1365 است و دو خواهر متاهل دارد. دیپلم گرافیک دارد و در حال حاضر ترم سوم کنسرواتوار هست. او قبلا در یکی از استودیوهای تجریش پاپ را شروع کرد اما وقتی در یکی از شهرکهای شمال با ارمین اشنا شد کار را به صورت جدی دنبال کرد. و بعد هم گروه دو نفره ی ارمین و امیر تصمیم گرفت که اهنگ نازگل با همکاری شاهین بخوانند و ...


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه لنکرانی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

خلاصه : محمد فاضل لنکرانی در سال 1310 شمسى مطابق با 1349 قمرى و 1931 میلادى در شهر قم دیده به جهان گشود. او تحصیلات حوزوی را در حوزه علمیه قم سپری کرد و در سن 25 سالگی به درجه اجتهاد رسید. وی پس از انقلاب اسلامى به عنوان یکى از اعضاى مجلس خبرگان رهبرى انتخاب شد و بیش از ده سال ریاست عالى شوراى مدیریت حوزه علمیه قم را عهده دار بود . آیت الله لنکرانی در کنار تدریس و تربیت طلاب علوم دینى کتابهاى بسیارى به رشته تحریر در آورده است . ایشان در خرداد ماه سال 1386 دار فانی را وداع گفتند.گروه : علوم انسانیرشته : علوم اسلامیوالدین و انساب : نام پدر محمد فاضل لنکرانی، عبدالله می باشد.آیت‌الله عبدالله فاضل لنکرانی مجتهد بود.وی با دختر آیت‌‌الله سید‌عباس فیض برقعی ازدواج کرد که حاصل آن 4 پسر و 5 دختر بود و محمد فاضل موحدی لنکرانی چهارمین فرزند او بود.اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : پدر محمد فاضل لنکرانی از اساتید و علماى حوزه علمیه قم به شمار مى آمد. او در حوزه علمیه قم تحصیلات دینی را پی گرفت . تحصیلات رسمی و حرفه ای : محمد ‌فاضل لنکرانی دوره‌ی ابتدایی را در قم گذراند. پس از پایان دوره‌ی ابتدایی به دلیل علاقه به دروس دینی به حوزه‌ی علمیه‌ی قم رفت ودر مدرسه‌ی فیضیه به تحصیل علوم دینی پرداخت.وی قسمتی از مطوّل و بخشی از شرح لمعه را نزد آیت‌الله حسنعلی منتظری و قسمتی دیگر را نزد شیخ‌ اسدالله نوراللهی نجف‌آبادی خواند، رسایل و مکاسب را نزد چند تن از اساتید حوزه چون، پدرش آیت‌الله فاضل موحدی، آیت‌الله آقا شیخ عبدالجواد جبل عاملی سدهی و ‌آیت‌الله شیخ مرتضی حائری بهره برد. آیت‌الله لنکرانی به دلیل شور و علاقه به تحصیل علوم دینی در زمان کوتاهی دوره‌های ادبیات عربی و سطوح را که معمولاً طلاب دیگردر 8 یا 9 سال به پایان می‌رسانند در مدت 6 سال گذراند، لذا در سن 19 سالگی وارد آخرین مرحله‌ی تحصیلات حوزوی یعنی درس خارج فقه گردید.پس از تشکیل کلاسهای آیت‌الله بروجردی در قم، وی در درس خارج فقه ایشان شرکت جست و این درحالی بود که هنوز قسمتی از کفایه را به اتمام نرسانده بود . به این دلیل صبح‌ها اول وقت در مسجد عشقعلی دروس کفایه را نزد آقا شیخ عبدالجواد می‌خواند و پس از پایان درس همراه استاد در درس خارج فقه آ‌یت‌الله بروجردی شرکت می‌کردو از جوانترین شاگردان استاد بود. پس ازتشکیل کلاسهای درس اصول امام خمینی، آیت‌الله لنکرانی از همان ابتدا در کلاسهای ایشان حاضر شده و هر روز دو نوبت در درس امام شرکت کرده و مباحث اجتهاد و تقلید را به طور کامل با ایشان گذراند. مبحث طهارت در فقه را نیز نزد امام فراگرفت و مطالب دروس امام را نیز تقریر می‌کرد. فاضل لنکرانی خیلی زود به درجه اجتهاد رسید. در زمان حیات آیت‌الله بروجردی و سالهای مرجعیت ایشان به تقلید از وی پرداخت. در 25 سالگی به اجتهاد رسید و این امر مورد تأیید آیت‌الله بروجردی قرار گرفت. پس از وفات آیت‌الله بروجردی در 1340 ش. وی در سن 30 سالگی به استنباط خود مسایل دینی را اجتهاد می‌کرد. ایشان علاوه بر دروس فقه و اصول، در درسهای فلسفه و حکمت علامه طباطبایی نیز شرکت جسته و قسمتی از مباحث منظومه سبزواری و کتاب اسفار ملاصدرای شیرازی را از ایشان آموخت.استادان و مربیان : از استادان محمدفاضل لنکرانی می توان به موارد زیر اشاره کرد: استاد آیت الله عبدالله فاضل موحدی لنکرانی( پدرشان) استاد آیت الله حسنعلی منتظری شیخ اسدالله نوراللهی نجف آبادی علامه طباطبایی شیخ عبدالجواد جبل عاملی آیت الله بروجردی هم دوره ای ها و همکاران : . از هم مباحثه‌ایهای محمدفاضل لنکرانی در مدرسه فیضیه حاج سید‌مصطفی خمینی بود که نقش مهمی در پیشرفت علمی ایشان داشت.زمان و علت فوت : محمد‌ فاضل لنکرانی سرانجام پس از مدتی عارضه‌ی قلبی در روز 26 خرداد 1386 دار فانی را وداع گفت و پیکر آن مرحوم روز 28 خرداد مصادف با شهادت حضرت زهرا (س) طی تشییع جنازه‌ی باشکوهی در حرم حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد .مشاغل و سمتهای مورد تصدی : محمد فاضل لنکرانی پس از انقلاب اسلامى به عنوان یکى از اعضاى مجلس خبرگان رهبرى انتخاب شد و بیش از ده سال ریاست عالى شوراى مدیریت حوزه علمیه قم را عهده دار بود . وی از همان ابتدای مبارزات امام خمینی در دهه‌ی 1340 ش از اقدامات ایشان حمایت می‌کرد و به عنوان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم شناخته گردید. این تشکل روحانیون سیاسی در موارد مختلف به حمایت از امام خمینی پرداخت. او درحمایت از نهضت امام خمینی در اکثر اعلامیه‌هایی که در این باره منتشر می‌شد مشارکت داشت و در این رابطه چند بار توسط ساواک دستگیر و سپس تبعید شد. ابتدا چهار ماه دوران تبعید را در بندر لنگه با تحمل رنج و ناراحتی بسیار گذراند، و پس از ‌آن به مدت دو سال و نیم به یزد تبعید شد. وی در آن شهر با آیت‌الله صدوقی آشنا گردید و با کمک آیت‌الله صدوقی به طور مخفیانه با مردم یزد دیدار داشته ودر روشنگری مردم نقش فعالی ایفا نمود. فاضل لنکرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مدتی مسئولیت دادگاه انقلاب شهرستان قم را به امر امام خمینی بر عهده گرفت. سپس به عنوان نماینده‌ی استان مرکزی ر نخستین دوره‌ی مجلس خبرگان رهبری حضور یافت. ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی کمتر به فعالیتهای سیاسی روی آورد و بیشتر هم خود را به تقویت نهاد حوزه پرداخت، لذا در ارتباط با مراجع تقلید به عنوان ارشد شورای مدیریت حوزه علمیه قم مطرح شد و به مدت ده سال ریاست عالی این شورا را بر عهده داشت. پس از رحلت آیت‌الله اراکی به عنوان مرجع اعلم، جامعه روحانیت مبارز او را به عنوان یکی از سه مرجع مسلم تقلید در کنار آیت‌‌الله خامنه‌ای و میرزا جوادتبریزی معرفی ‌کرد. همچنین جامعه مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم ایشان را در زمره‌ی هفت مرجع پیشنهادی خود به مردم معرفی کرد. آیت‌الله لنکرانی پس از این فقط در جایگاه مرجعیت تقلید قرار گرفت و تدریس حوزوی را در فعالیتهای خود قرار داد و دیگر در مدیریت حوزه و فعالیت جامعه مدرسین نقشی ایفا نکرد.فعالیتهای آموزشی : محمدفاضل لنکرانی در نخستین سالهای تحصیل در حوزه‌ی علمیه قم، در سالهای سوم و چهارم، زمانی که هنوز شانزده سال نداشت، ضمن تحصیل‌، تدریس نیز می‌کرد.نخستین تدریس وی مربوط به کتاب حاشیه‌ی ملاعبدالله و معالم بود. بعدها شرح لمعه را شروع کرد و طلبه‌های بیشتری در درس وی حاضر می‌شدند. او لمعه را در دو دوره و کتاب ارث را در سه دوره تدریس کرد. سپس به تدریس رسائل و مکاسب مشغول شد. مکاسب را پنج دوره و کفایة‌الاصول را شش دوره تدریس کرد. از آخرین دوره‌ی درس کفایةالاصول وی،‌ نوار تهیه شد و طلاب در قم و شهرستانهای دیگر از آن بهره می‌بردند. بسیاری از شاگردانش از نظر سنی بزرگتر از استاد خود بودند و در بیشتر اوقات صدها نفر در کلاسهای درس ایشان شرکت می‌جستند. آیت‌الله لنکرانی از سال 1360 ش به تدریس درس خارج فقه و اصول پرداختند و در مدت 25 سال گروه کثیری از طلاب از محضر وی بهره‌منده شدند. این درس از رادیو معارف نیز پخش می‌شد.مراکزی که فرد از بانیان آن به شمار می آید : محمد فاضل لنکرانی علاه بر تأسیس مرکز اعزام مبلغ برای ترویج مکتب تشیع و تربیت فقیهان و مجتهدان، مرکز فقهی ائمه اطهار که مرکزی آموزشی و پژوهشی است، را تأسیس کرد که در این مرکز علاوه بر آموزش محققان و تألیف کتابها، کتابخانه تخصصی فقه را راه‌اندازی کرد.سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : محمد فاضل لنکرانی در کنار تدریس و تربیت طلاب علوم دینى کتابهاى بسیارى به رشته تحریر در آورده است .


آثار :    &nbsp1   آیین کشوردارى از دیدگاه امام على (ع )     &nbsp2  · ائمه اطها ر( ع ) یا پاسداران وحى در قرآن کریم (این دو کتاب را به همراهى آیة الله اشراقى نگاشته اند)     &nbsp3  · احکام الحج , حاشیه بر کتاب حج تحریر الوسیلة (عربى )     &nbsp4  · احکام عمره     &nbsp5  · استفتاءات حج     &nbsp6  · استفتاءات حول الحج     &nbsp7  · الاحکام الواضحه (فتاواى عربى )     &nbsp8  · القواعد الفقهیة ( عربى )     &nbsp9  · المسائل المستحدثه ( عربى )     &nbsp10  · اهل البیت ( ع ) یا چهره هاى درخشان د رآیه تطهیر     &nbsp11  · تبیان الاصول - تقریرات درسى ایشان - در چهار جلد ( عربى )     &nbsp12  · تفسیر سوره حمد ( عربى )     &nbsp13  · تقریرات الاصول - تقریرات درس امام خمینى - در پنج جلد ( عربى )     &nbsp14  · تقریرات الاصول -تقریرات درس آیة الله بروجردى ( عربى )     &nbsp15  · تقریرات درس خارج اصول ایشان در هشت جلد ( فارسى )     &nbsp16  · تقیه مداراتى (فارسى )     &nbsp17  · جامع المسائل (مجموعه اى از استفتاءات ).     &nbsp18  · حاشیه بر کتاب الطهارة مصباح الفقیه محقق همدانى ( عربى )     &nbsp19  · حاشیه بر کتاب عروة الوثقى ( عربى )     &nbsp20  · رساله     &nbsp21  · رساله اى در حکم نماز در لباس مشکوک ( عربى )     &nbsp22  · رساله اى در خلل حج و عمره ( عربى )     &nbsp23  · رساله اى در قاعده فراغ و تجاوز ( عربى )     &nbsp24  · رساله توضیح المسائل ( فارسى )     &nbsp25  · شرح فروع ( الاجتهاد و التقلید ) از کتاب العروة الوثقى ( عربى )     &nbsp26  · عصمت انبیاء     &nbsp27  · کتاب الصوم ( عربى )     &nbsp28  · کتاب القضاء ( عربى )     &nbsp29  · کتاب تفصیل الشریعه (عربى - شرحى است بر کتاب تحریر الوسیله امام خمینى در 13 مجلد)      ویژگی اثر : شرحی است عربی بر کتاب تحریرالوسیله‌ی امام خمینی که 25 جلد آن چاپ شده و 5 جلد دیگر آماده چاپ است. پنج جلد اول این شرح در زمان تبعید آیت‌الله لنکرانی در یزد نوشته شده،‌است. این کتاب یک دوره‌ی کامل فقه است و جدیدترین آراء فقهی در آن آمده است.30  · مجمع الفهارس - مجموعه فهرستهاى بحارالانوار ء الغدیر و المیزان     &nbsp31  · مختصرالاحکام     &nbsp32  · مدخل التفسیر د رعلوم قرآن (عربى )     &nbsp33  · مناسک الحج (عربى )     &nbsp34  · مناسک حج ( فارسى )     &nbsp35  · نهایة التقریرات درس آیة الله بروجردى د ربحث نماز (عربى - دو جلد


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه رفسنجانی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

معرفی اکبر هاشمی رفسنجانی بَهرمانی

اکبر هاشمی رفسنجانی بَهرمانی (هاشمی رفسنجانی) متولد ۳ شهریور ۱۳۱۴ (۲۵ اوت ۱۹۳۴) یکی از پرنفوذترین شخصیت‌های سیاسی ایران است. وی در جایگاه های مختلفی مانند ریاست مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری اسلامی ایران (بین سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶) حضور داشته و هم‌اکنون ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارد.

تصویر:200px-Rafsanjani.jpg

او از ازدواج خود دارای سه پسر به نام‌های محسن، مهدی و یاسر و دو دختر به نام‌های فاطمه و فائزه هاشمی است. از این فائزه وارد سیاست شد و یک بار نماینده مجلس شورای اسلامی و سپس سردبیر روزنامه زن شد. فاطمه اکنون رئیس بنیاد امور بیماریهای خاص است و محسن رئیس قطار شهری (مترو) تهران است.

TinyPic image

از تالیفات وی کتابی با عنوان امیرکبیر قهرمان مبازه با استعمار است که در آن به زندگی و وقایع دوران امیرکبیر با نگرشی تحلیلی می‌پردازد.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه رفسنجانی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

معرفی اکبر هاشمی رفسنجانی بَهرمانی

اکبر هاشمی رفسنجانی بَهرمانی (هاشمی رفسنجانی) متولد ۳ شهریور ۱۳۱۴ (۲۵ اوت ۱۹۳۴) یکی از پرنفوذترین شخصیت‌های سیاسی ایران است. وی در جایگاه های مختلفی مانند ریاست مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری اسلامی ایران (بین سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶) حضور داشته و هم‌اکنون ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده دارد.

تصویر:200px-Rafsanjani.jpg

او از ازدواج خود دارای سه پسر به نام‌های محسن، مهدی و یاسر و دو دختر به نام‌های فاطمه و فائزه هاشمی است. از این فائزه وارد سیاست شد و یک بار نماینده مجلس شورای اسلامی و سپس سردبیر روزنامه زن شد. فاطمه اکنون رئیس بنیاد امور بیماریهای خاص است و محسن رئیس قطار شهری (مترو) تهران است.

TinyPic image

از تالیفات وی کتابی با عنوان امیرکبیر قهرمان مبازه با استعمار است که در آن به زندگی و وقایع دوران امیرکبیر با نگرشی تحلیلی می‌پردازد.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه خاتمی سید محمد خاتمی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

 فرزند مرحوم آیت الله سید روح الله خاتمی در سال 1322 هجری شمسی ـ 1943 میلادی - در شهر اردکان واقع در استان یزد متولد شد. دو برادر و چهار خواهر دارد . در سال 1353 با خانم زهره صادقی ازدواج کرد که ثمره این ازدواج دو دختر و یک پسر به نامهای لیلا (1354) ، نرگس (1360 ) و عماد (1367) است


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگینامه نانسی اجرم
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

 

بیوگرافی نانسی نبیل عجرم


نانسی عجرم  http://www.nanjoon.net

خیلیها با آهنگ آه و نص با موسیقی عربی آشنا شدند، خیلیها با آلبوم یاطبطب بود که عاشق آهنگهای عربی شدند، خیلیها با انت ایه گریستند و خیلیها هم با احساس جدید عاشق شدند.این آهنگها برای کسی هست که با ورودش به دنیای موسیقی، به موزیک عربی طراوتی تازه بخشید و با کلیپهای زیبا و صدای دلنوازش هر بیننده و شنونده ای را مجذوب خود ساخت

 

NANCY AJRAM 

 

نام کامل: نانسی نبیل عجرم

 

شهرت: نانسی عجرم

 

محل تولد:الشرفیه/لبنان

 

تاریخ تولد:may 16th 1983

 

آدرس میل شخصی: info@ nancyajramonline.com

 

www.nancyajramonline.comوب سایت رسمی :

 

 

 

 خیلیها با آهنگ آه و نص با موسیقی عربی آشنا شدند، خیلیها با آلبوم یاطبطب بود که عاشق آهنگهای عربی شدند، خیلیها با انت ایه گریستند و خیلیها هم با احساس جدید عاشق شدند.این آهنگها برای کسی هست که با ورودش به دنیای موسیقی، به موزیک عربی طراوتی تازه بخشید و با کلیپهای زیبا و صدای دلنوازش هر بیننده و شنونده ای را مجذوب خود ساخت. او کسی نیست جز (( نانسی عجرم )). حرکات زیبا و کودکانه و در عین حال با آهنگهای بسیار زیبا و حرفه ای خود، باعث شد تا خیلی زود در دل میلیونها انسان در سرتاسر جهان جای بگیرد.حال او یکی از بین المللی ترین خواننده های خاورمیانه به حساب می آید. بطوری که حتی کسانی که به هیچ عنوان با زبان عربی آشنا نیستند موزیکهای او را میشنوند و لذت هم میبرند.

 

نانسی عجرم به عنوان یکی از زیباترین خوانندگان زن عرب تنها 8 سال داشت که کار خواندن را شروع می کند و از سن ۱۲ سالگی کار خود را با پخش آهنگ هاش از کانال نجوم المشتکبل به کمک مادر بزرگ خود که اودیت عجرم نام دارد و خود از خوانندگان پیشکسوت هستش  به صورت حرفه ای شروع کرد! او هنگامیکه که 12 سال داشت در برنامه ای در تلویزیون به نام ستارگان آینده شرکت می کند و به مدال طلا دست پیدا می کند . یکی از خوانندگان مصری که در آن برنامه شرکت کرده بود صدای نانسی را به صدای خواننده بزرگ عرب ام کلثوم تشبیه کرده است . بعد از آن او به طور جدی کار موسیقی را تحت نظر بهترین معلمان موسیقی دنبال می کند و در سن 18 سالگی به عنوان یک خواننده حرفه ای معروف می شود.

اولین آلبوم نانسی به نام محتجالک  در سال ۱۹۹۸بیرون آمد که حاصل کار او تا به   حال(خرداد/۸۶)  ۶ آلبوم هست:

 

1998 محتجالک

 

2001 شیل عیونک عنی  

 

۲۰۰۲ یا سلام

 

۲۰۰۴آه و نص

 

2006 اطبطب و دلع

 

۲۰۰۷  شخبط شخابیط

 

 

 

همینطور برخی از ویدیو های نانسی به شرح زیر میباشد

 

محتاجلک

 

شل عیونک عنی

 

اخاصمک آه ۲۰۰۲

 

یا سلام ۲۰۰۲  (برنده بهترین کلیب در سال ۲۰۰۳)

 

یای سحر عیونو ۲۰۰۳

 

آه ونص ۲۰۰۴

 

لون عیونک ۲۰۰۴

 

قول تانی کده ۲۰۰۵ (همراه کمپانی کوکاکولا)

 

انت ایه ۲۰۰۵     

 

انا یلی بحبک 2006

 

معجبه مغرمه2006

 

یا طبطب2006

 

احساس جدید ۲۰۰۶

 

شخبط شخابیط (به همراه چند آهنگ دیگر از همین آلبوم) ۲۰۰۷

 

الی کان ۲۰۰۷                                                            

 

نانسی یک برادر بنام نبیل دارد که خودش خواننده هست و یک خواهر هم بنام  نادین  دارد  که به گفته خودش بهترین دوست اوست ! برای علاقه مندان به نانسی باید بگم که قد نانسی ۱۶۸سانتی متر و وزن او  50 کیلوگرم هست.نام پدر نانسی نبیل عجرم و نام مادرش ریواندا عجرم نام دارد.نانسی ساکن شهر نیوشیلا در لبنان هست.       

 

نانسی عاشق شکلات و شیرینی و کارتون تام و جری هست!و همانطور که میدونید نانسی با کمپانی کوکاکولا همکاری دارد.

 

و بالاخره بخاطر این همه محاسن خوبی که نانسی داره به اون لقب سیندرلا را داده اند


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه تیری هانری
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

نام:تیری هانری

 

تولد:۱۷ اوت ۱۹۷۷

محل تولد:لیس الیس فرانسه

قد:۱۸۸ سانتی متر

وزن:۸۳ کیلو گرم

باشگاههای قبلی:آماتوری لیس اولیس-کلرفانتن ورسالیس-موناکو-یوونتوس-آرسنال

افتخارات ملی:قهرمان جام جهانی۱۹۹۸-قهرمان یورو۲۰۰۰-قهرمان کنفدراسیونها۲۰۰۱

افتخارات باشگاهی:قهرمان شامپیونه فرانسه با موناکو-دوبارقهرمان لیگ برتر انگلستان۲۰۰۲/۲۰۰۴-سه بار قهرمان جام حذفی ۲۰۰۲/۲۰۰۳/۲۰۰۵-قهرمان سوپر جام انگلستان۲۰۰۴

بیوگرافی

تیری دنیل هانری در ۱۷ آگوست ۱۹۷۷ در فرانسه متولد شد . او در ابتدا قصد داشت به یک دونده در  ماده دو صد متر مبدل شود به همین خاطر تمریناتش را زیر نظر عمویش که یک دونده دو ۱۰۰ بود آغاز کرد اما رفته رفته در یافت که علاقه زیادی به بازی فوتبال دارد و با توجه به اینکه سرعت در فوتبال نقش مهمی دارد تصمیم گرفت رشته ورزشی خود را تغییر بدهد و به طرف فوتبال برود. او بعد از اینکه دریافت که در این رشته دارای استعداد فراوانی است کار خود را در باشگاه موناکو که یکی از بهترین باشگاه های فرانسه است آغاز کرد و رفته رفته به یک بازیکن ثابت در این تیم تبدیل شد به همین خاطر او مورد توجه مسئولین باشگاه یوونتوس ایتالیا قرار گرفت و به آن باشگاه نقل مکان کرد .افت او در سری آ ایتالیا باعث شد به یک بازیکن درجه ۳ تبدیل شود. بعد از مدتی او مورد توجه آرسن ونگر که خود نیز مانند تیری هانری یک فرانسوی است قرار گرفت و به باشگاه آرسنال نقل مکان کرد در ابتدا او از طرف تماشاچیان تیم مقابل و حتی تماشا چیان تیم خودی بخاطر بازی ضعیفش مسخره می شد. اما به تدریج  با زدن چند گل حیاتی برای آرسنال به یک بازیکن کلیدی و بسیار با ارزش تبدیل شد.او در فصل قبل لیگ برتر انگلستان مانند فصل های قبل به عنوان بهترین گلزن شناخته شد.

زندگی شخصی

تیری هانری در سال ۲۰۰۴ با نیکول مری ازدواج کرد و در سال ۲۰۰۵ صاحب دختری به نام تی هانری شد او هم اکنون به همراه خانواده اش در شمال شهر لندن زندگی می کند.

افتخارات

حضور در جام های جهانی : ۳ بار ۱۹۹۸ و۲۰۰۲ و ۲۰۰۶

قهرمانی جام جهانی : ۱۹۹۸

نایب قهرمانی : ۲۰۰۶

قهرمانی  در لیگ فرانسه : ۱ بار 

قهرمانی در لیگ انگلیس : ۲ بار (۲۰۰۲-۲۰۰۱و۲۰۰۴-۲۰۰۳)

کفش طلای انگلیس : ۱ بار (۲۰۰۵-۲۰۰۴)

گلزن برتر لیگ انگلیس : ۴ بار


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه دیوید بکهام و همسرش
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

بیوگرافی دیوید بکهام و همسرش ویکتوریا

دیوید رابرت ژوزف بکهام در دوم می سال 1975 در لیتونستون لندن چشم به جهان گشود . پدرش “دیوید ادوارد” که در پمپ بنزین کار می کرد با مادرش “ساندرا پست” که آرایشگر بود در سال 1969 در محله هوکستون در شرق لندن با هم ازدواج کردند و صاحب سه فرزند شدند : لین ، دیوید و جوانا … پدر او همیشه آرزو داشت یکی از فرزندانش در رشته های ورزشی ، به ویژه فوتبال ، به درجات عالی برسد که این آرزو در مورد دیوید به حقیقت پیوست .


ابتدا به شرح مختصری درباره دیوید بکهام - معروفترین و پرحاشیه ترین فوتبالیست حال حاضر جهان – می پردازیم و سپس از همسرش ویکتوریا بکهام ، ستاره موسیقی پاپ و خواننده گروه سابق “اسپایس گرلز ( Spice Girls )” خواهیم گفت .


دیوید رابرت ژوزف بکهام در دوم می سال 1975 در لیتونستون لندن چشم به جهان گشود . پدرش “دیوید ادوارد” که در پمپ بنزین کار می کرد با مادرش “ساندرا پست” که آرایشگر بود در سال 1969 در محله هوکستون در شرق لندن با هم ازدواج کردند و صاحب سه فرزند شدند : لین ، دیوید و جوانا … پدر او همیشه آرزو داشت یکی از فرزندانش در رشته های ورزشی ، به ویژه فوتبال ، به درجات عالی برسد که این آرزو در مورد دیوید به حقیقت پیوست .


پدربزرگ ( پدر مادر ) دیوید طرفدار تیم تاتنهام و پدرش طرفدار آرسنال لندن بود ، اما دیوید از همان دوران کودکی طرفدار منچستر بود و همیشه با شال گردن و کلاه منچستر در لندن به مدرسه می رفت و به این خاطر دعوا و کتک کاری زیادی در مدرسه برپا می شد . او بارها بدون اجازه والدین سوار ترن شده و به منچستر می رفت تا از نزدیک شاهد تمرین های تیم منچستر باشد . وی عاشق “سرالکس فرگوسن” بود ؛ چرا که در 13 سالگی به دیوید یک خودنویس هدیه داده بود که هنوز هم آن را دارد . پدرش از آنجا که دوست داشت دیوید فوتبالیست شود و علاقه شدید پسرش به منچستر را دید ، او را به باشگاه نونهالان منچستر فرستاد تا اینکه پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کند

front.JPGelephant.JPGsmooch.JPGpose.JPG
او چند سال است که یکی از ستارگان تیم ملقب به کهکشانی رئال مادرید است و هنوز هم در هنر اصلیش یعنی ارسال سانتر و زدن ضربه های ایستگاهی منحصر به فرد است . بکهام طبق ادعای مجله فوربز با درآمدی معادل 65 میلیون پوند، ثروتمندترین فوتبالیست جهان به حساب می‌آید. فاصله او با دنیس برکمپ مهاجم هلندی تیم آرسنال که در رده دوم این جدول جای دارد، به چیزی حدود 2 برابر بالغ می‌شود؛ اما او ثروتمندترین مرد جهان نیست. بکهام در رده‌بندی نهایی پولداترین افراد جهان در رده‌هایی به‌مراتب پایین‌تر از بانکداران، سیاستمداران و تاجران نفتی در رده نازل 41 قرار دارد.


وی در حال حاضربه زندگی خانوادگی ، فرزندان و همسرش توجه زیادی دارد و از جمله کسانی است که حواشی زیادی پیرامون او شکل می گیرد .


اما همسر او “ویکتوریا آدامز(بکهام)” خواننده گروه سابق “اسپایس گرلز(Spice Girls)” می باشد . خیلی ها دوست دارند بدانند او کیست و چه گذشته ای دارد ؛ ویکتوریا در کودکی دختری گوشه گیر بود ، اما در جوانی مانند شوهرش در زمینه هنر پله های ترقی را پیمود . زندگی نامه او را بخوانید :


ویکتوریا کرولاین آدامز” یک سال از دیوید بزرگتر و متولد هفدهم آوریل 1974 است و در “هرتفورد شایر ” انگلستان به دنیا آمد . او یک برادر به نام کریستین و یک خواهر به نام لوئیز دارد . پدر و مادر ویکتوریا ، جکی و تونی در کار عمده فروشی محصولات الکتریکی بودند و روزگارشان بد نبود .


ویکتوریا در کودکی به گونه ای عجیب ، تنها بود ؛ بچه ها معمولاً او را به خاطر کک و مک های صورتش مسخره می کردند و او حتی از پدرش می خواست او را جلو مدرسه پیاده نکند تا مبادا چشم بچه ها به رولزرویس خانوادگی شان بیفتد !


با داشتن چنین شخصیتی بعید به نظر می رسید او روزی بتواند به یک ستاره پاپ تبدیل شود ، اما او از همان دوران دبستان وارد یک گروه موسیقی شد . وی در نوجوانی در مدرسه تئاتر جیسون تحصیل و سپس زندگی در کالج هنر و تئاتر “لین ” را تجربه کرد و در دوران کالج ، هنر رقص باله نیز به تجربه های او اضافه شد .


اگر چه اولین گروه موسیقی او هرگز به جایی نرسید ، اما زندگی او ، زمانی که تصمیم گرفت به آگهی منتشر شده در نشریه استیج پاسخ مثبت دهد ، به کلی دگرگون شد . در آن آگهی از دختران واجد شرایط برای تشکیل یک گروه موسیقی 5 نفره دعوت به همکاری شده بود . ویکتوریا در آن زمان حتی فکرش را نمی کرد که این گروه کوچک به “اسپایس گرلز ” تبدیل شود و چهارچوب موسیقی پاپ دنیا را به لرزه درآورد . نخستین ترانه این گروه Wannabe که در سال 1996 وارد بازار شد و نخستین آلبوم آنها ، Spice ، بازار فروش محصولات موسیقی را در ایالات متحده و سایر کشورها ، تکان داد . ویکتوریا و همراهانش اِما ، جری و مِل ها ، آن قدر مشهور شدند که دنیای پاپ را متحول کردند و به توانایی های دختران در موسیقی ، معنای دیگری دادند . ( گفتنی است جری بعدها همسر پل اسکولز شد ) . آن ها با قطعاتی چون “become” و “life Spice up your ” ،سی و پنج میلیون آلبوم خود را در سراسر جهان فروختند و در این زمینه رکورد تازه ای برجای گذاشتند .


اما این “ابر موفقیت ” عمر کوتاهی داشت ؛ چرا که بعد از تورهای جهانی ، فروش میلیون ها آلبوم و حتی تولید یک فیلم به نام “دنیای اسپایس ” جری در سال 1998 تصمیم گرفت گروه را ترک کند و با این کار ، ضربه ای جبران ناپذیر به پیکره آن وارد کرد


4 نفر باقیمادنده هم بعد از انتشار آلبوم “Forever” در سال 2000 ، تصمیم گرفتند از یکدیگر جدا شوند و فعالیتهای خود را به صورت انفرادی ادامه دهند هر چند هیچ کدام از آنها به صورت انفرادی نتوانستند موفقیت گذشته در قالب گروه Spice Girls را تکرار کنند . ویکتوریا در یکی از دوره های استراحت خود ، دل به دیوید بکهام ، ستاره دنیای فوتبال بست و در ماه جولای سال 1999 با او ازدواج کرد . ثمره این ازدواج نیز سه فرزند پسر به نام های بروکلین ، رومئو و کروز است .


وی در دوران فعالیت انفرادی ، زندگی نامه ای از خود تحت عنوان “یادگیری پرواز ” منتشر کرد . او سپس در سال 2001 نخستین آلبوم انفرادی خود را با عنوان “ویکتوریا بکهام ” منتشر ساخت .


در مواقع فراغت نیز از خرید کردن و رسیدگی به امور مربوط به سه خانه ویلایی خود در یورکشایر لذت می برد . همچنین ویکتوریا بعد از به دنیا آمدن سومین فرزندش تصمیم گرفته است تا از خوانندگی و موسیقی کناره گیری کند و فقط به حرفه طراحی مد بپردازد .


لقب او شیک است !


کمتر تولید کننده پوشاکی است که ویکتوریا تا به حال لباسهایش را در آنجا امتحان نکرده باشد ؛ گوچی ، پراوا ، دی اند جی و … همه و همه بر این باورند که شخصیتی چون ویکتوریا به راحتی قادر خواهد بود فروش محصولات آن ها را بالا ببرد .


یکی از دلایلی این که لباس ها به تن او می نشیند بدون شک هماهنگی آنها با شخصیت اوست . هر چه باشد ، لقب او “شیک” است !


نقل قولی از خود ویکتوریا :
z46.JPGz40.JPGz39.JPG

ویکتوریا بکهام درباره شخصیتی که مطبوعات از او درست کرده اند ، می گوید : « شخصیتی که آنها از من درست می کنند ، مرا از شدت عصبانت به حد انفجار می رساند !»


رسوائیهای اخلاقی دیوید بکهام


دیوید و ویکتوریا بکهام در حال حاضر زندگی آرامی را به همراه پسرانشان می گذرانند و ظاهراً همه چیز برای این خانواده ثروتمند به خوبی پیش می رود ، ولی هر از چند گاهی خبرهایی درباره رسوائیهای اخلاقی دیوید بکهام پخش می شود که معمولاً به شدت مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد .


التون جان خواننده پاپ و پدرخوانده رومئو و بروکلین درباره مسائل اخلاقی که در اوایل امسال برای دیوید بکام به وجود آمد، همسر او را مقصر می‌داند. بکهام پس از انتقال به رئال مادرید دست‌ کم دو مورد رسوایی اخلاقی به بار آورد. یکی ربکالوس منشی شخصی‌اش بود که ماجرای ارتباط با وی را در مطبوعات و تلویزیون منتشر کرد و از این راه به سود کلانی دست یافت و دیگری یک مدل مالزیایی شاغل در استرالیا که در زمان عضویت او در منچستریونایتد با دیوید مسائلی داشت و بلافاصله پس از ربکالوس به فاش کردن آن پرداخت. هر چند ویکتوریا در ظاهر همه اینها را تکذیب می‌کرد و این دو نفر را متهم به اغفال دیوید بکهام کرد! اما بین او و دیوید اختلافی عمیق شکل گرفت. بکام برای جلب رضایت او اقدام به خرید یک جواهر صورتی رنگ سلطنتی به مبلغ دو میلیون پوند کرده بود. التون جان در توصیف وضعیت این زوج و رسوایی‌های به بار آمد می‌گوید: «ویکتوریا همیشه مسائل حرفه‌ای مربوط به خوانندگی‌اش را به مسائل خانوادگی ترجیح داده است. او نباید دیوید را در آن شرایط در دیار غربت تنها می‌گذاشت و در انگلیس می‌ماند. تصورش را بکنید که مردی مثل دیوید بیش از 6 ماه در اتاقی در یک هتل به تنهایی زندگی کند. من مقصر را ویکتوریا معرفی می‌کنم.» او که در مصاحبه با مجله هیت مگزین درباره این زوج صحبت می‌کرد، ادامه داد: «آدم در این شرایط دیوانه می‌شود. به نظر من آنها نباید در دو نقطه جدا از هم زندگی می‌کردند. فکر می‌کنم ویکتوریا می‌خواست چیزی را به همسرش ثابت کند. نمی‌‌دانم چه چیز؛ اما می‌دانم که او باید از اشتباهش درس گرفته باشد.» التون جان حتی تکذیب رابطه دیوید با ربکالوس را مورد انتقاد قرار می‌دهد و می‌گوید: «آنها به جای تکذیب باید اطلاعیه‌ای را منتشر می‌کردند با این مضمون که هرکس اشتباه می‌کند و در زندگی هر فردی بالا و پایین وجود دارد؛ اما آنها فقط و فقط به تکذیب اکتفا کردند و هنوز هم روی موضع خود پافشاری می‌کنند.»


نکته جالب توجه و عجیب در اظهارات التون جان خواننده بزرگ پاپ اینست که ظاهراً در غرب نیز در چنین مواردی همه تقصیرها به گردن زن انداخته می شود . بهرحال دیوید و ویکتوریا علاقه زیادی به یکدیگر دارند؛ اما نمی‌شود انکار کرد که در دوره‌ای چند ماهه رابطه این دو به شدت خراب شده بود.


دیوید و ویکتوریا ولخرج ترین والدین جهان


شاید باور نکنید؛ اما حقیقت دارد. دیوید بکهام و همسرش ولخرج‌ترین والدین جهان هستند. البته وقتی به لیست 20 بازیکن ثروتمند جهان که از سوی مجله فوربز منتشر شد، نگاه می‌کنیم به آنها حق می‌دهیم که به اینگونه ریخت و پاش‌ها دست بزنند.


«اسکاتس من» گزارش داد که این زوج ولخرج فقط در یک فقره خرید برای دو فرزند خود مبلغ 120 هزار پوند هزینه کرده اند. آنها این مبلغ گزاف را – که البته کمی بیش از حقوق یک هفته پدر این خانواده است – صرف خرید یک قلعه بزرگ چوبی کردند. در این قلعه بزرگ چوبی یک سرسره آهنی عظیم‌الجثه و نرده‌هایی برای بالا و پایین رفتن و حرکات آکروباتیک تعبیه شده است. «دیلی میل» در وصف قلعه بکینگام – لقب کاخ دیوید بکهام که استعاره از کاخ معروف باکینگام است – می‌نویسد: «این یک برج دو طبقه است، با لامپ‌های فراوان و وسایل گرمایشی. بچه‌ها در زمستان هم می‌توانند در قلعه به بازی بپردازند و درصورتی که بروکلین و رومئو – نام فرزندان بکهام – یا دوستان شان از نرده‌ها سقوط کنند، تشک‌هایی که روی زمین کار گذاشته شده است، از مصدومیت آنها جلوگیری می‌کند. یکی از بازدیدکنندگان به طعنه گفت که این قلعه از منزل شخصی او بزرگ‌ تر است!»


کروز نام سومین فرزند بکهام


نام فرزند سوم دیوید و ویکتوریا که چندی پیش به دنیا آمد کروز است. عده ای می گویند وی به جهت رفاقت با چهره بزرگ هالیوود – تام کروز- این نام را برای فرزندش برگزیده؛ اما خودش میگوید کروز نام یک افراطی هوادار یونایتد است که او و همسرش تصمیم گرفتند به احترام حس وفاداری این شخص و علاقه دیرین دیوید به منچستر یونایتد، فرزند سوم خود را کروز صدا بزنند ! به هر حال، در این قسمت از دنیا افرادی وجود دارند که حتی وقتی یک کلمه را تلفظ میکنند، جنجالساز میشوند.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه رونالدینیو
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
بیوگرافی رونالدینیو

۱۹۸۰: در ۲۱ ماه مارس این سال در پورتو الگره برزیل به دنیا مى آید. نام کامل او رونالدو آسیس دوموریرا است.

1۹۹۷: با برزیل فاتح جام جهانى نوجوانان مى شود و خودش به مقام آقاى گلى این رقابت ها مى رسد.

۱۹۹۸: اولین بازى خود را در سطح حرفه اى با پیراهن گرمیو برزیل انجام مى دهد و در ۵ مسابقه این تیم شرکت مى کند.

۱۹۹۹: اولین بازى ملى اش را براى برزیل در روز ۲۶ ژوئن این سال در برابر لتونى انجام مى دهد و با این تیم فاتح کوپا آمه ریکا در آن سال مى شود و اولین گل ملى اش را در برابر ونزوئلا به ثمر می رساند.

۲۰۰۱: با پارى سن ژرمن فرانسه قراردادى ۵ ساله مى بندد و از ماه مارس این سال به پاریس کوچ مى کند، اما مجبور به صبرى ۴ ماهه براى انجام اولین بازى اش براى این تیم مى شود. زیرا اختلاف و ستیز مالى بین سن ژرمن و گرمیو بر سر قیمت او ادامه دارد.

۲۰۰۲: با تیم ملى برزیل فاتح جام جهانى در شرق آسیا مى شود و در این راه یک گل جالب از فاصله ۳۵ مترى و با یک ضربه آزاد قوس دار و بلند به تیم انگلیس در مرحله یک چهارم نهایى مى زند.

2002-2003: به بازى براى پارى سن ژرمن ادامه مى دهد، اما رابطه خوبى با لوییز فرناندز مربى این تیم ندارد.

۲۰۰۳: وقتى سن ژرمن به پیکارهاى اروپایى راه نمى یابد او از قصد خود براى ترک این تیم صحبت مى کند. برادر او که مدیر برنامه هاى وى نیز هست، بر سر انتقال او به منچستریونایتد با سران این باشگاه انگلیسى مذاکره مى کند اما بارسلونا زرنگ تر است و با استفاده از تردید منچستر او را جذب خویش مى کند.

۱۹ جولاى همان سال (۲۰۰۳): قرارداد ۵ ساله او با بارسا به بهاى ۲۵ میلیون یورو امضا مى شود.

۲ سپتامبر: اولین گلش را براى این تیم کاتالونیایى در تساوى 1-1 برابر سویا مى زند. او از درون زمین خودى به حرکت در مى آید و به پیش مى رود و از ۲۵ مترى با شوتى دقیق دروازه را باز مى کند.

15 اکتبر: موقعى که بارسلونا در جام یوفا تیم پوچوف اسلواکى را 8 بر صفر در هم مى کوبد، ۳ گل مى زند. اولین فصل حضورش در نوکمپ با زدن ۱۴ گل پایان مى گیرد و این تیم با بى شکست ماندن در ۱۷ بازى متوالى به مقام نایب قهرمانى لالیگا مى رسد.

جولاى: به او استراحت داده مى شود تا در کوپا آمه ریکا شرکت نکند.

نوامبر: با درخشش او بارسلونا در ال کلاسیکو 3 بر صفر بر رئال مادرید فایق مى آید.

دسامبر: از سوى فیفا به عنوان مرد سال (۲۰۰۴) فوتبال جهان انتخاب مى شود اما در انتخابات توپ طلا پشت سر آندرى شوچنکو و دکو قرار مى گیرد.

مه ۲۰۰۵: بارسلونا را پس از ۶ سال فترت فاتح لالیگا مى کند.

ژوئن: با برزیل جام کنفدراسیون ها را فتح مى کند و در بازى فینال که کشورش آن را با نتیجه 4-1 از آرژانتین مى برد، گلزنى مى کند.

۳۱ آگوست: موافقت مى کند که قراردادش با بارسا تا ۲۰۱۰ تمدید شود.

سپتامبر: از سوى اتحادیه فوتبالیست هاى حرفه اى جهان (FiFpro) مرد سال شناخته مى شود.

۱۹ نوامبر: بارسلونا را دوباره به سوى پیروزى 3-0 بر رئال مادرید رهنمون مى شود و این بار دو گل انفرادى حیرت انگیز مى زند.

۲۸ نوامبر: در انتخابات توپ طلاى اروپا اول مى شود.

دسامبر: برای دومین سال متوالی به عنوان بهترین بازیکن جهان انتخاب می شود.



سخنان بازیکنان سالهای دور بارسا در مورد بردن توپ طلای اروپا توسط رونالدینیو:

میشل پلاتینى (۸۵ و ۸۴ و ۸۳)
ایران ورزشى - رونالدینیو فوتبال را زیباتر و هنرمندانه تر مى کند. او خوشبختى را به همه هدیه مى کند و خنده اش او را زیباتر مى کند. با وجود رونالدینیو، فوتبال یک بازى و یک هنر است و این همان تعریفى است که من دوست دارم. او نه تنها درخششى فردى دارد، بلکه به فکر همه است. او پاسورى هنرمند است و فقط دریبل نمى زند. چرا که بازیکنانى را دیده ام که خوب دریبل مى زنند و شیرین کاری مى کنند، ولى پاس دادن بلد نیستند. آنها به درد سیرک مى خورند. رونالدینیو اما براى فوتبال ساخته شده است.

ژان پیرپاپن (۱۹۹۱)
رونالدینیو آخرین جادوگر است، نابغه اى پا به توپ. به علاوه او خیلى متواضع است. او از بازى لذت مى برد و تماشاگران روى سکوها را به وجد مى آورد. او یک خنده دلنشین است. به دلیل پاس هاى فوق العاده اى که مى دهد، خیلى دوست داشتم که در کنار او بازى کنم.

زین الدین زیدان (۱۹۹۸)
آفرین به رونالدینیو، او شایسته توپ طلا بود. او فصلى فوق العاده را پشت سر گذاشت.

لوییز فیگو (۲۰۰۰)
رونالدینیو بازیکنى است که در آن واحد حرکاتى انفرادى و گروهى انجام مى دهد، درست مانند بارسا که این روزها فوق العاده بازى مى کند. تماشاگران از دیدن این نمایش لذت مى برند و این خیلى به نفع فوتبال است که او جایزه را مى برد.

یوهان کرایف (۷۴ و ۷۳ و ۷۱)
رونالدینیو خوب بازى مى کند چون بازیکن بارسلونا است، چون نباید انرژى اش را در کارهاى دفاعى صرف کند. تیم او تهاجمى بازى مى کند و او توپ هاى زیادى در اختیار دارد. رونالدینیو وقتى خوب باشد بارسا نیز خوب است و بالعکس. او شایسته این توپ طلا است. او نمایش فوق العاده اى ارایه مى کند و همه از نمایش او لذت مى برند. او نشان داده که چه کارهایى بلد است. هر حرکت او خطرساز است و مردم همین را مى خواهند. امیدوارم که او عصر جدیدى رقم بزند.

هریستو استویچکوف (۱۹۹۴)
همه خوشحال اند که چنین بازیکنى برنده توپ طلا شده است. رونالدینیو زمانى که افراد حاضر در مراسم را دید، فهمید که چه عنوان ارزشمندى را به دست آورده است. فقط و فقط ستارگان دنیاى فوتبال که براى تبریک به او به پا خاستند. این حتى باشکوه تر از زمانى است که صدهزار تماشاگر نوکمپ تو را تشویق مى کنند. رونالدینیو در این سطح بازى مى کند، چون در بارسا است و فرانک رایکارد به او بازى مى دهد.
فراموش نکنید که بارسلونا کارخانه ستاره سازى است. از لوییس سوارز تا کرایف، ریوالدو و من. متأسفم که ما در یک دوره نبودیم. در فوتبال امروز، تنها اوست که مى تواند در زمین چنین کارهایى بکند


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه سرجیو راموس
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
بیوگرفی راموس

                                                 

                                                               سرخیو(سرجیو) راموسSergio Ramos

 

محل تولد                                                            کاماس (سویا)

 

روز تولد                                                            30/3/1986

 

وزن                                                                   73 کیلو گرم

 

قد                                                                     183 سانتی متر

 

                                                                                                                            فوتبال حرفه ای:

 

لیگ،کوپا دل ری (جام حذفی)،جام یوفا سه رقابتی بودند که  سرجیو در آنها به دنبال بهترین ها بود،او با اعتماد کامل کاپاروس در آن ها بازی کرد،سرجیو در فصل قبل 31 بازی کرد و دو گل زد وبا وجود اینکه که او یک دفاع بود فقط 5 کارت گرفت.باشگاههای  اروپائی سیر صعودی او را با دقت خاصی دنبال می کردند.او به عنوان بهترین بازیکن جدید اروپا توسط یوفا انتخاب شد.(سال 2004)

 

رابطه ی او با اسپانیا در دو سال گذشته بسیار قوی بود،در سال 2004 او یکی از ستون های اسپانیا لقب  گرفت،شش بازی ملی انجام داد و با تمرینات زیاد زمینه رو برای یک جهش بزرگ آماده کرد.در سالامانکا و در مقابل چین او به یکی از رویا هایش رسید پوشیدن لباس تیم ملی. او با 19 سال سن جوانترین بازیکنی بود که در نیم قرن گذشته به این مقام رسیده بود.او انتخاب کنندگان اعضای تیم ملی رو کاملا راضی کرده بود.

 

جایزه ی او این بود که در مسابقات سخت انتخابی جام جهانی شرکت کند.در غیاب سالگادو سرجیو راموس در مقابل صربستان حاضر شد .مثلث استانکوویچ ،کزمان و میلو سویچ یک امتحان بسیار مشکل برای او بودند که او براحتی از آن عبور کرد.بعد از آن سویا پیشنهادهای بی شماری را یرای او دریافت کرد ولی این رئال مادرید بود که می با یست از پیشرفت نا محدود او لذت ببرد.

                        

 

سوابق:

 

04-2002 سویا ب

 

05-2003 سویا::38 بازی در لالیگا::5 بازی ملی

 

2005::انتخاب به عنوان  بهترین بازیکن جوان لالیگا

 

29 سپتامبر::پیوستن به رئال



 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه کلوزه
نویسنده : محمد - ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
کلوزه

         بیوگرافی (میروسلاو کلوزه) مهاجم آلمانی

                          

 

 

 

 

(میروسلاو کلوزه) با نام اصلی (میروسلاو ماریان کلوزه) در روز نهم ژوئن سال 1978 در (اوپلن) واقع در (سیلسیا)ی لهستان به دنیا آمد. او یک فوتبالیست مهاجم آلمانی است که در حال حاضر برای تیم (وردربرمن) و در (بوندسلیگا) بازی می‌‌کند و البته از اعضای مهم تیم ملی فوتبال کشور آلمان نیز می‌‌باشد. کلوزه بهترین گلزن و برنده (کفش طلایی) جام جهانی 2006 آلمان شد. او در آن بازی‌ها پنج گل به ثمر رساند.

او در نخستین جام‌جهانی که در آن حضور یافت یعنی در جام‌جهانی سال 2002 به میزبانی کره و ژاپن نیز پنج گل زد بنابراین در کل در این سری بازی‌ها ده گل به نام خود به ثبت رسانده است.

او نخستین فوتبالیستی است که پس از اتحاد دو آلمان آقای گل جام‌جهانی شده و تنها بازیکنی می‌‌باشد که در دو جام متوالی پنج گل به ثمر رسانده است.

زندگی

(میروسلاو کلوزه) در خانواده‌ای ورزشکار پرورش یافت. مادرش باربارا عضو تیم ملی هندبال لهستان (که در 82 بازی ملی حضور داشت) و پدرش (یوزف کلوزه) فوتبالیست بود و به تیم ملی لهستان نیز رسید. در سال 1981 خانواده کلوزه از کشور کمونیست لهستان فرار کردند و ابتدا به فرانسه و سپس در سال 1987 به (کوسل) در آلمان نقل مکان کردند. پدر میروسلاو کلوزه از یک خانواده اصیل آلمانی می‌‌باشد به همین‌خاطر آنها با نام خانوادگی (رشیدلر) در آلمان اقامت گرفتند. کمی پس از سکنی گزیدن در آلمان پدر میروسلاو دوباره نام خود را به کلوزه برگرداند زیرا کلوزه نام فامیل پدربزرگ آلمانی او (اروین کلوزه) بود که در سال 1910 در (سیلسیای علیا) به دنیا آمد. وقتی در مدرسه‌ای در آلمان ثبت‌نام کرد، روزهای سختی را پشت سر می‌‌گذاشت. شروع درس برای او اصلا آسان نبود. میرو‌سلاو هشت ساله که باید در کلاس چهارم درس می‌‌خواند، دو سال عقب رفت و تحصیلات را از کلاس دوم ادامه داد زیرا با زبان و فرهنگ آلمانی آشنایی کافی نداشت. آن روزها، روزهای سختی بودند ولی همین مشکلات در آینده او را قوی‌تر ساخت.

کلوزه فوتبال را در یک باشگاه روستایی فراگرفت. باشگاهی به نام (بلاباخ دیل‌کوف.) او پس از یک فصل بازی در تیم هامبورگ بدون هیچ مقدمه و به سرعت جذب تیم آماتوری (کایزر سلاترن) شد. او عادت داشت به هنگام بازی هم‌تیمی‌هایش بایستد و تشویق تماشاچیان را تماشا کند. یک سال بعد از ملحق شدن به این باشگاه به سرعت ترقی کرد و وارد تیم اول (کایزر سلاترن) شد. او در 67 بازی نخست خود 33 گل زد. تداوم در گل زدن باعث شد اولین کاپ بین‌المللی خود را به دست آورد و در نخستین بازی بین‌المللی در مارس 2001 برابر تیم آلبانی ظاهر شد. در آن بازی آلمان دو بر یک آلبانی را شکست داد و زننده دومین گل آلمان کسی نبود جز میروسلاو کلوزه، در جام‌جهانی 2002 در کره و ژاپن، کلوزه سه شوت خود را روانه دروازه کرد و یکی از برترین‌های آن شد. اودر سال 2004 با قیمت پنج میلیون یورو به تیم (وردربرمن) انتقال یافت و پس از یک شروع بد در آن تیم، ناگهان سیر صعودی پیمود و به همراه (یوهان میکو) هافبک فرانسوی تیم و (ایوان کلاسنیچ) فوروارد اهل کرواسی یک مثلث قدرتمند حمله تشکیل داده و تاثیرات شگرفی بر روی بازی گذاشتند. این سه در بوندسلیگا پانزده گل به ثمر رساندند. کلوزه با وجود ظاهر نسبتا نحیف، یکی از بهترین سرزنان بوندسلیگاست. او توانایی‌های تکنیکی بسیار بالایی دارد و وقتی پا به توپ شود دیگر کسی حریفش نیست. او در سال 2005 یکی از بهترین فوروارد‌های آلمان و شاید بهترین آنها بود. او دربازی‌های فصل 2005 و 2006 در بیست و شش بازی بیست و پنج گل زد و در به ثمر رسیدن 16 گل دیگر نیز تاثیر غیرمستقیم داشت.
کلوزه یکی از اعضای تیم ملی آلمان در جام‌جهانی 2006 بود. اولین بازی تیم کشور آلمان در برابر کاستاریکا، مصادف بود با روز تولد کلوزه. او در این بازی به مناسبت تولدش دو گل به ثمر رساند. کلوزه تاکنون 33 گل ملی را روانه دروازه حریفان خود کرده است و این برابر با تعداد گل‌های ملی (فریتز والتر) فوتبالیست محبوب و الگوی اوست. او هم‌اکنون هفتمین گلزن تاریخ آلمان محسوب می‌‌شود.

کلوزه نجار

کلوزه در سال 1998 یعنی زمانی که به تیم هامبورگ پیوست دوست داشت در کنار فوتبال یک حرفه هم بیاموز. پدر و مادرش هم در این زمینه به او کمک فکری می‌‌رساندند و مشوق او بودند. بنابراین میروسلاو به کلاس‌های کارآموزی نجاری رفت و این دوره را با موفقیت پشت سرگذاشت. او در این‌باره می‌‌گوید (من به این خاطر نجار شدم که از بلندی نمی‌‌ترسیدم. وقتی روی پاهایم در ارتفاعات بلند مثل شیروانی‌ها می‌‌ایستم احساس امنیت می‌‌کنم.) او پس از پیوستن به تیم کایزرسلاترن این حرفه را کنار گذاشت.
کلوزه در منطقه زیبای (بلاباخ) خانه‌ای برای خود ساخت. او می‌‌گوید (من از زندگی در محیطی آرام و ساکت در خارج از شهر لذت می‌‌برم.) ولی کلوزه فرصت زیادی برای زندگی در این خانه رویایی ندارد زیرا باید بیشتر وقت خود را در شهر و در کنار هم‌تیمی‌هایش سپری نماید. او تنها در مواقعی خاص و برای استراحت به خانه‌اش در بلاباخ می‌‌رود و اوقاتی را در آن‌جا سر می‌‌کند.

پدر دوقلوها

(میروسلاو کلوزه) متاهل است. همسرش (سیلویا) روز سی‌ام ژانویه 2005 در بیمارستان (یوزف) دو پسر دوقلو به دنیا آورد. آن روز این پدر جدید که در پوست خود نمیگنجید به خبرنگاران گفت(ما هیجان‌زده هستیم. فکر می‌‌کنم همه خوشحال هستیم. این بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من است. خوشحالم که در کنار سیلویا هستم. این یک لحظه بی‌‌‌نهایت مهم و موثر در زندگی ماست. با تولد این دوقلوهای زیبا یک شب آشفته و پر از نگرانی برای خانواده کلوزه به صبحی شاد و توام با احساس خوشبختی ختم شد.)
آن شب خاطره جالبی برای میروسلاو به به شمار می‌‌رود. در آن شب به یادماندنی میروسلاو برای تیم وردربرمن و برابر (هانزاروستوک) در حال بازی بوده و سه بر دو از آنها جلو بودند. سیلویا در جایگاه شخصیت‌های استادیوم نشسته بود و همسرش را تشویق می‌‌کرد ولی در اواسط نیمه اول با تعجب دریافت که وضعیت بحرانی است و اطرافیان بلافاصله او را به بیمارستان رساندند.میروسلاو در فاصله بین دو نیمه موضوع را فهمید ولی مجبور بود تا آخر بازی در استادیوم بماند. آن روز میروسلاو کلوزه در حالی که پس از اتمام بازی سعی داشت به سرعت خود را به بیمارستان برساند، مجبور بود هر چند قدم به چند قدم به هواداران پروپا قرصش امضا بدهد. کلوزه و همسرش نام دوقلوهای خود را (لوآن) و (نوآ) گذاشتند. (لوآن) به هنگام تولد دو کیلو و چهارصد گرم و نوا دو کیلو و ششصد گرم بودند. بیمارستان یوزف تاکنون محل تولد بسیاری از فرزندان فوتبالیست‌ها بوده است. از جمله این فوتبالیست‌ها (رودی فولر)، (مارکوبود)، (اولیور استرین)، (دیتر ایلتز) و (کلودیو پیزارو) می‌‌باشند.

کوتاه از کلوزه

در ژانویه ( 2001یرژیانگل) مربی ‌‌وقت تیم ملی لهستان سفری به آلمان کرد تا کلوزه را که هنوز ملیت لهستانی داشت تشویق به پیوستن به تیم ملی آن کشور کند. ولی کلوزه دعوت او را رد کرده و گفت(من گذرنامه آلمانی دارم و تا وقتی اوضاع به این منوال است فرصت آن را دارم که زیرنظر (رودی فولر) بازی کنم.وقتی کلوزه گل می‌‌زند از خوشحالی پشتک می‌‌زند. او در جام‌جهانی پنج بار این عمل را تکرار کرد و از همان زمان طرفدارانش به او لقب (سالتو کلوزه) یعنی (کلوزه پشتک‌زن) را دادند.
معروف است که کلوزه بازیکنی منصف است. در فصل بازی‌های 2005، 2006 در مسابقه بین (وردربرمن) و (آرمینیا بیلفیلد) در حالی‌که هر دو تیم صفر - صفر مساوی بودند، داور به خاطر (فول) دروازه‌بان بر روی کلوزه اعلام پنالتی به نفع وردربرمن کرد ولی کلوزه جلو رفت و برای داور توضیح داد دروازه‌بان هیچ (فولی) بر روی او انجام نداده است. غذای مورد علاقه کلوزه شنیسل بوقلمون با سیب‌زمینی سرخ کرده است. او مهم‌ترین گل خود را گلی می‌‌داند که در بازی‌های جام یوفا به تیم (گلاسکو رنجرز) زد و با این گل تیم او یک برهیچ بازی را برد. خانواده برای کلوزه اهمیت زیادی دارد و درباره همه چیز با خانواده‌اش صحبت می‌‌کند.او یک سگ خانگی از نوع سگ‌های پاسبان آلمانی دارد و می‌‌گوید (خودم که خطرناک نیستم، لااقل سگم خطرناک باشد.) نام سگ او (کریش) است.کلوزه عاشق تنیس و تنیس روی میز است و در اوقات فراغت به این ورزش‌های مفرح می‌‌پردازد.از نظر کلوزه بهترین نقطه قوت او بردباری اوست و می‌‌گوید من در اکثر مواقع ساکت می‌‌مانم.او محل تولد خود یعنی شهر زیبای اوپلن در لهستان را خیلی دوست دارد و همیشه میل دارد به آن‌جا برود.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه بوفون
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
بیوگرافی بوفون

                                                بوفون

                 

     جان لوئیجی بوفون بهترین دروازه بان حال حاضر جهان سرانجام برای ماندن در یوونتوس قراردادی تا پایان ماه ژوئن سال 2012 امضا کرد و به این ترتیب سنگربان شماره یک تیم ملی فوتبال ایتالیا مدت طولانی در موطن خود باقی می ماند. به طور حتم این بخش از معرفی بوفون هم خواندنی است و هم هیجان انگیز! این مطلب به قلم جان لوئیجی بوفون می باشد... یک خانواده کاملاً ورزشی! باید همه چیز را از روز اول شرح دهم. من متولد بیست و هشتم ژانویه سال 1978 در کارارا هستم. باید بگویم که در خانواده کاملاً علاقمند به ورزش و ورزشکار به دنیا آمدم. مادرم یعنی ماریا استلا که همانند من در کارارا به دنیا آمده یکی از قهرمانان پرتاب وزنه و پرتاب دیسک در رشته دوومیدانی است. او برای پرتاب وزنه رکوردی با 15 متر و 43 سانتی متر در اختیار دارد و 17 مقام قهرمانی را در لیگ ایتالیا به خود اختصاص داده است و در رشته پرتاب دیسک نیز او در تیم ملی ایتالیا با 57 متر و 54 سانتی متر به عنوان یک رکوردگذار معرفی شد. در واقع مادر من در ایتالیا از این نظر صاحب عنوان بود، او در 14 می 1972 با ورزش حرفه ای خداحافظی کرد. اما پدرم یعنی آدریانو متولد لاتیزانا از شهر اودینزه است. او نیز یک ورزشکار حرفه ای بود و همانند مادرم در رشته پرتاب وزنه و هم تیمی او در تیم ملی ایتالیا البته در دسته مردان! او دارای یک مقام دومی در رقابت های قهرمانی در اروپاست و 15 بار نیز به تیم ملی ایتالیا دعوت شده است و در نهایت با عنوان سرگروهی آتزوریها از ورزش حرفه ای کناره گیری کرد و در حالی که پروفسور فیزیک بود در دبیرستان مشغول به ادامه تدریس شد. اما من دو خواهر هم دارم که البته هر دوی آنها بزرگتر از من هستند. جوئندالینا و رونیکا هر دو متولد شده در کارارا مثل من و مادرم. آنها عاشق بسکتبال هستند جوئندالینا عضو تیم ماته را در سری A1 و تیم ملی بسکتبال ایتالیا بوده که با ماته را به یک مقام اولی در لیگ ایتالیا دست یافته است. ولی در مجموع من از همه آنها مقام هایم بیشتر است، زیرا ورزش را به صورت کاملاً حرفه ای دنبال می کنم. هافبکی که دروازه بان شد! به خاطر شرایط خاص خانوادگی و علاقه فراوانم به فوتبال پدرم تصمیم گرفت در 6 سالگی مرا به یک مدرسه فوتبال بفرستد و به این ترتیب من در یکی از بهترین مدارس فوتبال به نام " کانالتو" زیرنظر لیبروسالوتی که خاطرات زیبایی از این مربی دارم به آموزش فوتبال پرداختم آن هم با جدیت مثال زدنی و تشویق بسیار زیاد خانواده ام. در هر حال با اشتیاق فراوانی که داشتم خیلی زود به تیم پرتیکتا در کارارا پیوستم و زیرنظر مربیانی همچون بونی، روزینی و آوالونه که خیلی به من کمک کردند تمرین کردم. آنها می گفتند من بیشتر به درد دفاع می خورم و عده ای دیگر دروازه بانی را برایم مفید می دانستند، اما بنا به خواسته یکی از مربیان و اغلب دوستانم در خط میانی مشغول به بازی شدم و این موضوع برای بازیکن نوجوانی مثل من اصلاً خوشایند نبود. اسطوره آن زمان من در خط میانی لوتار ماتئوس هافبک تیم ملی آلمان و به عقیده من او در دوره خود یکی از بهترین بازیکنان میانه میدان بود. بعد از مدتی از تیم پرتیکاتا جدا شدم و به پسکارا در شهر جنوا رفتم. در اولین مسابقه به عنوان هافبک در سن 10 سالگی در پیکار منتخب نوجوانان توسکانی با ونه تو به میدان رفتم و سپس برای تشویق به استادیوم سن سیرو فرستاده شدیم. یک اضطراب و هیجان باورنکردنی بازی اینتر با ورونا در لیگ ایتالیا فصل 89-1988 که با پیروزی یک بر صفر اینتر به پایان رسید. گل این مسابقه رابرتی به ثمر رساند و این یک خاطره نه چندان بد برایم بود. سرانجام دروازه بان شدم! برای رسیدن به پست مورد نظرم خیلی زحمت کشیدم. به هیچ وجه نتوانستم خودم را قانع کنم که در خط میانی بازی کنم و به همین خاطر به دنبال دروازه بانی رفتم. افسانه آن روزهای من کسی جز توماس انکونو دروازه بان بزرگ تیم ملی کامرون نبود. بازیهای او مرا هیجان زده می کرد انکونو به عنوان یک ستاره بزرگ در جام جهانی 1982 شناخته شد که البته آن زمان من خیلی کوچک بودم. اما اوج هنر او در جام جهانی 1990 در ایتالیا بود. اولین مسابقه مقابل آرژانتین که هرگز آن را از خاطرم نمی برد و سپس رسیدن به مرحله یک چهارم پایانی، بهترین بازی او در برابر انگلستان بود و مهار 2 ضربه پنالتی انگلیس های بزرگ و مغرور! انکونو انگیزه هایم را برای دروازه بان شدن بیشتر کرد و در سن 12 سالگی به آنچه می خواستم رسیدم. من برای این کارم چند دلیل داشتم. اول انتخاب خودم، دوم عشق به توماس انکونو و سوم به خاطر هم شباهت بودن نام فامیلی ام با لورنزو بوفون سنگربان بزرگ اینتر و میلان! اما موضوع به همین جا ختم پیدا نکرد و من در عرض مدت 5 الی 6 ماه زیرنظر پیزه رینی مربی دروازه بانان بوناسکولو و آویرو مائکونی تحت تعلیم قرار گرفتم. باید اعتراف کنم، پدرم در این راه خیلی کمکم کرد، او برنامه هایم را مرتب می کرد و با مربیان در موردم صحبت می کرد و اکثراً به خاطر احترام به پدرم کمک حال من می شدند. حضور بازیها در 12 سالگی تبدیل به یک دروازه بان خوب شدم و 3 تیم مطرح پارما، میلان و بولونیا خواهان استخدامم شدند و این یک لحظه رؤیایی برای من و اعضای خانواده ام بود. به خاطر علاقه ام به میلان تصمیم گرفتم راهی این تیم شوم زیرا در آن 2 بازیکن بزرگ هلندی همچون فان باستنف رودگولیت و... حضور داشتند، اما خانواده ام به پارما رای دادند زیرا این تیم به منزل ما نزدیک بود و در نهایت در سال 1991 و در سن 13 سلگی به این تیم ملحق شدم در آنزمان پارما در سری B حضور داشت. در پارما 2 مربی همیشه در قلب من جای دارند. اولی ارمزپولی مربی تیم با 300 بازی با پیراهن پارما و دومی ارمزفولونی مربی دروازه بان پارماکه از بزرگترین و تاثیرگذارترین مربیان در زندگی ام بودند. بعد از گذشت 6 ماه با پارما به سری A صعود کردیم. روزگار پرکاری را با فولیونی سپری می کردم و هر روز با پشتکار زیاد و جدیت فراوان تمرین کردم. بعد از صعود پارما به لیگ دسته اول ارمز پولی جای خود را به راییتو داد. من در سن جوانی دوستان خوبی پیدا کردم مثل مورلو، فالزینی، بارونه، فرانچسکینی و بره تی روز به روز به تیم بزرگسالان پارما نزدیک تر شدم تا این که در سال 1995 و در سن 17 سالگی به تیم نویواسکالا پیوستم با بازیکنانی نظیر بوچی، گالی ویسنتا. اسکالا اوائل اصلاً اهمیتی به من نمی داد، اما پس از حضور چند دقیقه ای در یک بازی دوستانه به او ثابت کردم می توانم بیشتر در ترکیب اصلی قرار بگیرم و البته اسکالا نیز از به خدمت گرفتن من ابراز رضایت کرد. او روزی به من گفت: ایمان دارم تو در آینده دروازه بان بزرگی می شوی، پس بیشتر تمرین کن و کمتر وقت خود را بیهود بگذران! روزهای طلایی آغاز شد به سفارش پدرم به دنبال شخصی مطمئن و با درایت برای سپردن برنامه هایم به او گشتم و به سراغ سیلوانو مارتینا رفتم. در 14 سالگی هم این درخواست را از او کرده بودم ول یوی نپذیرفت و اذعان کرد که هنوز خیلی جوانم ولی بعد از 3 سال که دوباره این پیشنهاد را به وی دادم خیلی سریع و با اشتیاق پذیرفت. بعد از آن به دنبال جذب یک اسپانسر مالی گشتم. اول Uhisport که کمپانی لوازم و پوشاک ورزشی بود را انتخاب کردم آنها 10 میلیون به من پیشنهاد دادند، ولی پس از مدتی با " Poma" به توافق رسیدم که از همه نظر برای من عالی بود و هر دو طرف از این همکاری راضی و خوشحال بودند و فکر می کنم آنها تا پایان دوران حرفه ای فوتبالم در کنارم باشند. در فصل 96-1995 در جام یوفا مقابل هالم استادس پوچی درون دروازه قرار گرفت. گالی به تیم لوکه زه ملحث شده بود اما برای یکشنبه بعد و بازی مقابل میلان در 19 نوامبر 1995 دی پالما مربی دروازه بانان تیم به اسکالا مرا پیشنهاد داد. او اذعان کرد من در حال حاضر بهترین کاندیدا برای این پست هستم و سرانجام اسکالا مرا به جای پوچی روانه زمین کرد. آن لحظه زیبا و هیجان انگیزه را هرگز فراموش نمی کنم. اولین حضور در سری A بالاخره روزی که می خواستم فرا رسید و به سفارش دی پالما در یک دیدار بزرگ به میدان رفتم. 19 نوابر 95 را برای همیشه در خاطرم حک کردم، در این بازی بازیکنان بزرگ حضور داشتند و در پایان دو تیم به تساوی بدون گل رسیدند، خوشحال بودم که در اولین بازی گلی دریافت نکردم، آن هم مقابل مهاجمان بزرگ میلان! آرام آرام تغییراتی در پارما صورت گرفت، اسکالا رفت و به جای او کارلو آنچلوتی آمد. جان فرانکوزولا نیز در نوامبر به چلسی رفت و به این ترتیب پارما به نوعی خانه تکانی کرد. خاطرات زیبایی از آن فصل دارم. دوستان خوبی برای خودم پیدا کرده بودم، آپولونی، بناریوو، کاناوارو، تورام، دینوباجو، کریپا، استانیچ، کیه زا و کرسپو. در سال بعد مورد تایید آنچلوتی قرار گرفتم و جانشین مناسبی برای لوکابوچی شدم. تیم قدرتمندی شده بودیم. همه چیز به خوبی پیش می رفت. آدریانو(پدرم) می گفت: هرگز تصور نمی کرد که مرا در این سطح از فوتبال ببیند، او هنوز هم این حرف را در مهمانی های خانوادگی و خودمانی بر زبان می آورد





انچه درباره بوفون باید بدانید


نام و نام خانوادگی : جان لوئیجی بوفون


متولد : 28 ژانویه 1978


محل تولد : کارارا . ایتالیا


سن : 28 سال


قد : 91/1


نام اختصاری : جی جی


وزن : 83


در جام جهانی 2006 آلمان 453 دقیقه دروازه ایتالیا رو بسته نگه داشته است


در جام جهانی 2006 آلمان فقط 2 گل دریافت کرده که یک گل به خودی بوده و


دیگری از روی نقطه پنالتی به دست آمده است


از سوی پله عضو 125 بازیکن برتر زنده دنیا قرار دارد


یکی از دلایلش برای موندن در یوونتوس الکس دل پیرو کاپیتان


محبوب تورینی است . 


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه گوتی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
بیوگرافی گوتی

                                             

            نام کامل: خوزه ماریا گوتیرز

روز تولد: 31 اکتبر 1976

محل تولد: مادرید،اسپانیا

قد: 1.85

پست بازی: هافبک وسط،هافبک چپ ،مهاجم

باشگاه: رئال مادرید

شماره پیراهن: 14

تیم جوانان: رئال مادرید 1984-1995

باشگاه حرفه ای: رئال مادرید ب(1995-96)26 بازی 11 گل

 رئال مادرید (1996- )326 بازی 51 گل

تیم ملی:1996- 9 بازی 1 گل

هنگامی که او یک پسر بچه بود به تنیس و کتاب های ورزشی علاقه داشت،در سال 1994 و در کانترا شروع به بازی کردن برای رئال کرد.

در سال 95 برای تیم زیر 18 سال انتخاب شد و توانست به همراه این تیم جام زیر 18 ساله های اروپا را کسب کند.او کار خود را با بازی در مقابل سئیا در 21 دسامبر برای رئال مادرید بزرگسالان آغاز کرد.رئال مادرید سویا را 4 بر 1 شکست داد و در آن فصل گوتی با 9 بازی و 1گل کار خود را به پایان رساند.

در سال 97 گوتی دو افتخار دیگر را به همراه رئال کسب کرد،لا لیگا و سوپر کاپ اسپانیا .در آن فصل او 17 بازی انجام داد و 1گل نیز به ثمر رساند.گوتی به تیم ملی زیر 21 سال دعوت شد(به عنوان یار کمکی)تا این تیم را در کاپ اروپا یاری دهد.

فصل جدید شروعی جدید برای رئال بود جایی که رئال جام قهرمانان و کاپ بین قاره ای را کسب کرد.

فصل 1999-2000 خیلی بد برای گوتی شروع شد.کوشش برای انجام وظیفه سیدورف و اینکه در بازی های جام جهانی به خاطر زدن بازیکن حریف از زمین اخراج شد.اما یعد از آن گوتی خودش را پیدا کرد و به تیمش که در وضعیت نه چندان خوبی به سر میبرد کمک کرد.او 6 گل در 28 بازی به ثمر رساند.این بهتر فصل برای گوتی از لحلظ گلزنی بود.او 14 گل در 31 بازی به ثمر رساند.

گلزنی های او رئال را در راه کسب لالیگا و سوپر کاپ اسپانیا بسیار کمک کرد.بعد از خرید رونالدو او در پست هافبک به کار گرفته شد و به همین علت از قدرت گلزنی او کاسته شد.

دردو فصل بعد او فقط 4 گل در 29 بازی زد.همراه با این گلها رئال دوباره جام قهرمانان،سوپر کاپ اسپانیا و جام بین قاره ای را کسب کرد.بعد در سال 2003 او به همراه رئال لا لیگا و سوپر کاپ اسپانیا را فتح کرد

او موجب ایجاد یک سری مشکلات شد هنگامی در مقابل دوربین به یک سری از هواداران ویارئال توهین کرد

از آن به بعد هر وقت گوتی در شهر ویارئالی ها به میدان رفته با بد رفتاری تماشاگران مواجه شده است.

در فصل 2004-2005 او ضعیفترین فصل خود از لحاظ گلزنی را تجربه کرد. او فقط در مقابل سان مارینو موفق به گلزنی شد.در فصل 2005-2006 موفق به زدن 6 گل در 43 یازی شد(4گل در لا لیگا،2 گل در جام قهرمانان)

بعد از روی کار آمدن کالدرون و قول او بابت خریداری کاکا داده است آینده تاریکی برای گوتی پیش بینی میشود.

او قرار بود به آتلتیکو تیم همشهری بپیوندد ولی بعد از آن تصمیم گیری خود را به شرایط کاکا در فصل بعد موکول کرد.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه رابرت دنیرو
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

 

رابرت دنیرو - بیوگرافی و گالری عکس
کسانی که او را می شناسند عاشق بازیش هستند و فیلمهایش را از دست نمی دهند. بازی او هنرپیشگی را به معنای واقعی تعریف می کند. او یک احساس هنرمندانه در فیلمهایش تزریق می کند. به طوریکه در موقع تماشای فیلم خود را دقیقاً به جای شخصیت فیلم می پندارید.
داری با من صحبت می کنی؟ داری با من صحبت می کنی؟ ( Are you talking to me ) از نقشهایش در پدر خوانده 2 تا Good fellas ، گاو خشمگین، بیداری و اسکارهایی که گرفته است. او یکی از بهترین هنرپیشه های آمریکاست و همتراز آلپاچینو رده بندی می شود بعضی مواقع با نام کاراکترهایی که در نقش آنها بازی می کند او را می شناسند ( با همه معروفیتی که دارد ) مثلاً ویتو در «پدر خوانده 2» یا آل کاپون در «غیر قابل لمس» یا جیک لاموتا در «گاو خشمگین».
از او نقل قول می کنند که گفته است که من دوست ندارم فیلمهای خودم را نگاه کنم و در زمان تماشای آنها به خواب می روم.
Robert De Niro Jr در نیویورک در هفدهم آگوست 1943 میلادی در یک خانواده هنرمند بدنیا آمد. پدرش یک اکسپرسیونیست واقعی اهل روستای گرینویچ بود در حالیکه مادرش ویرجینیا آدمیرال یک نقاش بود در کودکی دنیرو بخاطر صورت رنگ پریده و سفید پوستش به «Bobby Milk» معروف شده بود او در
رابرت دنیرو - بیوگرافی و گالری عکس
بچگی خجالتی تر از آن بود که با کودکان محله ایتالیایی خود همبازی شود و خواندن رمان را ترجیح می داد.
اولین نقشش روی صحنه در سن 10 سالگی در نقش یک شیر ترسو در «جادوگرشهر از» بود. دنیرو بیشتر نوجوانی خود را با بچه ها و گروه های خیابانی محله شان گذراند و این تجربه در آینده در ایفای نقشهای طبیعی و فعال در این زمینه به او بسیار کمک کرد. دنیرو زیر دست افراد مشهوری چون استلا آدلر و لی استراسبرگ تعلیم دید او همچنین با کارگردانهای مشهور ارتباط برقرار کرد و با آنها رابطه دوستانه ای برقرار کرد از جمله آنها اسکورسیزی و برایان دپالما که منجر به اولین اولین بازیش در فیلم کم هزینه جشن عروسی ( The Wedding Party ) محصول 1967 و Greetings محصول 1968 شد. بلاخره در فیلم Bang the Drum Slowly دنیرو مورد توجه قرار گرفت. او در همان سال با بازی در فیلم Mean streets مارتین اسکورسیزی ( محصول 1973 ) امتیاز بزرگی به نام خود ثبت کرد و سال بعد اولین اسکار خود را در « پدر خوانده 2» به کارگردانی ویتو کورلئونه بدست آورد.
رابرت دنیرو - بیوگرافی و گالری عکس
و بازی او در فیلم راننده تاکسی به کارگردانی مارتین اسکورسیزی در نقش یک راننده تاکسی که مشکل روانی دارد اوج همکاری او با اسکورسیزی بود که شامل 8 فیلم می شود که عبارتند از: نیویورک نیویورک (1977) سلطان کمدی (1983)، کازینو (1995) و فیلم معروف گاو خشمگین (1980) که دنیرو دومین اسکار خود را در این فیلم گرفت. (به عنوان بهترین هنرپیشه) رابرت دنیرو استعداد خود را در فیلمهای (نه فقط آنهایی را که با اسکورسیزی کار کرده بود.) به اثبات رساند از آن جمله: شکارچی آهوی کوهی (1978) اعتراف درست (1981) عاشق شدن (1984) بیداری (1990) Stanley and Iris (محصول 1991) و A Bronx Tale (محصول 1993) که آن را کارگردانی هم کرده است. همچنین او در فیلمهای کمدی Midnight Run و Wag the Dog (محصول 1997) و Analyze this (محصول 1999) Meet the parents ( محصول 2000) و Show time (محصول 2002) بازی کرده است.

 

 


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه آرنورد
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

 آرنولد شوارزنگر زمینه فعالیت بدنساز، بازیگر، سیاستمدار نویسنده تهیه کننده و کارگردان تولد ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۷ اتریش گفتاورد آرنولد آرنولد آلویس شوارزنگر (زاده ۳۰ ژوئیه ۱۹۴۷) بدن ساز آمریکایی-اتریشی،...... برنده جایزه گوی طلایی بازیگری، و سیاستمدار جمهوری‌خواه آمریکا است و هم اکنون فرماندار ایالت کالیفرنیا می‌باشد. او در هفتم اکتبر ۲۰۰۳ فرماندار کالیفرنیا به جای گری دیویس شد و در هفدهم نوامبر ۲۰۰۳ سوگند خورد تا راه گری دیویس را ادامه دهد. در شانزدهم سپتامبر ۲۰۰۵ اعلام کرد که می‌خواهد درسال ۲۰۰۶ دوباره فرماندار کالیفرنیا شود. او در سال ۲۰۰۵ بهترین و محبوبترین سیاستمدار سال انتخاب شد. مردم از او به عنوان فرشته نجات کالیفرنیا نام میبرند که همانند ترمیناتور با مشکلات مبارزه میکند. مردم به او القابی چون «درخت زیتون اتریشی»، «نابودگر»، «گاورنِیتور» (واژه مشتق از کلمات انگلیسی «گاورنِر» به معنای فرماندار و «ترمینِیتور» به معنای ویرانگر) داده‌اند، او در جوانی در پرورش اندام شهرت زیادی کسب کرد. زندگی‌نامه شوارتزنگر در اتریش به دنیا آمد.و مدت زیادی در آلمان زندگی کرد و همواره خود را مدیون موفقیتهایش در آلمان و یک اتریشی/آلمانی آلمانی زبان میداند پدر او گوستاو شوارزنگر افسر پلیس نازی و مادرش آرلیا جادرنی بود.او هم اکنون شوهر ماریا شرایور بانوی اول کالیفرنیا خواهرزاده جان اف کندی میباشد. او وقتی بچه بود ورزش‌های زیادی می‌کرد اما بیشتر به ورزش پرورش اندام علاقه داشت اما فوتبال هم بازی می‌کرد. جلد دی‌وی‌دی فیلم «وزنه‌برداری» او در سال ۱۹۶۵ وارد ارتش اتریش شد و یک سال از عمر خود را (در ۱۸ سالگی) در آنجا گذراند و در آنجا بیشتر ورزش بدنسازی می‌کرد. چندی بعد او اتریش را ترک و به آلمان رفت. او در سپتامبر ۱۹۶۸ وارد آمریکا شد در حالی که پول کمی داشت و زبان انگلیسی را در حد ابتدایی بلد بود و در سال ۱۹۸۳ شهروند آمریکا شد. در طول این مدت، در سال ۱۹۷۹، لیسانس خود را گرفت. در سال ۱۹۷۷ زندگی نامه او تحت نام آرنولد:تحصیلات یک بدن ساز منتشر شد. شوارتزنگر در سال ۱۹۹۷ در نضر سنجی مجله معتبر ایمپایر عنوان ۲۰ بازیگر تمام ادوار سینما را به خود اختصاص داد. همچنین وی را به عنوان بزرگترین بازیگر اکشن به مدد فیلمهای موفقی جون ترمیناتور دروغهای حقیقی یاد آوری مطلق کوماندو پاک کننده کونان و... میشناسند. نام وی در کتاب رکوردهای گینس به عنوان بزرگ ترین بدن بشریت در تاریخ ثبت شده‌است. آرنولد در سال ۲۰۰۰ یکی از بیست چهره مشهور قرن جدید شناخته شد. او در سال ۲۰۰۳ بعد از تصدی فرمانداری کالیفرنیا به عنوان موفقترین مهاجر تاریخ آمریکا شناخته شد. او یکی از پردر آمدترین بازیگران هالیوود و دریافت کننده بیشترین دستمزد در تاریخ هالیوود در سال ۲۰۰۳ برای یک فیلم به نام ترمیناتور۳ به مبلغ ۳۰ میلیون دلارهست. آرنولد با وجود نبردن اسکار به دلیل سبک کارش توانسته جوایزمعتبر سینمایی از جمله Golden Glob And MTV Ward را در کارنامه هنری خویش به دست آورد. او درسیاست هم به موفقیت رسید و فرمانداری ایالت بزرگ کالیفرنیا با وجود اروپایی بودن به دست آورد. فیلم‌شناسی آرنولد در فیلم نابودگر نابودگر نابودگر ۲: روز قضاوت نابودگر ۳: انقلاب ماشین‌ها پایان روزها تخریب موازی دروغ‌های حقیقی غارتگر کونان: ویرانگر کونان: بیگانه داغ سرخ هرکول در نیویورک خداحافظی طولانی وزنه‌برداری کوماندو بتمن و رابین ششمین روز دور دنیا در هشتاد روز جونیور دروغ‌های واقعی جزیره بر تا پارتی اخر خرین حضور قهرمان RawDeal Redsonja Stay Hangry Sintra پلیس کودکستان the jayne mansfield story the long good bye عناوین قهرمانی سال ۱۹۶۳مسابقه استرهاف اتریش نفر دوم سال ۱۹۶۵مسابقه جونیور (المان)نفر اول و مستر اروپا سال ۱۹۶۶ عنوان بهترین بدنساز اروپا(المان) سال ۱۹۶۶ قهرمان مستر اماتور اروپا سال ۱۹۶۶مسابقهNABBA(مستر یورنیوس) نفر دوم سال ۱۹۶۷مسابقه NABBA نفر اول سال ۱۹۶۸نفر اول مسابقات پاورلیفتینگ المان سال ۱۹۶۸نفر اول مسابقه IFBBمستر اینترنشنال (مکزیک)


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه رافائل مارکز
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 


رافائل مارکز اولین بازیکن مکزیکی ای است که در تیم بارسلونا حضور داشته است. او در فصل 04- 2003 بعنوان بازیکنی برای تقویت دفاع تیم به بارسا آمد.

جوانی او و پیشرفتی که در چند سال اخیر کرده است، ترکیب شده اند تا از او یکی از آینده دارترین مدافعان در اروپا را بسازند.

او فوتبالش را در آتلاس گوادالاخارا (99- 1996) شروع کرد و در سن 17 سالگی اولین بازی اس در لیگ دسته یک مکزیک را انجام داد. سه سال بعد، او با تیم آ.س موناکو قرارداد بست و در آنجا خیلی زود توانست خود را با فوتبال اروپایی تطبیق دهد. در سال 2000 تیم او به مقام قهرمانی در لیگ فرانسه رسید و بعنوان برترین مدافع لیگ شناخته شد.

در سال 2003 تیم او قهرمان جام لیگ فرانسه شد. او به عنوان کاپیتان تیم ملی مکزیک در کوپا آمریکای سالهای 1999 و 2001 و جام جهانی 2002 نیز حضور داشت.

مارکز توانسته است احترام و اعتماد کامل فرانک رایکارد را بدست آورد و در ترکیب ثابت بارسلونا قرار گیرد. او در اولین فصل حضورش در باشگاه یکی از بازیکنان کلیدی تیم بود و در همان سال تیم توانست سهمیه شرکت در مرحله گروهی لیگ قهرمانان اروپا را بدست آورد.

در فصل 2005- 2004، مارکز قابلیت هایش را اثبات کرد. این که تیاگو موتا و ادمیلسون دچار مصدومیت لیگامنت زانو شدند به این معنی بود که مارکز باید پست اصلی خود را در وسط خط دفاعی کنار می گذاشت و مانند زمان حضورش در تیم ملی مکزیک و موناکو در پست هافبک دفاعی بازی می کرد. او ثابت کرد که می تواند در جلوی خط دفاعی عالی ظاهر شود و در همین فصل به تیم کمک کرد تا عنوان لیگ را تصاحب کند.

کاپیتان تیم ملی مکزیک در طی چند سال اخیر یک مهره ثابت برای تیمش بوده است و همچنین توانسته است به همراه تیمش جام کنفدراسیون ها را در سال 1999 و کاپ طلایی را دز سال 2003 تصاحب کند. مارکز در کوپا آمریکای سالهای 1999، 2001، و 2004 حضور داشته است و در جام جهانی 2002 هم برای تیم ملی مکزیک بازی کرده است.

ویژگی ها

او راست پا و بسیار ماهر است. بازی را خیلی خوب می خواند و توانایی بالایی برای شروع کردن ضد حمله دارد. او همچنین در زدن ضربه های ایستگاهی بسیار ماهر است و در بازی هوایی هم بسیار قوی است.

او به خاطر کار کردن زیبایش بر روی توپ، قابل اطمینان بودنش و مهارتش در دفاع، به عنوان «قیصر میچواکان» شناخته می شود. مارکز همچنین می تواند به عنوان هافبک وسط بازی کند و به همین دلیل با فرانس بکن باوئر مقایسه می شود.

مارکز می تواند در پست هافبک دفاعی قدرتش را در بازی هوایی به نمایش بگذارد و همچنین به تیم برای بازی سازی از خط دفاعی کمک می کند و می تواند سازماندهی حمله های تیم حریف را با تکل هایش در هم بشکند.

افتخارات

باشگاه: اف سی بارسلونا

07- 2006: سوپرکاپ اسپانیا
06- 2005: لیگ قهرمانان
06- 2005: لالیگا
06- 2005: سوپرکاپ اسپانیا
05- 2004: لالیگا

باشگاه: موناکو

03- 2002: جام لیگ فرانسه
00- 1999: لیگ

تیم ملی مکزیک

2003: جام طلایی
1999: جام کنفدراسیون ها

مشخصات فردی:

نام: رافائل مارکز آلوارز
پست: مدافع
محل تولد: زامورا (مکزیک)
تاریخ تولد: 1979/02/13
قد: 182 سانتی متر
وزن: 74 کیلوگرم

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه گودیانسن
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
ایدور اسماری گودیانسن اولین بازیکن ایسلندی تاریخ بارسا است، کشوری که شاید در ورزش های توپی دیگر مثل هندبال و یا در اسکی شناخته شده تر از فوتبال باشد.


گودیانسن فوتبالش را از سنین پایین شروع کرد، شاید این را از پدرش که بازیکن تیم ملی ایسلند بود به ارث برده است. وقتی او تنها 16 سال داشت، کارش را در لیگ ایسلند آغاز کرد و با زدن 7 گل در 17 بازی به کار خود در این لیگ پایان داد و توجه پی اس وی آیندهوون را به خود جلب کرد و به این تیم پیوست و دو فصل در آنجا بازی کرد.


گودیانسن بعد از آن به زادگاهش بازگشت تا در فصل 97-98 برای تیم کی.آر ریکیاویک بازی کند، قبل از آنکه به با تیم لیگ برتری بولتون وندررز قرارداد امضا کند، جایی که وی قبل از پیوستنش به چلسی دو فصل در آنجا بازی کرد. او تیم لندنی را با رکورد 62 گل در 219 بازی در طی 6 سال حضورش در استمفورد بریج به قصد جایگزینی لارسن در بارسا ترک کرد. بازیکنی با تجربه و موثر در بالاترین سطح.


خصوصیات و ویژگی ها


گودیانسن استیل و روش خود را در لیگ برتر انگلیس بالا برد و این مرد اروپای شمالی خیلی اهل شلوغ کردن و عجله و نیست و او در هوا بسیار قوی است و همچنین او بازیکن دو پایی است. اما گودیانسن همچنین تکنیک قابل توجه و مهارت حمل توپ خوبی دارد و این همه کاره بودنش باعث شد بتواند هم در پست مهاجم و هم در میانه میدان برای چلسی بازی کند. مهارت او در خط هافبک او را به یکی ار پاسور گل های موثر در لیگ انگلیس تبدیل کرد.


افتخارات


بارسلونا

2006-07 سوپرجام اسپانیا

چلسی

2005-06 لیگ برتر
2004-05 لیگ برتر
2004-05 جام اتحادیه
2000-01 جام خیریه

پی اس وی آیندهوون

1996-97 لیگ
1996-97 سوپرجام
1995-96 جام حذفی

مشخصات فردی

نام:آیدور اسماری گودیانسن
پست:مهاجم
محل تولد:ریکیاویک (ایسلند)
تاریخ تولد:1978-09-15
قد:185 سانتیمتر
وزن:82 کیلوگرم

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه کارلس پویول
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
بیوگرافی کاپیتان متعصب بارسلونا....


کارلس پویول فوتبالش را از تیم محلی دهکده کوچکی به نام لاپوبلا ده سگور که در آن متولد شده بود آغاز کرد. استعداد او خیلی زود توجهات را به خود جلب کرد و در سن هفده سالگی جذب آکادمی بارسا در لاماسیا شد.


او به سرعت به ترکیب ثابت تیم دوم بارسا رسید و سپس پیشرفت کرد تا در دوم اوکتبر 99 به دستور لوئیز فن گال در برابر وایادولید کار خود را با تیم اصلی بارسا آغاز کرد. بازیهای او بیشتر و بیشتر شد تا اینکه او پست دفاع راست را به طور کامل از آن خود کرد. وی با استفاده از عزم و اراده بسیار قویش و همچنین با تلاش بسیار زیاد، کارلس پویول خود را با پست دفاع مرکزی وفق داد.


در فصل 2003-2004، او به عنوان کاپیتان سوم تیم انتخاب شد و نقش حیاتی در پیشرفت و صعود تیم به رده های بالای جدول لیگ را ایفا کرد. پویول در آن فصل 27 بازی در لیگ و 7 بازی در جام یوفا انجام داد.


با این حال، کارلس پویول تا فصل 2004-2005 برای کسب اولین جام خود با بارسا انتظار کشید. او در آن مقطع کاپیتان نخست تیم اصلی بارسا و یکی از ارکان موفقیت تیم رایکارد در قهرمانی در لیگ بود. در پایان فصل، رویای او به حقیقت پیوست و او جام قهرمانی لیگ را در نو کمپ بالای سر برد.


در طی فصل 2005-2006، او به همان خوبی فصل قبل بازی کرد. کاپیتان بارسا این افتخار را داشت که قبل از بلند کردن جام قهرمانی لیگ قهرمانان در پاریس پس از پیروزی خاطره انگیز برابر آرسنال در استادو فرانس، و قبل از بازی با اسپانیول در لیگ تیمش به عنوان قهرمان لیگ معرفی شود. پویول در کل فصل تنها پنج بازی را از دست داد که هیچ کدام به خاطر مصدومیت نبود. در سه بازی او به دستور سرمربی فرانک رایکارد به استراحت پرداخت و در دو بازی دیگری که بازی نکرد محروم بود. او همچنین یک گل در پیروزی خانگی 5-0 برابر رئال سوسیه داد در 30 اکتبر 2005 به ثمر رساند.


کارلس پویول یکی از اعضای تیم ملی اسپانیا نیز هست و در جام جهانی 2002 و جام ملتهای اروپا 2004 و جام جهانی 2006 به همراه این تیم شرکت کرد.


خصوصیات و ویژگی ها


کارلس پویول بازی خود را در تیم اصلی بارسا به عنوان دفاع راست شروع کرد اما رفته رفته به یک دفاع وسط عالی تبدیل شد. او شایستگی هایش را با تلاش بسیار زیاد و نظم و انظباط خود در درون زمین نشان داده است. او یک بازیکن نمونه نیز به شمار میرود، او هیچ گاه کارها را وقتی باید از حمله به دفاع رفت پیچیده نمی کند.


همچنین اگر شرایط ایجاب کند، توانایی بازی در پست دفاع چپ را نیز داراست. اگرچه او خیلی بلند قد نیست (178 سانتیمتر)، قدرت بدنیش او را در هوا بسیار قوی کرده است و در دفاع نفر به نفر با مهاجمینی که از او بلند قد تر هستند بسیار تواناست. وی همچنین علاقه زیادی به شرکت در حمله ها به خصوص روی ضربات آزاد و کرنرها دارد.


بیش از هر چیز، کارلس پویول به خاطره خصوصیات شخصیتیش و توانایی هایش برای هدایت تیم به عنوان کاپیتان و تعصبی که به پیراهن بارسا دارد الگوی تمام بازیکنان است. او یک مثال ایده آل از یک بازیکن در اختیار تیم است و وقتی که باید جلوی حمله تیم مقابل را بگیرد، دست به هیچ کار اضافه ای نمی زند.



افتخارات


بارسلونا

05- 2004 : لالیگا
06- 2005: سوپرجام اسپانیا
06- 2005: لالیگا
06- 2005: لیگ قهرمانان اروپا
07- 2006: سوپرجام اسپانیا

تیم ملی اسپانیا

2000: مدال نقره بازی های المپیک سیدنی


مشخصات فردی

نام:کارلس پویول سافورکادو
پست:مدافع
محل تولد:لا پبلا ده سگور
تاریخ تولد:1978-04-13
قد:178 سانتیمتر
وزن:80 کیلوگرم

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه هرناندس
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

بیوگرافی ژاویر هرناندس کروواس


ژاوی تمام عمر فوتبالی خود را در نوکمپ گذرانده است. او زمانی که تنها 11 سال داشت به بارسا پیوست. پیشرفت او بسیار سریع بود تا اینکه در فصل 97-98 از تیم جوانان وارد تیم دوم بارسا شد.


در تیم دوم بارسا او به مغز متفکر تیم جوردی گونزالو تبدیل شد و به همراه تیم جواز صعود به دسته دوم را کسب کرد.


رویای ژاوی یعنی شروع رسمی کار با تیم اصلی زمانی تحقق یافت که او در تابستان 1998 در سوپر جام اسپانیا برابر مایورکا بازی کرد. او در ترکیب ثابت بود و گلزنی کرد، شروعی که برای او بهتر از این نمیشد. ژاوی همچنین در قهرمانی لیگ در فصل 1998-99 با مربیگری فن گال نقش مهمی را ایفا کرد که بارزترین مورد گل بسیار مهم او در نوئوو زوریا بود که شانس های تیم را برای قهرمانی افزایش داد.


فصل 1999-2000 فصل خوبی برای ژاوی بود که به علت مصدومیت گواردیولا او برای قسمت اعظم فصل انتخاب اول بود. بعد از اینکه کاپیتان افسانه ای تیم را به مقصد فوتبال ایتالیا ترک کرد ژاوی به بازیساز تیم بدل شد و به این کار ادامه داده است تا تمام استعداد و نبوغ خود را در این پست به اثبات برساند.


در زمان مربیگری فن گال، رکساچ، آنتیچ و رایکارد ژاوی همواره یک مهره کلیدی بوده است. این حقیقت زمانی اثبات میشود که بدانیم او در طول این مدت و در حالیکه هنوز فقط 25 سال سن دارد، 300 بازی رسمی انجام داده است.


در زمان مربیگری رایکارد، ژاوی نشان داده است که نه تنها میتواند در قلب خط هافبک بازی کند، بلکه این توانایی را دارد که در هر پستی در وسط زمین به بازی گرفته شود. این توانایی را از آنجا میتوان فهمید که او در قهرمانی لیگ در فصل 2004-05 بازیکنی بود که با انجام 36 بازی بیشترین بازی ها را انجام داد.


ژاوی در جام جهانی 2002 و جام ملتهای اروپا 2004 حضور داشت و همچنان از اعضای تیم ملی اسپانیاست.


خصوصیات و ویژگی ها


ژاوی در تمام بازی ها بازیساز تیم است و هیچگاه ابدا عصبی نمی شود به طوریکه که با خونسردی فوق العاده ای تیم را هدایت میکند. از زمانی که او بازیساز بارسا شده است، بینایی و دیدی باورنکردنی در درون زمین نشان داده است. او نمونه دیگری از کار خوبی است که در تیم جوانان بارسلونا انجام میشود، خصوصا در پستی که به شماره 4 برمیگردد و همانگونه که او به بلوغ رسیده توانایی بیشتری از خود بروز داده است و میتواند هر گاه که مربی از او بخواهد خود را با پست های مختلف میانه زمین وفق دهد.


پاس های روبه جلوی او و توانایی اش در برداشتن فشار از روی تیم و حفظ توپش که تقریبا از تمام بازیکنان دیگر بهتر است،از یک یک نقطه قوت درون زمین ساخته است. او همچنین در کارهای دفاعی و در گرفتن توپ از حریف کاملا توانا است.


به علاوه، او خودش را در استفاده از توپ های مرده هم به خوبی نشان داده است، همانگونه که با شوت های قدرتمندش گلهای حساسی را از روی این موقعیت ها به ثمر رسانده است.


ژاوی روز دوم دسامبر سال 2005 را همیشه به یاد خواهد داشت. در طول تمرین در لاماسیا هافبک متولد ترسا از ناحیه زانوی چپ دچار مصدومیت شدید و پارگی لیگامنت شد. بعد از حدود پنج ماه او به میادین بازگشت. در بیست و نهم آوریل 2006 بازگشت و در مقابل کادیز بازی کرد و گفت" دوباره احساس یک فوتبالیست را دارم".او توانست به همراه بقیه هم تیمی هایش قهرمانی در لیگ و لیگ قهرمانان را جشن بگیرد.


بازیساز بارسا یکی از اعضای ثابت تیم ملی اسپانیا به رهبری لوئیز آراگونز در جام جهانی 2006 آلمان بود. جایی که تیم اسپانیا تا مرحله دوم پیش رفت و در آنجا به وسیله فرانسه حذف شد.


افتخارات


بارسلونا

2006-07 سوپرجام اسپانیا
2005-06 لیگ قهرمانان
2005-06 لالیگا
2005-06 سوپرجام اسپانیا
2004-05 لالیگا
1998-99 لالیگا

تیم ملی اسپانیا

2000 مدال نقره بازی های المپیک سیدنی
1999 قهرمانی زیر 20 سال جهان

مشخصات فردی

نام: ژاویر هرناندس کروواس
پست: هافبک
محل تولد: ترسا (بارسلونا)
تاریخ تولد: 1980-01-25
قد: 170 سانتیمتر
وزن: 68 کیلوگرم

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه دل پیرو
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

زندگینامه ی الساندرو دل پیرو


مرد وفادار یوونتوس...
متولد 9 نوامبر 1974 در شهر Conegliano ایتالیا می باشد . پست تخصصی او حمله است و از سال 1993 عضو باشگاه یونتوس است. بزرگترین مهارت او دیریبل کردن مدافعان حریف با سرعت بالا می باشد و اینطور به نظر میرسد که او از هر جایی در زمین به راحتی به سمت هدفش نشانه می گیرد.

اولین باشگاهی که او عضو بود تیم دسته دومی پادوا بود که فقط به مدت 2 سال در آن باشگاه بازی کرد و در سال 1993 به باشگاه یونتوس منتقل شد و تا کنون هم در این باشگاه مانده است . او با باشگاه محبوب شهر تورین عناوین قهرمانی زیادی از جمله : شش بار قهرمانی در لیگ سری A ایتالیا - کالچو - در سالهای 95/97/98/2002/2003 و 2005 و یکبار قهرمان جام باشگاهای اروپا در سال 1996 و همچنین در این سال قهرمان جام تویوتا هم شده است . او در دوران اوج بازیگری خود در سالهای 8-1997 رکورد 21 گل در سری مسابقات سری A ایتالیا و به پایان رساندن جام UEFA همان سال با 10 گل - که گل به یاد ماندنی او در بازی یک چهارم نهایی در مقابل موناکو از روی یک ضربه ایستگاهی هنوز هم در اذهان است - را بر جای گذاشته است .

شایعاتی در خصوص دوپینگ او در ابتدای فصل 9 -1998 بر سر زبانها افتاد و در اواسط همان فصل او به شدت از ناحیه زانو در مسابقه ایی که با نتیجه 2 - 2 در مقابل اودینزه پایان یافت مصدوم شد و تا پاپان فصل از جوامع ورزشی به دور بود و این باعث شد که یونتوس بدون دل پیرو در آن سال به رتبه ششم جدول اکتفا کند . خیلی از هواداران یونتوس از او انتقاد کردند که او قبل از اینکه بطور کامل از مصدومیت رهایی پیدا کند به بازی برگشته و این حالت باعث افت چشمگیر بازی های او نسبت به سالهای قبل شده است . Nickname او Pinturicchio است و این اسم را جیانی آنجلی هنگامی که در یک نمایشگاه نقاشی او در میان تابلوی نقاشی از دو نقاش معروف پینتوریچیو و رافائل در کنار روبرتو باجیو قرار داشت به او داد .

یکی از استعداد های او در نقش یک مهاجم فوتبال این است که می تواند از نقاط مختلفی به دروازه حریف حمله کند و بعنوان یک مهجام از سرعت بالایی جهت نفوذ به عمق دفاع حریف برخوردار است.خلاقیت و توانایی بالای او عمده ترین دلیل انتخاب او از طرف مارچلو لیپی مربی دهمه 90 یونتوس بوده است . دل پیرو با سرعت با زیدان اینزاگی به یکی از بهترین خطوط حمله ایتالیا تبدیل شدند. بعد ها با دیوید ترزگه و پاول ندود ترکیب موفقیت آمیزی را برای یونتوس به ارمغان آوردند.
بر خلاف درخشش او در تیم و مسابقات باشگاهی او امید چندانی برای دعوت شدن به تیم ملی ایتالیا را ندارد . او در جام جهانی 1998 به علت اینکه به تازگی از آسیب دیگی رها شده بود نتوانست مکمل خوبی برای روبرتو باجیو باشد و اشتباهات جبران ناپذیری را در مقاب نروژ انجام داد که باعث از دست رفتن دو مقعیت مسلم گل برای ایتالیا شد. و همچنین دو سال بعد که او مهاجم اصلی تیم ملی ایتالیا بود در جام باشگاه های اروپا در دقایق پایانی دو مقعیت گل دیگر را از دست داد و بخت را به تیم فرانسه تقدیم کرد.

در جام جهانی 2002 با وجودی که دل پیرو اولین گل تیمش را در درون دروازه مکزیک قرار داد و شایستگی های بسیاری داشت ولی نتوانست در دور دوم مقابل کره جنوبی کار مثبتی برای تمی کشورش انجام دهد. و توسط مربی علاقمند به بازی دفاعی ایتالیا جیوانی تراپاتونی تعویض شد.

او همچنین در مسابقات جام ملتهای اروپا در سال 2004 هم برای تیم ملی ایتالیا به میدان رفت . بعد از بازیهای جام ملتهای اروپا در سال 2004 مربی یونتوس از مارچلو لیپی به فابیو کاپلو تغیر یافت . کاپلو کسی بود که به دل پیرو و توانایی او اعتقادی نداشت و بر همین اساس قرار دادی با زلاتان ابراهیمویچ بستنند و در اکثر مواقع او را روی نیمکت می نشاند. مختصاصان اعتقاد دارند که دل پیرو به دوران طلایی خودش بازگشته و بازی های قابل توجهی از خودش در سری مسابقات لیگ کالچو نمایش داده است . او تا فوریه 2006 برای یونتوس 16 گل زده بود.

او تا کنون 199 گل باشگاهی را در کارنامه اش ثبت کرده است که رکورد قبلی از آن ِ جیامپیرو بونیپرتی با 183 گل باشگاهی بوده است.
طبق آماری که در سال 2002 منتشر شد الساندرو دل پیرو بیش از یک میلیارد طرفدار در دنیا دارد که به عنوان محبوبترین فوتبالیست در این سال در دنیا انتخاب شد . لازم به ذکر است که در ایران نیز دل پیرو یکی از محبوبترین بازیکنان فوتبال میباشد
اخلاق خوب ، سر به زیر بودن و همچنین بازی خوب وی دلیل محبوبیت چشمگیر این فوتبالیست میباشد .

برخلاف شایعاتی که گاهأ در روزنامه ها و حتی تلویزیون ایران گفته میشود . دل پیرو دارای یک همسر به نام سونیا میباشد که از یکی از خانواده های بسیار با اصالت و شناخته شده ایتالیایی است .

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه مالدینی
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
پائولو مالدینی مرد خستگی ناپذیر میلان
پائولو مالدینی، فرزند چزاره مالدینی که خود زمانی بازیکن میلان و سرمربی تیم ملی ایتالیا نیز بوده یکی از اسطوره های خط دفاعی میلان و جهان است که فوتبال را از همان دوران کودکی با غرور و تعصب در تیم محبوبش میلان آغاز کرد.
پائولو مالدینی، فرزند چزاره مالدینی که خود زمانی بازیکن میلان و سرمربی تیم ملی ایتالیا نیز بوده یکی از اسطوره های خط دفاعی میلان و جهان است که فوتبال را از همان دوران کودکی با غرور و تعصب در تیم محبوبش میلان آغاز کرد.
● دوران کودکی
پدر او یعنی چزاره به خوبی آن دوران را به یاد دارد:«من و همسرم فرزندان زیادی داشتیم که از قضا همگی بسیار شلوغ و پر سر و صدا بودند. در این میان پائولو با آن چشم های براق چیز دیگری بود. او به هر وسیله ای برای خود توپ می ساخت و وسایل خانه راه گریزی نداشتند. کنترل این جمع یاغی بسیار دشوار بود. فقط یک چیز پائولو را آرام می کرد؛ بازی فوتبال.»
▪ تاریخ تولد ۲۶: ژوئن ۱۹۶۸
▪ محل متولد : شهر میلان
▪ قد : ۱۸۷سانتی متر
▪ وزن : ۸۶ کیلوگرم
▪ اولین بازی ملی: مارس ۱۹۸۸ مقابل یوگسلاوی
▪ آخرین بازی ملی:جام جهانی ۲۰۰۲ مقابل کره جنوبی
▪ تعداد بازی های ملی : ۱۲۶ بار و با حضور در ۴ دوره جام جهانی و ۷۶ بار کاپیتانی رکوردی جاویدان از خود بر جای گذاشته است.
▪ تعداد گل ملی : ۷
▪ اولین بازی برای میلان : میلان با اودینزه در سال ۱۹۸۵
▪ الگو ورزشی : فرانکو باره سی
▪ بازیکن مورد علاقه : مارادونا ( همه به احترام او باید کلاهشان را به اهتزار در آورند. او بهترین بازیکنی بود که مقابلش بازی کردم و از این حیث به خود افتخار می کنم ! )
▪ وضعیت تأهل: دارای همسری ونزوئلایی به نام آدریان فوتسا و دو فرزند به نام های کریستین و دانیل
▪ اتومبیل مورد علاقه: فراری
▪ درآمد خالص سالانه: ۵/۲ میلیون یورو
▪ شیرین ترین خاطره ورزشی: فتح لیگ قهرمانان در فصل ۱۹۹۴ همراه میلان
▪ تلخ ترین خاطره ورزشی: شکست در فینال جام جهانی ۱۹۹۴ مقابل برزیل
▪ شیرین ترین خاطره زندگی: به دنیا آمدن اولین فرزندش و اولین بازی برای میلان
▪ تلخ ترین خاطره زندگی:مرگ پدربزرگش که بزرگترین مشوق او بود
● افتخارات مالدینی
▪ ۷اسکودتو(۲۰۰۴،۱۹۹۹،۱۹۹۶،۱۠ ? ?۹۴،۱۹۹۳،۱۹۹۲،۱۹۸۸)
▪ جام حذفی ایتالیا (۲۰۰۳)
▪ ۴ سوپر جام ایتالیا(۲۰۰۴ ، ۱۹۹۶ ، ۱۹۹۴ ، ۱۹۹۳)
▪ جام لیگ قهرمانان (۱۹۸۹ ۱۹۹۰، ۱۹۹۴، ۲۰۰۳،)
▪ سوپر جام اروپا(۱۹۹۰ ۱۹۹۴، ۲۰۰۳،)
▪ جام بین قاره ای(۱۹۸۹ ۱۹۹۰،)
● افتخارات شخصی
مرد سال فوتبال اروپا در سال ۱۹۹۴ از نگاه مجله World Soccer. او در طول دوران حرفه ای خود تنها۴ بار اخراج شده است.همچنین مالدینی در پایان دوران بازیگری خود قصد ندارد به حرفه های ورزشی ادامه دهد. او قبلاً در یک دی جی تی وی و مدتی هم مانکن عینک و لباس بوده و به گفته خودش در این جور کارها دوستان زیادی داشته و می خواهد باز هم سراغ این کارها برود اما فرزندش(کریستین)هم می خواهد راه پدر خود را ادامه بدهد و هم اکنون در تیم جوانان میلان بازی می کند...جالبه ها نه..

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه ندود
نویسنده : محمد - ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

بیوگرافی موطلای چک...


پاول ندود...!!!

تولد : 30/8/1972 جمهوری چک

قد : 177 سانتیمتر

وزن : 71 کیلوگرم

پست تخصصی : هافبک تهاجمی


باشگاهها :

1991-1992 دولکاپراگ جمهوری چک

1992-1996 اسپارتاپراگ جمهوری چک

1996-2001 لاتزیو ایتالیا

2001-2008 یوونتوس ایتالیا

افتخارات...

قهرمانی با اسپارتاپراک در سالهای ۱۹۹۵و ۱۹۹۴

نایب قهرمانی با جمهوری چک در جام ملتهای اروپا 1996

قهرمانی در جام حذفی با لاتزیو درسالهای ۱۹۹۸و ۲۰۰۰

قهرمانی با یوونتوس در سالهای ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ و ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵

عنوان بهترین بازیکن اروپا در سال۲۰۰۳

مرد سال فوتبال جمهورى چک در سالهای ۱۹۹۸ و ۲۰۰۰ و ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴

پاول ندود از بچگی به فوتبال علاقه بسیاری داشت و با وجود خانواده ای مرفه در مدرسه فوتبال اسپارتاپراک بزرگ شد و در سن 19 سالگی دعوت تیم ته جدولی دولکا در لیگ چک را پذیرفت و با درخشش در این تیم پس از یک سال به تیم اسپارتاپراگ پیوست در سال 1996 به لاتزیو رفت وی در همان سال نقش موثری در نایب قهرمانی جمهوری چک در جام ملتهای اروپا داشت . پاول ندود در تیم لاتزیو به یک ستاره بدل شد به طوری که تیم های زیادی خواهان به خدمت گرفتن او شدند بالاخره یوونتوس او را به خدمت گرفت او در یووه به عناوین مختلفی دست یافت از جمله بهترین بازیکن اروپادر سال۲۰۰۳ . بازیهای او در یورو 2004 مخصوصا در مقابل تیم ملی هلند فراموش نشدنی است. پاول به مدت ۶سال است که همچنان در کنار بازیکنانی نظیر دل پیرو , بوفون , کامورانزی می درخشد ندود با تیم یونتوس تا تابستان 2008 قرارداد دارد



صحبتهای گاتوزو و کاناوارو در مورد ندود قبل از بازی ایتالیا و چک در جام جهانی 2006

گاتوزو: ندود شوت هاى پر قدرتى دارد و ضربات او همچون بمب است. من با او خیلى برخورد کرده ام و گاهى خیلى عصبى، اما این را خوب مى دانم که او یک قهرمان است.

فابیو کاناوارو: پاول بازیکن آزاردهنده اى براى مدافعان است . او روحیه خیلى بالایى دارد و سمبل تعصب تیمى است با جان و دل بازى مى کند و از آن دست بازیکنانى است که حریف را مى ترساند

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه رونالدو
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

بیوگرافی رونالدو


رونالدو...
رونالدو لوییز نازاریا دلیما یا همان رونالدوی معروف را همگی میشناسیم. مهاجم برزیلی که در طول یک دهه فوتبال حرفه ای خود توانسته به عناوین و افتخارات زیادی دست پیدا کند. گلهای فراوان، آقای گلی ، توپ طلا، قهرمانی جام جهانی و.... او کیست؟
پسرک شیشه ای برزیلی در 22 سپتامبر 1976 در ریودوژانیروی (Rio de Janeiro) برزیل متولد شد و از همان دوران طفولیت به علت علاقه شدید به فوتبال در کوچه پس کوچه های ریو با توپهای پلاستیکی فوتبال بازی مــی کرد. پدر و مـادرش سونـیـا و نلیـو (Sonia and Nelio) در ابتدا با اینکار موافق نبودند ولی رونی با پا فشاری فراوان در سال 1993 فوتبال حرفه ایش را آ غاز کرد. نخستین عنوان قهرمانی بین المللی اش را در 1994 و در آرژانتین به دست آورد.
رونالدو یکی از با استعدادترین و ماندگارترین فوتبالیستهای دنیاست که تا امروز نامشان در کتاب تاریخ فوتبال ثبت شده، او که فوتبال را از باشگاههای محلی ریو آغاز کرد خیلی زود توانست پله های ترقی را بپیماید و موجبات دعوت خود به تیم ملی نوجوانان برزیل را در سن 14 سالگی فراهم آورد. داشتن 9 مدال در سن 23 سالگی رکورد خوبیست، بازیها و گلهای ملی او نشان دهنده توانایی ها و قابلیتهای بالای این نابغه فوتبال می باشد. مهمترین موفقیت رونی را در زمین چمن باید سرعت و تکنیک بالای بازی او در دریبل کردن و استفاده از فضاهای خالی محوطه 18 قدم دانست و بی شک وی یکی از تکنیکی ترین ستاره های فوتبال جهان است.
رونالدو در سال 1994 اولین جام جهانی فوتبال حرفه ای خود رابا قهرمانی تجربه کرد و پس از آن در سالهای 96 و 97 توانست توپ طلای بهترین بازیکن جهان را تصاحب کند. وی در سن 17 سالگی با احتساب 60 بازی، توانست 58 گل در کارنامه خود ثبت کند. پس از آن بود که از تیم Cruzeiro به PSV آیندهوون (eindhoven) هلند پیوست، اما فکر می کنید مبلغ قرار داد او برای این جابجایی چقدر بود؟ 4 میلیون دلار برای استعداد خوبی که در جام 94 آمریکا به علت کم سن بودن فقط یک نیمکت نشین بود!با بازیهای درخشانش در آیندهوون عملا" جنگ بزرگی میان بارسلونای اسپانیا و اینتر میلان ایتالیا به راه انداخت. هریک می خواستند با مبلغ بالاتری او را به جمع بازیکنان خود اضافه کنند. او در سال 1996 که جایزه فوتبالیست سال را دریافت کرد، عنوان آقای گلی لالیگا را نیز در کارنامه خود ثبت نمود و در بازی فینال قهرمانی اسپانیا نیز گل پیروزی کاتالانها را به ثمر رساند، در این میان برای برزیلی ها در فینال جام کوپای آمریکا نیز گلزنی کرد. نوار بد شانسی هااما روز فینال جام 98، روز آغاز بد شانسی و ناکامی های گلزن قهار برزیلی بود. شایعات متعدد در خصوص خط خوردن او از تیم ملی برزیل و مصدومیت های پیاپی در رقابت های مختلف باشگاهی باعث شد تا او از ادامه بازیهای باشگاهی سری A باز بماند، پارگی رباط زانو راست در نوامبر همان سال موجب شد تا او به صورت متناوب 2 سال از زمین چمن به دور باشد و سالهای 99 تا 2001 اینتر بدترین فصل های فوتبالش را سپری کند.
خائن بزرگ جوزپه مه آتزا
شاید عده بی شماری از هواداران اینتر او را یک خائن به حساب بیاورند که پس از بهبودی نسبی اش و حضور درخشان در جام جهانی ایتالیا را به مقصد جایی که از آنجا آمده بود (اسپانیا) و سانتیگو برنابئو (Santiago Bernabéu) ترک کرد، اما نکته اصلی این است که هیچوقت آب یک آرژانتینی و یک برزیلی باهم در یک جوب نمی رود و مساله اساسی روابط بین هکتور کوپر و رونالدو بود که مشکل ساز شده و در نتیجه موجب شد تا رونی علیرغم میلش به قوهای مادرید بپیوندد و حضور 5 ساله ناکام او در ایتالیا با عزیمتش به اسپانیا و رئال مادرید real madrid خاتمه یافت. حضور در مادرید هم برای خودش ماجراهای جالبی داشته و دارد که بد نیست از زبان خودش بشنوید.
باید صبور باشیم
او در گفتگویی با خبرنگار روزنامه as در خصوص علل ناکامی فصل پیش رئال میگوید " فصل گذشته به اندازه کافی جاه طلب و با انگیزه نبودیم و با قاطعیت بازی نکردیم. شاید هم به خاطر داشتن عنوان قهرمانی فصل قبل و حضور بازیکنان قدرتمند و ستاره مغرور شده بودیم. تنها چیزی که در حال حاضر می توانم به هواداران بگویم این است باید کمی صبور باشند، آنها هم مثل ما مشتاق و علاقمند به کسب عناوین هستند، چیزی که همه ما در برنابئو میخواهیم".
خبرنگار دیگری از او در مورد شرایط فیزیکی اش پرسید و رونی پاسخ داد "وقوع یکسری از ماجراها و اتفاقات در طول یک فصل اجتناب نا پذیر است و شما نمی توانید با اطمینان از سلامت کامل فیزیکی خود در طول یک فصل صحبت کنید"
انتقاد هواداران
ولی یک نکته اساسی وجود دارد و آن این است که هواداران می گویند او عوض شده و آن رونالدوی با انگیزه سابق نیست. رونی برای این عده نیز جواب خوبی دارد "من برای فوتبال همیشه و همیشه انگیزه داشته ام و اگر نتوانستم در فصل 2004-2005 برای تیم گلزنی های خوبی بکنم در پایان فصل حق دارید مرا سرزنش کنید"
در نهایت رونی در خصوص مشکلات به وجود آمده بر سر راه رئال معتقد است "اینهایی که میگویید اسمش مشکل نیست، ما همگی به شدت تمرین می کنیم تا چیز هایی که از دست دادیم دوباره به دست بیاوریم، اگر بتوانیم این عناوین را کسب کنیم خب از آنچه که فصل پیش بودیم خیلی بهتر خواهیم شد"
عاشق فوتبال و علاقمند به گلف
شاید جالب باشد بدانید که وی از بازیکنانی است که به ورزش گلف علاقه زیادی دارد، در این باره میگوید " من این ورزش را دوست دارم اما الان زمان کافی برای تمرین گلف ندارم. اینجا یا میدویم یا در رژیم غذایی هستیم و یا استراحت می کنیم. برای آمادگی داشتن در گلف باید تمرین یک روز در میان داشته باشم."
نام : رونالدو لوییز نازاریا دلیما
قد : ۱۸۳ سانتی متر
وزن : 90کیلوگرم
ماشین مورد علاقه : BMW
زندگی خانوادگی : همسر قبلی اش میلنه عضو تیم فوتبال زنان اسپانیا بود و از وی یک پسر به نام رونالد دارد. در حال حاضر به یکی از مانکن های اسپانیایی دلبسته و از وی خواستگاری کرده است!

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه اندره پیرلو
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

بیوگرافی اندره پیرلو -------------------------------------------------------------------------------- نام:آندرا(به نظر من اسمش یک اسم فوق العاده پر دردسره!جدا از اینکه اسمیه که برای دخترا هم به کار میره واقعا معلوم نیست که چی خونده می شه آندره،آندرا یا آندره آ.املای ایتالیاییش اینجوریه:Andrea حالا شما هرجوری دوست دارید بخونید.) نام خانوادگی:پیرلو تاریخ تولد:۱۹می ۱۹۷۹ متولد:برشا،ایتالیا وضغیت تاهل:دارای یک همسر به نام سامانتا( خودشو تو تاریخ ۲۲ژوئن۲۰۰۳بدبخت کرده!تو ۲۴سالگی!) و یک پسر به نام نیکلو بازیکن مورد علاقه:روبرتو باجو ورزش مورد علاقه بعد از فوتبال:گلف،تنیس آندرا از همون کودکی عاشق فوتبال بوده و در و دیوارو هم به شکل توپ میدیده!وقتی هم که ۱۵ساله بوده تو تیم محلیشون بازی می کرده.تو ۱۹سالگی میره تیم برشا و تا ۴سال اونجابازی میکنه بعد میره اینتر بعدش رجینا وبعد هم میاد تیم آث میلان و فعلا هم تو میلانه. آندرا سال ۲۰۰۳با میلان قهرمان کوپا دی ایتالیا،لیگ قهرمانان و یوفا میشه و سال ۲۰۰۴قهرمان سری آ ایتالیا و المپیک میشه.سال ۲۰۰۶ هم که با تیم ملی ایتالیا قهرمان جام جهانی میشه. آندرا یک هافبک تهاجمیه و سر ضربات آزاد عالی کار میکنه مثلا این فصل آندرا تنها گل میلان رو سر اولین دربی مادنینا( گرچه هم آندرا ، هم پائولو هم کاکا تو اون بازی درخشیدند اما سر اشتباهات دیدا میلان اون بازی رو واگذار کرد.)از روی ضربه آزاد زد. آندرا بر خلاف ظاهرش روحیه ی لطیفی داره و خیلی احساساتیه!اون از نوازندگی و موسیقی هم خوشش میاد.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه اندره پیرلو
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

بیوگرافی اندره پیرلو -------------------------------------------------------------------------------- نام:آندرا(به نظر من اسمش یک اسم فوق العاده پر دردسره!جدا از اینکه اسمیه که برای دخترا هم به کار میره واقعا معلوم نیست که چی خونده می شه آندره،آندرا یا آندره آ.املای ایتالیاییش اینجوریه:Andrea حالا شما هرجوری دوست دارید بخونید.) نام خانوادگی:پیرلو تاریخ تولد:۱۹می ۱۹۷۹ متولد:برشا،ایتالیا وضغیت تاهل:دارای یک همسر به نام سامانتا( خودشو تو تاریخ ۲۲ژوئن۲۰۰۳بدبخت کرده!تو ۲۴سالگی!) و یک پسر به نام نیکلو بازیکن مورد علاقه:روبرتو باجو ورزش مورد علاقه بعد از فوتبال:گلف،تنیس آندرا از همون کودکی عاشق فوتبال بوده و در و دیوارو هم به شکل توپ میدیده!وقتی هم که ۱۵ساله بوده تو تیم محلیشون بازی می کرده.تو ۱۹سالگی میره تیم برشا و تا ۴سال اونجابازی میکنه بعد میره اینتر بعدش رجینا وبعد هم میاد تیم آث میلان و فعلا هم تو میلانه. آندرا سال ۲۰۰۳با میلان قهرمان کوپا دی ایتالیا،لیگ قهرمانان و یوفا میشه و سال ۲۰۰۴قهرمان سری آ ایتالیا و المپیک میشه.سال ۲۰۰۶ هم که با تیم ملی ایتالیا قهرمان جام جهانی میشه. آندرا یک هافبک تهاجمیه و سر ضربات آزاد عالی کار میکنه مثلا این فصل آندرا تنها گل میلان رو سر اولین دربی مادنینا( گرچه هم آندرا ، هم پائولو هم کاکا تو اون بازی درخشیدند اما سر اشتباهات دیدا میلان اون بازی رو واگذار کرد.)از روی ضربه آزاد زد. آندرا بر خلاف ظاهرش روحیه ی لطیفی داره و خیلی احساساتیه!اون از نوازندگی و موسیقی هم خوشش میاد.


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه نستا
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

 بیگرافی نستا مدافع مستحکم میلان -------------------------------------------------------------------------------- بیوگرافی الکساندرو نستا... نام: آلساندرو نام فامیل: نستا تولد: 19 مارس 1976 محل تولد: رم قد: 187 وزن: 79 لقب: ساندرو وضعیت: متأهل دارای همسری به نام گابریلا پانوتزی هنرپیشه مورد علاقه: دمی مور خواننده مورد علاقه:‌ لیگبوی ماشین: او دارای یک گلف است و پیش از این پورشه‌ای داشت که به علت سرعت زیاد آن را فروخته است. علایق: بیلیارد، بازی‌های رایانه‌ای (فوتبال و فرمول یک)، جست و جو در اینترنت، شنا، تنیس و تماشای فیلم‌های سینمایی. غذای مورد علاقه: جینوچی شماره شانس: 13 رنگ محبوب: آبی الساندرو نستا یکی از تنومندترین و محبوبترین مدافعان ایتالیا و جهان می باشد که در تاریخ 19 مارچ 1976 در شهر رم و در یک خانواده متوسط به دنیا آمد.بر خلاف خیلی از فوتبالیست های معروف دیگر او فوتبال را روی اتفاق و به خاطر اینکه درهمان ۵ سالگی کمر درد گرفت و به توصیه دکتر باید رو به فعالیت های ورزشی می آورد تا وضعش بهتر شود فوتبال را انتخاب کرد و رفته رفته قدرت خود را در رشته فوتبال احساس کرد.الساندرو از همان آغاز کودکی عاشق تیم فوتبال لاتزیو بود و پدرش هم به این خاطر اسم او را در آکادمی فوتبال لاتزیو نوشت. الساندرو از همان کودکی نبوغ و استعدادش را در فوتبال به خصوص در دفع توپ در پست مدافع مرکزی نشان داد و همین امر باعث شد تا کادر فنی جونان لاتزیو به او توجه خاصی بکنند و او در نهایت آرزوی پدرش را براورده کرد و پیراهن لاتزیو را بر تن کرد و الساندرو تبدیل به ستاره این تیم شد و به محبوب ترین رمی هوادار لاتزیو تبدیل شد نستا به قدری جذاب و دوست داشتنی بود که هوادران رم که رقیب و مخالف این تیم رمی هست هم او را دوست داشتند و برای او هورا می کشیدند از این رو به نستا و توتی محبوب شهر رم می گویند. نستا همراه با ستارگان دیگری از این تیم همانند میهایلویچ-استانکویچ و چند تای دیگر به قدری خوب کار می کرد که لاتزیو به یکی از قدرت های ایتالیا تبدیل شده بود و روز به روز به محبوبیت این تیم افزوده می شد و در سال 1999 قهرمانی اسکودتو را بدست آوردند. نستا در سال ۱۹۹۸ با رفیق صمیمیش گابریلا پانوزی ازدواج کرد . گابریلا که برخلاف نستا چندان خوش قیافه نیست و همچنین سیگاری هم هست باعث ناراحتی و نارضایتی نستا شده و الساندرو برای ترک این عادت سعی میکنه او رو به ورزش روی بیاره ( به خصوص بدنسازی ) تا سیگار کشیدن رو ترک کنه. نستا ۲ برادر و ۱ خواهر داره که متاسفانه خواهرش در سال ۲۰۰۰ بر اثر سانحه رانندگی جان خودش رو از دست میده تا تلخ ترین خاطره نستا در زندگی اش رخ بده. محبوب ترین بازیکن تیم لاتزیو در سال ۲۰۰۲ در میان انبوهی از اشکهای هواداران لاتزیو این تیم رو ترک کرد و به آث میلان نقل مکان کرد تا این بار محبوب میلانیها بشه.و در همان سال قبل از بازی با بارسلونا به نستا خبر دادند که دوست صمیمی اش که پسر عمویش هم بود و فوتبالیست هم بوده بر اثر سانحه رانندگی در گذشته تا یکی دیگه از بدشانسی های این مدافع محبوب رخ بده. الساندرو بدشانس در تورنومنت های بزرگ نظیر جام جهانی هم شانسی نداره که همون طور که میدونید در جام ۱۹۹۸ و ۲۰۰۶ که ایتالیا قهرمان شد بدلیل مصدومیت و نستا قادر به ادامه بازیها نشد. این تصویر تغییر اندازه یافته است . برای مشاهده این عکس با اندازه اصلی رو این نوار کلیک کنید . اندازه اصلی این عکس 800×600 است و حجم آن 197KB است .


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه گتوزو
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

بیوگرافی گتوزو


گنارو ایوان گتوزو مردی خشن ولی دوست داشتنی.....

نام کامل او گنارو ایوان گتوزو می باشد.


تاریخ تولدش 9 ژانویه 1978 است.


در کوریگلیانو واقع در شهر کالابوروی ایتالیا متولد شده است.

177 سانتی متر قد دارد.


مهمترین تیمی که قبل از میلان در آن بازی می کرده رنجرز اسکاتلند است.


در تیم آث میلان شماره 8 را می پوشد.


بین سالهای 1997 تا 2000 در تیم زیر 21 ساله های ایتالیا حضور داشت.


از سال 2000 تا کنون در تیم ملی ایتالیا حضور داشته و طی 50 بازی یک گل زده است.


او را با نام های مستعار رینگیو و رینو که بمعنای کرگردن می باشد صدا می زنند.


نام رینو را بخاطر روحیه شهامت طلبی اش به او داده اند.


پست اصلی او هافبک دفاعی است ولی گاهی در گوش راست نیز بازی می کند.


در فصل 2002-2003 و 2006-2007 همراه با میلان برنده لیگ قهرمانی اروپا شد.


در فصل 2005 با میلان قهرمان سری آ ایتالیا شد.


فوتبال حرفه ای را با تیم پروجیا آغاز کرد.

19 سال داشت که به تیم اسکاتلندی رنجرز رفت.


والتر اسمیت او را به گلاسکو آورد.


شهر محبوبش میلان است و عاشق این شهر می باشد.

با بازی در ترکیب تیم در عرصه های رقابتی چون المپیک تابستانی 2000 و جام جهانی 2002 و جام جهانی 2006 یکی از بازیکنان کلیدی تیم ملی ایتالیاست.


عنوان مرد مسابقات را در جام جهانی 2006 برابر اوکراین به دست آورد.


همسرش مونیکا نام دارد که او را طی بازی برای رنجرز دیده بود.



مدت طولانی نامزد بود چون پول کافی برای ازدواج نداشت.


دختری به نام گابریلا دارد.

http://eldoras.com/blog/gattuso.jpg

خواهر همسرش که کارلا رومانو نام دارد مجری تلویزیون شبکه جی ام تی وی در لس انجلس است.


به همراه چند تا از هم تیمی هایش پس از جام 2006 سر خود را تراشید.


او یک بار به پیرلو هم تیمیش گفت او کارهایی با توپ انجام می دهد که من به فوتبالیست بودن خودم شک می کنم.



ما هم وقتی این عکس رو دیدیم تعجب کردیم ... گتوزو و برگردون ؟؟؟


 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه سیدورف
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

کلارنس سیدورف


نام:کلارنس سیدورف
(1976-04-01) :تاریخ تولد
مکان تولد: پاراماریبو- سورینامی
قد:1.76
پست: هافبک مهاجم
باشگاه ها: آجاکس (92-95) 64بازی (11گل)
سمپدوریا(95-96) 32(3)
رئال مادرید(96-2000)121 (15)
اینتر میلان(2000-2002) 64(8)
میلان(2002-2008)189(30)
فوتبال حرفی رو از اوایل ده ی نود در در آجاکس آمستردارم شروع کرد و اولین بازی رسمی خود را در تاریخ 29 نوامبر سال 92 انجام داد زمانی که او فقط 16 سال سن داشت .و جوان ترین بازیکن تاریخ باشگاه آجاکس شد. در اولین سال های بازی خود موفق شد با تیم باشگاهی خود در سال 1994 و 1995 دو جام لیگ هلند را بدست بیاورد. همچنین او یک مهره اصلی در قهرمانی آجاکس در جام یوفا سال 95 بود
نمایش خیره کننده او در اجاکس باعث شد سال بعد به تیم سمپدوریا برود گرچه در این تیم نمایش موفقی از خود نشان نداد و فقط موفق به زدن 3گل در این تیم شد.
فصل بعد در سال 96 به تیم بزرگ رئال مادرید پیوست و این تیم را در گرفتن دوباره قهرمانی لالیگا همراهی کرد.در دومین سال حضور در مادرید در سال 97-98 نقش اساسی در حفظ نتیچه 1-0در مقابل یووه در فینال لیگ قهرمانان داشت و موفق شد برای دومین سال با دو تیم مختلف جام اروپا را کسب کند. در زمان بازی در رئال یک گل فوقالعده از فاصله 45 متری در مقابل اتلتیکو به ثمر رساند . سپس در سال 99-2000 با مبلغ 13میلیون یورو به تیم اینتر ایتالیا رفت .
در اینتر به غیر از رسیدن به فینال کوپا ایتالیا که تیمش در فینال 1-0 مغلوب شد افتخار خاصی را برای خودش و تیمش نتوانست کسب کند. البته بسیاری از هواداران اینتر وی را به خاطر به ثمر رساندن 2 گل در بازی مقابل یووه که منجر به تساوی2-2 مقابل این تیم شد فراموش نمیکنند
سرانجام او در سال 2002 به تیم میلان ایتالیا پیوست و موفق به کسب قهرمانی در کوپا ایتالیا در سال 2003 شد که میلان این عنوان را پس از 26 سال کسب کرد .در همان سال سیدورف موفق یه کسب سومین قهرمانی در اروپا با سه تیم پیاپی شد که او اولین بازیکن تاریخ فوتبال است که به ابن افتخار نایل شد.در فصل 2003-2004 موفق یه قهرمانی در لیگ ایتالیا شد که این قهرمانی نیز چهارمین قهرمانی وی پس از 2 بار قهرمانی با آجاکس و 1بار با رئال در لیگ بود .
سیدورف نقش اساسی در رسیدن میلان به فینال لیگ قهرمانان و بازی در مقابل لیورپول داشت که در نهایت به باخت میلان در پنالتی بعد از مساوی 3-3 انجامید که سیدورف در آن بازی ضربه پنالتی نزد.
میلان فصل 2006 را با با بازیکنانی مثل سیدورف- پیرلو- کاکا-گتوسو قدرتمند آغاز کرد ولی در نهایت در مرحله نیمه نهایی در مقابل بارسلونا شکست خورد تا نهایتا بارسلونا بتواند قهرمان لیگ قهرمانان شود.
در این فصل میلان نتوانست نتایج قابل توجههی را در سری آ بدست آورد و بازیکنان فقط امید به لیگ قهرمانان داشتند تا بتوانند ناکامی های فصل را کمرنگ کنند.در این جام میلان از دو زوج موفق کاکا و سیدورف سود میبرد که سیدورف توانست با گلزنی در بازی های مهمی همچون بایرن و منجستر در نیمه نهایی جواز حضور میلان را در مراحل بعدی بدست اورد که در نهایت با تعظیم لیورپول به میلان در فینال موفق به کسب قهرمانی دیگر در اروپا شد و سیدورف چهارمین قهرمانی در لیگ قهرمانان را بدست آورد و همچنین بهترین هافبک این تورنومنت بزرگ شد و کفش نقره ای بازی ها را دریافت کرد و بگفته خود کاکا یکی از موثر ترین عوامل در کسب بهترین بازیکن سال بود که نصیب کاکا شد.در همان سال تیم میلان را در کسب قهرمانی در باشگاه های جهان یاری نمود. که اولین بازیکنی باشد که این عنوان را برای 2 بار با دو تیم رئال و میلان کسب کرده باشد.
او صدمین بازیش را در لیگ قهرمانان در مقابل سلتیک انجام داد.
افتخارات با تیم های مختلف:
Intercontinental Cup: 1
1998, Real Madrid
FIFA Club World Cup: 1
2007, AC Milan
UEFA Super Cup:2
2003, AC Milan
2007, AC Milan
UEFA Champions League: 4
1994/95, Ajax
1997/98, Real Madrid
2002/03, AC Milan
2006/07, AC Milan
Dutch Super Cup: 2
1993, Ajax
1994, Ajax
Spanish Super Cup: 1
1997, Real Madrid
Italian Super Cup: 1
2004 AC Milan
Dutch championship: 2
1993/94, Ajax
1994/95, Ajax
Spanish Championship: 1
1996/97, Real Madrid
Italian Championship: 1
2003/04, AC Milan
Dutch Cup: 1
1992/93, Ajax
Italian Cup: 1
2002/03, AC Milan
همچنین پله او را در بین 125 بازیکن تاریخ جهان قرار داده است

بهترین بازیکن جوانان لیگ هلند(1993)
بهترین بازیکن جوانان لیگ هلند(1994)
بازیکن منتخب در تیم منتخب جام یوفا(2002)
منتخب فیفا 100(2004)
بهترین هافبک لیگ قهرمانان(2006)
کفش نقره ای در باشگاه های جهان(2007)
قرار گرفتن در تیم منتخب قرن رئال مادرید(2008)
جایزه تورتا بهترین ورزشکار اروپا(2008)

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه سیدورف
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

کلارنس سیدورف


نام:کلارنس سیدورف
(1976-04-01) :تاریخ تولد
مکان تولد: پاراماریبو- سورینامی
قد:1.76
پست: هافبک مهاجم
باشگاه ها: آجاکس (92-95) 64بازی (11گل)
سمپدوریا(95-96) 32(3)
رئال مادرید(96-2000)121 (15)
اینتر میلان(2000-2002) 64(8)
میلان(2002-2008)189(30)
فوتبال حرفی رو از اوایل ده ی نود در در آجاکس آمستردارم شروع کرد و اولین بازی رسمی خود را در تاریخ 29 نوامبر سال 92 انجام داد زمانی که او فقط 16 سال سن داشت .و جوان ترین بازیکن تاریخ باشگاه آجاکس شد. در اولین سال های بازی خود موفق شد با تیم باشگاهی خود در سال 1994 و 1995 دو جام لیگ هلند را بدست بیاورد. همچنین او یک مهره اصلی در قهرمانی آجاکس در جام یوفا سال 95 بود
نمایش خیره کننده او در اجاکس باعث شد سال بعد به تیم سمپدوریا برود گرچه در این تیم نمایش موفقی از خود نشان نداد و فقط موفق به زدن 3گل در این تیم شد.
فصل بعد در سال 96 به تیم بزرگ رئال مادرید پیوست و این تیم را در گرفتن دوباره قهرمانی لالیگا همراهی کرد.در دومین سال حضور در مادرید در سال 97-98 نقش اساسی در حفظ نتیچه 1-0در مقابل یووه در فینال لیگ قهرمانان داشت و موفق شد برای دومین سال با دو تیم مختلف جام اروپا را کسب کند. در زمان بازی در رئال یک گل فوقالعده از فاصله 45 متری در مقابل اتلتیکو به ثمر رساند . سپس در سال 99-2000 با مبلغ 13میلیون یورو به تیم اینتر ایتالیا رفت .
در اینتر به غیر از رسیدن به فینال کوپا ایتالیا که تیمش در فینال 1-0 مغلوب شد افتخار خاصی را برای خودش و تیمش نتوانست کسب کند. البته بسیاری از هواداران اینتر وی را به خاطر به ثمر رساندن 2 گل در بازی مقابل یووه که منجر به تساوی2-2 مقابل این تیم شد فراموش نمیکنند
سرانجام او در سال 2002 به تیم میلان ایتالیا پیوست و موفق به کسب قهرمانی در کوپا ایتالیا در سال 2003 شد که میلان این عنوان را پس از 26 سال کسب کرد .در همان سال سیدورف موفق یه کسب سومین قهرمانی در اروپا با سه تیم پیاپی شد که او اولین بازیکن تاریخ فوتبال است که به ابن افتخار نایل شد.در فصل 2003-2004 موفق یه قهرمانی در لیگ ایتالیا شد که این قهرمانی نیز چهارمین قهرمانی وی پس از 2 بار قهرمانی با آجاکس و 1بار با رئال در لیگ بود .
سیدورف نقش اساسی در رسیدن میلان به فینال لیگ قهرمانان و بازی در مقابل لیورپول داشت که در نهایت به باخت میلان در پنالتی بعد از مساوی 3-3 انجامید که سیدورف در آن بازی ضربه پنالتی نزد.
میلان فصل 2006 را با با بازیکنانی مثل سیدورف- پیرلو- کاکا-گتوسو قدرتمند آغاز کرد ولی در نهایت در مرحله نیمه نهایی در مقابل بارسلونا شکست خورد تا نهایتا بارسلونا بتواند قهرمان لیگ قهرمانان شود.
در این فصل میلان نتوانست نتایج قابل توجههی را در سری آ بدست آورد و بازیکنان فقط امید به لیگ قهرمانان داشتند تا بتوانند ناکامی های فصل را کمرنگ کنند.در این جام میلان از دو زوج موفق کاکا و سیدورف سود میبرد که سیدورف توانست با گلزنی در بازی های مهمی همچون بایرن و منجستر در نیمه نهایی جواز حضور میلان را در مراحل بعدی بدست اورد که در نهایت با تعظیم لیورپول به میلان در فینال موفق به کسب قهرمانی دیگر در اروپا شد و سیدورف چهارمین قهرمانی در لیگ قهرمانان را بدست آورد و همچنین بهترین هافبک این تورنومنت بزرگ شد و کفش نقره ای بازی ها را دریافت کرد و بگفته خود کاکا یکی از موثر ترین عوامل در کسب بهترین بازیکن سال بود که نصیب کاکا شد.در همان سال تیم میلان را در کسب قهرمانی در باشگاه های جهان یاری نمود. که اولین بازیکنی باشد که این عنوان را برای 2 بار با دو تیم رئال و میلان کسب کرده باشد.
او صدمین بازیش را در لیگ قهرمانان در مقابل سلتیک انجام داد.
افتخارات با تیم های مختلف:
Intercontinental Cup: 1
1998, Real Madrid
FIFA Club World Cup: 1
2007, AC Milan
UEFA Super Cup:2
2003, AC Milan
2007, AC Milan
UEFA Champions League: 4
1994/95, Ajax
1997/98, Real Madrid
2002/03, AC Milan
2006/07, AC Milan
Dutch Super Cup: 2
1993, Ajax
1994, Ajax
Spanish Super Cup: 1
1997, Real Madrid
Italian Super Cup: 1
2004 AC Milan
Dutch championship: 2
1993/94, Ajax
1994/95, Ajax
Spanish Championship: 1
1996/97, Real Madrid
Italian Championship: 1
2003/04, AC Milan
Dutch Cup: 1
1992/93, Ajax
Italian Cup: 1
2002/03, AC Milan
همچنین پله او را در بین 125 بازیکن تاریخ جهان قرار داده است

بهترین بازیکن جوانان لیگ هلند(1993)
بهترین بازیکن جوانان لیگ هلند(1994)
بازیکن منتخب در تیم منتخب جام یوفا(2002)
منتخب فیفا 100(2004)
بهترین هافبک لیگ قهرمانان(2006)
کفش نقره ای در باشگاه های جهان(2007)
قرار گرفتن در تیم منتخب قرن رئال مادرید(2008)
جایزه تورتا بهترین ورزشکار اروپا(2008)

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه رییس باشگاه میلان
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

اشنایی با رییس باشگاه میلان


«سیلویو برلوسکونى»........


«سیلویو برلوسکونى» مالک باشگاه میلان که قدرت سیاسى و مالى فوق العاده اى دارد و تا چندى قبل نخست وزیرى کشورش را برعهده داشت .«برلوسکونى» از اواخر دهه ۸۰ در فوتبال ایتالیا چهره شد، مردى متمول که با شبکه هاى تلویزیونى کابلى سراسر این کشور را زیر سلطه خود درآورده بود و فعالیت هاى اقتصادى پرشمار او سود سرشارى را نصیبش کرده بود و به موازات این مسأله میلان بحران زده را خرید و با تزریق سرمایه اى وسیع بزرگترین خریدهاى آن زمان اروپا و جهان را انجام داد تا میلان به ناگاه صاحب قدرتى چند برابر شده و رقیب اصلى «یووه» دردیدارهاى داخلى و مدعى جدال با «رئال مادرید» در عرصه اروپا گردد.کسب چندین مقام قهرمانى در ایتالیا و اروپا، او و مجموعه اش را به اوج شهرت رساند و این قضیه سود سرشار مالى برایش در پى داشت.او که از این همه امکانات راضى نبود به دنبال مسایل سیاسى و جناح بندى هاى خبرى رفت که سرانجام با لابى هاى فراوان بر صندلى نخست وزیرى ایتالیا تکیه کرد و طعم آقایى در عرصه سیاسى کشورش را چشید، ضمن اینکه بلندپروازى هایش را با نشست و برخاست هاى گوناگونى که با مسؤولان سیاسى عالیرتبه سایر کشورها داشت، جبران و تأمین ساخت، اما به موازات همین مشغله و مسؤولیت براى آنکه میلان تیم محبوبش را از دست رفته نبیند از «آدریانو گالیانى» مرد مورد اعتمادش در پست نایب رییسى و مدیریت باشگاه استفاده کرد تا بدون کمترین دغدغه به شغل سیاسى خود بپردازد.به مرور زمان در هر ورزشگاهى که میلان به میدان مى رفت تصویر «گالیانى» و پسرش بارها از تلویزیون هاى مختلف پخش مى شد و هر جا صحبت از میلانى ها به میان مى آمد همگان از «گالیانى» سخن به میان آورده و او را طرف حساب خود مى دانستند.
پول و ثروت کلان «برلوسکونى» در اختیار او بود و حمایت هاى رییس باعث شد به صندلى ریاست لیگ حرفه اى ایتالیا هم تکیه زند. تمام این مسایل دست به دست هم داد تا «برلوسکونى» متوجه شود امپراطورى او در میلان متزلزل شده، آن هم توسط یکى از عناصرى که خودش زیر بال و پرش را گرفته و مورد اطمینان رییس بوده، اما حالا اکثراً میلان را با «گالیانى» مى شناسند نه با «برلوسکونى» به همین دلیل از مدت ها قبل اظهار تمایل مى کرد که پاى «موجى» و دار و دسته اش را از تورین» به این شهر باز کرده و این مدیر ورزشى را که به غول نقل و انتقالات ایتالیا و اروپا شهره شده بود به جمع میلانى ها اضافه کند تابدین ترتیب دست «گالیانى» را از بعضى کانال ها در باشگاهش کوتاه کند.
هر چند که بعدها «موجى» به دلیل تخلفات فراوان رسوا شد و فضایى که اخیراً در فوتبال این کشور ایجاد شده را به وى ربط مى دهند. «برلوسکونى» از همان هنگام احساس ترس کرده بود و به دنبال «موجى» رفت ولى سرنوشت، اوضاع را به گونه اى دیگر رقم زد و در شرایطى که پاى میلان هم در رسوایى هاى اخیر فوتبال این کشور باز شده «گالیانى» جزو متهمان ردیف اول تخلفات باشگاه است و رییس با آگاهى کامل از این موضوع اعلام کرده افراد خاطى را جریمه کنند ، جریمه هایى نظیر محرومیت هاى چند ساله از حضور در پست هاى ورزشى و جریمه هاى مالى سنگینى که بیشتر مورد اول مد نظر «برلوسکونى» است، چرا که در این صورت محرومیت گالیانى خود به خود او را از میلان دور مى کند و این دورى توسط رییس صورت نگرفته و این مسأله خواسته «برلوسکونى» است، زیرا رودررو با او قرار نمى گیرد و در هیچ محفلى گفته نخواهد شد که «برلوسکونى»، گالیانى را از کار برکنار کرده لذا این مسأله از هر حیث به سود برلوسکونى است.
براى او جریمه مالى اصلاً معنا و مفهومى ندارد، اهمیت نمى دهد که میزان آن چه اندازه خواهد بود، آنچه مهم است اینکه بدون دردسر مدیر مورد نظرش را روى کار آورده و همه چیز را دوباره تحت کنترل درمى آورد بى آنکه میلان محبوب خود را در خطر ببیند و مطمئناً با این رویه میلان نسلى جدید را در پیکره مدیریتى خود خواهد دید و به گونه اى رشد مى کند که «برلوسکونى» مى خواهد.

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه وزیر اعظم در جومونگ
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
بیوگرافی وزیر اعظم با بازی لی جاء یانگ



بیوگرافی شخصیت وزیر اعظم با بازی لی جاء یانگ بازیگر سریال افسانه جومونگ

نام : لی جاء یانگ - Lee Jae Yong - Yi Jae Yong

حرفه : بازیگر

سال تولد : 1963

محل تولد : کره جنوبی

سن : 45 سال

خانواده : او دو دختر دارد

محل تحصیل : دانشگاه بوسان

سریال های تلویزیونی لی جاء یونگ :

Lobbyist SBS, 2007
Yi San MBC, 2007
Money's Warfare SBS, 2007
90 Days, Falling in Love Days MBC, 2006
The Book of Three Han MBC, 2006
5th Republic MBC, 2005
Sea God KBS, 2004
Into The Storm SBS, 2004
Rustic Period SBS, 2002

فیلم های سینمایی لی جاء یانگ :

Who's That Knocking At My Door? - 2007
Dasepo Girl - 2006
Fly, Daddy, Fly - 2006
Monopoly - 2006
Love Phobia - 2006
A Man Who Went to Mars - 2003
Save the Green Planet - 2003
Friend - 2003
Dr. K

 
comment نظرات ()
 
بیوگرافی یا زندگی نامه علی عبدالمالکی
نویسنده : محمد - ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 

نام : علی

خانوادگی : عبدالمالکی

محل تولد : تهران

سال تولد : 1363

وضعیت تاهل : مجرد

علی عبدالمالکی در سال 1386 آلبوم خدا نشناس را با آهنگ سازی دی جی سروش اس جی تراک که شامل 8 تراک آهنگ بود را وارد بازار کرد ، سپس در سال 1387 آلبوم نامسلون را با آهنگ سازی دی جی سروش اس جی تراک و با همکاری ایمان ظهراب که شامل 10 تراک بود را روانه بازار کرد


 
comment نظرات ()
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۳
 
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
 
comment نظرات ()
 
 







Powered by WebGozar